در فرهنگ لغات زبان فارسی«سروش» برابر با جبرئیل، رساننده پیام الهیبه پیامبران و مردان برگزیده خدا معرفیشده است. نوشته اند سروش فرشته ایاست که پیغام آور باشد و نیز فرشته ایکه پیغام و مژده آرد و یا خبر و پیغام خیر آورد و معانیازین دست. در اغلب قاموس ها با کم و بیش تفاوت، همه در همان معنیجبرئیل از او یاد کرده اند. اما سروش در ادبیات ایران پیش از اسلام و در فرهنگ اوستاییو ادبیات زرتشتیفارسیمیانه، تعریف و وظایفیدیگر را برعهده دارد که در متن مقاله به آن ها پرداخته شده است و با بررسیدقیق منابع پیش از اسلام در متون بازمانده پهلویو اوستایی، برایسروش بیش از بیست وظیفه این جهانیو آن جهانیرا میتوان برشمرد، که پیام رسانیسروش را میتوان تنها یکیاز آن ها دانست.
حکیم سنایی از معدود شاعرانی است - در سرتاسر ادبیات فارسی - که در باب موقعیت شعر و شاعر در هستی عمیقا اندیشیده و طرحی استوار و مبنادار در این باب ارایه کرده است. سنایی با تکیه بر مساله نحوه صدور صادر اول از حق - عقل از کلمه یا باری - و امتداد سلسله مراتب وجود بر اساس آن به تبیین موقعیت شعر در هستی پرداخته است و شاعر را پس از نبی و ولی، سومین رکن ظهور خداوند در بطن وجود قلمداد کرده است. بر همین اساس از دیدگاه سنایی، شاعر امتداد ولی است و ولی امتداد نبی؛ با این تفاوت که شاعر، ارتباط مستقیم با ذات الهی ندارد و به بطن وجود حق راه نمی یابد. همین گونه شعر در پی وحی و الهام می آید اما ذاتا از آن دو جداست. سنایی برای تبیین این دیدگاه از سه منبع عمده تفکر یونانی - به ویژه فلوطین و افلاطون - سنت اسلامی و میراث باطنی صوفیان استفاده می کند و به تاویل بسیاری از باورداشتهای مشهور فرهنگ اسلامی - ایرانی می پردازد، ضمن آن که - بر همین مبنا - برای نخستین بار به تبیین خاستگاه وجودی شعر و شاعر می پردازد که در نوع خود بسیار استوار و بدیع است. هدف این مقاله، بازکرد نگاه تازه سنایی در همین باب است.
حدیقهسنایی گرایش های مختلف ادبیات اخلاقی و تعلیمی ما را در خود جلوه گر ساخته است. در این مثنوی در کنار تربیت باطنی که هدف اصلی است و در نقل آداب صوفیه جلوه گر میشود، شاهد نوع خاصی از ادب سیاسی هستیم که سرچشمه ای غیر از آداب صوفیه دارد و آن اندرزهای سیاسی است که ریشه در ادبیات پیش از اسلام دارد. اندرزهای سیاسی یک جریان تعلیمی را در مثنویهای فارسی پدید میآورد. این جریان در شاهنامه و گرشاسبنامه و بعضی آثار منثور چون نصیحه الملوک غزالی شکل گرفت و در حدیقهسنایی ادامه یافت. اندرزهای سیاسی در مثنویهای فارسی بر محور عدل و تشویق فرمانروا به عدالت استوار است.