علی پایا
مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
دانلود اکسل نتایج
نمایش ۴۱ تا ۶۰ مورد از کل ۷۴ مورد.
ملاحظاتی انتقادی در خصوص تجربه مدرنیته ایرانی
نویسنده:
علی پایا
حوزههای تخصصی:
یاد: ایزایا برلین
شناخت بهینه علم با اتخاذ کدام رهیافت میسر است
نویسنده:
علی پایا
حوزههای تخصصی:
The Shape of the Coming Global Civil Society: Suggestions for a Possible Islamic Perspective
نویسنده:
علی پایا
حوزههای تخصصی:
Islam, Christianity, and Judaism: Can they Live Peacefully toether?
نویسنده:
علی پایا
حوزههای تخصصی:
نگاهی از منظر فلسفی به مساله ( گفت و گو میان تمدن ها )
نویسنده:
علی پایا
حوزههای تخصصی:
تاریخ کنگره های اسلامی
نویسنده:
علی پایا
حوزههای تخصصی:
شباهت ها و تفاوت های مکتب عقلانیّت انتقادی پوپری و رئالیسم انتقادی باسکار در مفهوم علیّت(مقاله پژوهشی حوزه)
نویسنده:
علیرضا محمدی علی پایا
منبع:
ذهن زمستان ۱۳۹۸ شماره ۸۰
39 - 66
حوزههای تخصصی:
دو مکتب رئالیسم انتقادی و عقلانیّت انتقادی به راهبری روی باسکار و کارل پوپر از تأثیرگذارترین مکاتب فلسفی و فکری در قرن بیستم و تاکنون بوده اند. علیّت در تبیین و توضیح حوادث و رویدادهای طبیعی و اجتماعی نقش دارد. از دیدگاه مکتب رئالیسم انتقادی، علیّت ناظر به رابطه بین حوادث انضمامی- یعنی علّت و نتیجه- نیست، بلکه به «نیروهای علی» یا «قابلیّت های موضوعات و یا روابط»، یا به شکل کلّی تر به شیوه های عمل یا «ساز و کارهای» آنها مربوط می شود. در مکتب عقلانیّت انتقادی، خوانش گرایشی از علیّت وجود دارد و هرگونه تعیّن گرایی رد می شود. از این منظر ما در جهانی از گرایش ها زندگی می کنیم که مسیر آینده از روی گذشته قابل ردیابی نیست و آینده گشوده و باز است و همچنین علیّت یک جانبه، علیت خطّی دکارتی و نیز علیت نیوتنی رنگ می بازد. مقاله حاضر به بررسی و واکاری علیّت از منظر این دو مکتب و موارد مشترک و متفاوت این دو می پردازد.
رابطه فلسفی علوم انسانی و تکنولوژی(مقاله علمی وزارت علوم)
نویسنده:
علیرضا منصوری علی پایا
منبع:
روش شناسی علوم انسانی سال ۲۵ تابستان ۱۳۹۸ شماره ۹۹
19 - 23
هدف مقاله حاضر این است که از منظری فلسفی رابطه علوم انسانی و تکنولوژی را تا حد امکان روشن کند. علوم انسانی دارای دو وجه است: وجهی که علم است، و وجهی که تکنولوژی است. به واسطه این نقش دوگانه، تعامل علوم انسانی با تکنولوژی پیچیده تر از رابطه علوم طبیعی با تکنولوژی است. رابطه وجه تکنولوژیک علوم انسانی با حیطه های مختلف تکنولوژی هم افزایانه است. ولی این رابطه در خصوص رابطه وجه علمی علوم انسانی با تکنولوژی ها یک رابطه نامتقارن بوده، تأثیر تکنولوژی ها بر وجه علمی علوم انسانی تأثیری ایجابی است. این درحالی است که تأثیر وجه علمی علوم انسانی بر تکنولوژی ها به طور عمده سلبی و نقادانه است؛ نه به این معنا که این وجه علمی خدمتی به تکنولوژی نمی کند، بلکه توضیح می دهیم نحوه درست این تأثیرگذاری چگونه است. این تحلیل در توضیح اینکه چگونه تکنولوژی می تواند در سپهر عقلانیت قرار گیرد، مفید است
نیهیلیسم و تکنولوژی اطلاعات(مقاله علمی وزارت علوم)
نویسنده:
علیرضا منصوری علی پایا
حوزههای تخصصی:
کی یرکگور، در نوشتار عصر حاضر ، مواجهه ای خصمانه علیه مطبوعات دارد؛ زیرا معتقد است مطبوعات زمینه بروز و ظهور نیهیلیسم را فراهم می آورند. دریفوس، این اندیشه کی یرکگور را به دیگر تکنولوژی های اطلاعاتی _ به ویژه اینترنت بسط می دهد. مقاله حاضر نشان می دهد که این نگرش کی یرکگور– دریفوس نتیجه انسان شناسی و تلقی خاصی از معنای زندگی است که نیازمند بررسی های نقادانه بیشتر است. در مقاله حاضر، توضیح می دهیم که هر چند بصیرت های کی یرکگور و دریفوس در شناخت مخاطرات تکنولوژی اطلاعات با اهمیت اند، اما رویکرد آن ها در قبال معنابخشی به زندگی و هویت انسانی، تحلیلی یک جانبه از موقعیت مسئله ارائه می کند و خصوصاً به دلیل اتکای آن به «تعهد غیرمشروط» محل مخاطرات جدیدی است. پیشنهاد نهایی این است که اتخاذ موضع مناسب در قبال تکنولوژی اطلاعات، نیازمند انسان شناسی مناسبی است تا با بهره گیری از حکمت دینی– اخلاقی ظرفیت لازم برای بهره مندی ایمن از تکنولوژی به دور از نیهیلیسم را فراهم کند و در عین حال، با استفاده از مهندسی تدریجی و در فرایندی دموکراتیک، به صورت نهادی آن را کنترل نماید.
چگونه می توان کارآیی علوم انسانی را افزایش داد؟ بحثی در امکان پذیری و راهکارهای عملی(مقاله علمی وزارت علوم)
نویسنده:
علی پایا
هدف مقاله حاضر بررسی دو مسئله اساسی درباره علوم انسانی است؛ نخست، ارزیابی امکان ارتقای کارآیی این علوم و دوم، در صورت یافتن پاسخی مثبت برای پرسش نخستین، کاوش در راه های عملی ازدیاد بازده علوم انسانی. از آنجا که در مورد چیستی علوم انسانی، ظرفیت ها و اهداف آن دیدگاه های متنوعی در بین صاحب نظران وجود دارد، در بخش اول مقاله به ارزیابی نقادانه برخی از این دیدگاه ها اقدام می شود؛ در بخش دوم، شماری از شیوه های پیشنهادی در بهبودبخشی به قابلیت های علوم انسانی با نگاهی نقادانه ارزیابی خواهد شد؛ در بخش سوم، الگوی مختار نگارنده برای پژوهش در حوزه علوم انسانی معرفی خواهد شد و در بخش چهارم نیز با بهره گیری از مباحثی که در سه بخش نخست ارائه شده است، مسئله امکان ارتقای کارآیی علوم انسانی مورد ارزیابی نقادانه قرار خواهد گرفت و آنگاه در بخش پایانی، به بحث درباره ارائه راهکارهای عملی برای بهبودبخشی کیفیت علوم انسانی در کشور پرداخته می شود.
نگاهی شتابزده به تاریخچه ترویج علم در حیطه عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)
نویسنده:
علی پایا
منبع:
روش شناسی علوم انسانی سال هفدهم تابستان ۱۳۹۰ شماره ۶۷
35 - 65
پدیداری که با عنوان "ترویج علم در حیطه عمومی" از آن یاد می شود، از دهه 1980 به صورت یک فعالیت گسترده و نظام مند در دستور کار نهاد های آموزشی و سیاست گذار در کشور های غربی قرار گرفت و پس از آن با اندکی تأخیر، در شماری دیگر از به اصطلاح "کشور های در حال رشد"، در برنامه های دولت ها و نهاد های غیر دولتی بدان توجه شد. در این مقاله به اجمال به سیر تحول پدیدار "ترویج علم در حیطه عمومی" از قرن هفدهم به این سو پرداخته می شود. هدف این تحقیق آن است که روشن سازد در طی دهه های متمادی تا چه اندازه در رویکرد های فردی و جمعی در قبال ترویج علم تغییر به وجود آمده است و کدام یک از عناصر اصلی در این تکاپو، کم و بیش وضع و حال اولیه خود را حفظ کرده اند. محصول بررسی حاضر می تواند به دست اندرکاران ترویج علم در حیطه عمومی در تدوین و تنظیم برنامه های کارآمد تر در جهت آشناسازی عامه با علم کمک کند.
تکنولوژی: عقلانیت و نقدپذیری در برابر رویکرد موجه گرایانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد فرهنگ سال چهاردهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۵۴
43 - 72
حوزههای تخصصی:
هر رویکرد فلسفی و عقلانی مناسب به تکنولوژی باید بتواند موضع خود را نسبت به حد و حدود نقدپذیری روشن کند. به رغم اینکه حفظ آموزه نقدپذیری به نظر ساده می آید، بسیاری از نظام های فلسفی با اتخاذ رویکردهای موجه گرا یا ذات گرا در معرفت شناسی زمینه فلسفی لازم برای نقدپذیری تمام عیار را نابود می کنند. توضیح می دهیم حفظ آموزه نقدپذیری تمام عیار با اتخاذ یک معرفت شناسی غیر موجه گرا و تفکیک قضایا از معیارها میسر است و عدم رعایت این آموزه ها به نتایج نامطلوبی می انجامد.
وبر و پوپر و روش شناسی علوم اجتماعی: یک مقایسه از منظر عقلانیت نقاد(مقاله علمی وزارت علوم)
نویسنده:
علی پایا
حوزههای تخصصی:
ماکس وبر و کارل پوپر هر دو باره منطق و روش شناسی علوم اجتماعی سخن گفته اند. شماری از محققان غربی به مقایسه میان دیدگاه های این دو متفکر در باره روش شناسی علوم اجتماعی پرداخته اند. هدف مقاله کنونی ارائه تحلیلی نقادانه از میزان کارآیی دو مدلی است که به وسیله وبر و پوپر برای بهره گیری از علوم اجتماعی پیشنهاد شده است. شواهدی وجود دارد که نشان می هد پوپر از دیدگاه وبر درباره علوم اجتماعی مطلع بوده است و بنابراین می توان حدس زد که او مدل خود را با توجه به کاستی های مدل وبر به گونه ای تکمیل کرده است که از آن نقایص عاری باشد. استدلال مقاله آن است که مدل پوپر در قیاس با مدل پیشنهادی وبر ابزاری به مراتب کارآمدتر در اختیار محققان در حوزه علوم اجتماعی قرار می دهد.
Quantum Physics: A Case for Anti-Realism?
نویسنده:
علی پایا
منبع:
فصلنامه حکمت و فلسفه ۱۳۸۵ شماره ۶
93 - 154
حوزههای تخصصی:
The aim of the present paper is to sbo» that anti-realism in science, 1vhich has a1;guab/y become more fashionable in recentyears, contrary to tuha: its proponents assert, cannot make use of quantum mechanics and its impressiue achievements as a frump card in justifying its claims. I will argue that scientific anti-realism far from providing scientific communiry with a progressive methodologicalframeuorle is a restrictive approach wbicb would hamper scientific progress. Focusing on the historical evidence of the 1vqys in subicb quantum mechanics was deueloped, I 1vill further argue that the orthodox interpretation of quantum mechanics due to Bohr and Heisenberg, among others, iuith its in-built anti-realistic elements provides a damning verdict against the claims of anti-realists. Following a critical assessment of a number of alternative interpretations or the calculus of quantum mechanics, I shall present realistic approaches which provide more effective and frudful conceptualframeu;orks for the advancement of research in the quantum
تأثیر گناه بر معرفت علمی ؛ بررسی موردی دیدگاه استفان مورونی از منظر عقلانیت نقاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه علم سال دهم پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲ (پیاپی ۲۰)
203-223
حوزههای تخصصی:
در مقاله حاضر با اتخاذ سنت کالونیسم و معرفت شناسی اصلاح شده، ادعای مانعیت گناهان انسانی از فعلیت صحیح عقل و عاملیت فیض الهی در تقویت قوای شناختی را بررسی می کنیم. شاید پیش از این و ذیل بحثِ نقش عوامل غیرمعرفتی در شکل گیری معرفت، به تأثیر شناختی گناه نیز پرداخته شده باشد. اما اختصاص این موضوع به رشد معرفت علمی، تا آنجا که مورد اطلاع است، تازگی دارد. این بررسی در بستر پروژه استفان مورونی، دین پژوه معاصر آمریکایی، پیش خواهد رفت. او می کوشد با مرور نقادانه آراء متألهان برجسته مسیحی، مدلی را برای این تأثیر ترسیم کند. در نهایت نشان خواهیم داد که از منظر عقلانیت نقاد، محصول مورونی با کوشش او برای تبیین اثر گناه بر علوم طبیعی همخوانی ندارد. زیرا آنچه به عنوان معرفت علمی مسیحی معرفی کرده غالباً از جنس آگاهی فناورانه است نه علم، و این عالِم است که تحت تأثیر گناه قرار می گیرد نه مدعای علمی او.
