در طول اقامتم در کره ی جنوبی، سال های 1373-1375، که به آموزش زبان فارسی در دانشگاه مطالعات خارجی هنکوک، سئول، اشتغال داشتم فرصت ارزنده یی یافتم که با این سرزمین، مردم پرتلاش و مهربان آن، آداب و رسوم زییبا و پیشرفت های شگفت انگیزشان در دو یا سه دهه ی اخیر آشنا شوم.
این مقاله حاصل آن آشنایی و مقایسه ی مختصر زبان کره یی، با زبان فارسی، در چند مورد محدود است.شاید گوینده ی هر زبان هند و اروپایی کنجکاو باشد که، هر چند به صورت کلی و مختصر، بین زبان خود و یک زبان ناآشنای غیر هند و اروپایی مقایسه یی انجام دهد.در مقایسه ی حاضر به این نتیجه رسیدم که روابط بین کره یی و فارسی، گرچه به دو خانواده ی کاملا جدا تعلق دارند، تنها بر اساس اختلافات نیست بلکه شباهت های زیادی نیز در آنها یافت می شود.
بخش اول مقاله به آموزش زبان فارسی در دانشگاه مطالعات خارجی هنکوک، سرزمین کره ی جنوبی و زندگی و فرهنگ مردم آن کشور مربوط می شود. در بخش بعدی، نظریات مربوط به منشأ زبان کره یی مورد بحث قرار گرفته است با این نتیجه که کره یی حاصل پیوند آلتایی با عناصر زبانی از جنوب شبه جزیره ی کره می باشد.
این گفتار یافته های مهم هیأت های باستان شناسی در تورفان چین و نقش هیأت آلمانی را در این ناحیه توصیف می کند و خطاها و دستاوردهای ایشان را نیز یادرآور می شود.
این کار ترجمه ای است از مقاله ی دیوید تستن که حاصل بحث هایی است که در سمینار زمستان 1992 در دانشگاه شیکاگو برگزار شد و موضوع آن چهار برگردان از کتیبه ی بیستون بود.
در این مقاله، تستن بحث دستوری جدیدی را درباره واژه های x-ap و ran-a در عبارت< x---p-v(a)-a-r-a r-(-a)-u-c-p-t(ai)-i-v-a که در خط بیستم ستون اول کتیبه بیستون آمده مطرح می کند.او با مقایسه موارد مشابهی در زبان های اوستا و سانسکریت نظر دستوری جدیدی متفاوت با آنچه کنت و سایر صاحب نظران مطرح کرده بودند ارائه می دهد.
در این مقاله هنینگ به بررسی یک واژه ی اوستایی می پردازد.نظر دانشمندان دیگر را که موافق یا مخالف نظر او است آورده، نقد می کند و سرانجام با بررسی تاریخی کلمه و آنچه اکنون در گویش های ایرانی وجود دارد، عقیده ی خود را بیان می کند
هدف عمده این مقاله بررسی تحلیلی دو شیوه فراگیری زبان دوم، تحت شرایط محیط طبیعی زبان و آموزش کلاسی می باشد.در نوشته حاضر، پژوهش های صورت گرفته در این زمینه مورد بررسی دقیق قرار گرفته و نتایج آنها ارائه خواهد شد.بررسی تحقیقات انجام گرفته و نتایج حاصله نشان می دهد که آموزش کلاسی روند فراگیری زبان دوم را آسانتر نموده و باعث ارتقای کیفی و کمی فراگیری زبان دوم می شود
بر اساس نظریات متخصصان خواندن، اگر دانش آموزان، دانشجویان و دیگر افراد علاقه مند به مطالعه بتوانند از کتاب هایی استفاده کنند که از لحاظ میزان سطح دشواری با دانش و معلوماتشان همخوان باشد، در آن صورت با اشتیاق بیشتر و صرف زمان کمتر خواهند توانست بیشترین بهره برداری را از کتاب مورد نظر بنمایند. تعیین میزان سطح دشواری کتاب و طبقه بندی آن بر اساس درجه سختی، مساله ای است که درباره زبان فارسی تاکنون به طور جدی و وسیع به آن پرداخت نشده است. سوالی که اغلب برای بسیاری از کتابداران و مدرسان مطرح می شود این است که به اتکای چه ضوابط یا معیارهایی می توان بدون صرف وقت زیاد، کتاب ها را بر اساس درجه سختی شان از یکدیگر متمایز ساخت.در زبان انگلیسی فرمول های بسیاری وجود دارد که برای تعیین سطح خوانایی متون، مورد استفاده قرار می گیرد. تحقیق حاضر نشان می دهد که فرمول تعیین سطح خوانایی جدید «رادولف فلش» و فرمول «فاگ» برای استفاده در زبان فارسی کاربردی تر و موثرتر از سایر فرمول ها است. بررسی به عمل آمده نشان می دهد که با اعمال تغییری مناسب در فرمول جدید «فلش» می توان این فرمول را برای تعیین سطح خوانایی ترجمه های فارسی به کار برد ولی فرمول «هاگ» بدون نیاز به هر گونه تغییری می تواند برای این منظور مورد استفاده قرار گیرد ...