مدلسازی نقش هوش مصنوعی در بهبود خودکارآمدی، خلاقیت و تفکر انتقادی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ممسنی
منبع:
انگاره های نو در تحقیقات آموزشی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
26 - 38
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: هدف از انجام این پژوهش، مدلسازی نقش هوش مصنوعی در بهبود خودکارآمدی، خلاقیت و تفکر انتقادی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ممسنی بود. روش شناسی پژوهش: این تحقیق بر حسب هدف، کاربردی و همچنین از نظر ماهیت و روش، توصیفی از نوع همبستگی و از لحاظ زمانی، مقطعی بود. جامعه آماری در این پژوهش، کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ممسنی (3700 نفر) بوده و با توجه به جدول مورگان، 348 نفر به عنوان نمونه مورد آزمون قرار گرفتند. در این پژوهش از پرسشنامه های استاندارد هوش مصنوعی مدیریت چن و همکاران (2022)، خلاقیت کارکنان (سیمون ، 1991)، مهارت های تفکر انتقادی کالیفرنیا (1990) و خودکارآمدی تحصیلی مک ایلروی و بانتینگ (2001) استفاده شد. به منظور پاسخ به فرضیه های تحقیق از همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر و نرم افزارهای SPSS و Amoos استفاده شده است. یافته ها: نتایج همبستگی پیرسون نشان داد رابطه معناداری بین هوش مصنوعی، خودکارآمدی، خلاقیت و تفکر انتقادی برقرار بوده است. نتیجه گیری: نتایج آزمون تحلیل مسیر نشان داد که هوش مصنوعی در بهبود خودکارآمدی، خلاقیت و تفکر انتقادی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ممسنی نقش مثبت و معناداری داشته است.