محمدصادق شجاعی

محمدصادق شجاعی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۵۹ مورد از کل ۵۹ مورد.
۴۱.

ساخت پرسشنامه اولیه احسان در روابط میان فردی بر اساس منابع اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۶ تعداد دانلود : ۳۲۱
پژوهش حاضر با هدف ساخت پرسشنامه احسان در روابط میان فردی بر اساس منابع اسلامی انجام شده است. داده ها با استفاده از دو روش تحلیل محتوای متون دینی و پیمایشی از آیات و روایات گردآوری شدند. بر اساس نظر ده نفر از کارشناسان علوم دینی و روان شناسی، یافته های پژوهش در بخش کیفی، برای احسان 41 نشانه را در 6 مؤلفه نظری تحت عنوان «سودمندی اجتماعی»، «روابط مثبت»، «مثبت اندیشی»، «نفوذ-مطلوبیت»، «خویشتن داری» و «تمامیت» به دست داد. بر این اساس گویه های اولیه طراحی شد و سپس بنا بر نظر ده نفر از کارشناسان مذکور، 130 گویه طراحی و در جامعه آماری اجرا گردید، پس از تجزیه وتحلیل آماری بر روی داده ها، پرسشنامه اولیه احسان با 121 گویه تهیه و تدوین گردید. با روش پیمایشی به منظور بررسی و ارزیابی روایی و اعتبار مقیاس اولیه احسان در نمونه 85 نفری از جامعه آماری، ساکنین شهرک پردیسان قم (سال 95-96) مورد بررسی قرار گرفت. برای بررسی روایی محتوای نشانگان و گویه ها، از نظرات ده نفر از کارشناسان خبره استفاده گردید. برای به دست آوردن روایی سازه، همبستگی (پیرسون) هر گویه با نمره کل محاسبه گردید و نتایج حاکی از روایی مطلوب بود. در بررسی اعتبار مقی اس نیز ضریب آلفای کرونباخ، 83/0 و ضریب دونیمه سازی گاتمن،90/0 و ضریب دونیمه سازی اسپیرمن- براون، 91/0 به دست آمده است.
۴۲.

پیش بینی مسئولیت پذیری فرزندان بر اساس ترتیب تولد و سبک های فرزندپروری والدین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۶ تعداد دانلود : ۳۲۰
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی مسئولیت پذیری فرزندان بر اساس ترتیب تولد و سبک های فرزندپروری والدین، به روش توصیفی از نوع همبستگی انجام شد. جامعه آماری این پژوهش را افراد 12 تا 35 سال قمی در سال 1400و والدین آن ها تشکیل می دادند که ۱۶6 نفر (49 نفر مرد و 117 نفر زن) به صورت در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای اندازه گیری متغیر های پژوهش، از پرسشنامه مسئولیت پذیری هاریسون گاف(1984) و پرسشنامه فرزندپروری بامریند(1991) استفاده شد. داده ها به وسیله نرم افزار SPSS و با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی از نوع میانگین، انحراف معیار، فراوانی، ضریب همبستگی و رگرسیون چندگانه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که سبک مستبدانه ۱۱ درصد و سبک سهل گیرانه ۱۶ درصد از واریانس مسئولیت پذیری را پیش بینی می کند. با وجود رابطه معنادار ترتیب تولد و مسئولیت پذیری، نتایج تحلیل رگرسیون نقش پیش بینی کننده آن را تأیید نکرد. بنابراین می توان چنین نتیجه گیری کرد که آموزش سبک های فرزندپروری مطلوب به والدین، می تواند در بهبود مسئولیت پذیری فرزندان نقش مؤثری داشته باشد. 
۴۳.

مدل مفهومی تاب آوری در قرآن کریم(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۹ تعداد دانلود : ۳۸۵
هدف این پژوهش دستیابی به مدل مفهومی تاب آوری در قرآن کریم بود و از روش تحلیل کیفی محتوای متون دینی استفاده شد. برای این منظور، ابتدا مفاهیم و گزاره های کلیدی مرتبط با تاب آوری در قرآن کریم شناسایی و گردآوری شد؛ در مرحله بعد مفاهیم و گزاره های گردآوری شده مورد دقت و بازبینی قرار گرفت و مواردی که به نظر می رسید بیشترین ارتباط را با موضوع پژوهش دارد، با به کارگیری اصول تحلیل متن مورد بررسی قرار گرفت؛ سپس محتواهای استنباطی مربوط به هر گزاره روی فرم ثبت شد و با تحلیل و طبقه بندی آنها 10 مؤلفه برای تاب آوری در قرآن به دست آمد و در قالب یک فرم برای روایی سنجی در اختیار کارشناسان قرار گرفت. مؤلفه های تأییدشده که نمره CVI و CVR قابل قبول را کسب کردند عبارت بودند از: آگاهی نسبت به شرایط سخت، امیدواری، ایمان به یاری خداوند، انعطاف پذیری، سطح تحمل بالا، پایداری، پایداری هیجانی، ثبات قدم، تسلیم بودن در برابر قضای الهی و پرهیز از شتابزدگی. سرانجام مدل مفهومی تاب آوری در قرآن کریم در سه محور نشانه ها، مؤلفه ها و ابعاد به دست آمد.
۴۴.

مفهوم سازی خود اندیشی انتقادی در منابع اسلامی(مقاله ترویجی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۹ تعداد دانلود : ۳۰۰
این پژوهش با هدف مفهوم سازی خوداندیشی انتقادی در منابع اسلامی انجام شده است. روش پژوهش تحلیل کیفی محتوای متون دینی (شجاعی، 1399) بود که برای فهم و استنباط روان شناختی از منابع اسلامی کاربرد دارد. جامعه اسنادی پژوهش را قرآن کریم و کتاب های اصول کافی، میزان الحکمه و بحارالانوار تشکیل می داد. نمونه عبارت بود از هر واژه، عبارت یا گزاره ای که در مفهوم شناسی خوداندیشی انتقادی کاربرد داشته باشد. اعتبارسنجی براساس دو شاخص متقن و مفید بودن و با استفاده  از دو روش کیفی و کمّی انجام شد. در روش کیفی استنباط های انجام شده از آیات و روایات در اختیار سه نفر از کارشناسان قرار گرفت و از آنها خواسته شد که در مورد مؤلفه ها و ابعاد خوداندیشی انتقادی نظر خود را بیان کنند. در روش کمّی متقن بودن براساس نظر چهارده نفر از متخصصان و محاسبه نسبت روایی محتوا (CVR) و شاخص روایی محتوا (CVI) بررسی شد.  مفید بودن یافته ها براساس نظر سه کارشناس و محاسبه ضریب کاپا مورد سنجش قرار گرفت. نتایج نهایی 31 نشانه برای خوداندیشی انتقادی را نشان داد که براساس تشابه کارکردی در قالب پنج مؤلفه تأمل و بازنگری در خود (شامل7 نشانه)، خودنظارتی فعال (6 نشانه)، نگرش واقع بینانه به زندگی (5 نشانه)، تعالی جویی ( 5 نشانه) و خودگاهی پدیداری ( 4 نشانه) تدوین شد. نتایج CVR  و CVI به ترتیب بالاتر از 59/0 و 79/0 و ضریب کاپا برای هر پنج مؤلفه در دامنه نسبتاً خوب تا عالی (20/0-1) به دست آمد. درنتیجه خوداندیشی انتقادی یک فرایند شناختی فعال، هدفمند و سازمان یافته است که با استفاده از آن فرد به بررسی و بازنگری شناخت ها، باورها، تفکرات، ارزش ها، احساس ها و رفتارهای خود می پردازد. اندازه گیری خوداندیشی انتقادی با توجه به نواحی جدول زندگی (تفریح و سرگرمی، روابط اجتماعی، حالات خلقی، انگیزش، معنویت و دینداری، برنامه ریزی، سلامت، معیشت و کار) بررسی شد که نتیجه آن به صورت «نیمرخ وضعیت زندگی» و تعیین نمره فرد از 1 تا 10 در هر محور مشخص می شود.  
۴۵.

تطبیق ملاک های نابهنجاری در قرآن کریم با کتاب راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های روانی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۵ تعداد دانلود : ۲۲۸
تعیین ملاک های نابهنجاری از مهم ترین موضوعات در دانش روان شناسی است و کتاب راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های روانی به عنوان مهم ترین مبنای تشخیص اختلال های روانی، ملاک هایی را پیشنهاد داده است. این پژوهش با هدف بررسی تطبیقی ملاک های نابهنجاری در قرآن کریم و کتاب راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های روانی انجام شده است. روش پژوهش، توصیفی با بهره گیری از روش تطبیقی بِرِدی بود. یافته های پژوهش نشان داد پنج ملاک برای اختلال های روانی در کتاب راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های روانی شامل انحراف از انتظارات فرهنگی، اختلال رفتاری - روان شناختی - زیستی، انعطاف ناپذیری، عدم کنترل و اختلال قابل توجه بالینی وجود دارد. همچنین یافته های پژوهش پنج ملاک را برای نابهنجاری در قرآن کریم شامل؛ افراط و تفریط، انسجام نیافتگی ، غیرمتعارف بودن، غیرعقلانی بودن و دوری از فطرت شناسایی کرد. تطبیق این ملاک ها نشان داد که ملاک انحراف از انتظارات فرهنگی با غیرمتعارف بودن و ملاک اختلال های رفتاری-روان شناختی-زیستی با انسجام نیافتگی هم پوشی دارد. علاوه بر این یافته ها نشان داد ملاک های عدم کنترل، انعطاف ناپذیری و اختلال قابل توجه بالینی می توانند در اثر عدم تعقل بروز کنند و ملاک دوری از فطرت، می تواند با تمام ملاک های نابهنجاری کتاب راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های روانی در ارتباط باشد. همچنین یافته ها نشان داد به جز اختلال های مادرزاد و با منشأ زیستی، سایر اختلال ها می تواند در اثر فاصله گرفتن انسان از فطرت پدید آید.
۴۶.

فرص وتحدّیات التَّعلیم الافتراضیّ للحوزات العلمیّه فی حقبه کورونا

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۵ تعداد دانلود : ۲۷۸
ترمی هذه الدراسه إلى التّعرّف على فرص التعلیم الافتراضی وتحدّیاته فی عصر کورونا للحوزات العلمیّه، والمنهج المتّبع فی الدراسه هو المنهج الوصفیّ التحلیلیّ. لقد أظهرت النتائج أنّ التعلیم الافتراضی فی عصر کورونا، على الرغم من وجود عدد من الفرص والقدرات الإیجابیّه کالتدریب الشَّبکی، والمرونه فی اختیار زَمَکان التدریب، وتوفیر التکالیف ومدّه التعلیم، وعدم الحاجه إلى الحضور الفیزیائی للطلاب، وإزاله قیود تسجیل الطلاب، قد واجه أیضًا عددًا من المشکلات والموانع، من جملتها: عدم وجود تفاعل وجهًا لوجه (بشکل مباشر) بین الأستاذ والطالب، والاعتماد المفرط على التکنولوجیا، ونقص الموظفین الإداریین المتخصصین، وانعزال الطلاب وعدم وجود المنافسه بینهم، وحذف البرامج التربویه وعدم الرقابه علی برامج الطلاب وتعامل بعضهم مع بعض، وأخیرًا ثمّه اقتراحات لتفادی هذه المشکلات قدر الإمکان لتجنّب المخاطر وتقلیل العواقب المحتمله فی فتره ما بعد کورونا.
۴۷.

Le rôle de l’enfant dans la consolidation des relations affectives des conjoints et la stabilité familiale selon les sources islamiques

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۶ تعداد دانلود : ۲۵۰
Cette recherche a été menée dans le but d'étudier le rôle de l’enfant dans l’affermissement des relations entre conjoints et la stabilité familiale. Pour la réaliser, nous avons utilisé la méthode descriptive-analytique. Selon les résultats obtenus à la suite de cette recherche, il ressort que dans le passé, l'un des indicateurs importants de la famille était la tendance à avoir des enfants. L'importance d'avoir des enfants était telle que beaucoup de gens considéraient le fait d'avoir des enfants comme la raison principale de fonder une famille. Cependant, dans la situation actuelle, le changement d'approche de la fécondité naturelle à la fécondité contrôlée et même à la vie sans enfants a progressivement éloigné la structure traditionnelle de la population de l'état de jeunesse au vieillissement et psychologiquement, cela a eu des effets et des conséquences négatifs sur la famille. Dans les sources islamiques, tout en recommandant aux conjoints d'avoir des enfants, certains effets positifs qui découlent du fait d’avoir des enfants ont été mentionnés, notamment le sentiment d’être fructueux, le sentiment d'efficacité personnelle, l’espérance de vie, la réponse aux attentes des parents, le renforcement de l'estime de soi, l’épanouissement économique, l'augmentation des bénédictions dans la famille, le soutien aux parents pendant leur vieillesse ainsi que leur soutien spirituel après la mort. En effet, tous ces éléments ont un impact favorable sur la stabilité et la consolidation de la famille ainsi que sur l'amélioration des relations affectives des conjoints.
۴۸.

سبک های نگرش به فرزند و فرزندآوری بر اساس منابع اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۷ تعداد دانلود : ۱۸۲
در هر جامعه ای نگرش افراد به مقوله فرزند و فرزندآوری نقش تعیین کننده ای در میزان زادوولد و فرزندآوری دارد. بر این اساس این پژوهش به بررسی نگرش منابع اسلامی به فرزندآوری و سایر نگرش های بازتاب یافته در قرآن کریم به فرزند و فرزندآوری اختصاص یافته، تا از طریق این بررسی مدل مفهومی نگرش منابع اسلامی به فرزندآوری استخراج گردد. روش به کاررفته در این پژوهش، تحلیل کیفی محتوای متون دینی است که برای فهم و استنباط آموزه های روان شناختی از منابع اسلامی کاربرد دارد. در بررسی های صورت گرفته، در مجموع سه نگرش اصلی در مورد فرزند و فرزندآوری در منابع اسلامی یافت شد، که از این سه نگرش، 21 مؤلفه کلی و 61 استنباط از آیات و روایات منتخب به دست آمد: 1. نگرش مثبت به مطلق فرزند، اعم از پسر و دختر، با مؤلفه های؛ فرزند عامل بقا و استمرار والدین، فرزندآوری یکی از ملاک های انتخاب همسر، فرزند مایه اقتدار و افزایش نفوذ والدین، فرزند مایه آرامش خانواده، فرزند موجب استحکام روابط والدین، فرزند زمینه ساز رضایتمندی والدین، فرزند هدیه الهی و فرزند نیرویی در خدمت دین؛ 2. نگرش منفی به مطلق فرزند اعم از پسر و دختر، با مؤلفه های؛ فرزند عامل تهیدستی خانواده، فرزند موجب رنج و سختی والدین و خطرات معنوی فرزند برای پدر و مادر؛ 3. نگرش تفکیکی به فرزند که خود مشتمل بر سه نگرش فرعی است: یکم، نگرش منفی به دختر؛ دوم، نگرش مثبت به پسر؛ سوم، نگرش مثبت به دختر با مؤلفه های؛ دختر موجب گشایش رزق و توسعه بیشتر در زندگی، جلب رحمت و مغفرت الهی پس از مرگ والدین، استعداد دختر برای ایجاد نسل برتر. روایی سنجی محتواهای استنباطی و مؤلفه ها بر اساس نظر یازده کارشناس و دو شاخص روایی محتوا (CVI) و نسبت روایی محتوا (CVR) به دست آمد. در پایان برای روایی سنجی نگرش های سه گانه درباره فرزند و فرزندآوری از نظر سه کارشناس به صورت مشارکتی استفاده شد.
۴۹.

تحلیل مؤلفه ای رفق از دیدگاه لغت شناسان، اندیشمندان و منابع اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۰ تعداد دانلود : ۲۳۱
پژوهش کنونی با هدف بررسی مفهوم رفق از دیدگاه لغت شناسان، اندیشمندان و منابع اسلامی انجام شده است. روش پژوهش ترکیبی از فقه اللغوی، همراه فقه القرآنی و فقه الحدیثی است؛ درباره یافته ها می توان گفت که لغت دانان رفق را نرمی و لطافت در امور می دانند که سبب تسهیل و آسا ن گیری می گردد و حسن انجام عمل را در پی دارد. تعریف کارشناسان محورهای حالت روانی(مانند لین)، موضوع رفق (همه اقوال و افعال) و نتیجه رفق ( مانند تأنی) شامل می شود. در تعریف اسلامی رفق به محورهای «لین و نرم خویی» به عنوان ویژگی روانی، «تسهیل و آسان گیری» و «رسیدن به مطلوب» به عنوان کارکرد و «امور اجتماعی و فردی» به عنوان موضوع و نیز «کرامت نفس» و «صلاح و مصلحت» پرداخته شد.نتیجه آن که رفق ترکیبی از کرامت، انعطاف پذیری و آسان گیری در امور است. سایر تعبیرها در لغت، اصطلاح و متون دینی زیر مجموعه این سه هستند. لذا به علاقمندان این حوزه توصیه می گردد تا از این تعریف برای فعالیت-های پژوهشی، آموزشی و درمانی بهره گیرند.
۵۰.

کاربرد نظریه حوزه های معنایی در بررسی مفهوم کرامت بر پایه منابع اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۹ تعداد دانلود : ۱۹۰
هدف: هدف این پژوهش، بررسی مفهوم کرامت بر اساس قرآن و روایات بود. روش: برای گردآوری و تحلیل داده ها از روش کیفی معناشناسی زبانی و همچنین تحلیل محتوای متون دینی استفاده شد. یافته ها: کرامت از موسّع ترین مفاهیم دینی و شامل دو نوع ذاتی و اکتسابی است. کرامت اکتسابی بیشتر در علم روان شناسی مورد توجه قرار می گیرد. کرامت با مفاهیم متعددی مرتبط است. حس کرامت قابل آسیب و افزایش است. همچنین، کرامت صفت و ویژگی کلی است که به خود مرتبط است. عزت نفس به عنوان مؤلفه کرامت، به حریم خود و صفت لینت به چگونگی این حریم اشاره دارد. نتیجه گیری: کرامت مرتبط با خود است و به همین دلیل، از دیدگاه اسلامی با نظریه های روان شناسی خود و انسانگرایی راجرز شباهتها و تفاوتهایی دارد. نتایج این مقاله می تواند موجب غنای حوزه روان شناسی خود شود و توسط درمانگران در حوزه پیشگیری و درمان استفاده شود.
۵۱.

مؤلفه های انگیزش جهادی در منابع اسلامی با تأکید بر اندیشه های مقام معظم رهبری(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۰ تعداد دانلود : ۲۱۱
پژوهش حاضر با هدف دستیابی به مؤلفه های انگیزش جهادی در منابع اسلامی صورت گرفته است. روش به کار رفته در این پژوهش، "تحلیل کیفی محتوای متون دینی" بود که برای فهم و استنباط آموزه های روان شناختی از منابع اسلامی کاربرد دارد (شجاعی، ۱۳۹۹). بدین منظور ابتدا آیات و روایات مرتبط با بحث انگیزش جهادی با استفاده از کلیدواژه های "جهاد و مجاهدت" استخراج شد و سپس با استفاده از بیانات مقام معظم رهبری مرتبط با انگیزش جهادی(شامل کلیدواژه های "کار جهادی"، "روحیه جهادی"، "مدیریت جهادی"، "مجاهدت" و جهاد) ۱۵ مؤلفه انگیزشی برای انگیزش جهادی شناسایی شد که شامل "ایمان پایدار"، "اخلاص"، "ولایت مداری"، "غیرت دینی"، "آمادگی برای فداکاری"، "توکل"، "خودباوری"، "نظم و انضباط"، "پایداری"، "خطرپذیری"، "خلاقیت"، "امیدواری" "درک چالش خصمانه" و "عقلانیت و تدبیر" است. در مرحله بعد با استفاده از نظرات کارشناسان، این مؤلفه ها در قالب سه عامل شناختی(بصیرت)، گرایشی(تولی-تبری) و شخصیتی(بلندهمتی) جمع بندی شدند. بر اساس این پژوهش می توان انگیزش جهادی را نوع خاصی از انگیزش درونی دانست که معطوف به اهداف خاص و همراه با پشتوانه گرایشی الهی است.
۵۲.

تحلیل مضمون مبانی اسلامی احساس حقارت از دیدگاه آیت الله جوادی آملی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۷ تعداد دانلود : ۲۳۱
برای انسان حکم ارزشی ای مهم تر از داوری درباره ی خویش نیست و احساس حقارت فرد ذیل چنین داوری هایی قرار می گیرد. گرچه این اصطلاح توسط اندیشمندان متعددی بررسی شده است، اما در تعریف آن اختلاف نظر قابل توجهی وجود ندارد. این مفهوم، گستره ی نفوذ زیادی در ابعاد مختلف زندگی بشر دارد؛ از کاربرد آن در امور تبلیغی-تجاری و کاریکاتور تا اثر سوء آن بر روان افراد. این گستره بیانگر اهمیت و ضرورت پرداختن به این مفهوم است. پژوهش حاضر با هدف دستیابی به دیدگاه صحیح اسلام درباره احساس حقارت، به تحلیل مبانی اسلامی این مفهوم در آثار آیت الله جوادی آملی به عنوان اندیشمند اسلامی معاصر پرداخته و با استفاده از روش تحلیل مضمون به این سؤال پاسخ داده است که مضامین حاصل از مبانی اسلامی احساس حقارت از دیدگاه آیت الله جوادی آملی چگونه است؟ بررسی ها نشان دهنده ی دو سنخ از احساس حقارت است. مضمون فراگیر احساس حقارت ممدوح، یعنی احساس حقارت در برابر خداوند و در نفس خود که شامل مضامین سازمان دهنده: عامل (معرفت خداوند و قرب به خداوند) و اثر (قرب به خداوند، رشد و کمال فردی و عزت نزد دیگران) است و مضمون فراگیر احساس حقارت مذموم که در ابتدا به دو مضمون فرعی فردی و اجتماعی-ملی تقسیم می شود. بعد فردی آن شامل مضامین سازمان دهنده: عامل (سرکوب استعداد و نام حقیرانه)، اثر (معنوی، اجتماعی) و راهکار (باورهای دینی و سیاست گذاری اجتماعی) می شود.
۵۳.

مدل مفهومی تاب آوری روان شناختی بر اساس آیات و روایات

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۵ تعداد دانلود : ۱۳۰
هدف پژوهش حاضر دستیابی به مدل مفهومی تاب آوری روان شناختی به عنوان سازوکار مقاومت و انطباق مثبت افراد در شرایط دشوار و رویدادهای ناگوار زندگی است. از نظر روان شناسان، تاب آوری فرآیندی پویاست که به افراد امکان می دهد با استفاده از توانمندی ها و مهارت های شخصی خود، در مواجهه با فشارها، آسیب ها و محرک های تنش زا، نه تنها دچار شکست نشوند، بلکه به رشد و تقویت فردی نیز دست یابند. در همین راستا، این پژوهش با هدف دستیابی به مدل مفهومی تاب آوری روان شناختی در آیات و روایات طراحی شده است، تا مبنایی نظری و کاربردی براساس منابع اسلامی، برای ارتقای تاب آوری در حوزه روان شناسی مثبت گرا فراهم آورد. در این پژوهش از روش تحلیل کیفی محتوای متون دینی بهره گرفته شد؛ روشی که به طور خاص برای استخراج، فهم و استنباط آموزه های روان شناختی از منابع اسلامی نظیر قرآن کریم و متون روایی کاربرد دارد. این روش به پژوهشگر امکان می دهد تا با بررسی عمیق و نظام مند متون، مضامین مرتبط با تاب آوری را شناسایی و تبیین نماید. فرایند تحلیل در پنج مرحله متوالی انجام گرفت: نخست، مشاهده نظام مند و انتخاب هدفمند منابع معتبر؛ دوم، غرقه شدن در محتوا از طریق مطالعه مکرر و دقیق متون به منظور درک عمیق معنایی؛ سوم، صورت بندی یافته ها و استخراج مفاهیم کلیدی در قالب گزاره های روان شناختی؛ چهارم، اعتبارسنجی یافته ها با اتکاء به نظر متخصصان حوزه های دینی و روان شناسی و مقایسه با مبانی نظری؛ و در نهایت، بازنگری و ارائه گزارش نهایی با هدف دستیابی به مدلی مفهومی و قابل اتکاء. این رویکرد کیفی امکان می دهد تا ارتباط میان آموزه های دینی و سازه های روان شناسی مثبت گرا، از جمله تاب آوری، با دقت بیشتری روشن شود. در گام نخست، مفاهیم و گزاره های مرتبط با تاب آوری از آیات و روایات استخراج شد، سپس با به کارگیری اصول پیش پردازش متن همچون هم معنایی، چندمعنایی و حوزه های معنایی مورد تحلیل قرار گرفت. بر این اساس، 9 مؤلفه اصلی تاب آوری شامل تعهد مذهبی، پذیرش، نگرش تکلیف مدارانه، جهت گیری هدف، قوت اراده، پایداری در برابر دشواری ها، ظرفیت بالای سازگاری، صلابت و کنترل هیجانی شناسایی شد. در ادامه، مؤلفه ها بر پایه شباهت کارکردی دسته بندی شدند. برای اطمینان از اعتبار پژوهش، نظر ۱۰ تن از متخصصان علوم دینی و روان شناسی دریافت شد و نسبت روایی محتوا (CVR) و شاخص روایی محتوا (CVI) محاسبه شد که به ترتیب بالاتر از 0.62 و 0.79 به دست آمد. براساس یافته های این پژوهش، تاب آوری روان شناختی متشکل از چهار بُعد اساسی وظیفه شناسی، پایداری، انعطاف پذیری و رشد شخصی است. این ابعاد نمایانگر جنبه های گوناگون توانایی فرد در مواجهه با مشکلات و چالش های زندگی بوده و می توانند به عنوان شاخص هایی معتبر برای سنجش میزان تاب آوری افراد مورد استفاده قرار گیرند. شناسایی این ابعاد نه تنها در فهم عمیق تر سازه تاب آوری اهمیت دارد، بلکه زمینه ای کاربردی برای توسعه ابزارهای سنجش ازجمله پرسشنامه های استاندارد فراهم می سازد. افزون بر این، نتایج به دست آمده می تواند مبنای طراحی مداخلات روان شناختی و بسته های آموزشی هدفمند قرار گیرد که هدف آن تقویت ظرفیت های تاب آوری و ارتقای کیفیت زندگی افراد در حوزه های مختلف به ویژه آموزش و تربیت است. بدین ترتیب، پژوهش حاضر گامی مؤثر در جهت تلفیق مبانی نظری با کاربست های عملی در روان شناسی مثبت گرا و آموزش نیروی انسانی به شمار می آید.
۵۴.

مدل مفهومی تعامل به معروف بین همسران براساس منابع اسلامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۲۵
براساس آموزه های اسلامی، معاشرت به معروف یک اصل اساسی در تعامل بین همسران محسوب می شود. در همین راستا، پژوهش حاضر با هدف دستیابی به مدل مفهومی تعامل به معروف با محوریت آیه 19 سوره نساء انجام شده است. تحلیل کیفی محتوای متون دینی در چهار مرحله مشاهده نظام مند، غرقه شدن در محتوا، صورت بندی یافته ها و بازآفرینی و ارائه، انجام شده و هر مرحله نیز از چندین گام تشکیل شده است. پایه و اساس تحلیل کیفی محتوای متون دینی، پردازش فعال متن است که در آن، پژوهشگر داده های متنی (مفاهیم، گزاره های متون دینی) را با به کارگیری اصول پیش پردازش متن، آنقدر مورد کندوکاو و تحلیل قرار می دهد تا به ساخت های کلی معنی دست یابد. سرانجام یافته های گردآوری شده، تجزیه و تحلیل، طبقه بندی و به شکل تازه ای کنار یکدیگر قرار داده می شوند. جهت دستیابی به این مهم، از دو روش کمّی و کیفی استفاده شد. در روش کیفی، از فرم روایی سنجی (شجاعی، 1388) استفاده شد که در آن، هریک از مؤلفه ها با مستندات ارائه شده و عنوان بندی، در جداول به اساتید ارائه گردید و متقن بودن یافته ها (میزان صحّت، درستی و مطابقت یافته ها با مستندات دینی) و مفید بودن یافته ها (میزان کارآمدی و قابلیت انتقال یافته ها به روان شناسی) در طیف لیکرت، مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج در چهار محور مدیریت رفتار و خلق (تأمین امنیت فیزیکی، تأمین آسایش همسر، با اخلاق نیک رفتار کردن با همسر، گفتار نیکو داشتن با همسر، گشاده رویی، احترام گذاشتن به همسر، یکی بودن و همراهی و رعایت حقوق همسر)، مدیریت افکار (تغافل و گذشت، تغییر باورهای نادرست و تعدیل انتظارات)، درک طرف مقابل (خیرخواهی)، و ایجاد احساس مثبت (حفظ صمیمیت زناشویی، توجه به نیازهای عاطفی همسر، استمرار عشق و دوستی پیشین، ابراز هیجان مثبت) طبقه بندی شدند. اعتبار یافته ها با استفاده از دو روش کیفی و کمّی تایید شد. در روش کیفی، استنباط های انجام شده توسط اساتید انجام گرفت. در روش کمّی محاسبه نسبت روایی محتوا (CVR) و شاخص روایی محتوا (CVI)، به ترتیب بالاتر از 49/0 و 79/0 بدست آمد. در مجموع می توان گفت، آموزش و بهینه سازی تعامل به معروف بین همسران، به عنوان یک قاعده طلایی در زندگی می توانند به همسران کمک کنند تا به هدف زندگی مشترک (رشد و تعالی طرفینی و کسب آرامش، صلح و دوستی) دست یافته و بحران های زندگی مشترک را پشت سر بگذارند. تعامل به معروف نوعی کنشوری است که بدون بلوغ عاطفی- فکری در زوجین امکان پذیر نیست.
۵۵.

مفهوم سازی خودآگاهی هیجانی در عرفان اسلامی(مقاله ترویجی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۸۷
این پژوهش با هدف مفهوم سازی خودآگاهی هیجانی در عرفان اسلامی انجام شده است. روش پژوهش تحلیل کیفی محتوای متون دینی (شجاعی، 1399) بود؛ بدین منظور، نخست واژه ها و مفاهیم مرتبط با خودآگاهی هیجانی در عرفان اسلامی گردآوری شد. در مرحله بعد واژه ها و مفاهیم گردآوری شده با به کارگیری اصول پیش پردازش متن بررسی شد و محتواهای استنباطی مربوط به هر مفهوم و گزاره، کنار آنها روی فرم ثبت و با تحلیل و طبقه بندی محتواهای استنباطی مؤلفه های خودآگاهی هیجانی به دست آمد. سپس مؤلفه ها برای روایی سنجی در اختیار کارشناسان قرار گرفت و پس از محاسبه cvi و cvr و اعمال نظر کارشناسان درنهایت یازده مؤلفه شامل شناخت خود واقعی، شناخت باورهای خود، آگاهی از ارزش های خود، تشخیص هیجان مثبت، تشخیص هیجان های منفی، شناخت احساس های خود، آگاهی نسبت به پیامد هیجان ها، توانایی کنترل هیجان ها، آگاهی نسبت به عوامل پدیدآورنده هیجان ها، احساس آمادگی برای تغییر مثبت، گرایش به استفاده بهینه و مطلوب از هیجان ها برای خودآگاهی هیجانی در عرفان اسلامی به دست آمد. سپس مدل مفهومی خودآگاهی هیجانی براساس مؤلفه های به دست آمده ترسیم شد. یافته های این پژوهش زمینه ساخت مقیاس و تدوین بسته آموزشی برای خودآگاهی هیجانی عرفانی را فراهم می کند.
۵۶.

مدل مفهومی تاب آوری معنوی بر اساس دعای هفتم صحیفه سجادیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۱۲۰
مقدمه و اهداف: تاب آوری یکی از مهم ترین مفاهیم روان شناسی معاصر است که به توانایی افراد برای رویارویی با مشکلات، حفظ ثبات روانی و بازگشت به شرایط عادی پس از تجربه بحران اشاره دارد (ماستن، ۲۰۱۴). بخش زیادی از پژوهش های موجود در این زمینه در بستر فرهنگی غرب انجام شده، و بیشتر بر منابع فردی یا اجتماعی تمرکز دارد؛ با این حال در جوامع اسلامی، دین و معنویت نقش محوری در تجربه زیسته افراد ایفا می کنند و می توانند به عنوان منبعی مهم برای ارتقای تاب آوری به شمار آیند (پارگامنت و ساندرز ، ۲۰۰۷).  متون دعایی و عبادی اسلام (به ویژه صحیفه سجادیه)، افزون بر ارزش های عبادی و اخلاقی، ظرفیت بالایی برای بازنمایی سازوکارهای روان شناختی سازگاری دارند. دعای هفتم صحیفه سجادیه از امام سجادj که در شرایط سختی و گرفتاری ها خوانده می شود، نمونه ای بارز از متنی است که می تواند چارچوبی مفهومی برای تاب آوری معنوی ارائه دهد. با توجه به خلأ موجود در مطالعات بومی و نیاز به الگوهایی متناسب با فرهنگ دینی جامعه ایرانی، پژوهش حاضر با هدف کشف و صورت بندی مراحل و مؤلفه های تاب آوری معنوی در دعای هفتم صحیفه سجادیه انجام شد؛ در این راستا پژوهش سه هدف اصلی را دنبال کرد: نخست، شناسایی مضامین کلیدی مرتبط با تاب آوری در متن دعا؛ دوم، ارائه مدلی مفهومی از فرایند تاب آوری معنوی براساس محتوای دعای هفتم و سوم، بررسی میزان انسجام و اعتبار مدل استخراج شده از طریق معیار «تراکم ظنون (QCq-K)». انتظار می رود نتایج این پژوهش بتواند به توسعه ادبیات نظری تاب آوری معنوی یاری رساند و همچنین کاربردهای عملی برای حوزه های مشاوره، روان درمانی و مدیریت بحران را فراهم سازد. روش: این پژوهش از نوع کیفی بوده، با روش تحلیل نظام مند متن انجام شد. متن مورد مطالعه دعای هفتم صحیفه سجادیه بود که به دلیل محتوای آن در زمینه گرفتاری ها و سختی ها انتخاب شد. فرایند پژوهش در پنج مرحله اساسی صورت گرفت؛ در مرحله نخست، متن دعا بارها با رویکرد مشاهده نظام مند قرائت شد تا پژوهشگر با زبان و فضای معنوی آن انس بگیرد؛ در مرحله دوم، داده ها استخراج و واحدهای معنایی مرتبط با تجربه بحران، طلب یاری، امید و بازسازی روانی شناسایی شد؛ در مرحله سوم، فرایند کدگذاری باز و تحلیل قیاسی استقرایی اجرا شد و مفاهیم اولیه به مقوله های اصلی و فرعی سازمان یافتند؛ مرحله چهارم به اعتبارسنجی اختصاص یافت، بدین منظور از شاخص «تراکم ظنون (QCq-K)» استفاده شد که میزان همپوشانی و تکرار مضامین در متن را بررسی می کند و بدین شیوه انسجام درونی مدل مفهومی سنجیده می شود و درنهایت در مرحله پنجم، یافته ها بارها بازبینی و با ادبیات موجود مقایسه و با دریافت بازخورد از صاحب نظران، مدل مفهومی نهایی تثبیت شد. ویژگی برجسته این روش، ماهیت اکتشافی آن است؛ یعنی پژوهشگر به جای آزمون فرضیات از پیش تعیین شده، تلاش کرد ساختارهای نهفته در متن دعا را آشکار کند؛ بدین ترتیب رویکرد پژوهش با سنّت پژوهش های کیفی همخوان است و نیز نوآوری روش شناختی در استفاده از معیار «تراکم ظنون» برای اعتبارسنجی یافته ها را نشان می دهد.   نتایج: تحلیل محتوای دعای هفتم صحیفه سجادیه نشان داد که مفهوم تاب آوری معنوی در این متن براساس یک چرخه پنج مرحله ای شکل می گیرد؛ نخستین مرحله، «پذیرش بحران و ضعف انسانی» است که در آن امام سجادj گرفتاری ها، مشکلات و ناتوانی انسان در برابر سختی ها را بیان می کند. این مرحله با اذعان به محدودیت های بشری و نیاز مبرم به یاری الهی آغاز می شود؛ مرحله دوم، «جستجوی منبع معنوی» است که در آن دعا به روشنی توکل و پناه بردن به خداوند را به عنوان تنها راه برون رفت از مشکلات مطرح می کند؛ مرحله سوم، «کنش فعال در مسیر اصلاح» است که شامل طلب مغفرت، تصمیم به بازگشت و توبه و تلاش برای تغییر مثبت در رفتار است؛ در مرحله چهارم، «حفظ ارزش های بنیادین» نمود می یابد؛ یعنی تأکید بر استمرار عبادت، ارتباط با خدا و پایبندی به اصول معنوی و سرانجام در مرحله پنجم، «بازگشت به امید و آرامش» تحقق می یابد که در آن فرد با اعتماد به رحمت الهی به آرامش و اطمینان قلبی دست می یابد. افزون بر این مراحل، شاخص «تراکم ظنون» نشان داد که مضامین مربوط به تاب آوری در فرازهای فراوان دعا با بسامد بالا تکرار می شوند و این موضوع انسجام و قدرت مدل مفهومی را تأیید می کند؛ بر این اساس می توان نتیجه گرفت که دعای هفتم نه تنها به عنوان متنی عبادی، بلکه به عنوان چارچوبی روان شناختی عمل می کند و قابلیت به کارگیری در حوزه های متنوع فردی و اجتماعی دارد. بحث و نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان داد که دعای هفتم صحیفه سجادیه الگویی نظام مند از تاب آوری معنوی را ارائه می دهد که از پذیرش و اذعان به بحران آغاز می شود و با جستجوی منبع معنوی، اقدام اصلاحی، حفظ ارزش ها و درنهایت بازگشت به امید و آرامش ادامه می یابد. این الگو با برخی مدل های روان شناسی معاصر از جمله نظریه «رشد پس از سانحه» (تدسچی و کالهون، ۲۰۰۴) و الگوهای «مقابله دینی» (پارگامنت، ۲۰۰۷) شباهت دارد؛ با این تفاوت که در دعای هفتم، محوریت رابطه عاشقانه و توکل کامل به خداوند، بعدی متمایز و بومی به مدل می بخشد. کاربردهای عملی این مدل فراوان است. در مشاوره و روان درمانی اسلامی می تواند مبنای طراحی مداخلات بومی قرار گیرد. در توان بخشی بیماران و مددجویان، این مدل راهی برای بازسازی امید و معنا فراهم می کند؛ همچنین در آموزش و تربیت دینی، به ویژه برای نسل جوان می تواند الگویی عینی از نحوه مواجهه با دشواری ها ارائه دهد. در سطح اجتماعی نیز در مدیریت بحران ها و بلایای طبیعی، این الگو توان ارتقای تاب آوری جمعی را دارد. با وجود این، پژوهش محدودیت هایی نیز داشت؛ از جمله تمرکز صرف بر یک متن خاص و استفاده از رویکرد کیفی که تعمیم پذیری یافته ها را محدود می کند. بنابراین پیشنهاد می شود در مطالعات آینده، مدل ارائه شده در زمینه های بالینی و جمعیت های مختلف آزمون گردد و ابزارهای سنجش بومی برای تاب آوری معنوی طراحی شود. در مجموع پژوهش حاضر نشان داد دعای هفتم صحیفه سجادیه نه تنها منبعی معنوی، بلکه الگویی کاربردی برای ارتقای تاب آوری در سطح فردی و اجتماعی به شمار می رود..
۵۷.

ساخت و اعتباریابی مقیاسی برای سنجش عفاف بانوان بر اساس منابع اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۸۲
هدف این پژوهش، ساخت و اعتباریابی مقیاس عفاف بانوان بر اساس آموزه های قرآن کریم و روایات اهل بیت(ع) بوده است. برای این منظور، ابتدا آیات و روایات مرتبط با موضوع عفاف بانوان استخراج و با استفاده از روش تحلیل محتوا مورد بررسی قرار گرفت و پس از طی مراحل سنجه سازی سرانجام پرسش نامه ای 20 گویه ای تهیه و بین 385 نفر از دانش آموزان دبیرستان های دخترانه شهرستان رباط کریم که با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شده بودند، اجرا شد. یافته ها نشان داد که مقیاس دارای چهار عامل (جلوه گری، پوشش و حجاب، نگرش و حریم ارتباطی) بوده و از همسانی درونی مطلوبی برخوردار است (آلفای کرونباخ برابر 86/0). اعتبار پرسش نامه از طریق دو نیمه کردن با روش اسپیرمن براون و گاتمن 86/0 به دست آمد. میانگین 95./0 موافقت کارشناسان در بررسی روایی محتوا نشان داد که پرسش نامه دارای روایی مناسبی است.
۵۸.

نقش عوامل زیست محیطی در پدیدایی و تحول شخصیت در نگرش منابع اسلامی(مقاله ترویجی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۶
پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش عوامل زیست محیطی در پدیدآیی و تحول شخصیت در نگرش منابع اسلامی انجام شده اس ت. از این رو با مرور قرآن و منابع حدیثی معتبر و با استفاده از روش توصیفی تحلیلی، داده های مرتبط گردآوری، کدگذاری، ارزیابی و تحلیل و تبیین شد. یافته ها نشان می دهد با توجه به منابع اسلامی، هوا، آب و خاک به عنوان سه عنصر اصلی محیط زیست، عنصر سرشتی انسان و عامل پدیدایی، تحول مثبت و منفی شخصیت اوست. هوا عامل پایداری خلق و خو، نیرومندی شخصیت و ضعف و رکود آن معرفی شده. آب نیز عامل حیاتی شخصیت و هم چنین پدیدایی و تحول منفی صفات شخصیتی همچون پستخویی، پیمان شکنی، دورویی، طردشدگی و خاری معرفی است . همچنین خاک عامل ثبات شخصیت و فقدان روان آزردگی آن، سازگاری و ناسازگاری و خشک و سخت گیر بودن او معرفی شده است. به نظر می رسد اغلب نظریه های مرتبط، به جز دیدگاه جبرگرایی زیستی، با یافته های این پژوهش همسویی نشان می دهد، همچنین با توجه به آموزه های اسلامی و به منظور پیشگیری از پدیدایی شخصیت نابهنجار یا زمینه سازی تحول و تغییر مثبت در شخصیت، مهاجرت از مناطق زیست محیطی نامطلوب به مناطق مطلوب و معتدل پیشنهاد میشود.
۵۹.

مبادی کنش در دیدگاه ملاصدرا و نظریه خودتعیین گری دسی و رایان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۵۸
رفتار انسان و فرایند شکل گیری، هدایت، کنترل و تغییر آن از مباحث بنیادینی بوده که در حوزه های مختلف علمی به تفصیل بررسی شده است. با وجود پژوهش های متعدد، مقایسه نظام مند میان تبیین فلسفیِ «مبادی عمل» در اندیشه ملاصدرا و نظریه «خودتعیین گری» دسی و رایان کمتر صورت گرفته است. هدف این پژوهش شناسایی وجوه اشتراک و افتراق این دو رویکرد و بررسی پیامدهای آن برای روان شناسی و آموزش است. ملاصدرا، موضوع مبادی عمل را در چارچوب انسان شناسی مورد بررسی قرار داده و تلاش نموده است تا تمامی رفتارهای انسانی را بر پایه اصول فلسفی تحلیل کند. در فلسفه ملاصدرا، مبادی عمل در قالب سلسه ای از قوای نفس، از «تصور» تا «قوه فاعله»، و با تأکید بر پیوند انگیزش با مراتب وجودی انسان تبیین می شود. نظریه خودتعیین گری، بر سه نیاز ذاتی -خودمختاری، شایستگی و ارتباط- به عنوان محرک های اصلی رفتار و پیوستاری از انگیزش درونی تا بی انگیزگی تأکید دارد. این مطالعه با رویکرد تطبیقی-تحلیلی و بر پایه منابع اصیل فلسفی و روان شناختی انجام شد. نتایج نشان می دهد هر دو دیدگاه نقش اراده را اساسی می دانند و میان عوامل درونی و بیرونی تمایز می گذارند، اما در خاستگاه انگیزش و ساختار آن تفاوت دارند؛ ملاصدرا انگیزش را بر بنیاد غایات متعالی و ساختاری سلسله مراتبی می بیند، در حالی که دسی و رایان بر نیازهای روان شناختی و تعامل هم زمان مؤلفه ها تأکید دارند. این مقایسه می تواند به غنی سازی روان شناسی انگیزش و طراحی مداخلات آموزشی کمک کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان