ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۴۱ تا ۳۶۰ مورد از کل ۴۴۲ مورد.
۳۴۴.

مقایسه شگردهای طنزپردازی «ابوالقاسم پاینده» با «جلال آل احمد»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات طنز طنز و مطایبه
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه ادبیات تطبیقی تطبیق شاعران و نویسندگان فارسی زبان بر یکدیگر
تعداد بازدید : ۱۱۴۳ تعداد دانلود : ۹۰۳
طنز گونه ای از ادبیات غنایی است که به قصد اصلاح نابسامانی ها، معایب و نقایص جامعه خویش را به تصویر می کشد و مورد انتقاد قرار می دهد. از این جهت است که مؤثرترین نوع نقد محسوب می شود. این شیوه بیانی، حاصل غرض ورزی و کینه توزی شخصی نیست، بلکه نگاهی انتقادی به نارسایی های گوناگون جامعه است که با زبانی خاص همراه با خنده ناشی از رنج و ناراحتی بیان می گردد. طنز امروزه کارکردی موسّع یافته و در قدیم با هجو و هزل و تمسخر هم پوشانی داشته است. «ابوالقاسم پاینده» و «جلال آل احمد» از نویسندگان منتقد و طنزپرداز معاصر فارسی هستند که آثار داستانی خویش را با گفتاری طنزآمیز آمیخته و به این طریق از کاستی ها و زشتی های جامعه عصر خویش پرده برداشته و در پی بیداری مردم و اصلاح امور بوده اند علیرغم هدف مشترک و بهره برداری از ابزارها و شگردهای مشترک، به سبب تفاوت در خاستگاه و پایگاه اجتماعی و رویکرد، محصول کارشان متفاوت است. هدف از مقایسه این دو نویسنده نشان دادن این تفاوت ها وشباهت هاست. هر دو نویسنده به لحاظ زبانی و تاریخی نزدیک به هم هستند، ولی ابوالقاسم پاینده به نقد اجتماعی - فرهنگی نظر دارد و جلال آل احمد به نقد سیاسی - اجتماعی. هر دو نویسنده از شگردهایی همچون تشبیهات، کنایه ها و تعابیر عامیانه، واژه سازی های غریب و جز آن بهره برده اند، اما تشبیهات طنزآمیز در آثار ابوالقاسم پاینده بسامد بیشتری دارد؛ در حالی که در آثار جلال آل احمد کنایات و تعابیر عامیانه از بسامد بالایی برخوردار است.
۳۴۶.

"بررسی انسان‌شناسانة کلیشه‌های موسیقی در تلویزیون "(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴۱
"مقالة حاضر ترجمه‌ای است از پژوهش میدانی فیلیپ تگ در زمینة موسیقی‌شناسی قومی. این پژوهش با انتخاب و پخش 10 قطعه موسیقی فیلم (بدون تصویر) برای پاسخگویان سوئدی، نروژی و امریکایی، انجام شده است و هدف آن بررسی میزان انطباق مفاهیم تداعی‌شده توسط پاسخگویان با مفاهیم مورد نظر فیلم‌های مزبور بوده است. نویسنده در نهایت به این نتیجه می‌رسد که، موسیقی می‌تواند بر تجربة دیداری و شنیداری مخاطب اثر بگذارد. یعنی مفاهیمی غیر از آنچه در واقعیت می‌بیند به او القا کند. زیرا تماشای یک تجربه هنگامی که با موسیقی مناسبی درآمیخته می‌شود، تأثیر کاملاً متفاوتی، بر نمادهای دیداری یا شنیداری ما می‌گذارد. موسیقی مخاطب را بر آن می‌دارد که دربارة دیگر انسان‌ها، مکان‌ها، فعالیت‌ها و اشیاء به‌گونه‌ای دیگر بیندیشد. موسیقی، عقاید، نگرش‌ها و احساس‌های یک جامعه را دربارة عشق، نفرت، سوءظن، حسادت، قدرت و ضعف به سایر جوامع منتقل می‌کند. بنابراین به جای بررسی قوم‌شناسانة موسیقی‌ها باید موسیقی‌شناسی اقوام را دریافت. "
۳۴۸.

طنز و مسائل سیاسی و اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳۹
بیان انتقادهای تلخ به گونه‌ای شیرین، عفیف و منصفانه، زمانی رشد می‌یابد که اعتقادی به اصلاح جامعه از درون به صورت دوجانبه (فرهیختگان و مدیریت کلان جامعه) وجودداشته باشد.
۳۵۰.

رسانه‌درمانی و طنز تصویری درآیینه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲۸
دراین که رسانه‌های دیداری و شنیداری به ویژه «تلویزیون» در عصر حاضر به عنوان رکن اساسی در مبادلات فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در میان قشرهای جامعه‌های مختلف پذیرفته‌شده و نقش آنها در تغییر، تحول، گسترش و توسعه فرهنگ ها انکارناپذیر گشته است، شکی نیست.هم اکنون مردم اقصی نقاط جهان به واسطه میلیون ها گیرنده تلویزیونی و رادیویی موجود تحت تاثیر فرهنگ های اقوام مختلف قرار دارند و این که در بسیاری از موارد رادیو و تلویزیون به عنوان قوی‌ترین رسانه‌های ارتباط می‌تواند در اصلاح و تغییر و گاه تحریف ذهن ها و افکار عمومی جوامع مختلف نقش موثری‌ ایفا کند، امری بدیهی است. براساس نظریه هربرت مارشال مک لوهان نظریه‌پرداز شهیر کانادایی در زمینه ارتباطات جمعی،«تمامی وسایل ارتباطی برما تاثیر می‌گذارند و نتایج آنها از جهات شخصی، اجتماعی، سیاسی، روانی، اقتصادی، اخلاقی و قومی به قدری عمیق است که هیچ‌گوشه از جسم و روان ما را دست نخورده باقی نمی‌گذارد.» دراین میان نقش تلویزیون باتوجه به توانایی‌های بالقوه‌ آن و مزیت بر رسانه‌هایی چون رادیو، مطبوعات و شبکه‌های مخابراتی و رایانه‌ای به دلیل جاذبه های صوتی و تصویری هم‌زمان و پوشش گسترده جغرافیایی و جمعیتی نامحدود، بیشتر است.
۳۶۰.

La parodie du nom et du caractère des personnages réalistes chez Queneau(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات طنز پارودی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات ادبیات جهان نقد و بررسی آثار
تعداد بازدید : ۱۰۸۹ تعداد دانلود : ۹۲۲
L'œuvre de Queneau s'apparente à une mosaïque de parodies et de voix polyphoniques. Texte qui a fait du jeu ludique et de l'humour son principe esthétique et qui se situe entre le déclin du réalisme et du naturalisme et l'essor du Nouveau Roman. C'est ainsi que le personnage quenien reçoit également une identité hybride, entre son caractère vraisemblable et réaliste et son déconstruction ultérieur. Il semble être le produit mixe d'un réseau complexe des textes parodiés. Or, ce palimpseste vertigineux, aussi bien que cet usage généralisé de la parodie, sont loin d'être gratuits ou même secondaires. Il semble que derrière ce jeu, un exercice de discernement hautement signifiant se cache. Dans cet article, choisissant comme corpus, les deux œuvres exemplaires de Queneau –Le Chiendent et Les Fleurs Bleues- qui présentent le même goût de la parodie, nous essayerons d'expliquer les procédés par lesquels le nom et le caractère du personnage quenien se construisent et se déconstruisent respectivement. Nous cherchons aussi de trouver le sens qu'un jeu parodique pourrait apporter à l'œuvre de Raymond Queneau.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان