تأثیر سیاست های جمعیت بر وضعیت تراز قدرت ملی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی تأثیر سیاست های جمعیتی جمهوری اسلامی ایران بر وضعیت تراز قدرت ملی با تمرکز بر نقش عوامل راهبردی می پردازد. اهمیت این موضوع از آن جهت است که تغییرات جمعیتی، به ویژه در ساختار سنی و توزیع جمعیت، می تواند پیامدهای مستقیم و غیرمستقیم قابل توجهی بر توان ملی و جایگاه کشور در نظام بین الملل داشته باشد. روش تحقیق ترکیبی (کیفی-کمی) بوده و جامعه آماری شامل نخبگان و متخصصان حوزه علوم سیاسی به ویژه اساتید دانشگاهی است. در بخش کیفی، با انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته و تحلیل مضمون، ۸۲ مضمون اولیه استخراج شد که پس از کدگذاری به ۹ مضمون سازمان دهنده شامل الزامات سیاسی، مدیریتی، اقتصادی، آموزشی، فرهنگی و اجتماعی، بهداشتی و زیست محیطی، جغرافیایی و جمعیت شناختی تقسیم شدند. همچنین، چهار مضمون فراگیر اصلی شامل الزامات مدیریتی و سیاسی، اقتصادی، آموزشی-فرهنگی-اجتماعی و بهداشتی-زیست محیطی و جغرافیایی-جمعیت شناختی شناسایی گردید. در بخش کمی، پرسشنامه طراحی و با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری با رویکرد PLS، برازش مدل مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که الزامات جغرافیایی و جمعیت شناختی با ضریب تأثیر ۰.۶۱۵ بر الزامات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تأثیرگذار است و الزامات مدیریتی، سیاسی و اقتصادی بیشترین تأثیر (۰.۶۶۲) را بر وضعیت تراز قدرت ملی دارند. یافته ها نشان می دهد سیاست های جمعیتی می توانند به طور معناداری در ارتقای قدرت ملی ایران مؤثر باشند.