ارزیابی جایگاه معرفت شناختی یقین در اندیشه ویتگنشتاین، از منظر عقلانیت نقاد(مقاله علمی وزارت علوم)
نویسنده:
عبدالحمید محمدی علی پایا
منبع:
پژوهش های فلسفی بهار ۱۴۰۱ شماره ۳۸
670 - 705
حوزههای تخصصی:
ویتگنشتاین در معرفت شناسی خود به «یقین» معتقد است ولی آن را نه از جنس معرفت بلکه فقط زیربنای آن می داند. در اندیشه او معرفت در بازی های زبانی عمومی خلاصه می شود، و بازی های زبانی بر یقینیاتی تردیدناپذیر بنا می شوند. به نظر ویتگنشتاین شکاکیت بی معناست و اگر یقینی وجود نداشته باشد حتی شک کردن هم معنایی ندارد. از دید او شک [نسبی] و شناخت مقوله های معرفتی و شک مطلق و یقین مقوله های غیرمعرفتی اند. دسته اول معنادار و صدق و کذب پذیر و دسته دوم بی معنا و صدق و کذب ناپذیرند. در این نوشتار به طور عمده به دو موضوع پرداخته شده است: 1- تبیین جایگاه یقین از نظر ویتگنشتاین در مقایسه با مقولاتی مانند شک و شناخت 2- ارزیابی نقادانه رویکرد ویتگنشتاین در حوزه یقین از منظر عقلانیت نقاد. استدلال اصلی مقاله آن است که: 1-ویتگنشتاین گرچه یقین را بی معنا می داند و از نظام معرفتی خود خارج می کند ولی در عوض جایگاه ویژه تری برای آن قائل می شود و آن را عینی و به عنوان زیربنا و بستر شکل گیری کل معارف بشر معرفی می کند 2- تلاش ویتگنشتاین در نشان دادن عینیت یقین مورد نظرش به دلیل برتر نشاندن معنا از حقیقت در تکاپوهای معرفتی و تکیه به شماری تعاریف که کفایت شان محل تامل است، قرین توفیق نبوده است.
دانشگاه و انتظارات از آن طی چند دهه آینده: تحول در مسئولیت ها و کارکردها(مقاله علمی وزارت علوم)
نویسنده:
علی پایا حسین ابراهیم آبادی
درباره آینده دانشگاه ها بسیار نوشته اند و از این پس نیز می توان انتظار داشت که اصحاب نظر در این عرصه مهم آرای خود را به نیت تأثیرگذاری در اذهان عمومی و به خصوص مسئولان و تصمیم گیران به جامعه عرضه کنند. در این مقاله کوشش شده از جنبه هایی که احیاناً کمتر از سوی دیگر محققان بدان توجه شده است به مسئله آینده دانشگاه ها پرداخته شود. در آنچه در پی می آید، پس از مقدمه ای کوتاه، که به یکی از مسائل مهم در باب آینده نظام های آموزشی، یعنی تحولات مفهومی و دگرگونی های بافت فرهنگی و اجتماعی و تغییرات فناوری و آموزش عالی اشاره دارد، به مسئله زوال الگوهای کنونی دانشگاه ها پرداخته شده است؛ سپس از تأثیراتی که فناوری های نوظهور بر شیوه های آموزش و فراگیری در آینده خواهند داشت سخن به میان آمده است؛ و در پایان، توضیحاتی درباره آینده دانشگاه و نظام دانشگاهی در ایران داده شده و به شروطی اشاره شده است که برای بقای این نظام می باید تحقق یابد.
The Encounter of Two Philosophers with ‘the Crisis of Modernity’: Karl Popper and Hans Blumenberg(مقاله علمی وزارت علوم)
نویسنده:
علی پایا
منبع:
پژوهش های فلسفی بهار ۱۴۰۲ شماره ۴۲
258 - 280
حوزههای تخصصی:
Since the emergence of modernity, and in response to its myriad aspects and potentials, which are constantly unfolding, countless reactions have kept emerging in almost all quarters of the globe. A large variety of anti-modern reactions, the common core of which is perhaps the idea that modernity, in one way or another, is illegitimate, stand out among these responses. According to some of these anti-modern responses, modernity has usurped the characteristics and features of religion, which has been the soul as well as the main shaping force of the pre-modern era and has reproduced it in a corrupted form. Two German-speaking philosophers, Karl Popper and Hans Blumenberg, are among the intellectuals who have defended modernity against the onslaught of anti-modern tendencies. In this paper, I briefly, though critically, compare and contrast the approaches as well as some of the arguments of these two thinkers in defence of modernity.