قاسم پورحسن

قاسم پورحسن

رتبه علمی: دانشیار گروه فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی
پست الکترونیکی: pourhasan@atu.ac.ir

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۸۵ مورد از کل ۸۵ مورد.
۸۱.

تحلیل و تبیین «تحقق خارجی ماهیت»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۴ تعداد دانلود : ۱۹۸
در تفسیر معنای «اصالت وجود و اعتباریت ماهیت» دو نظریه عمده وجود دارد. گروهی بر آنند که؛ هر چند آنچه حقیقتا و بالذات ملأخارج را پر کرده وجود است اما از آنجا که ماهیت چیزی جز تعین و نحوه وجود نیست، در خارج عین وجود و به تبع آن حقیقتا موجود است. در نقطه مقابل گروهی معتقدند؛ آنچه حقیقتا عالم عین را در بر گرفته است صرفا حقیقت وجود است و ماهیات تنها نمود و تصویر وجود در پرده ذهن آدمی می باشند. از دیدگاه نظریه اول، اتحاد وجود و ماهیت چیزی جز عینیت خارجی ماهیت با وجود نیست ولی از دیدگاه نظریه دوم، اتحاد ماهیت با وجود صرفا به معنای صدق مفهوم ماهیت بر واقعیت خارجی می باشد.هر چند برخی عبارات صدرالمتألهین هماهنگ با نظریه دوم است اما نگاه همه جانبه به عبارات و مبانی صدرالمتألهین ما را به نظریه اول رهنمون می سازد. دو شاهد مهم گواه بر این مدعا است؛ تشبیه رابطه وجود و ماهیت با رابطه ذات و صفات حق تعالی و مدعای صدرالمتألهین مبنی بر انطباق ماهیت ذهنی با ماهیت خارجی در مبحث «وجود ذهنی»
۸۲.

«پدیدارشناسی پویا و تحول معنایی در دین پژوهی»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۳ تعداد دانلود : ۲۰۴
نینیان اسمارت با رویکردی پدیدار شناختی به مطالعه دین پرداخته و تمایزاتی اساسی میان پدیدارشناسی کلاسیک و پدیدارشناسی نوین در پژوهش های دینی قائل است. وی نقش مهمی در گسترش مطالعات فلسفه دین در بیرون از سلطه الهیات مسیحی داشته و تلاش کرد با نگرشی جامع تر به دین و کارکردهای دین بپردازد. پدیدارشناسی نوین با زیست جهان های دینی سروکار دارد و می کوشد تا بجای صرف مطالعات انتزاعی دین، به فهم و تحلیل رویکردهای واقعی زندگی، دین، نقش اجتماعی و فرهنگی و تاریخی آن دست زند. در این مقاله میخواهیم علاوه بر تبیین بنیان های پدیدارشناسی نوین، اهمیت گسست فکری از سیطره الهیات مسیحی در دین پژوهی را نشان داده و جایگاه چنین شیوه ای از مطالعات دین در جوامع را تبیین نماییم. وی در مطالعات دینی و ضرورت گذار از آن، با ذات گرایی به مخالفت می پردازد؛ همچنین وی با رویکرد تحویل گرایی ادیان و تجربه ها به دینی واحد با تجربه مسیحی مخالفت دارد. ما میخواهیم تا ابتدا پدیدارشناسی دین را شرح دهیم، سپس تفاوت های اصلی دو نوع آنرا بیان کرده و سرانجام اهمیت روش اسمارت در فلسفه دین جدید را آشکار ساخته و بر فهم اسمارت بر تعریف دین نیز نقد وارد سازیم.
۸۳.

«بازخوانی بُن مایه های نظری در اندیشه و آثار اکبر رادی از منظر فلسفه امانوئل لویناس»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۹ تعداد دانلود : ۱۶۸
فلسفه امانوئل لویناس بر تلقی خاصی از اخلاق بنا شده و دارای وجوه انضمامی است. لذا، انطباق و مفصل بندی نظریات او در بررسی های جامعه شناختی یا در تحلیل عواطف و روابط کاراکترهای داستان های واقع نمایانه امکان پذیر است؛ از جمله مفهوم اخلاق در ارتباط «من/خود» با «دیگری» و «مواجهه چهره به چهره» که از مفاهیم کلیدی فلسفه او به شمار می روند. بدین ترتیب، با بررسی حالات و رفتار اشخاص داستان مطابق اخلاق لویناسی مشخص می شود «غیریت» (اعم از خانواده، اجتماع و جهان پیرامون) چگونه مجموعه خلقیات، روابط، قصدیت و خلق سوژه را شکل می دهد. این مقاله با روش تحلیلی – تطبیقی بر آن است با خوانشی از بن مایه های آثار اکبر رادی، بر طبق مفاهیم برجسته فلسفه امانوئل لویناس -از جمله مفاهیم "اخلاق (Ethics)"، "غیریت (Alterity)"، "دیگری (Other)"، "مسئولیت (Responsibility)"، "چهره (Face)"، "عدالت (Justice)"، و "مرگ (Death)"- ضمن ارائه دریافتی کاربردی از مؤلفه های فلسفه لویناس، مؤید این نظر باشد که قرابتِ قابل توجهی میان نظرات این دو متفکر، بخصوص در حوزه روابط اجتماعی و مسئولیت اخلاقی قابل بازشناسی است؛ با این شاخصه که در فلسفه لویناس، وجه انسانی اخلاق به روایتی نو از سوژه و سوبژکتیویته می انجامد، و در اندیشه رادی، وجه اجتماعی اخلاق در سوژه ایرانی، ضرورت ریشه یابی آسیب های اجتماعی را یادآور می شود.
۸۴.

بررسی نظریه چندمعنا بودن متن در کتاب «حقیقت و روش» گادامر(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۲۴
یکی از دیدگاه هایی که در مورد فهم متون دینی می تواند قابل تأمل فراوان باشد، نظریه چند معنا بودن متون است که بر آن اساس، صحّت و سقم فهم از صحنه فهم متون حذف شده و با پذیرش همه برداشت های متفاوت از یک متن، به سوی تکثر گرایی در فهم گام برداشته می شود. بدون تردید یکی از تاثیرگذارترین کتبی که در این زمینه نگاشته شده و تحلیل و بررسی آن به فهم این دیدگاه کمک شایانی می نماید، کتاب «حقیقت و روش»[1] اثر معروف گادامر[2] است که در بستری فلسفی و با طرح هرمنوتیک فلسفی، نظریه چند معنا بودن متن را قائل می شود. در بررسی نظریه گادامر، آنچه مشهود است، ابتناء آن بر «عدم قصدیت» و خوانش متون با بازآفرینی معناست. معرفی اجمالی هرمنوتیک فلسفی گادامر و نیز بیان لوازم آن، تلاشی برای ارائه دیدگاه گادامر در این نوشتار است. به نظر می رسد، هرمنوتیکی که گادامر ارائه می نماید، تحت تأثیر شدید آراء هایدگر و هگل و در فضای فلسفه ای اعلامی ابراز می شود. هرمنوتیک فلسفی گادامر علاوه بر ضعف در ارائه دلیل و عدم ابتناء بر شالوده های استدلالی محکم، لوازمی را موجب می شود که پذیرش آن ها نتایجی همچون تعطیل فهم و تعامل و انسداد گفتگوی عقلانی را موجب می شود؛ لوازمی همچون نقد قصد مؤلف، تولید معنا به جای بازخوانی مقصود مؤلف و نهایتاً چند معنا بودن متن. براساس این مبانی است که هرمنوتیک فلسفی هرگونه معیار را جهت درک صحّت و سقم فهم، نامطلوب دانسته و به تکثرگرایی در فهم نائل می آید. بروز چنین لوازمی و نیز عدم ابتناء دیدگاه گادامر بر اصولی محکم، موجب شد بسیاری از اندیشمندان به ابراز موضع و نقد آراء گادامر بپردازند. نسبیّت گرایی، عدم ارائه دلیل، عدم انسجام کافی، خودستیزی و متناقض نما بودن، نادیده گرفتن اصول اولیه و بدیهی فهم انسانی، ابهامات فراوانی درباره ماهیّت فهم و زبانی بودن آن و نفی روش و مسائلی از این دست، ازجمله نقدهایی بوده که هرمنوتیک فلسفی گادامر را به چالش می کشد.
۸۵.

از پراگماتیسم تا عشق تکاملی: نقش اخلاق و دین در فلسفه ی چارلز سندرز پیرس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۶۹
پیرس، دیدگاه های ناسازگاری درباره ی رابطه ی علم با اخلاق و دین ارائه می دهد. او از یک سو، اخلاق و دین را اموری حیاتی می داند که برای شناخت آن ها باید به حس درونی و غریزه رجوع کرد. از سوی دیگر، در برخی مواضع، دیدگاه هایی مخالف این رویکرد دارد. پیرس درنهایت معتقد است که منطق بر اخلاق و اخلاق بر زیبایی شناسی استوار است. این مقاله با بررسی ناسازگاری های فلسفه ی پیرس، نشان می دهد که تفکیک علم از اخلاق و دین در اندیشه ی او با کلیت فلسفه اش در تضاد است. در این مسیر ابتدا به بررسی جایگاه غریزه در استدلال و نیز مفهوم خودکنترلی به عنوان روش کنترل گر تحقیق پرداختیم. نشان دادیم که غریزه نزد پیرس پایه ی تمام استدلال و تفکر است؛ اما غریزه به تنهایی کافی نیست و باید توسط اصولی کنترل شود. اصل کنترل گر تحقیق، اصلی اخلاقی است؛ و ازآنجاکه اخلاق نیز در نظرگاه پیرس مبتنی بر زیبایی شناسی است، دیگر مرزی بین این سه حوزه نمی ماند. مفهوم کلیدی دیگر در فلسفه پیرس، آگاپیسم (عشق تکاملی) است که بر اساس آن جهان از طریق نیروی عشق پیش رانده و هماهنگ می شود. پیرس جهان را کلیتی به هم پیوسته می داند که در آن تمایز بین ذهن و ماده، عقل و احساس و نفس و بدن ناممکن است. درنهایت به تحلیل این موضوع پرداختیم که اگرچه روش شناسی پیرس به شکل معقولی اخلاق و زیبایی شناسی را در روش علمی می پذیرد، اما پذیرفتن مفاهیمی مانند عشق تکاملی، متافیزیکی را به فلسفه ی او وارد می کند که پذیرفتنی نیست.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان