ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۸۱ تا ۷۹۴ مورد از کل ۷۹۴ مورد.
۷۸۱.

ریخت شناسی نمادهای کهن آیین شمنیسم در افسانه عاشیقی اصلی و کرم به روایت سیروس قمری مبتنی بر انسان شناسی تفسیری میرچا الیاده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۲۴
شَمَنیسم به عنوان یکی از آیین های دیرین در جهان، ازجمله روش های هویت شناسی دینی ملل محسوب می شود. اهمیت این کهن آیین از این روست که جسم و روح آدمی را یک جا متأثر می کند و طی فرایندی جادومآب تلاش در جهت درمانگری و حفاظت از جسم و روح را با وساطت شمن یا جادوگر به دست ارواح بر عهده دارد. تاریخ کهن زیست ترک ها با ظهور این آیین عجین بوده و به دلیل هم زیستی ترک ها و آذربایجانی ها، وارد فرهنگ اینان نیز شده است. شاخص ترین نماینده فرهنگی اجتماع  بزرگ ترک ها اوزان ها و به تعبیری آذربایجانی ها عاشیق ها هستند که به جهت کارکرد اجتماعی خویش نقشی مشابه شمن داشته و خالق، پیش برنده، راوی و قهرمان این قصص هستند. یافته ها نشان می دهد منظومه عاشیقی اَصلی و کَرَم به عنوان یکی از افسانه های آذربایجانی در ایران، مصادیق درهم تنیده از هویت قصص ایرانی همچون عشق، هجر، وصل و مرگ عاشق و معشوقه اش را در جوار موتیف های نمادین آیین شمنیسم، همچون تشرّف، عضویت، سفر، جست و جو، تأثیر عناصر طبیعی و فراطبیعی، خلسه، لباس و موسیقی را بازمی نمایاند و می تواند مواد خام مناسبی برای هنرمندان عرصه هنرهای نمایشی و سینما برای تولیدات بومی دربرداشته باشد. نتایج نشان دهنده اتکا این قصه به هویت ایرانی و وجود برخی نمادهای مرتبط با کهن آیین شمنیسم را که متأثر از فرهنگ زیستی و جغرافیای ترک ها و آذربایجانی هاست نشان می دهد. این پژوهش کیفی، با رویکرد انسان شناسی تفسیری الیاده بر روایت سیروس قَمَری از افسانه اصلی و کرم و با بهره گیری از داده های کتابخانه ای انجام شده است.
۷۸۲.

نمود بعضی از پدیده های طبیعی در گاه شماری بلوچان (با تکیه بر اصالت واژگان ایرانی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۵
زمان رویداد بعضی از پدیده های طبیعی مانند طلوع و غروب خورشید، وزش بادها و بارش باران ها، رشد و باردهی گیاهان، زاد و ولد و رشد دام ها، در فرهنگ گاه شماری بعضی اقوام شاخص است. قوم بلوچ یکی از اقوام ایرانی است که در فرهنگ گاه شماری آن پدیده های طبیعی تا گذشته ای نه چندان دور نمود برجسته ای داشته اند. این مقاله با روشی توصیفی 69 عنوان از پدیده های طبیعی را که در فرهنگ گاه شماری مردم بلوچ، در مناطق جغرافیایی ایرانشهر، بمپور و لاشار، شاخص تر بوده اند، به نمایش گذاشته است. نتایج نشان می دهد که 85 درصد از واژه های به کار رفته در ساخت این 69 عنوان اصالت ایرانی دارند و نمود پدیده های طبیعی از طریق کشاورزی و دامداری در گاه شماری بلوچانِ مناطق مورد مطالعه چشمگیر بوده است. اما با گسترش سطح سواد، دسترسی به انواع رسانه، آشنایی و دسترسی آسان به ساعت و تقویم و تغییر مدلول بعضی کالاها، افراد نسل های جدید در چند دهه اخیر با عناوین معرفی شده آشناییِ چندانی ندارند و کم تر از آن ها استفاده می کنند. بنابراین، با هدف ترمیم بخشی از شکاف فرهنگی بین نسل ها در بلوچستان و نشان دادن تأثیر اندیشه ایرانی بر فرهنگ گاه شماری بلوچان از طریق این گونه واژه ها، ضرورت مستندسازی و انتقال این داده ها به نسل های جدید و آینده ایجاب می کند. 
۷۸۳.

بازنمایی هویت زنان در روایت عامیانه «میمون چوپان» بر اساس نظریات فمنیستی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۹
این پژوهش با هدف تحلیل بازنمایی مناسبات قدرت و هویت جنسیتی در ادبیات فولکلور ایران، به بررسی روایت زن محور «میمون چوپان» برگرفته از حافظه جمعی مردم سنقر در استان کرمانشاه می پردازد. چارچوب نظری تحقیق بر پایه نظریه های فمینیستی گیلبرت و گوبار، الین شووالتر و ژولیا کریستوا بنا شده است. این روایت با مضامین قتل مادر، تبعید، بقا، و مواجهه با قدرت مردانه، بازتابی چندلایه از خشونت ساختاری و امکان بازآفرینی هویت زنانه ارائه می دهد. شخصیت زن همسایه در قالب «زن دیوانه» گیلبرت و گوبار، عامل فروپاشی نظم مادری است؛ در حالی که تجربه دختران در بیابان و پیوند آن با بدن، طبیعت و زمین، در چارچوب نظریه شووالتر به مثابه بستری برای بازآفرینی سوژه زنانه بازخوانی می شود. کریستوا نیز با مفاهیمی چون «نیمه زبان»، «بدن ابژکت» و «بازگشت امر طردشده»، امکان خوانشی عمیق تر از دگرگونی تدریجی هویت زنانه را فراهم می آورد. یافته های پژوهش نشان می دهد که شخصیت های زن داستان، از جایگاه قربانیان مطیع، به سوژه هایی کنش گر بدل می شوند که با گذار از طرد و رنج، ساختارهای پدرسالار را به چالش می کشند و درنهایت، از طریق تصاحب منابع قدرت و بازتعریف رابطه با بدن، به بازسازی هویت زنانه در بستری فرهنگی و بومی دست می یابند. پاسخ به سه پرسش کلیدی مقاله نیز در این مسیر روشن می شود: فرایند بازسازی هویت زنانه چگونه روایت می شود؟ تجربه بدن زنانه چه نقشی در بقا و معنا دارد؟ و حذف شخصیت میمون چه تأثیری در قدرت یابی زنان دارد؟ این داستان نه تنها بازتاب رنج زنان، بلکه روایتی از مقاومت، بازنویسی و شکل گیری خویشتن زنانه است.
۷۸۴.

گاه​شماری زمستان در فرهنگ عامه قوم ترک بجنورد (مطالعه اسنادی بیست روستای ترک​نشین)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۵
یکی از حوزه های مطالعه در فرهنگ و ادبیات عامه بررسی چگونگی گاه شماری در میان اقوام مختلف است، زیرا گاه شماری یکی از زیرشاخه های فرهنگ عامه محسوب می شود و از گذشته های بسیار دور در فرهنگ اندیشگانی ایرانیان باستان، «زمان» از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده تا حدی که برای «زمان» آیین شناخته شده ای به نام «زروانیت» در نظر داشته اند. ایرانیان در دوره های گوناگون سال را به شیوه های مختلفی تقسیم می کردند. یکی از این شیوه های تقسیم بندی توسط عامه مردم انجام می شد و با گاه شماری رسمی متفاوت بود. گاه شماری عامه بیشتر بر مبنای طبیعت استوار بوده است. در این گاه شماری، سال به دو فصل تابستان و زمستان تقسیم می شد و هر فصل بر مدار دو چله استوار بود؛ پس از آن، ماه های باقی مانده را به روزهای کوچک تر تقسیم می کردند. از آنجایی که گاه شماری، بخشی از فرهنگ و دانش ملت هاست که در گذر زمان با آداب و اعتقادات عامه تلفیق شده و این آداب و اعتقادات در میان اقوام هر ملت متفاوت است؛ بنابراین، در این پژوهش با روش مطالعه کتابخانه ای و مصاحبه میدانی با 28 گویشور ترک که از سن بالای شصت سال برخوردارند و همچنین در روستاهای مورد پژوهش ساکن هستند و آشنایی و درک کامل تری نسبت به این شیوه از زمان سنجی (گاه شماری عامه) دارند، بخش بندی فصل زمستان را میان قوم ترک شهرستان بجنورد، مرکز استان خراسان شمالی، بررسی می کنیم تا ضمن آشنایی با گاه شماری عامیانه معمول در میان این قوم، جلوه هایی از فرهنگ و ادبیات عامه مربوط به گاه شماری زمستان در بین قوم مذکور نیز به نمایش گذاشته شود. حاصل این پژوهش نشان می دهد مناطق ترک نشین بجنورد (بیست روستای مورد پژوهش که عبارت اند از چناران شهر، اسفیدان، پیغو، صندل آباد، بازخانه، پاقلعه، اسدلی، درتوم، امام وردی، قاپاق، علی گل، گریوان ، رختیان، نیستانه، حصار، تاتار، شیخ تیمور، عرب، گلی و قره نوده) در تقسیم بندی فصل زمستان، دی و بهمن را به «چله بزرگ» چهل روزه و «چله کوچک» بیست روزه بخش می کردند و ماه اسفند را به شش بخش پنج روزه، سه قسمت ده روزه، چهار قسمت پنج روزه و یک بخش ده روزه یا دو قسمت پنج روزه و دو قسمت ده روزه تقسیم می کردند. مهم ترین بازه های این فصل با آیین های ویژه ای همچون شب چله، آتش افروزی و کوزه شکنی همراه بود. همچنین ضرب المثل، اشعار و روایاتی درمورد این تقسیم بندی شکل گرفته که در حوزه ادبیات عامه قوم ترک بجنوردی حائز اهمیت است. هر چند که گاه شماری زمستان و آیین های مربوط به آن در بین اغلب اقوام ایرانی وجود داشته و در بیشتر موارد دارای اشتراکاتی است، اما اجرای آن در میان هر قوم متفاوت بوده که درواقع از سبک زندگی و فرهنگ آن قوم ناشی می​شود.
۷۸۵.

گوشورون، گابوره، گا؛ بررسی دگرگشت مفهوم و زیست گاو در فرهنگ، متل و باور قوم لر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۹
گاو با کارکردهای فراوانی چون قربانی شونده، تولید محصولات لبنی و ایفای نقش در زراعت، عاملی مهم در سیر تمدنی بشر بوده است. در جستار پیش رو، با روش میدانی/ اسنادی، پس از تشریح ابعاد حضور گاو در آثار و یافته های باستان شناسی و باورهای دینی و اساطیری ایرانیان، جایگاه و نقش گاو در متل ها، فرهنگ و باور مردم و موجودی به نام گابوره در بین مردمان قوم لر به ویژه ایل بویراحمد، واکاوی می شود. به نظر می رسد با پذیرفتن دین اسلام و بنا به تغییرات و نیز ملاحظات دینی و فرهنگی در باور مردمان موردبحث، اگرچه گاو در سیر تاریخی از موجودی اساطیری و ماورائی همچون گاو یکتا آفرید و گوشورون، دچار دگرگشت شده، اما هنوز براساس پیشینه اعتقادی و اساطیری نیاکان خود، از او به عنوان عنصری آسمانی و اساطیری که سرمنشأ حیات اولیه نبات و جانور است، یاد می کنند و در ناخودآگاه خویش، گاو امروزی را با واسطه موجودی به نام گابوره به گاو نخستین، پیوند می دهند. گابوره به عنوان گاوی آسمانی در خویشکاری هایی چون افزایش و رونق زادوولد چهارپایان مفید و رشد و نمو گیاهان و کشتزارها و نیز در ویژگی های ظاهری چون رنگ خاص خود و در جنسیت که خنثی اما مادینه نماست و نیز در فرازمینی بودن، با گاو اساطیری یکتا آفرید و گوشورون، مشترک است.
۷۸۶.

تحلیل «باغ فردوس» الهامی کرمانشاهی براساس نظریه روایت شناسی بلاغی جیمز فیلان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۲۱
مثنوی «باغ فردوس» اثر الهامی کرمانشاهی، از مقاتل ادبی تاریخی دوره ناصری است که با رویکردی هنری به واقعه عاشورا می پردازد. این پژوهش با هدف تحلیل بلاغی روایی این اثر براساس نظریه روایت شناسی بلاغی جیمز فیلان انجام شده است. فیلان در این نظریه، بر تعامل سه گانه «مؤلف، متن و مخاطب» و شیوه های تأثیرگذاری متن از طریق ابزارهای بلاغی تأکید دارد. روش پژوهش، توصیفی تحلیلی است و داده ها با مطالعه کتابخانه ای گردآوری شده اند. یافته ها نشان می دهد راوی با به کارگیری هوشمندانه تقابل های دوگانه (حق/باطل، شهادت/ستم)، تغییر زاویه دید (گذار از روایت سوم شخص به گفت وگوهای نمایشی)، و استدلال های اقناعی در سخنان امام حسین (ع) و یارانش، مخاطب را به همدلی با شخصیت ها و پذیرش گفتمان حق مدارانه سوق می دهد؛ همچنین، نمادپردازی ها (مانند «باغ فردوس» به مثابه نماد پیروزی نهایی حق) و ایجاد نوسان روایی بین فشاره (صحنه های نبرد) و گستره (لحظات عاطفی)، به جذابیت و تأثیرگذاری روایت افزوده است. این شگردها نه تنها در انتقال پیام عاشورا مؤثرند، بلکه با تحریک عواطف و تفکر مخاطب، زمینه رشد روحی اجتماعی او را فراهم می کنند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که «باغ فردوس» با تلفیق عناصر بلاغی و روایی، از گزارشی تاریخی فراتر رفته و به متنی تأثیرگذار در حوزه ادبیات آیینی تبدیل شده است. این مطالعه همچنین کارآمدی نظریه فیلان را در تحلیل متون مذهبی تاریخی، با تکیه بر نقش فعال مخاطب، تأیید می کند.
۷۸۷.

تحلیل ظرفیت های نمایشی جامع الحکایات با رویکرد تئاتر روایی برشت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۲
ادبیات عامه، به ویژه در سنت قصه گویی و نقالی، همواره دارای عناصر نمایشی بوده است که فراتر از ویژگی های صرفاً ادبی، امکان تحلیل نمایشی نیز دارند. جامع الحکایات عنوان عمومی مجموعه ای از کتاب هاست که دربردارنده افسانه ها، قصه ها وحکایت های کوتاه و بلند است که در دوران صفوی گردآوری شده اند. نسخه مورد استفاده در این پژوهش، به همت پگاه خدیش و محمد جعفری (قنواتی) براساس نسخه های خطی کتابخانه آستان قدس رضوی تدوین و ویرایش شده است. این مجموعه یکی از مهم ترین منابع در حوزه قصه های عامه وادبیات شفاهی به شمار می رود. وجود ساختار اپیزودیک، ایجاد فاصله گذاری و شکستن توهم واقعیت با حضور مستقیم راوی، استفاده از شعر، پند و اندرز و آوردن روایات فرعی در خلال حکایت اصلی در این مجموعه، آن را به متنی مناسب برای مطالعه تطبیقی با نظریه های نمایشی مدرن بدل کرده است؛ درحالی که تحلیل های پیشین، اغلب بر مبنای الگوی تئاتر ارسطویی صورت گرفته اند، هدف این مقاله آن است تا با اتکا به نظریه تئاتر روایی برتولت برشت و به روش توصیفی تحلیلی بر پایه منابع کتابخانه ای، چشم اندازی نو به تحلیل نمایشی این روایت ها بگشاید. یافته های پژوهش نشان می دهد که بسیاری از مؤلفه های ساختاری و روایی این مجموعه، همچون فاصله گذاری، ساختار غیرخطی، حضور فعال راوی و روایت چندلایه، با اصول تئاتر روایی هم سویی دارند. نتایج پژوهش می تواند زمینه ساز مطالعات تطبیقی میان متون ادبی عامه فارسی و نظریه های تئاتری مدرن شود و بستر مناسبی برای بومی سازی اجراهای نمایشی براساس متون کلاسیک فراهم آورد.
۷۸۸.

بازنمایی سرمایه دینی در شعر غلامرضا خان ارکوازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۸
سرمایه دینی یکی از انواع مختلف سرمایه هاست که به باورها، ارزش ها، مناسک و هویت دینی افراد و جوامع اشاره دارد. شعر به عنوان گستره ای برای تجلی آرمان ها، ارزش ها، نگرش ها و کنش های آدمی در گذر زمان، عرصه مناسبی برای بازنمایی دلالت های معنایی انسان از پدیده ها و مفاهیم جهان پیرامون است و سرمایه دینی یکی از این مفاهیم مهم است که هدف این پژوهش بازنمایی آن در اشعار غلام رضاخان ارکوازی یکی از شاعران نام آور کُردی سُرای ایلامی (حدود 1184 ۱۲۵۵ ق ) است. روش تحقیق این پژوهش تحلیل محتوای کیفی و راهبرد کدگذاری آن تحلیل مضمون (تحلیل تماتیک) است. قابلیت تصدیق پژوهش از طریق حضور مستقیم محقق در میدان تحقیق و بهره گیری از ارزیابان و قابلیت انتقال آن از طریق مفصل بندی یافته ها با پیشینه ها و چهارچوب مفهومی محقق شد. یافته های تحقیق مؤید آنند که هشت تم اصلی و 33 تم فرعی از اشعار استخراج شد. تم های اصلی شامل بازنمایی صفات خداوند، سه گانه دین، استمداد بی واسطه از خداوند، استمداد باواسطه از خداوند با مکانیسم سوگند، توصیف زمینی و انسانی علی (ع)، توصیف فرازمینی و فراانسانی علی (ع)، کشاکش استمداد، تردید و تهدید و تلمیحات قرآنی هستند. در شعر غلام رضاخان ارکوازی، سرمایه دینی در قالب اعتقاد به سه گانه دین (باورها، اخلاقیات، مناسک) و کنش ورزی های مذهبی نظیر مناجات، دعا، استمداد، توسل و توکل نمود یافته است. اما بسامد و عیار این موارد به صورت یکسان و مشابه نیست. به عبارتی دیگر، التفات شاعر به اوصاف خداوند (توحید) و امامت (با تأکید بر حضرت علی (ع)) بیشتر از سایر باورهاست. دین داری معیار غلام رضاخان ارکوازی، دین داری شریعت محور است، اما به کنش ورزی های دینی طریقتی و اسطوره ای نیز التفات داشته است.
۷۸۹.

تحلیل صرفی و نحوی نام ها، القاب و نشانگرهای خطاب در گونه جهرمی بر مبنای گویش شناسی نام ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۴
مطالعه نام ها و نشانگرهای خطاب در فرهنگ ها و زبان های مختلف می تواند ارزش های زبانی، فرهنگی و اجتماعی هر منطقه را بازتاب دهد و از این رو توجه زبان شناسان، مردم شناسان و جامعه شناسان را برمی انگیزد. مطالعات پیشین در زمینه نام ها و نشانگرهای خطاب بیشتر در زبان های رسمی صورت گرفته و مطالعه گویشی به جز نمونه های اندکی، مغفول مانده است. جهرم نام یکی از شهرهای کهن ایران در استان فارس و گونه زبانی آن متعلق به زبان های ایرانی جنوب غربی است. در این پژوهش به شیوه ای توصیفی تحلیلی سعی شده است که نام ها و نشانگرهای خطاب مختلف در گونه جهرمی از بُعد گویش شناسی نام ها و خطاب، واکاوی شود. داده های واژگانی این پژوهش نیز به صورت اسنادی میدانی از گویشوران این شهر جمع آوری، آوانگاری و سپس دسته بندی و تحلیل شده است. براساس نتایج این تحقیق، کوتاه سازی به شیوه های مختلف از فرایندهای پرتکرار در نام های جهرمی است، وندافزایی با کاربردهای مختلف در این گونه استفاده می شود و اسامی مختلف درباره اشخاص با سن و منزلت اجتماعی متفاوت، وجود دارد. لقب «آ» کوتاه شده صورت «آغا» و خطاب «جا/جو» کوتاه شده و ممال «جان» در خطاب های جهرمی پرتکرارند. عبارات خطاب خویشاوندی را در این گویش به چهار دسته همخونی، سببی، ساختگی و مرتبط با سن، می توان طبقه بندی کرد. در ساخت نحوی نیز نام های گروهی به صورت القاب مرتبط با حرفه به صورت ترکیب اضافی، ملکی و برای بیان انتساب به صورت بنوت (منسوب به مادر، پدر و جدّ) یا مرتبط با ویژگی های شخصیتی و رفتاری و... به صورت ترکیب وصفی ساخته شده اند.
۷۹۰.

تحلیل مضامین فرهنگ عامیانه در داستان های منطقه مازندران (مطالعه موردی: داستان گاوگُم)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۸
یکی از مضامین مهم ادبیات داستانی معاصر، انعکاس فرهنگ عامه در داستان های هر منطقه است و از آنجا که انسان و زندگی و اندیشه او جزء لاینفک داستان است، پیوستگی فرهنگ عامه با زندگی به حوزه داستان هم راه یافته است. مضامین فرهنگ عامه شامل مجموعه ای از موضوع ها و مفاهیم است که در میان عموم مردم به طور روزمره مورد استفاده قرار می گیرد. بخشی از این فرهنگ شامل، آداب و رسوم اجتماعی، مذهبی، پزشکی و خرافی و بخشی دیگر شامل، جلوه های زبان محاوره و گویش های محلی، بازی ها، اشعار و ترانه ها، حکایت ها، ضرب المثل ها، اصطلاحات، کنایه ها و عبارت های خاص و مواردی شبیه به آن است که اغلب در زبان عموم مردم به کار می رود. هدف از پژوهش حاضر بررسی و تحلیل مضامین فرهنگ عامه در داستان های منطقه مازندران (مطالعه موردی، داستان گاوگُم) بوده است. این پژوهش از نظر هدف، جزو تحقیقات توصیفی تحلیلی است و براساس نوع و ماهیت داده ها، تحقیق کیفی است. بدین ترتیب پس از بررسی و تحلیل رمان گاوگم از علی علی نژاد، دریافتیم که نویسنده تلاش کرده در اثر داستانی جدیدش نگاهی تازه به داستان نویسی مبتنی بر فرهنگ بومی داشته باشد و با قلمی برگرفته از گویش مازندرانی و نگارش فارسی، نثری داستانی برای مخاطب بنویسد که هم دارای مؤلفه ها و فضای بومی باشد و هم برای مخاطب غیرمازندرانی فضای زبانی و روایی جدیدی ایجاد کند.
۷۹۱.

واکاوی سیمای زن- پرنده در اسطوره های اسلاوی با رویکرد بینامتنیت(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۲۰
مطالعات اسطوره شناسی، هم بر مطالعه اسطوره و هم بر مجموعه اساطیرِ متعلق به یک سنت مذهبی خاص دلالت دارد و گامی ارزشمند در شناخت گذشته اسرارآمیز نوع بشر و هستی شناسی به شمار می رود. زن پرنده به عنوان یکی از انواع موجوداتِ ترکیبیِ نیمه انسان نیمه حیوان، از دیرباز در اغلب تمدن های بشری مانند یونان، روم، مصر، اسکاندیناوی، اسلاو و حتی ایران در ردیف موجودات اسطوره ای یا افسانه ای جای داشته اند. این موجودات گاهی با مفهوم خیر و گاهی با مفهوم شر در ارتباط بوده و به عبارتی، یا الهی و اهورایی اند یا شیطانی و اهریمنی. در پژوهش حاضر، با اتخاذ روش تحقیق تحلیلی تطبیقی و با تکیه بر نظریه بینامتنیت ژرار ژنت برآنیم تا به واکاوی سیمای زن پرنده در اسطوره های اسلاوی و کشف مناسبات بینامتنی آن با نمونه های مشابه در دیگر تمدن ها بپردازیم. در اسطوره های اسلاوی پنج نوع زن پرنده با نام های آلکانوست، سیرین، گامایون، قو دوشیزه و اِستِراتیم وجود دارد که وجوه تشابه و تفارق آن ها به تفصیل بیان شده است. بررسی یافته های تحقیق نشان می دهد که هر چند اسطوره های نیمه انسان نیمه پرنده در تمدن های مصر و بین النهرین را می توان به عنوان پیش متن های اولیه موجودات زن پرنده نزد یونانی ها و اسلاوها برشمرد، اما پیش متن های اصلی برای اسطوره های اسلاوی، اسطوره های یونانیِ هارپی و سیرِن هستند. ویژگی منحصربه فرد اسطوره های اسلاوی، تبلور دین در سیمای آن هاست.
۷۹۲.

مقایسه تطبیقی آسیب شناسی محتوایی شعر عامیانه عاشورایی خوزستان و مقتل شوشتری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۶
این پژوهش به روش توصیفی به بررسی تطبیقی آسیب های موجود در شعر عاشورایی شاعران معاصر عرب خوزستان و متون کلاسیک نظیر «مقتل شوشتری» پرداخته است. هدف اصلی این مطالعه، شناسایی و تحلیل انحرافات محتوایی و عقیدتی مشترک در ادبیات عاشورایی است که علی رغم غنای فنی و عشق به اهل بیت(ع)، از آسیب های جدی رنج می برد. یافته های پژوهش نشان می دهد که در این شعر آسیب هایی چون: غلو، سخن گفتن از زبان اهل بیت(ع)، استفاده از تعابیر نالایق به منظور ترحم نسبت به اهل بیت(ع)، نگاه جبرگرایانه به واقعه عاشورا، پررنگ کردن پدیده تشنگی در واقعه کربلا، اسطوره سازی به جای اسوه سازی، قرائت احساسی، خرافه پردازی و نسبت دادن رفتارهایی ناشایست به امام حسین(ع) و اهل بیت ایشان وجود دارد. نتایج تحقیق تطبیقی حاکی از آن است که این آسیب ها در شعر معاصر تشدید یافته اند، اما در متون کلاسیک ریشه دارند. مقتل شوشتری نیز با وجود جنبه های مثبت عرفانی و استفاده از منابع معتبر تاریخی و روایی، حاوی برخی از این آسیب هاست. این انحرافات با رسوخ در شعر عاشورایی عربی خوزستان موجب تضعیف جنبه های تاریخی، سیاسی و تربیتی عاشورا شده و عزاداری را به عملی صرفاً احساسی تبدیل می کنند که از درس های اساسی قیام امام حسین(ع) فاصله می گیرد.
۷۹۳.

تحلیل تقدس آتش در فرهنگ عامیانه مردم کهگیلویه و بویراحمد با تکیه بر سروده های محلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۱۶
پیوند آتش، عنصر مقدس و آسمانی با بن مایه های زیستی عشایری قوم لر، نشانه قداست و اهمیت اسطوره ای آن بوده و از دیرباز تا به امروز در ادبیات محلی و فرهنگ عامیانه مردم، همیشه موردتوجه ویژه بوده است. روشن بودن همیشگی آتش و خاموش نبودن و همچنین ویژگی های زایایی و درمانی آن در فرهنگ عامیانه مردمان این دیار و مضامین پرکاربردی، همچون، تَش ( tash) ، تُنگ ( tong) ، چاله  ( chaleh) ، هیمَه ( himah) ، بُلازه ( bolazeh) ، چِرنگ ( chereng) و اَنگِشت ( angesht) در سروده های محلی شاعران و نام گذاری محافل ادبی و عنوان کتاب های محلی، نمود آشکار تقدس و اهمیت آتش در فرهنگ مردم استان کهگیلویه و بویراحمد است. نگارندگان با واکاوی قداست آتش در باور گذشتگان و پیوند آن با باورهای عامیانه نزد قوم لر بر این باورند که قداست آتش و ملازمات آن در زیست بوم محلی قوم لر به عنوان یک باور دیرین، همچنان تداوم دارد و آتش فراتر از یک ابزار، نمادی از زندگی، وحدت، همدلی، صفا و صمیمیت است. پژوهش حاضر بر پایه مطالعات میدانی و کتابخانه ای به روش تحلیل محتوا انجام گرفته است. البته ذکر این نکته ضرورت دارد که در بخش هایی از متن، منبعی برای محتوای ارائه شده، بیان نشده است، زیرا برخی از مطالب مقاله، حاصل پژوهش های میدانی و سروده های محلی شاعران است که در جستار حاضر به کار گرفته شده و به صورت کتبی مدون نشده اند، اما در فرهنگ گفتاری روزمره، ادبیات شفاهی و موسیقی شنیداری قوم لر کاربرد زیادی دارند.
۷۹۴.

نقد و بررسی برگزیده اشعار شیره دوما در استان کهگیلویه و بویراحمد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۶
ادبیات شفاهی کهگیلویه و بویراحمد با گستره ای از گونه های منظوم، از ترانه های کار و لالایی ها تا حبسیه ها و اشعار آیینی، بخش مهمی از هویت فرهنگی قوم لُر را شکل می دهد. در این میان، ترانه های آیینی «شیره دوما» به عنوان نمونه ای برجسته از شعر غنایی زنانه، در آیین های شادی و به ویژه مراسم عروسی، به وسیله زنان روستایی و عشایر اجرا می شوند و جلوه ای از پیوند زبان، احساس و آیین را آشکار می سازند. این پژوهش با رویکرد تلفیقی میدانی و کتابخانه ای و در چارچوب نظری قوم ادبی و اجرا محور، به تحلیل ساختار زبانی، موسیقایی و صور خیال این اشعار پرداخته است. در بخش میدانی، داده ها، از طریق مصاحبه مستقیم، آوانگاری صوتی و مشاهده مشارکتی میان گویشوران بومی گردآوری شد و سپس با روش تحلیل سه سطحی زبانی، زیبایی شناختی و فرهنگی، بررسی گردید. نتایج نشان می دهد که عناصر تشبیه، استعاره، کنایه، اغراق و مجاز، بیشترین بسامد را دارند و تخیل بومی در این قالب ها، واقعیت زیسته را به قلمرو معنا و احساس جمعی ارتقا می دهد. بررسی موسیقی کناری و ریتم گفتار، نیز نشان داد که الگوی وزنی اشعار شیره دوما مبتنی بر آهنگ طبیعی زبان لری است و این ویژگی، به استمرار سنت شفاهی و وحدت فرهنگی قوم لُر یاری رسانده است. در جمع بندی، ترانه های شیره دوما نه صرفاً متون شاعرانه، بلکه اسناد ارزشمند مردم نگارانه ای اند که پیوند پویای زبان، جنسیت و آیین را در زیست فرهنگی جنوب غرب ایران انعکاس می دهند و نمونه ای گویا از کارکرد آیینی زبان در خلق معنا و حفظ هویت قومی به شمار می آیند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان