"بحث و بررسی پیرامون مفاهیم مختلف برای تبیین معانی آنها همواره وجود داشته و دارد. در میان این مباحث به مواردی بر می خوریم که حاکی از تعبیرات متفاوت و گاه آشفتگی در تعریف قالب های کلامی همچون هزل، طنز، استهزا و هجو است. این واژگان چنان در کنار هم قرار می گیرند و گاه جایگزین یکدیگر می شوند که گویی معانی یکسانی دارند و مترادف هم به حساب می آیند، حال آنکه هر یک جلوه ای گوناگون از کلام مطایبه آمیز و بیانگر دیدگاه ها، افکار و هدف های متفاوت نویسنده است.
در این مقاله برآنیم تا به مطالعه کاربرد هزل در اثر جاودانه مارسل پروست، در جستجوی زمان از دست رفته، بپردازیم و این ویژگی ظریف و مطبوع- و شاید ناشناخته- رمان او را بر جسته سازیم. در این میان، با ارایه مثال های گوناگون، از سویی به نقش احساسات تعلق خاطر راوی به برخی از شخصیت های داستان خواهیم پرداخت- که در پیدایش هزل نویسنده موثرند- و از سوی دیگر، بازتاب های این قالب کلامی مطلوب را بر سبک نوشتاری وی نمایان خواهیم کرد. تجزیه و تحلیل قالب شیرین، لطیف و گیرای هزل مارسل پروست در محور اصلی مقاله قرار دارد تا دریابیم به چه سان این نویسنده چیره دست برای بیان اندیشه های ظریف خود، با قریحه هنرمندانه و طبع زیرکانه اش، بر رمان خود زیوری زیبا و خوشایند می پوشاند.
فرهنگ اصطلاحات عامیانه خودرو، شهرداد میرزایی و رجبعلی مختارپور، مرکز نشر دانشگاهی، تهران ????،دوازده+??? صفحه.
یکی از فواید بررسی گونه های غیر رسمی زبان استفاده از شیوه های واژه سازی آنهاست. در این گونه ها، از طبیعی ترین شیوه های واژه سازی که منطبق با ذوق و سلیقه مردم است استفاده می شود. این نوع واژه سازی نا آگاهانه است؛ یعنی اطلاعات واژه سازان از ساختمان واژه ها و اجزای آن شمی است. با بررسی این شیوه ها می توان گرایشهای طبیعی زبان در ساختن واژه های جدید را مشخص کرد.
زبان اصناف یکی از گونه های اجتماعی زبان است که در آن واژه سازی ناآگاهانه انجام می شود. فرهنگ اصطلاحات عامیانه خودرو مربوط به الفاظ و اصطلاحاتی است که عمدتا اصنافی نظیر مکانیسینهای خودرو آنها را به کار می برند.
از جمله مشکلات بررسی گونه های اجتماعی زبان تشخیص دقیق گونه آنهاست، اینکه چگونه می توان لغت و اصطلاحی را با اطمینان به فلان گونه اجتماعی مربوط دانست یا ندانست. مشکل تشخیص زبان اصناف تا حدی آسان است؛ زیرا می توان نزد اهل هر صنف رفت و در باره اصطلاحات متداول در آن صنف تحقیق کرد. هرچند احتمال خلط کلمات غیرصنفی نیز وجود دارد...
گشتاسپ که یکی از پادشاهان کیانی بوده است، در روایات دینی و ملی ایران جایگاهی شایان توجه دارد. او به دلیل برخوردار بودن از دو جنبه مهم و اساسی در زندگی اش یعنی پذیرش دین بهی و نیز نقش آفرینی در داستان حماسی و جنگ با ارجاسپ تورانی، از شخصیت های نام آوری است که در شاهنامه فردوسی نیز مفصلا بدو پرداخته شده است. برای دانستن پیشینه داستان گشتاسپ و منشا و خاستگاه آن و آگاهی از منابعی که مورد استفاده و استناد مستقیم یا غیرمستقیم فردوسی واقع شده است، مراجعه به متون کهن ایرانی از جمله: اوستا، برخی از متن های مهم پهلوی و در کنار آنها، گشتاسپ نامه دقیقی که فردوسی آن را عینا در شاهنامه خود گنجانده، ضروری می نماید. در این مقاله، هدف اصلی، بررسی تطبیقی داستان گشتاسپ از دوران کهن تا زمان فردوسی است، با این اندیشه که حدود تاثیر و تاثر متقابل روایات در متون دینی و ملی تا حد امکان نمایانده شود.