فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۳۰۱ تا ۷٬۳۲۰ مورد از کل ۱۷٬۰۲۸ مورد.
رابطه بینامتنیّت میان سوانح العشّاق و عبهرا لعاشقین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رساله هایسوانح العشاق احمد غزّالی و عبهرالعاشقین روزبهان بقلی شیرازی از جمله رساله هایی هستند که به لحاظ موضوع، شیوه بیان، چگونگی به کارگیری زبان، و محتوا مشترکات زیادی دارند. خوانش همزمان و مطالعه بینامتنی این دو رساله می تواند شناخت ما را از قابلیّت های این آثار دگرگون سازد و با ویژگی های مشترک یا منفرد آنها آشنا نماید. بعد از مطالعه بینامتنیِ این دو رساله طبق نظریه ژرار ژنت، معلوم شد که عبهرالعاشقین به اشکال صریح، غیر صریح و ضمنی در ساختار کلّی و جزئی، اعمّ از گزینش واژه، عبارت، اعلام، تلمیح به آیات و احادیث و داستان ها و بسیاری از اصطلاحات عرفانی و حتّی تفکّر حاکم بر اثر تا حدّ زیادی از سوانح العشّاقمتأثّر بوده است. با وجود ویژگی گفت وگومندی و چندصدایی در این دو رساله، هریک دارای ویژگی های منفردِ خاصّی نیز هستند و رابطه بینامتنی آنها وسیع تر از قیاس و تطبیق و برداشت مستقیم از متون پیشین است.
نبراتُ الحزنِ فی حبسیات مسعود سعد سلمان وأسریات المعتمد بن عبّاد (دراسه مقارنه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
إنَّ ابتعادَ أیّ إنسانٍ عن الأهل والأصدقاء، أمرٌ محزنٌ یولد الإحساس بالألم والحزن، وغالباً ما یحدث هذا الأمر لِظروف خارجه عن إراده الإنسان کالأسر أو الانحباس. إنَّ الظروف المریره التی عاشها الشّاعرانِ مسعود سعد سلمان والمعتمد بن عبّاد فی الأیام التی قضیاها فی السّجن، ساقتهما إلى نظْمِ الأشعار التی تعبر عن عواطفهما تجاه الحیاه؛ فشعر السّجن عند مسعود سعد هو ما اصطُلح على تسمیته ب (الحبسیات)، وهذا الشعر عند المعتمد یسمّی ب (الأسریات). تمتاز هذه الأشعار بالمیزات التی جعلتها نوعاً خاصّاً من الأدب، ومِنْ هذا المنطلق یتصدى هذا البحث لدراسه شعر السّجن الذی ظهر فی الأدب الفارسی والعربی لیعرّف بالمضامین المشترکه فی هذینِ الأدبینِ وفق رؤیه تحلیلیه لدى الشّاعرینِ مسعود سعد سلمان والمعتمد بن عبّاد بالاعتماد على المنهج التوصیفی- التحلیلی.
من النتائج المتوخاه من هذه الدراسه نرى مدى تعلّق النصوص بعضها ببعض، فتنشأ المضامین المشترکه فی شعر مسعود سعد والمعتمد بن عبّاد عن إحساسهما المشترک تجاه الظروف المریرهالتی قضیاهافی السّجن.فالسّجن ومایترتب علیه من الآلام والمصائب کان السبب الرئیس لِنظمِ القصائد التی تَحْمِلُ صعوبهَ العیش فی غیاهب السّجن ومراره القیود والسلاسل وأثرها فی الروح والجسم والشّکوى من الدَّهر والتبرّم بالدّنیا ورثاء أهل البیت.
زن در نظر برنارد شاو
حوزههای تخصصی:
پاز ، زادگاه فردوسی
زلف گشودن در بیتی از حافظ
حوزههای تخصصی:
زیرساخت های دینی غزلیات و نقش آن در تکوین فرم غزل سعدی
حوزههای تخصصی:
نویسنده معتقد است که سعدی در غزلیات خود، مفاهیم و گزار ه های دینی را ابتدا می فهمد و سپس عمیقاً با آنها درمی آمیزد و در نهایت ساخت و صورتی دیگرگون به آنها می دهد که در عین حالی که کاملاً امری دینی و مذهبی است، اما ساخت و صورتی تازه یافته است. در ادامه نیز بر اساس شاهد مثال هایی از غزلیات سعدی، به تبیین مدعای خویش می پردازد.
انتقاد ادبی: ""آذری یا زبان باستان آذربایگان (تألیف سید احمد کسروی تبریزی 1304 شمسی، طهران، 56 صفحه)
رباعیات حکیم عمر خیام در سه زبان (نامه ای به دوستی)
منبع:
وحید آبان ۱۳۵۱ شماره ۱۰۷
حوزههای تخصصی:
تاریخ سروده شدن دو غزل حافظ
حوزههای تخصصی:
زنان و ادبیات
حوزههای تخصصی:
تراجم آثار سانسکریت بفارسی
حوزههای تخصصی:
ادبی: تقابل دو دیدگاه در یک داستان (بهرام گور در شاهنامه فردوسی و هفت پیکر نظامی)
حوزههای تخصصی:
نقد و بررسی کتاب: غزلیات حافظ1؛ حسن انوری ، چاپ اول
حوزههای تخصصی:
بررسی تطبیقی عناصر و مضامین ایرانی و سامی در کلیات سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با بررسی همه ی آثار سعدی بر آن است که با توجه به جریان های فکری عصر، محیط زندگی و روحیه ی او نشان دهد میزان و نوع توجه این شاعر و نویسنده ی اندیشمند به عناصر و مضامین هر یک از دو فرهنگ ایرانی و سامی چگونه و چه اندازه بوده است. این مقایسه به لحاظ سبک شناسی و تعیین سطح فکری آثار سعدی به عنوان یکی از بزرگ ترین شاعران و ادیبان زبان فارسی و سبک عراقی بسیار مهم به نظر می رسد. به همین منظور عناصر و مضامین ایرانی و سامی در سه بخش دین و فرهنگ، اقلیم و مظاهر جغرافیایی و شخصیت های انسانی به صورت آماری و تطبیقی بررسی و نشان داده شده است. نتایج آماری این پژوهش گویای برتری عناصر و مضامین ایرانی در حوزه های یاد شده است. چنین نتیجه ای گواه اصالت اندیشه های سعدی علی رغم سفر به سرزمین های اقوام سامی و زندگی در دوره-ای است که گرایش وسیع به علوم اسلامی و قصص، روایات و عناصر سامی بیش از بیش موجب کم-رنگ شدن عناصر فرهنگی، اقلیمی و باورهای ایرانی می شد.