مساله تحقیق بر ترجمه ها و اقتباسات و ارزیابی دقیق و تعیین جایگاه آنها در توسعه ادبی کشورها و از آنجا اثر آنها بر تفکرات بشر بطور تنگاتنگ به دایره گسترده نیاز اصول مهم هنری اصالت ملی ادبیات ارائه شده و ظهور اثر ادبی اصیل ارتباط دارد . تاکنون نتایج اولیه مطالعات ادبیات تطبیقی به شیوه ای انکار ناپذیر نشان داده است که موضوع اصالت مطلق در زمینه خلق آثار هنری امکان پذیر نیست و اصالت ادبی با رد عناصر خارجی امکان ندارد . ...
"هدف از نگارش این مختصر، معرفی نظریه حوزههای معنایی و چگونگی کارایی آن، در قالب واژگان زبان فارسی است.برای دستیابی به این مهم، ابتدا به تاریخچه پیدایش این نظریه در حوزه مطالعات معنیشناسی ساختگرا اشاره خواهد شد.سپس با توجه به بررسی حوزههای معنایی، از دو دیدگاه در زمانی و همزمانی، سعی بر آن خواهد بود تا عملکرد این نظریه، در قالب واژگان زبان فارسی مورد بحث و بررسی قرار گیرد.
"
این مقاله به زبان فارسى پیشرفته اى مى پردازد، که با حفظ هویت تاریخى و فرهنگى خود و حرکت در مرزهاى دانش، فرهنگ و فن آورى، ظرفیت عمیقى در تولید و انتقال دانش و فرهنگ از خود نشان مى دهد و در این مسیر هیچگاه تحت تأثیر زبان هاى دیگر به انفعال کشیده نمى شود. بلکه با سعه صدر ویژه خود به تعامل صحیح با زبان هاى زنده دنیا مى پردازد. مرور اجمالى سیر تاریخى زبان فارسى و سابقه و نحوه تعامل آن با موضوع علم و بررسى قابلیت هاى زبان فارسى در تولید و انتقال دانش و همچنین بررسى اجمالى رخدادهاى تاریخى در عرصه زبان فارسى از مسائلى است که در این گفتار به آنها پرداخته شده است.
هر زبان، در طول زمان، برای رفع نیاز خود در زمینه اختراعات، ابداعات و اکتشافات اقدام به استفاده از روشهای گوناگون کلمه سازی مانند: اشتقـاق(dérivation) ترکیب (Composition)، قرض گیری (Emprunt) و غیره … میکند. در این مقاله به بررسی کلمات بیگانه دخیل در زبان فرانسه خواهیم پرداخت. هدف اساسی این مقاله، بیان و ارائه روش عمومی عاریه گرفتن کلمات در زبان فرانسه است. این روش نوعی غنی سازی زبان بوده و موجب کمال آن میباشد. با مطالعة فرهنگها در مییابیم که کلمات زیادی از زبانهای مختلف وارد زبان فرانسه شده است. برای سهولت درک چگونگی و علل ورود این واژهها به زبان فرانسه، به مطالعه قرضگیری کلی آنها خواهیم پرداخت. برای پرداختن به این مهم و یافتن منشاء و مبدأ این کلمات در زبانها به مطالعه کوتاهی در تاریخچه زبان فرانسه خواهیم پرداخت. سپس تقسیم بندیهای اولیه موجـود در مقاله حاضر دست یابی به این کلمات را میسر خواهـد ساخت.
مقاله حاضر از دیدگاهی در زمانی پیشینه مطالعاتی موجود در زمینه نیل به تعادل سبکی در ترجمه متون ادبی را مد نظر قرار می دهد. بدین منظور، ابتدا اصطلاح «سبک» در مفهوم زیبایی شناختی آن از دو منظر «نظریه ادبیات» و «نظریه زبانشناسی» مورد کنکاش قرار می گیرد و سپس، به مرور دیدگاههای موجود در خصوص «تعادل ترجمه ای» و مشخصا «تعادل سبکی» پرداخته خواهد شد.
"مساله نابرابری ساختار زبانی در فرایند ترجمه شفاهی همزمان یکی از بحثهای جالب و متداول در پژوهشهای مربوط به ترجمه شفاهی است. سلسکویچ و لدرر پیشگامان رویکرد سنتی این مساله به شمار می روند که تاثیر تفاوت میان آرایش واژگان زبان ها را در ترجمه مردود می دانند. اما برخلاف آنان، طرفداران نظریه پردازش اطلاعات تفاوتهای رده شناختی دو زبان مبدا و مقصد را با دقت بیشتری می نگرند و بر این باورند که برخی از اشکالات در ترجمه شفاهی همزمان از انشعاب نمودار درختی ساخت جمله به سمت چپ و به ویژه آرایش فعل پایانی در زبان مبدا سرچشمه می گیرند.
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه مهمی که میان آرایش واژگانی S.O.V. [فاعل- مفعول- فعل] در زبان فارسی و ترجمه همزمان فارسی- انگلیسی طراحی شده است. برای این منظور، مجموعه ای از جملات تعدادی از فارسی زبانان و ترجمه همزمان آنها جمع آوری و به دقت مقایسه شد تا مشخص شود آیا مترجم شفاهی فارسی- انگلیسی راهکاری را در ارتباط با فعل پایانی زبان فارسی در ترجمه خود اتخاذ می کند یا نه و در صورتی که چنین باشد، چه راهکارهایی به کار گرفته می شود و تا چه حد."
یکى از مسائل مشکل و پیچیدهء زبان روسى، وجود جملات منفى است. ساخت این جملات با توجه به معانى مختلفشان. نه تنها براى افراد غیر اسلاو که براى سخنگویان ملت هاى اسلاو غیر روس نیز مشکل ساز و قابل بحث و بررسى است. گاهى اوقات با توجه به محل قرار گرفتن ادات نفى، دانشجویان دچار سر در گمى شده و چندین جملهء متفاوت روسى را توسط یک جملهء فارسى ترجمه کرده و جملهء به دست آمده را معادل آن ها مى پندارند. در بعضى موارد، وقتى ساختار جمله منفى است، چه در سبک محاوره اى و یا کتابت، براى بیان مفعول مستقیم به طور گریزناپذیر به جاى حالت مفعولى از حالت اضافى استفاده مى شود. این مقاله بر آنست تا با مقایسهء انواع جملات منفى، ساخت و معانى متفاوت آن ها را در زبان روسى و معادلشان در زبان فارسى مورد بررسى قرار دهد.
زبان شناسان روسى در حوزهء علم صرف به بررسى ماهیت "معناى دستورى " پرداخته و سعى مى کنند تا با یافتن و مطرح ساختن یک سرى خصوصیات، معناى دستورى را از سایر معانى- به ویژه معناى لغوى- متمایز سازند. بسیارى از زبان شناسان روس، معناى دستورى را یک عنصر دو وجهى مى دانند که در بر گیرندهء دو وجه "صورت" و" معنا" است. صورت معانى دستورى را "ابزارهاى دستورى صرفى" و "ابزارهاى دستورى همنشینى " تشکیل مى دهند. این زبان شناسان همچنین در تعریف خود از معناى دستورى، "انتزاعى یا تعمیمى بودن " را به عنوان مهمترین مؤلفه معناى دستورى معرفى مى کنند. اما، بررسى هاى زبان شناختى مؤید این مطلب است که مؤلفهء واقعى در تعیین ماهیت معناى دستورى "اجبارى بودن " معناى دستورى است.
این مقاله که به نوعی در پاسخ به کتاب های «شرق شناسی»و «فرهنگ و استعمار» ادوارد سعید است‘ نگرشهای دیالکتیکی نسبت به «شرق» در تعدادی ازمتون ادبیات انگلیسی را مورد مطالعه قرار می دهد. با انجام یک تحلیل «کانترا پانتال» متن علائمی از یک شرق کلیشه ای و یکنواخت در چارچوب گفتمان غالب ظاهر می شود. به نظر می رسد گفتمان های مشابه ‘تعدادزیادی از اساتید ومنتقدین معاصر در زمینه ادبیات انگلیسی را نیز تحت تاثیر قرار می دهند. این مسئله درباره یک «تضاد جفتی» و یا به قول «بابا» در باره یک رابطه «جاذبه و دافع» میان«غرب» و «غیر» پرسش های بسیاری را بر می انگیزد. آیا تصویر شرق نسبتاً ثابت و یکنواخت است؟ و آیا شرق به خاطر تبادل فرهنگی و اختلاط فرهنگی همیشه تهدید بالقوه ای به شمار می رود؟ پاسخ این پرسش ها را می بایست در بطن موضعگیری ایدئولوژیکی خود نویسندگان و نیز شرق شناسی منتقدان و نظریه پردازان دنبال کرد
تحقیق حاضر با هدف ارزیابی «تعارفات» زبان فارسی در ارتباط با «جهانی های منظورشناسی» انجام گرفت. برای این منظور45 نفر مشاهده گر به مشاهده و گزارش 566 مورد تعارف و 607 مورد دعوت پرداختند. همچنین درنتیجه مصاحبه با 34 نف دانشجوی دوره کارشناسی‘ 68 مورد تعارف و 68 مورد دعوت به دست آمد. به علاوه‘ 41 (زوج) دوست نیز در مصاحبه ای 41 مورد تعارف را در اختیار محقق قرار دادند. اطلاعات به دست آمده با استفاده از آزمون های آماری چندی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. مقایسه نسبت ها با هدف دستیابی به تفاوت های احتمالی انواع تعارف و دعوت انجام شد. نتایج این تحقیق مبین این نکته بودکه تعارف در زبان فارسی از هنجارهای جهانی کنترل کننده کنش زبانی تبعیت می کند.