آنچه به عنوان رویکرد اصلی در ارزیابی عملکرد پرتفوی مدنظر قرار میگیرد، در نظر گرفتن بازده سرمایهگذاری در کنار میزان ریسکی است که به همراه داشته و ملاک برتری عملکرد پرتفوی بازده تعدیل شده بر اساس ریسک میباشد. در این فرآیند، توسعه یافتگی مدلهای تبیین ریسک نقش ویژهای را ایفا میکنند. ما در این پژوهش بازده حاصل از استراتژی انتخاب شرکتهای با بهرهوری سرمایه بالا را با ریسک متناسب آن مورد ارزیابی قرار دادهایم. در اندازهگیری ریسک استراتژی مذکور، به طوری سختگیرانه از مدل توسعه یافتهی سه عاملی فاما و فرنچ استفاده کردهایم. طبق آنچه انتظار میرفت، در حالتی که استراتژی بهرهوری سرمایه به کار گرفته نشده بود مدل سه عاملی، بازده کسب شده را متناسب با ریسک آن تبیین نموده و ضریب آلفا (بازده تعدیل شده) بی معنی بود. اما در حالتی که استراتژی بهرهوری سرمایه به کار گرفته شد، بازده حاصل شده نه تنها کمتر از میزان متناسب ریسک آن، بلکه به طور معنیداری بیش از بازده مورد انتظار شده و ضریب آلفا بزرگتر از صفر بود. این در حالی است که در انتخاب شرکتهای بهره ور، اثر متغیرهای اندازه و ارزش کنترل شده و افزایش آلفا ناشی از اثر مستقل بهرهوری سرمایه میباشد. در این مطالعه اطلاعات مربوط به شرکتهای پذیرفته شده و فعال در بورس اوراق بهادار تهران در یک بازهی 8 ساله (سالهای 1379 تا 1386) مورد بررسی قرار گرفتهاند.
در این مقاله، رابطه بین کیفیت اقلام تعهدی و عدم تقارن اطلاعاتی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران مورد بررسی قرار گرفته است. هدف از این تحقیق، تعیین این موضوع است که، آیا کیفیت اقلام تعهدی، اثر مهم و معنی داری بر عدم تقارن اطلاعاتی شرکت ها دارد. از این رو تعداد، 346 مورد اعلان سود برآوردی شرکت ها در طول سال های 1387-1381 مورد بررسی قرار گرفتند. کیفیت اقلام تعهدی به عنوان متغیر مستقل و اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام به عنوان متغیر وابسته محاسبه گردید. به منظور آزمون فرضیه ها از روش های ضریب همبستگی پیرسون و آزمون t زوجی بهره گرفته شد. نتایج نشان می دهد کیفیت اقلام تعهدی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، تأثیر معنی داری بر میزان عدم تقارن اطلاعاتی ندارد.
در این پژوهش به بررسی تاثیر «تغییر میزان سهام شناور آزاد» بر «بازده سهام» شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته شده است. هدف از این پژوهش، یافتن پاسخ این سوال است که آیا تغییر میزان سهام شناور آزاد دارای محتوای اطلاعاتی است و می تواند سهامداران را در اتخاذ تصمیمات بهتر یاری رساند؟ از این رو، 147 شرکت برای یک دوره 5 ساله از تاریخ 31/6/1383 لغایت 31/6/1388 مطالعه شدند. در این پژوهش، علاوه بر گروه آزمون، از یک گروه کنترل نیز برای تایید نتایج پژوهش، و برای آزمون فرضیههای پژوهش از روش مقایسه میانگین زوجی استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان میدهد که تغییر میزان سهام شناور آزاد دارای محتوای اطلاعاتی بوده، تاثیر معنیداری بر بازده سهام شرکتها دارد و باعث کاهش میزان بازده سهام شرکتها میگردد. همچنین نتایج به دست آمده حاکی از این است که تغییر میزان سهام شناور آزاد در صنایع مختلف دارای تاثیر متفاوتی است.
امروزه اهمیت هماهنگی با استانداردهای بین المللی حسابداری بر هیچ کشوری پوشیده نیست. در گذر از مسیر پر پیچ و خم هماهنگ سازی، آگاهی از عوامل موثر بر ایجاد تفاوت در استانداردهای حسابداری کشورهای مختلف با استانداردهای بین المللی حسابداری، از جایگاه ویژه ای برخوردار است...
وجود روش های مناسب پیش بینی روندهای آینده بازار سرمایه منجر به تصمیم گیری های بهتری از جانب فعالان این بازارها خواهد شد. اغلب به دلیل ماهیت غیر خطی و آشوب گونه بازارهای مالی مدل های کلاسیک پیش بینی عملکرد مطلوبی نداشته و اطلاعات موجود در داده ها با گذشت زمان به سرعت از بین رفته و در این صورت استفاده از آن ها در بلند مدت مفید نخواهد بود ]1، ص 64[.
هدف این مقاله به کار بردن الگوریتم بهینه سازی کلونی مورچگان برای پیش بینی شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران است. برای به کاربردن الگوریتم نخست با به کارگیری آزمون بزرگ ترین نمای لیاپانوف ماهیت آشوبی داده های شاخص کل بورس مورد بررسی قرارگرفت، سپس با به کارگیری الگوریتم بهینه سازی کلونی مورچگان نقاط جاذب تحلیل و در نهایت با استخراج دنباله های اعداد منتهی به نقاط جاذب پیش بینی انجام شد.
در پایان مقایسه نتایج پیش بینی با استفاده از آماره های سنجش خطا تأیید کرد که الگوریتم مبنی بر بهینه سازی کلونی مورچگان داده ها را به خوبی و با کمترین خطا نسبت به مدل های گارچ تخمین می زند ، البته نتایج بررسی با استفاده از آماره دایبولد ماریانو برابری نتایج پیش بینی را رد نکرد. الگوریتم ارائه شده این مقاله با تفکیک دنباله های جاذب روشی ساختارمند برای پیش بینی سیستم های آشوبی ارائه می دهد، بنابراین انتظار می رود که در بلند مدت و در پیش بینی های با نوسان های زیاد نتایج قابل قبولی ارائه دهد.
تقلب و رسوایی های مالی در سال های اخیر و این منجر به سقوط شرکت های بزرگ و کاهش یافتن اعتماد مردم به بنگاه های اقتصادی و حرفه (مخصوصاً حسابرسی) گردید. لذا حرفه و قانون گذاران به مقابله با این نقایص با وضع قوانین و مقررات، برخواستند. پس از بررسی های انجام شده توسط انجمن های حرفه ای مانند انجمن حسابداران خبره امریکا (AICPA) و انجمن حسابداری امریکا (AAA) به این نتیجه رسیدند، تقلب امری است که همیشه می تواند وجود داشته باشد و هنگامی بروز آن کاهش می یابد که همه ارکان سازمان، علی الخصوص مدیریت در جهت مبارزه با این امر ضد اخلاقی حرکت نمایند.
مدیریت با تعیین اهداف، سیاست ها و در پیش گرفتن رویه های مناسب و انتصاب افراد لایق و صالح و ... توان این را دارد که موثرترین و مهم ترین رکن در تشخیص، پیشگیری و کشف تقلب باشد. حسابرسان، نیز دارای نقش کنترلی می باشند و می توانند جهت کمک به مدیریت در برنامه ریزی برای پیشگیری از تقلب نقش بسزائی داشته باشند. درعین حال مدیریت عامل کلیدی جلوگیری از تقلب تلقی می شود.
در این تحقیق، ارتباط ارزشی سود حسابداری و تغییرات آن با بازده عادی و غیر عادی مورد بررسی قرار گرفته است. بدین منظور با توجه به مبانی نظری و ادبیات موضوعی، برای تجزیه و تحلیل داده ها، پنج مدل رگرسیونی مورد استفاده قرار گرفته است. جامعه آماری، از شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی 1384 الی 1389 تشکیل شده و نمونه مورد بررسی با توجه به محدودیت های موجود، شامل 74 شرکت است. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها بیانگر این است که سود حسابداری برای استفاده کنندگان دارای ارتباط ارزشی است. به عبارتی دیگر، هر دو متغیر بازده عادی سالانه و بازده غیرعادی سالانه دارای رابطه معنادار با سود حسابداری می باشند. به این صورت که اعلان سود حسابداری با بازده عادی دارای رابطه مستقیم و معنی دار ولی با بازده غیرعادی دارای رابطه معکوس و معنی دار می باشد. در واقع اعلان سود حسابداری بر قیمت سهام تاثیر گذار میباشد و باعث کسب بازده مثبت یا منفی میشود.
استراتژی های معاملاتی شتاب که برای بهره گیری از همبستگی سریالی موجود در بازدهی بازار و اوراق بهادار بهکار می روند، در زمره استثنائات مالی و بی نظمی های بازار سرمایه قرار می گیرند. در این استراتژی بازدهی اضافی با خرید سهام برنده گذشته و فروش سهام بازنده گذشته قابل دستیابی است. این پژوهش به بررسی سودآوری استراتژی های شتاب سود و قیمت در بورس اوراق بهادار تهران و ارزیابی اثر عوامل بازده غیرعادی، سود غیرمنتظره استاندارد شده، نسبت قیمت به سود هر سهم، ارزش دفتری به ارزش بازار هر سهم و همچنین اندازه شرکت، بر روی بازده این استراتژی ها طی دوره زمانی 1383 - 1387 می پردازد. پژوهش حاضر بر اساس چهار فرضیه انجام شده است. مهم ترین آن ها این است که با استفاده از استراتژی-های شتاب سود و قیمت می توان بازده اضافی در بورس اوراق بهادار تهران کسب کرد. نتایج آزمون فرضیه ها نشان داد، استراتژی شتاب قیمت در بازه های زمانی 3،6 و 12 ماهه و استراتژی شتاب سود در بازه-های زمانی 3 و6 ماهه در بورس اوراق بهادار تهران سودآور هستند؛ اما سودآوری استراتژی شتاب سود در دوره زمانی یکساله تایید نشده است. در فرضیه سوم به این نتیجه رسیدیم که در دوره زمانی 3 و 6 ماهه متغیرهای مستقل مدل توجیه کننده بازده اضافی ناشی از شتاب قیمت هستند اما در دوره زمانی یکساله عوامل دیگری غیر از متغیرهای مستقل ذکر شده در مدل، در کسب بازده اضافی حاصل از شتاب قیمت تاثیرگذار هستند. در فرضیه چهارم رابطه معنادار استراتژی شتاب سود و قیمت در بازه زمانی 3 و 6 ماهه تایید شده است؛ اما در بازه زمانی یکساله رابطه معناداری بین این دو متغیر مشاهده نشد.
در این تحقیق، مربوط بودن اطلاعات حسابداری تاریخی در زمینه تصمیمات تأمین مالی با استفاده از داده های تاریخی سال های 1383 تا 1389 متعلق به 100 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بررسی شده است. به این منظور، نحوه اثرگذاری شش متغیر حسابداری شامل سودآوری، رشد سودآوری، درآمد، رشد درآمد، سرمایه در گردش و توان پوشش هزینه تأمین مالی، بر تصمیمات تأمین مالی آزمون گردیده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که بخش عمده متغیرهای حسابداری مورد بررسی، در تصمیمات تأمین مالی شرکت های ایرانی، اطلاعات مربوطی به حساب می آیند. به نظر می رسد سودآوری شرکت ها، مهم ترین متغیر حسابداری مورد بررسی است که تصمیم گیران در زمان تأمین مالی به آن توجه دارند. وضعیت نقدینگی طبق داده های ترازنامه ای، مبلغ درآمد فروش و توان پوشش هزینه تأمین مالی به لحاظ اثرگذاری بر تصمیمات تأمین مالی در رده های بعدی قرار دارند.
در تحقیقات زیادی وجود رابطه بین نسبتهای مالی و بازده سهام و همچنین وجود هموارسازی در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تایید شده است. از آنجا که گزارشات مالی که در پیشبینی و تصمیمگیری استفاده کنندگان از اهمیت زیادی برخوردار است هموارسازی سود، سودمندی چنین گزارشاتی را که مبنای محاسبه نسبتهای مالی و تصمیمات استفاده کنندگان میباشد بیش از پیش زیر سوال برده است. لذا در این مطالعه به بررسی تاثیر هموارسازی سود بر رابطه بین نرخ بازده سهام و نسبتهای مالی، طی دوره 1386- 1382 پرداخته شده است. در این تحقیق 70 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی طبقهای انتخاب شده و جهت تجزیه و تحلیل و آزمون فرضیهها از فنون آماری همچون آمار توصیفی، آزمون معنیدار بودن r و Zr فیشر استفاده شده است همچنین برای تشخیص شرکتهای هموارساز از مدل ایکل استفاده شده است. یافتههای تحقیق وجود هموارسازی و رابطه بین نسبتهای مالی و بازده سهام در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار را تایید نمود و نشان داد که شرکتها در سطوح مختلف سود شامل سود عملیاتی، ناخالص و خالص اقدام به هموارسازی مینمایند .نتیجه اصلی تحقیق حاکی از آن است که علیرغم وجود رابطه معنیدار بین برخی نسبتهای مالی با بازده سهام در شرکتهای هموارساز و غیرهموارسازسود، از نظر رابطه بین نسبتهای مالی با بازده سهام بین این دو گروه از شرکتها تفاوت معنیداری وجود ندارد.
بر اساس نظریه زمان بندی بازار شرکتها زمان انتشار سهام را بر اساس قیمت سهام در بازار تعیین می کنند. مدیریت زمانی اقدام به انتشار سهام می کند، که نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری سهام شرکت بالا باشد. چون مدیران بر این باورند که سهام شرکت در برخی از مواقع در بازار بیش از واقع ارزشگذاری می شود و انتشار سهام در این زمان ها به نفع شرکت است. بنابراین، نوسانات موقت در ارزش بازار می تواند باعث تغییرات دائمی در ساختار سرمایه شود.
در این تحقیق با استفاده از اطلاعات مالی 101 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی 1378 تا 1386 و با بهره گیری از روش تجزیه و تحلیل رگرسیون خطی چند متغیره، نظریه زمانبندی بازار آزمون شده است. نتایج تحقیق بیانگر رابطه معنادار بین ارزشهای گذشته بازار با ساختار سرمایه و تغییرات ساختار سرمایه است. این شواهد نظریه زمانبندی بازار را تأیید نمی کند.