مهدیه رحمانیان

مهدیه رحمانیان

مدرک تحصیلی: استادیار گروه روان شناسی، دانشگاه پیام نور،تهران،ایران

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۴۷ مورد از کل ۴۷ مورد.
۴۱.

اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی (MBCT) بر تنظیم شناختی و بهبود کیفیت زندگی زنان مبتلابه اختلال کندن مو(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اختلال کندن مو استرس تنظیم شناختی هیجان ذهن آگاهی شناخت درمانی مبتنی کیفیت زندگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۶۸
مقدمه: پژوهش حاضر به منظور اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر تنظیم شناختی و بهبود کیفیت زندگی زنان مبتلابه اختلال کندن مو انجام شد. روش: پژوهش نیمه آزمایشی حاضر، با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری ۴ماهه با گروه کنترل، روی ۳۰ زن مبتلا به اختلال کندن مو مراجعه کننده به مراکز مشاوره درود (سه ماهه آخر ۱۴۰۲) که تشخیص موکنی بر اساس DSM-5 توسط دو روانشناس بالینی دریافت کرده بودند، انجام شد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه اختلال کندن مو محققان بیمارستان عمومی ماساچوست (1980)، کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (1990)، تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی و همکاران (۲۰۰۱) بود. افراد به صورت هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی با استفاده از نرم افزار اختصاص تصادفی به دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و کنترل (۱۵ نفر) تقسیم شدند. گروه آزمایش هشت جلسه شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی طبق پروتکل سگال و همکاران (2013) دریافت کرد، درحالی که گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس با اندازه گیری مکرر در SPSS26 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر تنظیم شناختی هیجان و کیفیت زندگی زنان مبتلابه اختلال کندن مو به طور معناداری مؤثر است (۱/۰>p). نتیجه گیری: شناخت درمانی مبتنی بر  ذهن آگاهی می تواند به عنوان یک روش مؤثر برای بهبود تنظیم شناختی هیجان و کیفیت زندگی زنان مبتلابه اختلال کندن مو مورد استفاده قرار گیرد.
۴۲.

مقایسه اثربخشی آموزش مثبت نگری و درمان راه حل محور بر استرس ادراک شده، تاب آوری و کیفیت تعامل مادر-فرزند در مادران کودکان کم توان ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: استرس ادراک شده تاب آوری کیفیت تعامل مادر و کودک آموزش مثبت اندیشی درمان راه حل محور ناتوانی ذهنی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۵۸
زمینه: مادران کودکان کم توان ذهنی به دلیل مشکلات ناشی از محدودیت های شناختی و رفتاری فرزند و نیاز به مراقبت های ویژه، با چالش هایی مانند استرس، کاهش تاب آوری و مشکلات در رابطه والد - فرزند روبه رو هستند. مداخلات روانشناختی مانند آموزش مثبت نگری و درمان راه حل محور به عنوان روش هایی برای کاهش استرس و افزایش تاب آوری معرفی شده اند. بااین حال، پژوهش های کمی به مقایسه اثربخشی این دو روش پرداخته اند. این مطالعه باهدف مقایسه تأثیر هر یک از این مداخلات انجام شده است. هدف: هدف این پژوهش مقایسه اثربخشی آموزش مثبت اندیشی و درمان راه حل مدار بر استرس ادراک شده، تاب آوری و کیفیت تعامل مادر و کودک در مادران کودکان کم توان ذهنی بود. روش: روش پژوهش یک مطالعه نیمه تجربی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه و پیگیری یک ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی مادران کودکان کم توان ذهنی شهر تهران در سال ۱۴۰۳ بود که با استفاده از نمونه گیری هدفمند، ۴۵ مادر انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه (هر گروه ۱۵ نفر) قرار گرفتند. گروه های آزمایش به مدت ۸ جلسه ۹۰ دقیقه ای درمان دریافت کردند، درحالی که گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکردند. داده ها با استفاده از مقیاس تاب آوری توسط کانر و دیویدسون (۲۰۰۳)، مقیاس روابط والدین - کودک توسط پیانتا (1994) و مقیاس استرس درک شده کوهن و همکاران (1983) جمع آوری شد. داده ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بنفرونی از طریق نرم افزار SPSS نسخه ۲۶ مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که هر دو مداخله، آموزش مثبت نگری و درمان راه حل مدار، استرس ادراک شده را به طور معناداری کاهش داده و تاب آوری و کیفیت تعامل مادر و کودک را بهبود می بخشد (01/0 >p) علاوه بر این، تفاوت معناداری در اثربخشی این دو رویکرد مشاهده نشد (01/0 p>). اثرات مثبت هر دو مداخله در طول دوره پیگیری ثابت باقی ماند. نتیجه گیری: آموزش مثبت نگری و درمان راه حل مدار به طور مؤثری استرس را کاهش و تاب آوری و کیفیت تعامل مادر و کودک را در مادران کودکان کم توان ذهنی بهبود می بخشد؛ بنابراین این روش ها می تواند در برنامه های درمانی و مشاوره ای برای مادران کودکان کم توان ذهنی در مراکز روان شناسی و آموزشی مفید باشد.
۴۳.

اثربخشی آموزش سبک زندگی بر بهزیستی روانشناختی و ادراک بیماری در بیماران مبتلا به کبد چرب غیر الکلی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ادراک بیماری بهزیستی روانشناختی آموزش سبک زندگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۲
هدف از انجام پژوهش حاضر تعیین اثر بخشی آموزش سبک زندگی بر بهزیستی روانشناختی و ادراک بیماری در بیماران مبتلا به کبد چرب غیرالکلی بود. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه بیماران مبتلا به کبد چرب غیرالکلی در شهر تهران در سال 1403 بود که از بین آنها 30 نفر با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و به صورت گمارش تصادفی در دو گروه (15 نفر در گروه آزمایش و 15 نفر در گروه کنترل) جایگذاری شدند. ابزارهای سنجش شامل پرسشنامه بهزیستی روانشناختی ریف (PWBS-SF، 2002) و ادراک بیماری براد بنت و همکاران (brief_IPQ، 2006) بود. گروه آزمایش تحت مداخله آموزش سبک زندگی طی 8 جلسه، 90 دقیقه ای هفته ای یکبار قرار گرفت و گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد. جهت تجزیه و تحلیل از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره استفاده شد. نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون بهزیستی روانشناختی و ادراک بیماری در گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری در سطح 05/0 وجود داشت. از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که آموزش سبک زندکی بر بهبود بهزیستی روانشناختی و ادراک بیماری در بیماران مبتلا به کبد چرب غیر الکلی موثر بوده است.
۴۴.

Presenting a Structural Model of the Effectiveness of Cognitive-Based Intervention on Fat and Cortisol Profiles with the Mediating Effect of Brain-Behavioral Systems, Cognitive Flexibility in Overweight People with High Stress(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Cognitive-based intervention Cortisol and lipid profiles Behavioral brain systems cognitive flexibility High stress

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۳
Objective : The present study aimed to present and investigate the structural model of the effectiveness of the cognitive-based intervention on cortisol and lipid profiles, with the mediating effect of cognitive flexibility and behavioral brain systems in overweight people with high stress. Method : The research design was experimental with a control group, pre-test-post-test, and follow-up design. Multivariate analysis of covariance was used to analyze the data. The statistical population of this research was all 190 people referred to the cosmetic surgery clinic in 2023. The research sample consisted of 30 people (15 for the experimental group and 15 for the control group) selected through the purposeful sampling method and according to the research inclusion and exclusion criteria. The respondents answered the Behavioral Activation / Inhibition Systems Scale (Carver & White, 1994) and Connor and Davidson’s Flexibility Questionnaire (2003). A semi-structured interview was used to measure stress. Results : The results of univariate covariance analysis showed a significant difference between the two experimental and control groups in the variables of brain-behavioral systems (F = 3.824, P = 0.035) and cognitive flexibility (F = 4.958, P = 0.032). Also, the effectiveness of the cognitive intervention on cortisol was 0.70. It means that 79% of the changes obtained in the post-test scores of the experimental group were due to the intervention. Conclusion : We can conclude that stress leads to an increase in overweight and a reduction in an individual's flexibility and positive attitude toward body image. Therefore, using Yoga, breathing exercises, cognitive therapy, and treating overweight people to manage their stress correctly is necessary.
۴۵.

اثر مقابله درمانگری بر میزان کاهش سطح کورتیزول در زنان مبتلا به بیماری های قلبی عروقی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مقابله درمانگری کورتیزول بیماری های قلبی عروقی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۴
مقدمه: میزان بالای کورتیزول در بدن یکی از عوامل خطر برای بیماری های قلبی عروقی است. بنابراین این تحقیق با هدف اثر مقابله درمانگری بر میزان کاهش سطح کورتیزول در زنان مبتلا به بیماری های قلبی عروقی انجام شد. روش: در این مطالعه، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری، تعداد 30 نفر از زنان دارای بیماری قلبی-عروقی مراجعه کننده به مطب یکی از متخصصان قلب وعروق شهر قم در سال 1402، که به روش در دسترس به دو گروه آزمایش (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) به صورت تصادفی قرار گرفتند. معیارهای ورود شامل ابتلا به بیماری قلبی-عروقی، داشتن سن حداقل 40 و حداکثر 55 سال و معیارهای خروج غیبت در دو جلسه از برنامه آموزشی بود. میزان سطح کورتیزول، گروه آزمایش و کنترل قبل و بعد از آزمون اندازه گیری شد. تعداد 12 ﺟﻠﺴﻪ به ﻣ ﺪت ۲ ﺗﺎ ۳ ﺳﺎﻋﺖ در هفته برای گروه مداخله انجام شد. یک ماه پس از آن در مرحله پیگیری میزان سطح کورتیزول خون در زمان ناشتا و ساعت 8 صبح اندازه گیری شد. داده ها با نرم افزار SPSS نسخه 24 آنالیز شد. یافته ها: میانگین سطح کورتیزول خون برای گروه آزمایش (مقابله درمانگری) در پس آزمون و پیگیری نسبت به پیش آزمون کاهش داشت. همچنین بین مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری بین گروه درمانی و گروه کنترل در میزان کورتیزول تفاوت وجود دارد. بنابراین میزان کورتیزول بین گروه آزمایش (مقابله درمانگری) و گروه کنترل تفاوت معنادار وجود دارد(P<0.05). نتیجه گیری: اثر مقابله درمانگری باعث کاهش کورتیزول در زنان مبتلا به بیماری های قلبی عروقی می شود. همچنین با توجه به نتایج به دست آمده در حوزه تأثیر گروه درمانی بر بهبود عملکرد بیماران قلبی عروقی، لذا پیشنهاد می شود این درمان برای بهبود کیفیت زندگی این افراد در جنبه های دیگر نیز به صورت گسترده اجرا شود.
۴۶.

اثربخشی آموزش روانی- اجتماعی همراه با فنون تنش زدایی بر بهزیستی روان شناختی و انزوای اجتماعی زنان یائسه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزش روانی- اجتماعی تنش زدایی بهزیستی روانشناختی انزوای اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۳
مقدمه: یائسگی یک مرحله طبیعی از زندگی زنان است و زمانی در زندگی آنان رخ می­دهد که زنان، قدرت باروری خود را از دست­ می­دهند. این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی آموزش روانی - اجتماعی همراه با فنون تنش‌زدایی بر بهزیستی روانشناختی و انزوای اجتماعی در زنان یائسه اجرا شد. روش: روش تحقیق با استفاده از طرح دو گروهی همسان با پیش آزمون و پس آزمون صورت گرفت. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی زنانی که دارای علائم پیش از یائسگی در کرج در سال 1401-1402 بودند. نمونه این پژوهش شامل 30 نفر از زنان تحت علائم پیش از یائسگی بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه بهزیستی روان شناختی و انزوای اجتماعی بودند. یافته‌ها: نتایج نشان داد که آموزش روانی- اجتماعی همراه با فنون تنش‌زدایی بر بهبود بهزیستی روانشناختی و انزوای اجتماعی مؤثر است (05/0p<). نتیجه‌گیری: این آموزش به دلیل احساس آرامیدگی در فرد می‌تواند بهبود در بهزیستی و انزوای اجتماعی زنان یائسه ایجاد کند و آنها را قادر سازد تا با استرس و اضطراب یائسگی مقابله کنند. لذا پیشنهاد می­شود که در تحقیقات آتی، افراد سنین مختلف نیز مورد مطالعه قرار گیرند.
۴۷.

تأثیر اصوات بین آئورال و ایزوکرونیک بر هماهنگ سازی امواج مغزی و اضطراب(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: صوت بین آئورال صوت ایزوکرونیک امواج مغزی اضطراب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۳
پژوهش حاضر پژوهش با هدف تاثیر اصوات بین آئورال و ایزوکرونیک بر هماهنگ سازی امواج مغزی و اضطراب انجام شد. روش پژوهش نیمه تجربی از نوع پیش آزمون_پس آزمون بدون گروه کنترل بود. جامعه آماری دانشجویان دارای اضطراب در سال تحصیلی 1401-1400 بودند. تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش اصوات بین آئورال و ایزوکرونیک (هر گروه 15 نفر) قرار گرفتند. ابزار پژوهش پرسشنامه اضطراب بک (1996) و ثبت امواج مغزی با استفاده از نقشه برداری مغز بود. گروه آزمایش اول به اصوات بین آئورال و گروه آزمایش دوم به اصوات ایزوکرونیک در 12 جلسه 20 دقیقه ای گوش فرا دادند. داده ها با آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیری و چندمتغیری و استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 24 تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که صوت ایزوکرونیک و بین آئورال بر موج آلفا در نقطهF4 تاثیر معنی دار دارد (05/0>P)، اما بر متغیر اضطراب تنها صوت بین آئورال اثربخش است (05/0>P). نتایج حاکی از آن است که اصوات بین آئورال و ایزوکرونیک مداخله ای سودمند جهت هماهنگ سازی امواج مغزی و صوت بین آئورال برای کاهش اضطراب دانشجویان است؛ بنابراین پیشنهاد می شود از این اصوات در کلینیک های درمان روانشناختی استفاده شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان