شیخ احمد جام ژنده پیل (536-440 ه. ق) و خاندان دانشی و با فضل و فرهنگ وی در ادبیات عرفانی و نظام خانقاهی و تصوف خراسان بزرگ -و بلکه ایران- از چهره های موثر و درخشان بوده اند.متاسفانه آثار متعدد عرفانی شیخ احمد و فرزندان و اعقاب وی هنوز برای عموم اهل تحقیق شناخته شده نیست و طبعا بسیاری از جلوه ها و ظرافت ها و ارزش های ادبی، عرفانی و زوایای تاریخی و افق های اندیشه ورزانه این آثار ناشناخته مانده است.این نوشته به معرفی اثری از آثار گمنام ولی ارزشمند این خاندان می پردازد: «حدیقه الحقیقه» اثری از قطب الدین محمد بن مطهر بن احمد جام.
این مقاله با بررسی نقش مهم وقف در جامعه در ایجاد امکانات شهری پرداخته و نقش مشارکتهای مردمی را در ایجاد بنیادهای خیریه که بخش قابل توجهی از خدمات فرهنگی را در کشورهای توسعه یافته دارند ،ضروری میداند. نویسنده در ادامه به یکی از وقفنامههای مهم که مربوط به میرزا ابراهیم خان قوام شیرازی است ،میپردازد و نقش این وقفنامه را درکمک به ساخت آرامگاه سعدی و حافظ و تعمیرات آرامگاه سعدی در سالهای اخیر و کمک در بزرگداشتهای این دو شاعر بررسی مینماید.
حکیم سنایی از معدود شاعرانی است - در سرتاسر ادبیات فارسی - که در باب موقعیت شعر و شاعر در هستی عمیقا اندیشیده و طرحی استوار و مبنادار در این باب ارایه کرده است. سنایی با تکیه بر مساله نحوه صدور صادر اول از حق - عقل از کلمه یا باری - و امتداد سلسله مراتب وجود بر اساس آن به تبیین موقعیت شعر در هستی پرداخته است و شاعر را پس از نبی و ولی، سومین رکن ظهور خداوند در بطن وجود قلمداد کرده است. بر همین اساس از دیدگاه سنایی، شاعر امتداد ولی است و ولی امتداد نبی؛ با این تفاوت که شاعر، ارتباط مستقیم با ذات الهی ندارد و به بطن وجود حق راه نمی یابد. همین گونه شعر در پی وحی و الهام می آید اما ذاتا از آن دو جداست. سنایی برای تبیین این دیدگاه از سه منبع عمده تفکر یونانی - به ویژه فلوطین و افلاطون - سنت اسلامی و میراث باطنی صوفیان استفاده می کند و به تاویل بسیاری از باورداشتهای مشهور فرهنگ اسلامی - ایرانی می پردازد، ضمن آن که - بر همین مبنا - برای نخستین بار به تبیین خاستگاه وجودی شعر و شاعر می پردازد که در نوع خود بسیار استوار و بدیع است. هدف این مقاله، بازکرد نگاه تازه سنایی در همین باب است.
حدیقهسنایی گرایش های مختلف ادبیات اخلاقی و تعلیمی ما را در خود جلوه گر ساخته است. در این مثنوی در کنار تربیت باطنی که هدف اصلی است و در نقل آداب صوفیه جلوه گر میشود، شاهد نوع خاصی از ادب سیاسی هستیم که سرچشمه ای غیر از آداب صوفیه دارد و آن اندرزهای سیاسی است که ریشه در ادبیات پیش از اسلام دارد. اندرزهای سیاسی یک جریان تعلیمی را در مثنویهای فارسی پدید میآورد. این جریان در شاهنامه و گرشاسبنامه و بعضی آثار منثور چون نصیحه الملوک غزالی شکل گرفت و در حدیقهسنایی ادامه یافت. اندرزهای سیاسی در مثنویهای فارسی بر محور عدل و تشویق فرمانروا به عدالت استوار است.