انسانشناسی یکی از مهمترین دانشهای الهی و بشری است که در حوزه معارف بشری و دینی تأثیر به سزایی دارد. تحلیل چیستی انسانشناسی بر پایه پیشینه، تعریف، ضرورت و انواع آن صورت میپذیرد. مطلب قابل توجه اینکه انسانشناسی دارای انواع فلسفی، دینی، علمی، عرفانی و اخلاقی است. هریک از انواع انسانشناسی گرفتار بحرانهایی است و تنها انسانشناسی دینی است که هیچ بحرانی در حوزه آن راه نیافته است.
علم کلام، دانش و مهارتی دین پژوهی است که با کمک متون اسلامی به استخراج و تنظیم و تبیین معارف و مفاهیم اعتقادی می پردازد، آن ها را بر اساس روش ها و رویکردهای مختلف درون و برون دینی، اثبات و توجیه می کند و به اعتراض ها و شبهات مخالفان اعتقادی پاسخ می دهد. امامت و امامت پژوهی در علم کلام جایگاه ویژه ای دارد. بحث پیرامون مسئله امامت از قرن های نخست اسلام مطرح بوده و علمای شیعی و سنی در آن باره هم نظر نبوده اند. علمای شیعه برای دفاع از این اعتقاد مهم در همان قرن های اولیه، کتاب هایی نوشته اند، همچنان که مخالفان نیز آثاری در رد امامت تالیف کرده اند. علاوه بر وجود جریان های خوارج، سنی گرایی، وهابی گرایی و کسروی گرایی که با طرح شبهات و اشکالاتی ضرورت تحقیق پیرامون دکترین امامت را تقویت می کند، جایگاه امامت در قرآن و روایات نیز ضرورت پرداختن به آن را روشن می سازد. از نصوص دینی برمی آید که امامت از اصول بنیادین اسلام است.
گستره مباحث امامت در دو ساحت امامت عامه و خاصه به سه عرصه تبیینی، اثباتی و دفاعی محدود می شود. مباحث دفاعی امامت نیز در چهار دسته شبهات مطرح می گردد. جایگاه معرفتی امامت، از بحث های امامت شناسی به شمار می آید. آیا امامت، از اصول دین یا فروع دین و از مباحث کلامی یا فقهی است؟ متفکران اسلامی سه دیدگاه را مطرح کرده اند.
وحدت متعالی ادیان، یکی از اصول مورد اتفاق سنت گرایان است. آنان معتقدند تمام ادیان با وجود اختلاف های ظاهری، از گوهر مشترک باطنی برخوردارند. دین در نظر سنت گرایان به ادیان ابراهیمی اختصاص ندارد و هر روشی برای متمرکزشدن بر حق و زندگی کردن طبق اراده عالم بالا و متناسب با مقصد بشر، «دین» محسوب می شود. این دیدگاه سنت گرایان به حقانیت تمام ادیان می انجامد. از این رو اعتقاد به نسخ و انحصارگرایی در باب حقانیت ادیانِ دیگر، امری ناصواب است. سنت گرایان با استناد به وحدت درونی یا متعالی ادیان به کثرت گرایی دینی معتقدند. ایشان برای تبیین مدعای خویش، از آموزه های تصوف و عناصر بنیادین مشترک میان ادیان بهره می گیرند. این مقاله به توضیح مولفه های اصلی این نظریه و بررسی و ابطال آن بر اساس ادله عقلی و نقلی خواهد پرداخت
مبحث علم دینی، یکی از مباحث چالشی است که با دو رویکرد مخالف و موافق همراه است. یکی از موافقان نظریهٴ علم دینی، آیت الله جوادی آملی دام ظلّه است. ایشان «علم» را در این مباحث، به معنای اعم و شامل تمام علوم می داند و سایهٴ دین را بر سر همهٴ علوم می گستراند. استاد، امکان علم دینی را پذیرفته و با دو روش تفسیری و روش فلسفی آن را اثبات می کند. در مسئلهٴ چگونگی تحقق علم دینی، رویکرد حداکثری را به دین می پذیرند و معتقدند که دین، شامل تمام علوم می شود و علم غیردینی وجود ندارد. دیدگاه حداکثری علم دینی، دارای سه مرحله است: 1. قرار دادن عقل در هندسهٴ معرفت دینی؛ 2. تنفیذ شرع بنای عقلا را؛ 3. تبیین کلیات علوم با دلیل نقلی. این مراحل به صورت تکاملی، همه علوم را در بر می گیرد.
این مقاله ضمن پرداختن به چیستی تصوف به تبیین واژه صوفی اشاره دارد و فرایند آن، یعنی تصوف اهل سنت معارض با اهل بیت و تصوف سنی ـ شیعه و تصوف شیعه را بیان میکند. به جهت گستردگی فرقه های صوفیه، در این مقاله تنها به تحلیل دو فرقه شایع و رایج آن یعنی فرقه ذهبیه و فرقه نعمت اللهیه گنابادیه پرداخته شده است. اعتقاد به ولایت مطلقه اقطاب، اعتقاد به مهدویت نوعیه، بدعت گذاری در مالیات اسلامی، غلو نسبت به امام علی(ع) و اقطاب سلسله و نیز فاش کردن برخی دروغ ها و منسوب کردن علمای شیعه به خود از جمله عقاید مورد نقد این نوشتار است. فتاوای فقهای شیعه درباره تصوف بخش پایانی این مقاله میباشد.
یکی از ارزش های مقدس دین مبین اسلام که در عصرهای مختلف به صورت های گوناگون مورد تهاجم قرار گرفته و سعی شده تا به صورت کمرنگ در آید،مبحث پوشش بانوان مسلمان است. پذیرش این نکته مهم است که محیط علمی،پوشش متناسبی را می طلبد.بر اساس پژوهشی اغلب دانشگاههای جهان دارای ضوابط خاص و ویژه پوشش متناسب با محیط آموزشی می باشند.علت و ضرورت ضوابط مندی این محیط نه تنها بر باورمندی بر اصول ارزشی که حاکی از جهان بینی آنهاست می باشد،بلکه اکثریت آنها بر اساس نوع ضرورت های محیطی و ایمنی و آرامش روحی روانی متناسب با پیشرفت کار پایبندی به ضوابط خاص پوشش را الزام می دارند و چگونگی وضعیت ظاهری را برخاسته از شان محیط علم و فرهنگ خاص محیط آموزشی می دانند.بر این اساس در این نوشتار سعی شد به راهکارهای ترویج پوشش اسلامی در بین دختران دانشجو پرداخته شود.در این مقاله هر چند از روش کتابخانه ای استفاده گردید، اما سعی شد از تحقیقات میدانی بعمل آمده در این خصوص و مستند قرار دادن آنها بهره جسته شود.در پژوهش حاضر در ابتدا پس از مفهوم شناسی،به بررسی وضعیت پوشش دختران در دانشگاه و آسیب شناسی وضعیت موجود پرداخته شد و برخی از مهمترین علل کم توجهی یا بی توجهی آنان به مقوله ی حجاب در چهار دسته سلسله عوامل فرهنگی و اعتقادی،بیولوژیکی و روانی،اجتماعی و سیاسی بیان گردید و در همین راستا به ارائه راهکارهایی در جهت ترویج پوشش اسلامی پرداخته شد. این راهکارها به دو قسمت بیرونی و درونی تقسیم شده و برای هر یک اقسامی ذکر گردیده است.
تلقی عصر حاضر به عنوان عصر عقل گرایی، اهمیت پرداختن به مقوله ی عقلانیت و لزوم توجه به آن را به وضوح نمایان می سازد. با توجه به اهمیت و گسترش مطالعات میان رشته ای در حوزه ی قرآن کریم، در این پژوهش با دو رویکرد فلسفی و قرآنی به تبیین عقل و عقل گرایی و بیان تفاوت این مقوله از دیدگاه قرآن و فلسفه می پردازیم. با بررسی نظرات فلاسفه و نیز کاوش در آیات قرآن که ناظر به این مسأله است، می توان دریافت که عقل فلسفی ابزاری برای معرفت است که کاربردش ادراک کلیات است؛ بر خلاف عقل قرآنی که به نحو کاربردی، سعی دارد از پدیده های جزئی و ظاهری به اموری کلی و مهم منتقل شود و میان جزئیات و کلیات پیوند برقرار سازد.
علم دینی یکی از مهم ترین مسائل و چالشهای روزگار معاصر است که موافقان و مخالفانی را به خود متوجه ساخته است. یکی از مخالفان این نظریه، دکتر سروش است که در چندین نگاشته و سخنرانی بدان پرداخته و داوری کرده است. وی، علوم را در دو مقام ثبوت (اصالت موضوع، اصالت روش و اصالت غایت) و اثبات بررسی کرده و در هر دو مقام به انکار علم دینی رو آورده است. نگارنده، ضمن تبیین نظریه انکار علم دینی، به نقد و آسیب شناسی پرداخته و شش آسیب غفلت تاریخی، آسیب علم شناسانه، خلط میان تمایز علوم با تمایز اصناف علوم، مغالطه انکار علم دینی با نفی یک معنای آن، آسیب بی توجهی به منابع دینی و تهافت انکار علم دینی با چیستی علم را بیان داشته است.
معنویت یکى از ضرروتهاى بشرى است ، آن گونه که مى توان انسان را معنوىٌ بالطبع دانـسـت . ایـن مـعـنـویت طبعى ، همیشه آدمیان را همراهى مى کند و هیچ گاه از سرشت او جدایى نـمـى پـذیـرد. ولى قبل از هر چیز لازم است تا درباره چیستى معنویت و پرسشهاى مهم این عـرصـه سـخـن بـگـویـیـم . گـفـتـمـان مـعـنـویـت بـا پـرسـشـهـاى فـراوانى از جمله موارد ذیل روبرو است : معنویت چیست ؟ آیا انسان به معنویت نیازمند است ؟ جهت نیازمندى انسان به معنویت چیست ؟ آیا نیاز انسان به معنویت ، همیشگى است یعنى انسان در هر مقطع زمانى و در هر اندیشه اى و در هر عصر و مصرى به معنویت حاجت دارد؟ آیا مى توان علاوه برنیازمندى انسان سنتى به معنویت از نیازمندى انسان مدرن و پسا مدرن به معنویت دم زد؟ آیا نیاز به معنویت ، تحقق پذیر است ؟ انسان معنوى از چه کارکردهاى معرفت شناختى ، جهان شناختى ، انـسـان شـنـاخـتـى و وظـیـفـه شـنـاخـتـى بـرخـودار اسـت ؟ عـوامـل وموانع تحقق و ترویج معنویت چیست ؟ نگارنده دراین مقاله درصدد است تا به پاره اى از عوامل وموانع معنویت اشاره کند