محمدرضا اسدی

محمدرضا اسدی

مدرک تحصیلی: دانش پژوه دکتری ادیان و عرفان مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی ره 
پست الکترونیکی: asadi@atu.ac.ir

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۶۹ مورد از کل ۶۹ مورد.
۶۱.

پراکسیس و بازتاب خودِ نابازنمودی در هستی شناسی بنیادین هیدگر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۹ تعداد دانلود : ۲۸۰
ارسطو عمل را وقتی به راستی عمل می دانست که برای خود عمل و نه غایتی مترتب بر آن انجام بگیرد. از این رو او میان عمل (پراکسیس) و تولید از این نظر که یکی خود، غایت خویش است و دیگری نه و با نظر محض هم از این جهت که عمل خودآیین نیست، فرقی قائل می شود. هیدگر معتقد است که گرچه تمایز ایجاد شده از سوی ارسطو مفید است ولی کافی نیست؛ چون ممکن است بواسطه عدم تعینِ جایگاه خود در برابر موجودات و مشخصاً در میدان عمل، پدیدار این خود همراه با میدان انضمامی عمل، از رهگذرِ مفاهیمی چون خودآگاهیِ بازنمودی، به ذیل نظر فروغلتد و این وضعیتی است که از دیدگاه هیدگر می تواند پدیدار اصیل عمل و میدان آن را بپوشاند. ما در این مقاله کوشیده ایم نشان دهیم که چگونه می توان با تبیین پدیدار نابازنمودیِ خود و از رهگذر طرحِ مفهومِ بازتاب، مانع از درکِ پیشینیِ عمل و میدان های آن، از رهگذر بازنمایی هایِ صوری-منطقی شده و به جای آن فهمی پدیدارشناسانه از پراکسیس را به دست داد.
۶۲.

مبانی هستی شناختی در تفکر نصر و نقش آن در نقد غرب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۳ تعداد دانلود : ۱۶۷
نصر به نقد بحران حاصل از معرفت شناسی غرب می پردازد و آن را حاصل دوری از سنت و ایجاد فاصله میان هستی و شناخت می داند. او مانند سنت گرایان عدم توجه فلاسفه جدید به عقل شهودی و نادیده گرفتن معرفت قدسی مبتنی بر آن که ریشه در قلب آدمی دارد، قطع ارتباط با عالَم غیب و تنزل عقل به عقل استدلالی را مسبب وضع بحرانی موجود غرب می داند. نصر  نقش وجود را در فلاسفه بزرگ اسلامی از ابن سینا تا ملاصدرا مورد کنکاش قرار داده است و با هدفِ نشان دادن قدسی بودن آنها، از توجه به وجود و هم ریشه بودن آن با شناخت، سخن می گوید. حال که معرفت از مضمون قدسی اش خالی شده و رابطه حقیقت یا معرفت تعقلی با امرِقدسی مغفول مانده و عالم سکولار با یاد خدا و حضور امرقدسی بیگانه است، تنها با احیای حکمت و اتصال عقل شهودی با نور عقل کلی که همان نور وحی و قرآن است و نیز التزام عملی انسان به معرفت صادر شده از جانب خداوند، می توان به حقایق اصیل وجود دست یافت.
۶۳.

تحلیلی بر نقش دین در مهار هرزگی با تأکید بر ادیان ابراهیمی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۴ تعداد دانلود : ۲۶۴
هرزگی به معنای بی قیدی، لاابالی گری و بی بندوباری، از فراگیرترین مشکلاتی است که جوامع انسانی همواره با آن روبه رو بوده است. درحالی که قوانین قراردادی، اخلاق و الزامات عرفی و فرهنگی نقش هایی مؤثر در پیشگیری و مبارزه با هرزگی دارند، به اعتقاد دین داران، دین نیز در این عرصه نقشی مهم و چشمگیر ایفا می کند. پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی، در پی یافتن پاسخ به این پرسش است که به واقع دین چه سهمی در این عرصه دارد؟ در این مقاله تلاش می شود با هدف شناسایی ظرفیت های دین در مهار هرزگی با تأکید بر ادیان ابراهیمی، به تبیین مفهوم هرزگی و شیوه های مهار آن پرداخته شود. با بررسی انجام شده در این پژوهش نتیجه گرفته خواهد شد که دین از طریق ایجاد سرسپردگی ایمانی به عنوان عامل بازدارنده درونی، دستورات شرعی و اخلاقی، بیان آثار و پیامدهای دنیوی اعمال و بیان رقم خوردن سرنوشت انسان در فرجام عالم براساس سنجش نهایی اعمال، سهم و ظرفیتی قابل توجه در مهار هرزگی داشته و تأثیرگذاری دین در این عرصه، از ضمانت و ژرفای بیشتری نسبت به عوامل دیگر برخوردار است.
۶۴.

فقه مقارن بین الادیان؛ امکان سنجی، فرصت ها و تهدیدها(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۹۵
ادیان گوناگون مجموعه هایی از تکالیف عملی را برای پیروان خود عرضه کرده اند که تلاش دین داران برای شناخت صحیح آنها سبب پدید آمدن سازوکارها و دانش هایی خاص شده است. دانش شناخت احکام عملی و تکالیف دینی در اسلام، «فقه» نامیده می شود. اکنون با تسامح در کاربست اصطلاح «فقه» برای دانش نظیر در دیگر ادیان، باید دید که آیا می توان میان فقه اسلام و ادیان دیگر مقایسه موازنه ای نمود و اتخاذ چنین رویکردی در مطالعه تعالیم ادیان چه فرصت ها و تهدیدهایی دارد؟ مقاله پیش رو پس از بررسی علمی لازم، با روش تحلیلی استنباطی و با مطالعه کتابخانه ای نتیجه می گیرد که نه تنها چنین کاری در قالب «فقه مقارن بین الادیان» و از راه موازنه استدلالی احکام بر اساس مطالعه مقایسه ای تعالیم عملی ادیان با رویکرد فقهی امکان پذیر است، بلکه ورود به این عرصه می تواند فرصت های قابل توجهی را برای توسعه و ترویج گفتمان حق اسلام در سطح جهانی ایجاد کند و در عرصه هایی همچون تقریب ادیان، حقوق بین الملل و فعالیت های جهانی مسلمانان نتایج و فواید قابل توجهی در پی داشته باشد. با این وجود، تهدیدهای مهمی نیز در ورود به این عرصه وجود دارد که توجه به آنها از مهم ترین وظایف فعالان این حوزه برای پیشگیری از آفت ها و آسیب های آن است.
۶۵.

مطالعه تطبیقی هیأت منصفه در حقوق ایران و انگلیس در پرتو نظریه جریان های چندگانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۹۶
پایه گذاران نظام دادرسی کیفری نوین در ایران به منظور ایجاد یک نظام دادرسی کارآمد و به روز، گذار از نظام دادرسی سنتی به نظام دادرسی مدرن را با الگوبرداری از نظام های دادرسی کیفری کشورهای پیشرو آغاز نمودند. لیکن این فرآیند تغییر همواره با چالش های بسیار روبرو بوده و در برخی موارد این الگوبرداری، نسبتاً موفق و در برخی موارد ناموفق بوده است. الگوبرداری از نهاد هیات منصفه در حقوق انگلستان یکی از این تجارب ناموفق به شمار می رود. این مقاله به شیوه ای علمی و روشمند بر پایه نظریه جریان های چندگانه در صدد پاسخ به علت این ناکامی است. این نظریه با تمرکز بر تغییر سیاست های عمومی، در صدد شناسایی متغیرهای اثرگذار در این حوزه است. بر پایه نظریه فوق، برای شکل گیری یک سیاست جدید، در مرحله نخست بایستی یک وضعیت نامطلوب، به مثابه یک «مسأله» شناسایی شود که این موضوع به شدت متأثر از ارزش هایی است که بر یک جامعه تسلط دارد. پس از شناسایی یک مسأله، راه حل های متعددی مطرح می شود؛ اما فقط راه حلی که از معیارهایی مانند امکان پذیری، عملی بودن و مقبولیت ارزشی برخوردار باشد، به عنوان پاسخ مسأله باقی می ماند. در این مقاله با استفاده از نظریه مذکور ثابت شده است که هیأت منصفه گرچه در خاستگاه حقوق کامن لا نهادی مقبول و کارآمد است، اما این نهاد در ایران مورد اقبال قرار نگرفت. علت این ناکامی را باید در مسأله نبودن موضوع هیات منصفه در ایران و تعارض آن با ارزش های عمومی جامعه و ارزش های نظام دادرسی اسلام به عنوان نظامی قاضی محور، جستجو کرد.
۶۶.

بازخوانی و نقد دیدگاه علامه طباطبایی درباره علم حضوری و حصولی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۹۳
تأملات فلاسفه مسلمان در مباحث پیچیده نظری، زمینه ای را فراهم کرده که امروزه نیز می توان از آن برای پاسخگویی به بسیاری از پرسش ها استفاده کرد. با این حال به نظر می رسد برای دستیابی به فهمی کامل تر از آموزه های سنت فلسفه اسلامی، بیش از هر چیز نیازمند بازنگری در نحوه خوانش خود از این آموزه ها هستیم. این مقاله قصد دارد با روش تحلیلی و فلسفی به بازخوانی و نقد نظر علامه طباطبایی درباره علم حصولی و حضوری پرداخته و با دیدگاهی متفاوت به برخی از سوالات پاسخ دهد. علامه بر این باور است که ما پیش از دستیابی به علم حصولی درباره هر شیء، حقیقت آن را در عالم مثال مشاهده کرده و به آن علم حضوری داریم.یک سوال اساسی این است که «با وجود علم حضوری به علت موجده معلوم، چه نیازی به علم حصولی هست؟» در این مقاله مشخص می شود تقسیم علم به حصولی و حضوری، بر خلاف آنچه مشهور است، تقیسمی نیست که بالعرض معلوم، عارض علم شده باشد بلکه مراتبی است که بالذات متعلق به حقیقت علم است. این مراتبِ کلی، خود دارای مراتب جزئی تری هستند که به طور متناوب بر یکدیگر توقف دارند و اهمیت علم حصولی در این است که واسطه ای است برای ارتقاء درجه علم حضوری، هر چند این علوم حضوری «ناآگاهانه» هستند و علامه نیز چنین علمی را با لفظ «مشاهده از دور» وصف کرده است.
۶۷.

تحلیل و بررسی منابع مکتوب فقه و شریعت یهودی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۸
«ادیانِ دارای شریعت» حدود، اختیارات و تکالیف دین داران را در قالب مجموعه ای از قوانین تعیین می کنند. فقه دانشی متکفل شناسایی و بیان این قوانین است و منابع فقه دسته ای از متون، اسناد و مآخذی هستند که برای استخراج، تدوین و تفسیر این قوانین از آنها استفاده می شود. ازآنجاکه رفتارها در جامعه دینی بر اساس آنها تنظیم می شود و دین داران خود را ملزم به رعایت احکام برآمده از آنها می دانند، منابع فقه نقشی اساسی در تعیین چهارچوب ها و ضوابط رفتارهای مذهبی دارند. اکنون با توجه به اینکه یهودیت دینی دارای شریعتی گسترده است و چهارچوب هایی فراوان در حوزه های وسیعی از زندگی یهودیان مشخص کرده، باید دید که منابع فقهی این دین چیستند و هریک از چه جایگاه و اعتباری برخوردار است؟ مقاله پیش رو با روش توصیفی تحلیلی به این پرسش پاسخ می دهد و با بررسی منابع مکتوب فقه یهودی نتیجه می گیرد که کتاب مقدس منبع اصلی شریعت یهودی و تلمود دومین منبع پس از کتاب مقدس است؛ «باریتا»ها منابع تکمیلی اند و شروح و قانون نامه ها منابع تفسیری و عملیاتی فقه یهود به شمار می روند. این منابع به همین ترتیب از سطح اعتبار دینی برخوردارند و در کنار یکدیگر به استنباط احکام یهودی کمک می کنند.
۶۸.

بررسیِ راهبردهایِ استاد مطهری در انسان شناسی (تحلیل ماتریس سُوات)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۵
مقدمه و اهداف: انسان شناسی در جهان معاصر، به ویژه در بستر بحران معنا، فروپاشی اخلاق و سلطه رویکردهای تقلیل گرا، نیازمند بازخوانی ای است که بتواند نسبت انسان با حقیقت، تاریخ، جامعه و غایت را در افقی جامع بازتعریف کند. منظومه انسان شناسی استاد مطهری، با اتکا بر مبانی فلسفی، وحیانی و تمدنی، یکی از مهم ترین ظرفیت های اندیشه اسلامی برای پاسخ گویی به این وضعیت است. مطهری، با رویکردی مسئله محور و آینده نگر، انسان را موجودی اشتدادی، چندلایه و برخوردار از فطرت الهی می داند؛ موجودی که در نسبت با عقل، ایمان، ولایت و تاریخ معنا می یابد و قابلیت عبور از سطح زیست طبیعی به افق های متعالی را دارد. باوجود این ظرفیت ها، منظومه انسان شناسی مطهری در مواجهه با مکاتب رقیب و شرایط پیچیده جهان مدرن، نیازمند تحلیل راهبردی است؛ تحلیلی که بتواند قوت ها و ضعف های درونی، و فرصت ها و تهدیدهای بیرونی را در چهارچوبی منسجم آشکار کند. از این منظر، مدل سوات (SWOT) به عنوان ابزاری برای تحلیل موقعیت و طراحی راهبرد، امکان آن را فراهم می کند که انسان شناسی مطهری نه تنها در سطح فلسفی، بلکه در سطح تمدنی و تربیتی بازخوانی شود. هدف این پژوهش آن است که با بهره گیری از ماتریس سوات و مدل اسپیس، جایگاه راهبردی انسان شناسی مطهری را در پنج محور معرفت شناسی، روش شناسی، روان شناختی، تمدن پژوهی و راهبرد عملی تحلیل کند و نشان دهد که این منظومه چگونه می تواند در برابر تهدیدهای معرفتی و تمدنی ایستادگی کند، از فرصت های بیرونی بهره گیرد و مسیر تحول علوم انسانی را ترسیم نماید. روش: روش این پژوهش مبتنی بر تحلیل اسنادی، مطالعه کتابخانه ای و تفسیر راهبردی متون است. داده های تحقیق از آثار مکتوب استاد مطهری، به ویژه آثار انسان شناختی، فلسفی، تاریخی و تمدنی او استخراج شده و با بهره گیری از روش تحلیل مضمون، در پنج محور معرفت شناسی، روش شناسی، روان شناختی، تمدن پژوهی و راهبرد عملی سامان دهی شده اند. در این فرایند، ابتدا مضامین پایه از دل متون استخراج شد، سپس در قالب مضامین سازمان دهنده دسته بندی و در پایان، در قالب مضامین فراگیر، ساختار کلی انسان شناسی مطهری بازسازی شد. برای تحلیل راهبردی این ساختار، از مدل سوات (SWOT) استفاده شده است. این مدل، با تفکیک عوامل درونی (قوت ها و ضعف ها) و عوامل بیرونی (فرصت ها و تهدیدها)، امکان آن را فراهم می کند که منظومه انسان شناسی مطهری در نسبت با محیط معرفتی و تمدنی معاصر ارزیابی شود. در این مرحله، هر یک از پنج محور تحلیلی در چهار مؤلفه سوات جای گذاری شد و از دل آن، راهبردهای چهارگانه تهاجمی (SO)، رقابتی (ST)، محافظه کارانه (WO) و تدافعی (WT) استخراج شد. در گام تکمیلی، برای تعیین جهت گیری کلان نظریه، از مدل اسپیس (SPACE) بهره گرفته شد. این مدل با ارزیابی چهار بُعد «قدرت نظری»، «مزیت رقابتی»، «قدرت حوزه فعالیت» و «فشار محیطی»، موقعیت راهبردی انسان شناسی مطهری را تحلیل می کند. ترکیب این دو ابزار، امکان آن را فراهم می کند که انسان شناسی مطهری نه تنها در سطح مفهومی، بلکه در سطح راهبردی و تمدنی بازخوانی شود و مسیر تحول آن در علوم انسانی ترسیم شود. نتایج: یافته های پژوهش نشان می دهد که انسان شناسی استاد مطهری، در مواجهه با محیط معرفتی و تمدنی معاصر، واجد ظرفیت های راهبردی متعددی است که آن را از یک نظریه صرفاً فلسفی فراتر می برد و در جایگاه یک الگوی تمدنی قرار می دهد. تحلیل ماتریسی سوات نشان داد که در محور معرفت شناسی، مبناگرایی فلسفی، اصالت عقل و فطرت، و پرهیز از نسبی گرایی، مهم ترین قوت های درونی این منظومه اند؛ قوت هایی که در برابر تهدیدهایی چون سلطه عقلانیت ابزاری، حذف فطرت و تقلیل انسان به ماده، نقش ایستادگی و بازسازی ایفا می کنند. در محور روش شناسی، پلورالیسم روشی و بهره گیری هم زمان از فلسفه، عرفان، قرآن و تاریخ، ظرفیت ارائه تصویری جامع از انسان را فراهم می کند؛ هرچند تعامل محدود با علوم انسانی تجربی، یکی از ضعف های مهم این حوزه است. در محور روان شناختی، تأکید بر انسان کامل، ایمان، اراده و حرکت اشتدادی، در برابر بحران های هویتی و ازخودبیگانگی انسان مدرن، کارکردی بازسازانه دارد. در سطح تمدن پژوهی، افق آینده نگر و نگاه کلان نگر مطهری، نظریه او را قادر می کند تا در برابر الگوهای انسان غربی و فروپاشی ارزش های انسانی، موضعی فعال و بازخوانانه اتخاذ کند. در محور راهبرد عملی نیز، مسئله محوری، شجاعت مواجهه با مکاتب رقیب و تکیه بر مواد خام فرهنگی تمدن اسلامی، مهم ترین قوت ها به شمار می آیند؛ هرچند فقدان مدل های عملیاتی در تربیت و روان شناسی، از جمله ضعف های قابل توجه است. در مجموع، نتایج نشان می دهد که انسان شناسی مطهری، با وجود برخی خلأهای عملی و میان رشته ای، از چنان انسجام فلسفی، ظرفیت تمدنی و توان نقد مکاتب رقیب برخوردار است که می تواند در برابر تهدیدهای بیرونی ایستادگی کند، از فرصت های محیطی بهره گیرد و مسیر تحول علوم انسانی را ترسیم نماید. بحث و نتیجه گیری: تحلیل راهبردی انسان شناسی استاد مطهری نشان می دهد که این منظومه، در عین برخورداری از بنیان های فلسفی و وحیانی استوار، واجد ظرفیت های تمدنی و تربیتی است که آن را از سطح یک نظریه انتزاعی فراتر می برد. بررسی پنج محور معرفت شناسی، روش شناسی، روان شناختی، تمدن پژوهی و راهبرد عملی نشان داد که مطهری با تکیه بر جامع نگری، اصالت فطرت، عقلانیت توحیدی و طرح انسان کامل، توانسته است در برابر تهدیدهای معرفتی و فرهنگی جهان مدرن موضعی فعال، نقادانه و بازسازانه اتخاذ کند. در عین حال، تحلیل سوات آشکار کرد که این منظومه در برخی حوزه ها، به ویژه در سطح عملی و میان رشته ای، نیازمند توسعه و بازخوانی است. تعامل محدود با علوم انسانی تجربی، کم توجهی به انسان انضمامی و فقدان مدل های عملیاتی در تربیت و روان شناسی، از جمله ضعف هایی اند که می توانند با بهره گیری از فرصت های بیرونی، به ویژه گرایش جهانی به معنویت، مطالبه برای تربیت کرامت محور و گشودگی علمی به فلسفه های تطبیقی، اصلاح و تکمیل شوند. نتایج مدل اسپیس نیز نشان داد که جهت گیری کلان انسان شناسی مطهری در ربع تهاجمی قرار می گیرد؛ به این معنا که قوت های نظری و تمدنی این منظومه به اندازه ای نیرومند است که می تواند فرصت های بیرونی را فعال و تهدیدهای محیطی را خنثی کند. باوجوداین، در سطح مواجهه با تهدیدها، راهبرد رقابتی  (ST)و در سطح عملی، راهبرد محافظه کارانه (WO) نیز معنا و کارکرد دارند. در مجموع، انسان شناسی مطهری الگویی است که هم توان ایستادگی در برابر بحران های انسان مدرن را دارد، هم قابلیت بهره گیری از فرصت های معرفتی و تمدنی را، و هم ظرفیت آن را که در مسیر تحول علوم انسانی، نقش آفرینی کند. این پژوهش نشان می دهد که بازخوانی راهبردی اندیشه مطهری می تواند افق های تازه ای برای طراحی الگوهای تربیتی، تمدنی و توحیدمحور بگشاید. تعارض منافع: نویسندگان این مقاله اعلام می کنند که هیچ گونه حمایت مالی، کمک پژوهشی یا پشتیبانی از سوی اشخاص ثالث اعم از نهادهای دولتی، تجاری یا بنیادهای خصوصی دریافت نکرده اند. همچنین، هیچ اختراع، طرح ثبت شده یا پرونده داوری مرتبط با این اثر در حال انجام نیست. این پژوهش فاقد هرگونه جنبه مرتبط با حیوانات آزمایشگاهی یا بیماری های خاص انسانی بوده و بنابراین، نیازمند اعلام یا تأیید اخلاق نشر نیست.
۶۹.

بازخوانی رویکرد دینی وفلسفی سهروردی به مفهوم نور از منظر استعاره شناسی بلومنبرگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۴
این پژوهش به بازخوانی مفهوم نور در فلسفه سهروردی با رویکرد استعاره شناسی هانس بلومنبرگ می پردازد. هدف اصلی این پژوهش، بازخوانی مفهوم نور در نظام فلسفی سهروردی، براساس استعاره شناسی بلومنبرگ است. در بادی امر، جایگاه و نقش محوری مفهوم نور در آثار سهروردی و نظام فلسفی او مورد بررسی قرار می گیرد. بعد از آن خوانش رایج از سهروردی از منظر زبان شناسی و در تاریخ علم بلاغت مورد اشاره قرار می گیرد و سپس خوانش ملاصدرا از سهروردی تحلیل می شود. در بخش خوانش بدیل، با بهره گیری از رویکرد استعاره شناسی بلومنبرگ، استعاره نور در فلسفه سهروردی مورد بازخوانی قرار می گیرد. این پژوهش نشان می دهد که که خوانش رایج از سهروردی دارای کاستی هایی است. براساس نظر بلومنبرگ نور به عنوان استعاره مطلق بازخوانی می گردد. استعاره مطلق نور دارای کارکرد نظری و عملی است. از حیث نظری همچون استعاره ای برای گسست و پیوست، و از حیث عملی راهی برای دیالوگ میان سنتها است. همچنین در داستان رستم و اسفندیار، بازخوانی میتوس در لوگوس، و در عقل سرخ، نمایانگر خرد آدمی در جهان است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان