شجاع تفکری رضایی

شجاع تفکری رضایی

مدرک تحصیلی: زبان و ادبیات انگلیسی، ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۲۹ مورد از کل ۲۹ مورد.
۲۱.

مجهول در زبان فارسی از منظر صرف توزیعی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: صرف توزیعی کم مشخص بودگی واژگان گرا وجه وصفی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۲ تعداد دانلود : ۵۰۷
در مقاله توصیفی تحلیلی حاضر، ساخت های موسوم به مجهول ِزبان فارسی را در چارچوب رویکرد صرف توزیعی ( Halle & Marantz , 1993 )، رویکردی غیر واژگان گرا که ساخت تمام واحدهای غیر بسیط را به تنها حوزه زایای دستور، یعنی نحو می سپارد از منظر تعامل نحو و معنا، با تمرکز بر دیدگاه امبیک ( 2004 )، بررسی می کنیم. از آنجا که مجهول های فعلی و صفتیِ زبان فارسی، جملگی غیر بسیط اند؛ لذا در رویکرد حاضر، خلاف پژوهش های پیشین در ساخت مجهول، با قواعد نحوی یکسان توصیف و تبیین می شوند و تفاوت آن ها به جایگاه های متفاوتِ ادغام هسته نمود (بالا یا پایین گروه فعلی) نسبت داده می شود. همچنین، با استناد به شواهد تعبیری و زبانی، چون برخی وجه های وصفی واحد (گداخته، بسته و آراسته)، در ترکیب « اسم مفعول + شدن»، هم تعبیر رخداد و هم تعبیر رخدادِ نتیجه ای دارند؛ بنابراین، نوع دیگری از مجهول صفتی، یعنی «نتیجه ای» را در زبان فارسی معرفی می کنیم و مشخصه های نحوی آن را در چارچوب صرف توزیعی نشان می دهیم. دلیل چنین تفاوت تعبیری، کاربرد دوگانه فعل «شدن»، به عنوان فعل کمکی در ساخت رخدادی و فعل ربطی یا عملگرِ «شدن» به تعبیر امبیک ( 2004 ) در ساخت نتیجه ای است.
۲۲.

قلب نحوی در کردی کلهری براساس برنامه کمینه گرا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: قلب نحوی کردی کلهری کمینه گرایی بازبینی مشخصه تأکید تقابلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۰ تعداد دانلود : ۴۰۸
قلب نحوی در کردی کلهری حرکتی مشخّصه مبنا با انگیزه بازبینی مشخّصه تأکید است. انواع مختلف قلب نزدیک، قلب دور، قلب چندگانه نزدیک و دور و قلب به سمت چپ در کردی کلهری رایج است. مفعول مشخّص، گروه فعلی، گروه پرسش واژه و فاعل درونه برخلاف مفعول نامشخّص سازه های مقلوب شدنی در این زبان هستند. قلب نزدیک و دور مفعول مشخّص در کردی کلهری، منجر به ایجاد روابط ارجاعی و مرجع گزینی جدید می شود که ضمن ردّ نظر میاگاوا (2001) و ماهاجان (1990) که موردی از تناقض ویبلهوت نیز است. با ارائه استدلال هایی ازقبیل جایگاه قید جمله و قید گروه و همچنین، ضرورت وجود فاعل در پاسخ کوتاه اثبات شد که برخلاف برخی مطالعات (میاگاوا، 2001؛ ماهاجان، 1994 و کریمی، 2005)، مشخّصه اصل فرافکنی گسترده را نمی توان به مثابه انگیزه قلب نزدیک در کردی کلهری فرض کرد. داده های بررسی شده در این مقاله بیان گر آن است که قلب نزدیک در کردی کلهری حرکتی غیر موضوعی به مشخّص گر گروه تأکید است. یکپارچگی ارائه شده در تبیین قلب نزدیک و دور از دستاوردهای دیگر این مطالعه است که شواهدی برای ردّ ماهاجان (1994)؛ میاگاوا (2001) و کریمی (2005) محسوب می شود. این یکپارچگی در تبیین قلب نزدیک و دور هم سو با اصول اقتصادی موجود در کمینه گرایی مبنی بر استفاده حداقلی از ابزارها در تحلیل داده ها نیز است.
۲۳.

نام دهی و طبقه بندی کنشگران اجتماعی در داستان «آل» بر اساس الگوی ون لیوون(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تحلیل گفتمان انتقادی الگوی کنشگران اجتماعی ون لیوون بهمن بیگی آل نام دهی و طبقه بندی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹۰ تعداد دانلود : ۶۱۱
الگوی ون لیوون (2008) تحت عنوان «بازنمایی کنشگران اجتماعی»، الگویی در چهارچوب تحلیل گفتمان انتقادی، و ابزاری برای پژوهشگران است تا کشف کنند کارکردهای اجتماعی که در لایه های زیرین گفتمان لانه گرفته اند، چگونه در لایه های زبرین بازنمایی می شوند. در این پژوهش، داستان «آل» نوشته محمد بهمن بیگی، به عنوان گفتمانی مربوط به عشایر کشورمان، در چهارچوب الگوی یاد شده بررسی می شود. در این مسیر معلوم می شود که نویسنده چگونه از نام دهی و طبقه بندی کنشگران اجتماعی برای بیان دیدگاه های خود استفاده کرده و آیا نام دهی و طبقه بندی کنشگران می تواند دیدگاه عشایر را در دوره ای که هنوز سواد آموزی به ایل راه نیافته بود، نسبت به آنان روشن کند؟ نتایج پژوهش نشان داد که بازنمایی کنشگران در داستان «آل» هدفمند و در جهت کنترل دیدگاه های اجتماعی است. نویسنده با استفاده از مؤلفه های نام دهی و طبقه بندی، دیدگاه خود را با شیوه ای پوشیده بیان کرده و ستم جامعه به زن را به تصویر کشیده است. نویسنده از طرفی با بازنمایی های عام، زنان ایل را به عنوان کنشگرانی درگیر در معضلات اجتماعی یکسان بازنمایی می کند و از طرف دیگر با بازنمایی خاص، آن ها را با هویتی مستقل و متمایز نشان می دهد. ارزش دهی مردان ایل مثبت و بیانگر دیدگاه عشایر نسبت به جنس مذکر است، اما ارزش گذاری زنان با توجه به موقعیت اجتماعی حاکم بر متن، سیال است. نویسنده با استفاده از مؤلفه هویت درهمی، شخصیت اصلی داستان را زنی درگیر در فعالیت های متضاد معرفی می کند تا هنجارهای اجتماعی را به چالش کشد.
۲۴.

توزیع نشانه نفی جمله در گویش دشتستانی: رویکردی کمینه گرا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: برنامه کمینه گرا گویش دشتستانی سلسله مراتب دستوری بازبینی مشخصه نشانه نفی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۰ تعداد دانلود : ۴۶۷
در پژوهش پیش رو، توزیع نشانه نفی در سطح جمله در گویش دشتستانی در چارچوب برنامه کمینه گرای چامسکی (1995؛ 2001) مورد بررسی قرار گرفته است. در این گویش، نشانه نفی جمله علاوه بر انضمام به فعل خودایستا و فعل کمکی زماندار، در جایگاه قبل از متمم های فعل نیز به کار می رود. بدین منظور، در این مقاله با الگوگیری از زانوتینی (1997؛ 2001)، هگمن (1995)، هگمن و زانوتینی (1991)، پاین (1985)، اوهالا (1990)، هاله و مارانتز (1993) و  لاکا (1991)، ماهیت نشانه نفی جمله در این گویش بررسی شده، شیوه توزیع جایگاه(های) آن در سلسله مراتب نحوی جمله تبیین می گردد. یافته های پژوهش حاکی است که این نشانه در جایگاه منضم به فعل اصلی و فعل کمکی زماندار، یک «پیشوند منفی» و در جایگاه قبل از متمم های فعل، یک «جزء قیدی منفی» محسوب می شود. نشانه نفی به عنوان پیشوند منفی پس از تولید در جایگاه هسته گروه نفی، با فعل مطابقه می یابد. در این مطابقه، مشخصه های تعبیرناپذیر نشانه نفی، بازبینی و ارزش گذاری می شود و این نشانه بعد از سطح نحو توسط قواعد واژ واجی بر روی فعل تظاهر می یابد. در جملاتی که نشانه نفی قبل از متمم های فعل قرار دارد، نشانه نفی به عنوان جزء قیدی در جایگاه هسته یک گروه نفی متفاوت تولید می شود.
۲۵.

تبیین اختیاری بودن حرکت فعل در جملات پرسشی آری نه در زبان فارسی: رویکردی کمینه گرا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: جملات پرسشی آری نه پیش گذاری فعل اختیاری بودن کمینه گرا مشخصه [اصل فرافکنی گسترده]

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۰ تعداد دانلود : ۵۱۴
مقاله حاضر می کوشد تا در چارچوب برنامه کمینه گرا (Chomsky, 1995, 2000, 2001a-b)، اختیاری بودن فرایندی را در فارسی تبیین نماید که به موجب آن، فعل در جملات پرسشی آری نه، ضمن ابقا در جای اصلی خود، قادراست به جایگاه آغازین جمله نیز جابه جا شود تا تعبیر پرسشی جمله را فراهم سازد. در این راستا، نخست تصریح می شود که اختیاری بودن پیش گذاری فعل در جملات پرسشی آری نه در زبان فارسی متضمن نوعی تناقض در زمینه قدرت دو ارزشی مشخصه ها در برنامه کمینه گرا است. در ادامه، با ارائه یک راهکار جایگزین، انگیزه پیش گذاری فعل در ساخت های مذکور را بازبینی مشخصه [- تأکید] و نیز مشخصه قوی [اصل فرافکنی گسترده](Chomsky, 2000, 2001a-b) در جایگاه هسته گروه تأکید قلمداد می کنیم.در تحلیل اخیر، پیش گذاری فعل در جملات مورد بحث از یک طرف و ابقای آن در جای خود، ازطرف دیگر، به ترتیب حاصل گزینش و عدم گزینش مشخصه [اصل فرافکنی گسترده] از واژگان توسط هسته گروه تأکید است. بدین ترتیب، در ساخت های گروه نخست، پس از بازبینی مشخصه قوی [اصل فرافکنی گسترده] در جایگاه هسته گروه تأکید، به دلیل عدم امکان حرکت فعل به هسته گروه متمم نما جهت بازبینی مشخصه [- پرسشی] به علت حضور متمم نمای «که» در این جایگاه، مشخصه [- پرسشی] هسته گروه متمم نما و مشخصه [+ پرسشی] فعل در جایگاه هسته گروه تأکید از طریق سازوکار مطابقه همدیگر را بازبینی می کنند. در مقابل، در ساخت های گروه دوم، این مطابقه و بازبینی میان مشخصه [- پرسشی] هسته گروه متمم نما و مشخصه [+ پرسشی] فعل در جای خود در هسته گروه فعلی انجام می شود.  
۲۶.

رویکردی کمینه گرا به توزیع نشانة نفی در جملات پرسشی بلی – خیر در گویش دشتستانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: برنامه کمینه گرا مطابقه بازبینی مشخصه گویش دشتستانی نفی جمله

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی زبان شناسی زبان شناسی نظری کاربرد شناسی و تحلیل گفتمان
  2. حوزه‌های تخصصی زبان شناسی زبان شناسی کاربردی گویش شناسی
تعداد بازدید : ۱۱۰۴ تعداد دانلود : ۶۱۴
پژوهش توصیفی - تحلیلی حاضر حاضر به بررسی توزیع نحوی نشانة نفی جمله در جملات پرسشی بلی خیر در گویش دشتستانی می پردازد. در این گویش، نشانة نفیِ جمله علاوه بر جایگاه منضم به فعل، در جایگاه ماقبل متمم های گروهی جمله و همچنین ابتدای جملات پرسشی بلی خیر قرار می گیرد. بر این اساس، با ارائة شواهدی چند، رفتار انتخابی این نشانه و نیز سازوکارهای حاکم بر توزیع آن در سلسله مراتب جمله در دو جایگاه منضم به فعل و غیرمنضم به فعل از منظر برنامة کمینه گرای چامسکی (1995؛ 2001) تببین می گردد. یافته های پژوهش نشان می دهد که نشانة نفی در جایگاه ماقبل فعل، «پیشوند منفی» و در جایگاه ماقبل متمم های گروهی، «جزء قیدی منفی» است که هر یک در گروه های جداگانه ای تولید شده و با فعل در رابطة مطابقه شرکت می کنند. در جملات پرسشی بلی خیر، نشانة نفی به عنوان جزء قیدی منفی از جایگاه هستة گروه نفیِ غیرمنضم به فعل حرکت می کند و در جایگاه هستة گروه متمم نما قرار می گیرد تا ضمن اقناع معیار نفی، تعبیر پرسشی جمله را فراهم سازد. عدم تحقق این حرکت، ساختی غیردستوری تولید می کند.
۲۷.

نقش ممیز عدد در گروه حرف تعریف کردی کلهری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: گروه حرف تعریف ممیز عدد کردی کلهری مشخصه کمیت مشخصه انفراد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱۸ تعداد دانلود : ۶۰۸
در این مقاله، نقش ممیز عدد در درون گروه حرف تعریف کردی کلهری را به عنوان یک زبان ممیزی بررسی می کنیم. ممیزها عناصری هستند که به عنوان متمم عدد با اسامی قابل شمارش به کار می روند. فرافکن حاصل از این هسته نقشی در درون گروه حرف تعریف پایین تر از گروه سوری ضعیف و بالاتر از گروه شمار جای می گیرد. برای تبیین نقش این عناصر ابتدا الگوهای چیرچیا (1998)، بورر (2005) و گبهارت (2009) را به عنوان سه مدل مسلط موجود در این زمینه ارائه کرده، همراه با توصیف ممیزهای عدد کردی کلهری از این سه دیدگاه کفایت آنها را دربرابر این داده های جدید می آزماییم. براساس مدل چیرچیا، در زبانهای ممیزی دلالت اسامی توده وار بوده و لذا به علت جمع بسته نشدن اسامی به تنهایی، از ممیزها برای جمع بستن اسامی استفاده می شود. وجود اسامی قابل شمارش و تکواژ جمع در زبان کردی و اختیاری بودن ممیزها حاکی از نادرستی این دیدگاه است. بورر (2005) براین عقیده است که تکواژ شمار و ممیزها نقش انفراد را داشته و در توزیع تکمیلی هستند. نظر به حضور همزمان ممیز و نشانه جمع در گروه حرف تعریف کردی کلهری، کارایی این دیدگاه در توصیف داده های این زبان نیز رد می شود. سرانجام نشان می دهیم که چنانچه به پیروی از گبهارت قائل به آن باشیم که ممیزهای عدد حاوی مشخصه هایی مانند [کمیّت] و [انفراد] بوده و درمقابل، تکواژهای جمع دارای مشخصه [گروه] باشند قادریم ضمن توصیف ممیزها در این زبان، توزیع آنها را نیز در درون گروه های حرف تعریف تبیین کنیم.
۲۸.

مشخص بودگی در کردی کرمانشاهی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دستور زایشی معرفگی مشخص بودگی کردی کرمانشاهی نکرگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶۸ تعداد دانلود : ۶۷۶
اصطلاح مشخص­بودگی معمولاً برای اشاره به گروه­هــای اسمـی به کار می­رود. در این مقاله بر پایه تعریف اِنک (1991) و کریمی (1999, 2003) از مشخص­بودگی، تکواژ «ægæ» را در انتهای برخی اسم­های موجود در جایگاه های مختلف نحوی به عنوان علامت ساختواژی مشخص­بودگی در کردی کرمانشاهی بررسی کرده ایم و با استفاده از شواهد و داده­هایی مانند حـضور اجباری تکواژ مذکور، نه تنها در برخی از گروه­های اسمی معرفه، بلکه در بعضی از گروه­های اسمی نکره نشان داده­ایم که برخلاف نظر ادموندز (1955)، مکنزی (1961)، یارمرادی (1384) و بهادر (1390) این تکواژ در کردی کرمانشاهی نشانگر مشخص­بودگی است، نه معرفگی. در پایان، کردی کرمانشاهی را در تقسیم­بندی لاینز از زبان­ها (1999)، از ­نظر داشتن علامت­های معرفگی و نکرگی، جزو زبان­هایی قرار دادیم که تنها نشانه نکره دارند. با توجه به اینکه در دستور زایشی یکی از اصول بنیادین این است که آن بخش از دانش زبانی که در ذهن سخنگویان یک زبان قرار دارد یکسان است، داده ها از سخنان نگارندگان به عنوان سخنگویان بومی این زبان جمع­آوری و با استفاده از روش استدلالی بررسی شده اند. چارچوب نظری استفاده شده در این تحقیق، نظریات انک (1991) و کریمی (1999) در خصوص مشخص­بودگی است.
۲۹.

پوچ واژه در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: واژه پوچ ضمیرانداز معرف اشاری اصل فرافکنی گسترده صفت اشاره

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۴۰ تعداد دانلود : ۱۵۵۸
در این مقاله به بررسی وجود یا نبودِ پوچ واژه (expletive) در زبان فارسی می پردازیم. طبق نظر ریتسی(1982 و 1986) در زبان های ضمیرانداز از آنجا که ضمیر ناملفوظ ارجاعی وجود دارد، ضمیر ناملفوظ پوچ واژه (expletive pro) نیز موجود است؛ بدین مفهوم که زبان های ضمیرانداز پوچ واژه فاقد جوهر آوایی نیز دارند. این در حالی است که کریمی(2005) با توجّه به نقض تأثیر معرفگی (definiteness effect) معتقد است که در زبان فارسی پوچ واژه تهی یا آشکار وجود ندارد. در مقاله حاضر به پیروی از درزی (1996) با ارائه شواهد متنوعی نشان می دهیم که در زبان فارسی به عنوان زبانی ضمیرانداز نه تنها پوچ واژه آشکار وجود دارد، بلکه مطابق با نظر ریتسی پوچ واژه تهی نیز در این زبان یافت می شود. سرانجام، شواهدی از زبان های ایسلندی، فنلاندی و پرتغالی ارائه می شود که بیانگر این است که ضمیرانداز بودن و نقض تأثیر معرفگی لزوماً دال بر نبود پوچ واژه در یک زبان نیست.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان