معماری اقلیم گرم و خشک

معماری اقلیم گرم و خشک

معماری اقلیم گرم و خشک سال نهم پاییز و زمستان 1400 شماره 14 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

فناوری ساخت و تحولات معماری دخمه زرتشتیانِ ترک آباد در اردکانِ یزد(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۸
میان باغات روستای ترک آباد و دیلُم در حوالی شهر اردکان خرابه دخمه زرتشتیان واقع شده است. دخمه بنای ویژه ای با حصار بلندِ گرد به سان یک استوانه است. چیدمان فضایی آن به این نحو است حیاطی گِرد در میان دخمه قرار دارد و اتاق هایی گرداگردِ کنار هم قرار گرفته اند. این فضاها آرامگاه های جمعی برای نگهداری استخوان مردگان بودند. اکنون طرح گرد و حجم استوانه بنا تشخیص داده می شود، اما فرسایش و ویرانی در آن راه یافته و به سان خرابه ای می نماید. فضاهای حدود غربی، به یاری کاوش باستان شناسی، اکنون وضوح بیشتری دارد. این دخمه از این نظر که مربوط به سده میانه هجری و کهن تر از دیگر دخمه های یزد است، اهمیت دارد. هدف از انجام این پژوهش، شناخت کلیات و جرئیات معماری بنای دخمه زرتشتیان با مطالعه و برداشت جزئیات اجرایی ساخت بناست. پرسش این است که، جزئیات اجرایی و مهندسی ساخت بنا چیست و در طرح معماری، کارکرد و دوام بنا چه اثری داشته است؟ تحقیق با استفاده از روش توصیفی تحلیلی به انجام رسید. علاوه بر مراجعه به اسناد کتابخانه ای، داده های پژوهش عمدتاً از داده های میدانی فراهم شد. نقشه جزئیات برداشت شده در جریان مطالعات میدانی شامل: وضع بستر، چگونگی ساخت دیوارها و اقسام آن، نحوه ساخت باربرها، برپایی طاق، سبک سازی بام، کف سازی و دیگر موارد است. تمهید مهندسی خاص به کار رفته در این بنا، که با نهادن یک لایه شن در زیر بنا پیش بینی شده، برای ایجاد ایزولاسیون لرزه ای بوده است. این بنا که با کارکرد ویژه برای نگهداری اجساد و بقایای مردگان ساخته شده، هم چون بنایی که در خدمت زندگان بوده، از اهمیت برخوردار بوده و با طرح معماری و مهندسی قدیم طرح اندازی شد. هرچند فناوری ساخت آن به طور عام در ذیل فرهنگ معماری خشت و گلین منطقه یزد قرار می گیرد، لیکن در زمره بناهایی است که می تواند تنوع این نوع معماری را نشان دهد. بنا به گزارش های تاریخی، سابقه ساخت این دخمه به احتمال به پیش از سده هشتم هجری می رسد.
۲.

گونه شناسی مزارع تاریخی در اقلیم گرم و خشک با تکیه بر ویژگی های کالبدی و کارکردی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۷
پیرامون شهرهایی مانند قم، کاشان، اصفهان و یزد در اقلیم گرم و خشک ایران محل شکل گیری مزارع مسکون تاریخی بیشماری بوده است. این پژوهش از میان مزارع شناسایی شده تعداد هفت باب به نام های سورآباد، عباس آباد، گَوَرت، طِرازآباد، دولت آباد، نصرت آباد و قاضی بالا را برای بررسی دقیق تر انتخاب کرده است. آن ها دارای ویژگی های کالبدی و کارکردی برجسته ای هستند و برای شناخت گونه های مختلف مزارع تاریخی مورد مطالعه قرار گرفته اند. مسئله اصلی تحقیق، کمبود آگاهی درباره گونه های مختلف مزارع تاریخی در این اقلیم است. شناخت نادرست در این باره می تواند تأثیر نامناسبی در حفاظت از آن ها داشته باشد. هم اکنون تعدادی از مزارع در استان های یزد، قم، اصفهان و پیرامون کاشان و نیاسر با نام های دیگری در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده اند و غالباً بدون شناخت کامل درحال مرمت هستند. در این تحقیق دو پرسش مطرح می شود: 1. مزارع مسکون تاریخی در اقلیم گرم و خشک بر چند گونه قابل تقسیم بندی هستند؟ 2. ویژگی های کالبدی و کارکردی مزارع چه تأثیری بر گونه بندی آن ها دارد؟هدف تحقیق معرفی گونه های مزارع مسکون تاریخی در اقلیم مرکزی ایران است و مطالعات میدانی و سندپژوهی در بستر اسناد تاریخی و جغرافیای تاریخی قالب های اصلی تحقیق را ذیل رهیافت تفسیرگرایی و راهبرد تفسیری تاریخی تشکیل می دهند. این تحقیق با بررسی ویژگی های کالبدی و کارکردی مزارع منتخب، از آن ها به عنوان معیارهایی برای دستیابی به گونه بندی در مزارع استفاده کرده است. ویژگی هایی چون 1. موقعیت قرارگیری و نظام دسترسی2. دوره بندی تاریخی3. استقرارعناصرکالبدی4. ساختار، مصالح و تزئینات 5. نوع مالکیت6. وسعت تقریبی7. نوع محصولات و تولیدات زراعی و دامی 8. ویژگی اجتماعی و فرهنگی به عنوان معیارهای گونه بندی مطرح شده اند و براساس این معیارها، گونه هایی چون 1.گُله ای و یَله2. قاجاری و پهلوی3. دساکر کشتخوانی و مجموعه های کشتخوانی4. مجلل و ساده 5. اربابی و رعیتی 6. کبیره (معتبر) و صغیره (کوچک) 7. شتوی و صیفی 8. مسکون و غیرمسکون در مزارع مسکون اقلیم گرم و خشک ایران قابل شناسایی هستند. این پژوهش نشان می دهد که مزارع تاریخی براساس نوع ویژگی هایی که درآن ها وجوددارد، قابل دسته بندی و گونه بندی هستند. هر ویژگی چه از منظرکالبدی و چه از منظرکارکردی به معرفی یک گونه منجر می شود.
۳.

دیدگاهی کل گرا به رابطه انسان و فضای معماری با تاکید بر فراروانشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۸
هر چند روانشناسی محیطی معماران را به درک بهتری از تعاملات انسان و محیط رهنمون گردید، اما مطالعه این تعاملات تا به امروز بیشتر محدود به تاثیرات مادی و با مفروضات علوم تقلیل گرای مادی بوده است. این سطح از تقلیل گرایی می تواند موجبات عدم درک درست تعاملات، و در نتیجه نادیده انگاشتن برخی از مولفه های تاثیرگذار مکان بر رابطه ادراکی انسان و فضای معماری شود. از این رو می توان گفت آشنایی معماران با مدلهای رفتاری نوین از جمله مدلهای پیشنهادی فراروانشناسی، و فراتر چارچوب مادیگرایی، می تواند به درک بهتر رابطه استعلایی انسان و فضای معماری بیانجامد. بنابراین مقدمات پرسش های این پژوهش از این قرارند: ۱- مولفه های کلیدی تعاملات انسان و فضای معماری از دید فراروانشناسی کدامند؟ ۲- دیدگاه مبتنی بر مفاهیم فراروانشناسی چگونه می تواند مکمل دیدگاه روانشناسی محیطی باشد؟ روش مورد استفاده در این پژوهش استدلالی-منطقی است، و به دلیل ماهیت نظری و بنیادی پژوهش بیشتر تمرکز بر منابع کتابخانه ای و ادبیات موضوع در حوزه های معماری، روانشناسی محیطی و فراروانشناسی بوده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که میدانهای حافظه، انرژی مکان، آگاهی فعال و فرم مهمترین مفاهیم کلیدی در درک بهتر رابطه استعلایی انسان و محیط از دیدگاه فراروانشناسی هستند، و تعاملات میدانی آنها با ادراک انسانی می تواند بر پایه یک میدان زیرساخت تعریف شود، و بر اساس مکانیزم رزونانس زمینه تبادل انرژی یا اطلاعات را فراهم آورد، و شامل همبستگی هایی باشد که بستگی به فاصله فیزیکی یا زمان ندارند. بر اساس مدل های مفهومی تعاملات میدان ادراکی انسانی با میدان های حاضر در مکان می توان برخی باورهای سنتی درباره حرمت و شان مینوی مکان های مقدس، و نیز برخی کیفیات محیط های شفابخش را توجیه نمود. نگارندگان با ارائه دو مدل مفهومی از تعاملات میدانی مذکور، تفسیری کل گرا از رابطه استعلایی انسان و محیط را بر پایه فراروانشناسی ارائه می نمایند.
۴.

تاثیر تفکر اسلامی بر سیر تحول نقش مایه های گیاهی در معماری ایران تا دوره ایلخانی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۰
معماری ایرانی و تزئینات وابسته به آن همواره در تداوم و پویایی بوده و سیر تکاملی آن در دوره اسلامی ادامه داشته است. طرح های تزئینی بناها که در پیوستگی اجزا با کل ساخته می شدند، تنها مایه لذت چشم و مفرح ذهن نبوده، بلکه اغلب مفهومی عمیق برگرفته از تفکرات هر دوره داشتند. بخشی از این تزئینات، نقوش گیاهی هستند که بازه تاریخی گسترده ای از حدود هزاره پنجم پیش از میلاد تا دوره های بعد را شامل می شوند. این نقوش دارای ریشه اساطیری و برگرفته از باورهای اعتقادی مختلف جوامع بودند و از دوران قبل از هخامنشی تا دوره ساسانی، اغلب به صورت واقع گرایانه و با جنبه نمادین به کار برده می شدند. اما به نظر می رسد با رواج و اشاعه دین اسلام این نقوش هم از جنبه صوری و هم مضمون و بار معنایی دچار تحول و تغییر اساسی می گردند. هدف از انجام این تحقیق پی بردن به چرایی و چگونگی تاثیر تفکر اسلامی بر سیر تحول نقش مایه های گیاهی است. لذا در این تحقیق که به روش توصیفی– تحلیلی و تطبیقی انجام شده است و اطلاعات به روش کتابخانه ای گردآوری گردیده است، با استدلال منطقی و مقایسه نمونه ها این نتیجه حاصل شد که بعد از رواج اسلام در دوران اولیه نقوش گیاهی تقریبا بدون تغییر نسبت به دوره های پیشین به کار برده می شدند و سپس با منع استفاده از تصاویر ذی روح این رویه تغییر کرده و بعد از آن تحت تاثیر عواملی همچون مباحث کلامی ، نقوش گیاهی به صورت تجریدی در قالب نقوش اسلیمی نمود می یابند که نشان از عالم بی نشان و سلوک عرفانی هنرمند دارند.
۵.

بازشناسی الگوی معماری خانقاه های دوره تیموری با نگاهی بر اسناد و متون(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۷
تصوف و ابنیه خانقاهی بخش جدا ناشدنی از تاریخ معماری ایران بوده که چند سده به عنوان مرکزی برای ترویج دین اسلام و گسترش آن در مناطق مختلف محسوب می شد. این بناها که در منابع گوناگون جز ابنیه خِیر شمرده می شوند ساختار آن در ادوار متمادی به شیوه مختلفی بنا شده است. عصر تیموریان آخرین دوره ای از تاریخ معماری ایران بود که نظام خانقاهی به صورت یک رکن مهم به لحاظ تاریخ فرهنگی و معماری نفش تعیین کننده ای را ایفا می کرد که بررسی آن لازم به نظر می رسد. خانقاه را می بایست فارغ از محلی برای سلوک و عبادت دید چراکه اغلب خانقاه ها مشحون از ارتباط با جامعه و در پیوند با تاسیسات مهم شهری نظیر مسجد، مدرسه، کاروانسرا و حمام بوده است. در سال های اخیر پژوهش های اندکی در مورد ابعاد شکل گیری و معماری خانقاه انجام شده که عدم پژوهش کافی در این زمینه سوالاتی را در مورد معماری آن ایجاد می کند. هدف از این پژوهش واکاوی بستر فرهنگی تصوف و شناسایی الگوهای نظام خانقاهی این دوره بوده که در حوزه حکمرانی تیموریان در آسیایی میانه، آسیای جنوبی و بخشی از ایران کنونی ساخته شده بود. این مطالعه به صورت توصیفی-تحلیلی و با مطالعه منابع کتابخانه ای نظیر کتب، مقالات، اسناد تاریخی و معماری، ابعاد فرهنگی خانقاه را شناسایی و با استفاده از تحلیل مدارک فنی معماری و پژوهشی سعی در شناخت فضاهای خانقاهی و ترسیم الگوی خانقاه در دوره تیموری را دارد. یافته های تحقیق نشان می دهد خانقاه های دوره تیموری از یک هسته مرکزی مانند گنبدخانه اصلی یا حیاط تشکیل شده که سایر فضاها حول آن شکل گرفته اند که در نتیجه آن، خانقاه های این دوره با دو الگوی تک بنا و مجموعه-ارسن ساخته می شده اند.
۶.

حفاظت از سازه های خشت و گلی سنتی در شهرهای کویری با استفاده از رویه های جاذب رطوبت و صدا(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۶
حفظ آثار و بناهای معماری، امروزه بسیار موردتوجه جهانیان واقع شده است چراکه این بناها ثروت فرهنگی و نمایانگر قدمت، هویت، تاریخچه و تمدن هر سرزمین و از سوی دیگر رونق دهنده صنعت گردشگری در هر کشوری هستند. یکی از این بناهای معماری که به عنوان معماری خاکی نیز شناخته می شود، سازه های خشت و گلی است که در ایران نیز، مخصوصاً در شهرهای کویری با اقلیم گرم و خشک، بسیار به چشم می خورد. عوامل متعددی باعث خرابی این سازه های خشت و گلی می-شود که یکی از عوامل اصلی تخریب این نوع سازه ها، رطوبت است که منشأ اصلی آن، عمدتاً تجمع رواناب حاصل از باران در کنار دیوارهای خشت و گلی است. یک راه حل برای حفاظت از این بناها در برابر رواناب باران استفاده از رویه های جاذب رطوبت است که علاوه بر خاصیت نفوذپذیری، قابلیت جذب صدا، کاهش آلودگی صوتی و ایجاد تبخیر برای خنک شدن هوا را نیز دارد. این پژوهش به منظور بررسی عملکرد آسفالت متخلخل در معابر بافت سنتی به منظور نفوذ رواناب برای جلوگیری از رسیدن رطوبت به بناهای معماری خشت و گلی و درنتیجه حفاظت آن ها و همچنین بررسی خاصیت کاهش آلودگی صوتی برای تأمین آرامش روانی بافت سنتی، ایجاد فرایند تبخیر برای تأمین آسایش حرارتی بافت سنتی و میزان مقاومت آسفالت متخلخل و مقایسه آن با آسفالت معمولی (نفوذناپذیر) با ساخت نمونه های آزمایشگاهی انجام شده است. علاوه بر این ازآنجاکه در معابر بافت سنتی-گردشگری، زیبایی بصری نیز اهمیت ویژه ای دارد، با اجرای یک قطعه آسفالت متخلخل دریکی از معابر محلی، سرعت تغییر رنگ آسفالت متخلخل در طول زمان از رنگ سیاه به رنگ خاکستری به کمک پردازش تصویر با کد نویسی در متلب بررسی و با آسفالت معمولی مقایسه شد. نتایج نشان می دهد نفوذپذیری و تبخیر آسفالت متخلخل به ترتیب ۰۰۱۷۸/۰ متر بر ثانیه و ۶/۱۳ گرم در روز است درحالی که این مقادیر برای آسفالت معمولی صفر است. همچنین نتایج گویای آن است که میزان آلودگی صوتی تولیدشده حاصل از ترافیک آسفالت متخلخل و میزان مقاومت فشاری مارشال آن به ترتیب٪۸ و٪۲۳ کمتر از آسفالت معمولی است و سرعت تغییر رنگ در آسفالت متخلخل در جهت کاهش تیرگی رنگ، به مراتب بیشتر از آسفالت معمولی است.
۷.

بررسی عوامل موثر در چیدمان پلانی فضاهای خانه های تک حیاطِ شهر اصفهان (مطالعه موردی: خانه های ساخته شده قبل از 1300 هجری شمسی)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۹
عوامل موثری در چیدمان و طراحی فضاهای معماری در خانه های تاریخی تاثیرگذار هستند، دراین بین بسیاری از محققین بر این باورند که شرایط اقلیمی همچون نور در جانمایی فضاها، نقش بنیادینی داشته است. این پژوهش در پی پاسخ به این سؤال است که: عوامل موثری که در چیدمان فضاهای خانه های تاریخی اصفهان در پلان به کار رفته اند، کدام اند؟ مطالعات گسترده ای در حیطه خانه های تاریخی در ایران انجام شده، ولی عوامل مؤثر در چگونگی چینش فضاها که شامل ویژگی شکلی زمین، محورهای طولی و عرضی قرار گرفته در زمین و ویگی های اقلیمی است، در این مطالعات نادیده گرفته شده است. این پژوهش برای نخستین بار به دنبال شناسایی عوامل تاثیرگذار در نحوه قرارگیری فضاها در اطراف حیاط خانه های تاریخی شهر اصفهان است. ابزارهای مورداستفاده شامل: جمع آوری اطلاعات به روش مطالعه اسنادی، کتابخانه ای و میدانی انجام شده است. تحقیق پیش رو از نظر هدف بنیادین است و روش تحقیق به صورت کیفی و روش تحلیل داده ها به صورت توصیفی-تحلیلی است. برای رسیدن به این منظور، ابتدا برداشت میدانی از خانه های تاریخی انجام گرفته است، سپس دسته بندی شکلی فضاهای اصلی، استخراج شده است و به صورت مقایسه ای ویژگی های شکلی و نحوه قرارگیری فضاها بر اساس نور پذیری در طول روز، شکل زمین و کشیدگی حیاط در جهت های مختلف، نوع عملکرد فضا و خلاقیت استادکاران معماری سنتی مورد تحلیل قرارگرفته است. نتایج حاصل از مطالعات انجام شده مؤید آن است که عوامل موثری همچون، شکل زمین، جهت طولی محور حیاط و عوامل اقلیمی مانند میزان نور پذیری به ترتیب در جانمایی و چیدمان فضاهای اصلی در پلان مؤثر بوده است. همچنین با تغییر جهت کشیدگی حیاط از حالت شمالی- جنوبی به شرقی-غربی، چیدمان فضاها در پلان تغییر کرده است.
۸.

تبیین اصول حاکم بر معماری خانه با تأکید بر مبانی دینی و اعتقادی نمونه موردی (خانه های زرتشتیان شهر یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۹
مسکن یکی از مهمترین عوامل زندگی بشری که بیش از نیمی از زندگی انسان در آن می گذرد همواره مفهوم اصلی خود یعنی فراهم کردن شرایط ارامش و اسایش برای افراد خانواده را به خوبی فراهم نموده است آنچه معماری خانه های جوامع دینی و مذهبی را از سایر معماری منازل مسکونی جهان جدا میکند احترام به انسان و فضا در تعریف مفهومی خاص از خانه برای بیان مفوم سکونت می باشد مفاهیمی که برگرفته از مبانی آیینی و دینی ساکنین استفاده کننده از این خانه ها می باشد. از نظر محققین، سبک و شیوه زندگی تأثیر زیادی بر معرفی الگوهای رفتاری، گرایشهای ذهنی و شیوۀ زندگی افراد یک جامعه دارد. به عبارتی، مفهوم سبک زندگی به طور ویژه معرف کیفیت زندگی افراد یک جامعه است و بر معماری نیز تأثیر میگذارد. در رابطه با معماری خانه های مسکونی زرتشتیان ایران و ارتباط آن با سبک زندگی مطالعات چندانی انجام نشده است. با توجه به همین موضوع پژوهش حاضر در پی تبیین اصول حاکم بر معماری خانه های زرتشتیان شهر یزد می باشد، که بدین منظور با بررسی در منابع دینی و آیینی زرتشتیان و مفاهیم مرتبط با سبک زندگی و معماری خانه و بررسی در نمونه های موردی انتخابی از خانه های زرتشتیان با توجه به اصول مستخرج از مفاهیم دینی و آیینی آنها 5 اصل کلی در ارتباط با شیوه زندگی در خانه های زرتشتی بدست آمد که عبارتند از: 1-اصل عبادت در خانه 2- اصل طهارت درخانه 3- اصل ارتزاق در خانه 4- اصل زندگی جمعی و روابط اجتماعی در خانه 5- اصل نور و روشنایی درخانه
۹.

بررسی زبان الگوی میادین تاریخی منطقه یزد و تدوین قواعد طراحی میادین شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۹
کیفیت بخشی به میدانهای شهری معاصر بر پایه ی آموزه های بومی از موضوعات مورد توجه طراحان و دغدغه ی پژوهش حاضر است. این پژوهش با فرض اینکه می توان زبان الگوی میادین تاریخی منطقه ی یزد را بازشناسی کرد، می کوشد تا با کاربست نظریه ی زبان الگو، نحوه ی طراحی این میادین را نه صرفا در جهت توصیف ریخت شناسانه، بلکه برای کاربرد در طراحی میادین و همچنین باز طراحی میادین تاریخی، بررسی و تحلیل نماید. بنابراین با استفاده از دیدگاه های نظری و تجربیات کاربردی پیرامون نظریه ی زبان الگو، این مقاله مترصد است تا روشی را برای بازشناسی الگوهای طراحی تدوین و آن را در استخراج الگوهای طراحی و همچنین نحوه ی ارتباطات میان الگوها مورد استفاده قرار دهد تا یک شبکه از زبان الگوها تشکیل شود. بستر بازشناسی الگوها، میادین تاریخی منطقه یزد (هفت میدان شامل میدان امیرچخماق، میدان شاه، میدان خان، میدان وقت الساعه، میدان قلعه، لرد فهادان و میدان شاه نعمت الله ولی تفت) است که میادینی کاملا ایرانی هستند. این هفت میدان در مقیاس ها و کارکردهای متفاوت و از دوره های تاریخی گوناگون شامل دوره تیموری، صفوی و قاجاری انتخاب شده اند. پژوهش حاضر، توسعه ای-کاربردی بوده و با روش کیفی و تاریخی-تطبیقی انجام شده است. در روند بررسی مدلی کاربردی شامل چهار گام برای استخراج و بازشناسی الگوهای طراحی تدوین شده است. گام اول، به مشاهده تجربی و استخراج تشابهات میدان ها در بسترهای متفاوت اختصاص دارد. در گام دوم، واژگان زبان الگو یا همان الگوهای طراحی استخراج شده و اجزا و سطوح الگوها و همچنین الگوهای عملکردی و ساختاری هر کدام تشریح شده اند. گام سوم، به تدوین روابط بین الگوها یا همان قواعد زبان الگو می پردازد و گام چهارم نیز قواعدی کلی برای طراحی میادین شهری تدوین می کند. مهم ترین الگوهای مستخرج شامل الگوی صحن خالی، نظام رنگی یک ترازه و دوترازه، فضای محصور، هندسه ی مستطیلی، ترکیب پلکانی، عنصر تکرارشونده طاقنمای پنج و هفتی، جهت گیری، سلسله مراتب، تعادل و تباین، ورودی های روبسته، پیوستگی فضایی و هم گرایی عملکردی هستند. نتیجه این پژوهش تدوین سیزده قاعده برای طراحی میادین است که شامل وحدت، سلسله مراتب، تناسبات، بوم گرایی، جهت گیری فضا، تعادل، تباین فضایی، تداوم و پیوستگی، تنوع پذیری، هویت، همه شمولی، مردم واری و سادگی هستند.
۱۰.

دستیابی به الگوی ساخت مسکن وتراکم متناسب با رویکرد حفاظت آب در مقایسه دواقلیم کم بارش وپربارش(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۳
با توجه به کمبود آب قابل شرب و هم چنین افزایش میزان تقاضا از منابع آب به دلیل رشد جمعیت، بسیاری از شهرهای ایران، در تامین آب با دشواری هایی روبرو هستند. استراتژی های حفاظت آب که شامل جمع آوری آب، احیا آب، مدیریت آب و ذخیره سازی آب برای مصارف شرب و غیر شرب است، راه های عملی در کاهش بحران فرآینده تامین آب برای شهروندان می دهد. لازم است الگوی ساخت مسکن وتراکم به لحاظ حفاظت آب نیز بهینه باشد. در این مقاله نمونه هایی بر اساس الگوهای ساخت مسکن پیشنهادی طرح جامع یزد در اقلیم کم بارش و سپس دو نمونه نیز در شهر های ساری و گرگان به عنوان مناطق پربارش انتخاب شد و به روش کمی، میزان ذخیره سازی آب باران و احیاء آب خاکستری محاسبه گردید. نتیجه ارزیابی ها نشان می دهد که در شهری مانند یزد ، حدود 57 درصد و در شهرهای پر بارش حدود 70 درصد تقاضا برای آب کاهش می یابد. در شهرهایی با بارش مناسب به دلیل هزینه احیاء آب می توان با تاکید بر راهبرد جمع آوری آب باران به رویکرد حفاظت آب رسید. به عنوان مثال در گرگان 13/12 درصد و در ساری 15/61 درصد نیاز سالانه آب ساکنین از بارش قابل تامین است. در شهر یزد که حجم آب باران استحصالی کمتر از یک درصد مصرف و قابل توجه نبوده، استراتژی احیاء آب کاراتر است؛ لذا رویکرد حفاظت آب به منظور کاهش هزینه های احیاء آب، افزایش نفر در هکتار و ایجاد تراکم بیشتر ساختمانی می باشد و الگوی مناسب ساخت مسکن ایجاد کاربری ذخیره سازی آب در طراحی مسکن شامل تغییر ترکیب فضاهای مسکن، ایجاد خانه های راست گوشه جهت ایجاد تراکم بیشتر، طرح سکونت گاه ها به صورت مجتمع و متمرکز است. لازم است سیاست های طرح های جامع مسکن یزد که سبب کاهش تراکم از127 نفر در هکتارسال 1335 به 32/8 نفر در هکتار در سال 1395 شد، بازنگری شود. الگوی مناسب ساخت مسکن وتراکم در شهرهای گرگان و ساری برخلاف شهر یزد طراحی سکونت گاه ها به صورت غیر متمرکز و کاهش تراکم نسبی جمعیت و نفر در هکتار و افزایش سرانه زمین می باشد.
۱۱.

بررسی و تحلیل مشخصه های کالبدی-عملکردی در مسکن روستایی (نمونه موردی: روستای گرمن شاهرود)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۰
مسکن روستایی به خصوص در گذشته نمادی از هویت و بیانگر ساختارهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و اقلیمی این مرز و بوم بوده است. اما امروزه تحولات گسترده ای در معماری مسکن روستایی ایجاد شده است، به نحوی که اکثر خانه های روستایی جدید متناسب با شرایط بستر اقلیمی، زیستی و سبک زندگی روستایی نیستند. در این میان معماری مسکن روستایی قدیم واجد شاخص های ارزنده ای است که می تواند پس از شناسایی و تحلیل، در مسکن جدید مورد بهره برداری قرار گیرد. از این رو هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی و تحلیل مشخصه های کالبدی-عملکردی در مسکن روستایی است. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ روش توصیفی-تحلیلی است. بدین منظور پس از مطالعه منابع کتابخانه ای در حوزه مسکن روستایی، ابتدا عوامل موثر در شکل گیری مسکن روستایی مشخص شده و سپس به وسیله مطالعات میدانی، روستای گرمن شاهرود به عنوان نمونه مطالعاتی مورد بررسی قرار گرفته است. در ادامه پنج نمونه شاخص مسکن روستای گرمن معرفی شده و سپس مشخصه های کالبدی-عملکردی در ریزفضاها و اجزای معماری این نمونه ها تحلیل گردیده است. نتایج پژوهش نشان می دهد عوامل اجتماعی-فرهنگی، اقتصادی-معیشتی و محیطی-اقلیمی در شکل گیری مسکن روستایی موثر است. در روستای گرمن، عوامل اجتماعی-فرهنگی در باور فرهنگی مردم و گرایش آنها به ساده زیستی، موثر بوده و سبب شده، فرم کلی و نمای خانه ها ساده شکل بگیرد. همچنین به دلیل اعتقاد مردم به محرمیت، سلسله مراتب عمومی، نیمه عمومی و خصوصی از طریق تعریف دالان ورودی و یا تعریف مجزای بخش بیرونی و اندرونی ایجاد شده است. عوامل اقتصادی-معیشتی در مساحت و تعداد ریزفضاهای توده، حیاط و ورودی تاثیرگذار بوده و در حوزه معیشتی، قف خانه (اتاق قرارگیری چرخ نخ ریسی) از ریزفضاهای خاص مسکن روستای گرمن بوده است. همچنین عوامل محیطی-اقلیمی نیز در انتخاب مصالح بوم آورد، جهت گیری بنا و میزان بازشوها موثر بوده است. در نهایت با تحلیل نمونه های شاخص مسکن روستای گرمن، توصیه های طراحی، در قالب چارچوبی کالبدی-عملکردی تبیین گردید که با محیط اقلیمی روستا و نظام اجتماعی و اقتصادی روستاییان هماهنگ بوده و می تواند پایه طراحی مسکن معاصر در روستای گرمن باشد. همچنین این شیوه تحلیل در مشخصه های کالبدی-فضایی مسکن روستایی، می تواند با تبیین توصیه های طراحی، در ساخت و سازهای جدید روستاهای دیگر نیز مورد استفاده قرار گیرد.
۱۲.

تحلیلی بر روش های مقاوم سازی بناهای خشتی مبتنی بر بکارگیری عناصر تقویت کننده؛ بر اساس آیین نامه و استانداردهای خشت در کشورهای نیوزیلند، مراکش، پرو و آمریکا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۷
امروزه بیش از یک سوم مردم جهان در ابنیه خاکی زندگی می کنند. یکی از مساله های قابل توجه در این بناها، ایجاد ترک و شکست در زمان زلزله و عدم مقاوم سازی کامل آنها در برابر نیروهای افقی و عمودی می باشد. مقاوم سازی سازه های خشتی به واسطه بکارگیری تقویت کننده ها، یکی از راه حل های معمول در سازه های خشتی می باشد. در دوران معاصر آیین نامه های موجود در ایران استفاده از خشت را علی رغم قابلیت های بسیار، محدود کرده است. این در حالی است که در چند دهه اخیر بسیاری از کشورهای توسعه یافته دنیا، در پی تنظیم و ثبت آیین نامه ها و استانداردهایی مشخص برای ساخت و ساز با مصالح خاک و خشت بوده اند. کشورهای آلمان، استرالیا، آمریکا، پرو، مراکش، ترکیه و برخی دیگر از کشورها در این حوزه پیشقدم بوده و تلاش کرده اند بر اساس مطالعه دقیق رفتار سازه های خشتی، به استخراج ضوابط و استانداردهای مشخص در مقاوم سازی این گونه از بناها دست یابند. این مقاله از مجموع آیین نامه های کشورهای مختلف؛ آیین نامه کشورهای نیوزیلند، مراکش، پرو و آمریکا (نیومکزیکو) را جهت مطالعه و تحلیل انواع تقویت کننده ها در جهت مقاوم سازی بناهای خشتی در مقابل زلزله انتخاب کرده است. این پژوهش مبتنی بر روش «توصیفی- تحلیلی» و «پژوهش در متن» می باشد و شیوه گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای است. لذا می کوشد تا با بررسی آیین نامه خشت در کشورهای مورد مطالعه، به استنتاج و جمعبندی روشنی از نحوه بکارگیری عناصر تقویت کننده در مقاوم سازی بناهای خشتی دست یابد. بررسی ها نشان می دهد عناصر تقویت کننده در آیین نامه کشورهای مورد مطالعه، از مصالح سخت و غیر همگن با خشت به سمت مصالح نرم و بومی پیش رفته است. قابلیت انعطاف پذیری مصالح تقویت کننده در مقابل نیروهای زلزله، یکی از موضوعاتی است که در آیین نامه های جدید بسیار به آن توصیه شده است. در میان آیین نامه کشورهای مورد مطالعه، آیین نامه کشورهای پرو و تا حدودی مراکش توصیه های بسیاری به استفاده از مصالح نرم، همگن و انعطاف پذیر داشته است.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۱۴