مطالب مرتبط با کلید واژه

حفاظت معماری


۱.

حفاظت معماری و نسبت آن با تاریخ معماری، با نگاه به تجربه حفاظت در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: باستان شناسی مرمت تاریخ معماری حفاظت معماری تاریخ نگاری معماری ایران

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۷۸ تعداد دانلود : ۹۷۵۱
حفاظت معماری و تاریخ معماری هریک مفهوم و حوزه جداگانه ای دارند. حفاظتْ حفظ اثر تاریخی و استمرار حیات آن را دنبال می کند و تاریخ معماری به دنبال شناخت و فهم معماری گذشته است. حفاظت با بناهای تاریخی که شواهد تاریخ معماری محسوب می شوند، سروکار دارد که علاوه بر سرنوشت این شواهد، تحقیق تاریخ معماری نیز اهمیت می یابد. در این تحقیق، به دنبال آنیم که بفهمیم رابطه حفاظت معماری و تاریخ معماری چگونه به وقوع می پیوندد و در این رابطه، چه نسبتی میان این دو قابل تصور است؟ هدف از این نوشتار، فهم این نسبت برای پیشبرد تاریخ معماری ایران است. روش تحقیق به کاررفته، توصیفی تحلیلی و با اتکا به استدلال های عقلی است. راه به دست آوردن داده ها کتابخانه ای و در موارد محدود، مشاهدات میدانی بوده است. برای تبیین موضوعْ حفاظت در جایگاه عمل و جایگاه نظر شناسانده شده و تاریخ معماری در دو معنای تاریخ (1) معماری و تاریخ (2) معماری به کار رفته است. نقطه تلاقی و اشتراک حفاظت و تاریخ معماری در فضای کاری حفاظت و در دو پرده اصلی به وقوع می پیوندد. پرده نخست مربوط به مطالعات مقدماتی حفاظت است؛ زیرا اثر تاریخی (اثر معماری) را به درستی نمی توان مرمت کرد مگر آنکه به درستی شناخته شود و بخش مهمی از این شناخت در حوزه تاریخ معماری روی می دهد. پرده دوم در حین انجام عملیات حفاظتی روی می نماید. به این نحو که ممکن است نشانه هایی در بنای تاریخی آشکار شود که تا پیش از این شناخته شده نبود؛ این آثار درواقع شواهد تازه ای است که دست مایه ای برای تاریخ معماری محسوب می شود. نحوه عمل حفاظت و تاریخ معماری، آن ها را در نقش پیش برنده (خادم) یا سدکننده (مانع) نسبت به هم آشکار می کند. تجربه حفاظت در ایران نیز بیان کننده رابطه میان حفاظت و تاریخ معماری است که آغاز جدیِ آن از میانه دهه 1340ش است. تاریخ نگاریِ معماریِ بناها و مجموعه هایی از قبیل مسجدجامع اصفهان، کاخ عالی قاپو، کاخ چهل ستون اصفهان، مسجدجامع اردستان، گنبد سلطانیه و دیگر بناها در حین حفاظت و مرمت به انجام رسید. مطالعات منتشرشده نشان می دهد شناختی که در حین حفاظت از بناها حاصل شده، مبتنی بر شواهد و اسناد پنهان در بنا بوده و نسبت به تاریخ نگاری هایی که از راه های دیگر حاصل شده، متفاوت است.
۲.

روند شکل گیری حفاظت معماری از منظر فهم تاریخ(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: تاریخ فهم تاریخی حفاظت معماری باستان شناسی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۵ تعداد دانلود : ۲۱۳
آنچه که امروز تحت عنوان حفاظت معماری شناخته می شود، نه به یکباره و نه لزوماً در شکل امروزی آن بلکه در یک سیر تحول تاریخی و در پی تحولات اساسی در اندیشه و عمل افراد در اعصار مختلف شکل گرفته است . حفاظت معماری به معنای عام آن دارای یک گسست بنیادین از سنتی به مدرن بوده است که فهم این گسست نیاز به فهم نگاه تاریخی حاکم بر هریک دارد. ماهیت میراث فرهنگی و شأن و منزلت آن را باید در نوع نگاه به تاریخ جستجو کرد. اروپا بعد از رنسانس و به خصوص در قرن هجدهم تحولی بنیادین را در فهم تاریخ تجربه می کند که این مهم زمینه ساز نگاهی نو به تاریخ شد. مبنای فهم جدید از تاریخ بر این اصل استوار شد که رخدادها به صورت زنجیرهای در یک سیر متوالی از یک نقطه مشخص آغاز شده، تا به امروز ادامه داشته و در آینده نیز امتداد خواهند یافت. بر اساس این فهم جدید از تاریخ بود که کنجکاوی در گذشته و علاقه به شناخت تاریخی به وجود آمد. این امر سبب ایجاد علاقه ای در حفاظت گران میراث فرهنگی شده است تا در حد امکان به تحقیق درباره تاریخ، نگرش تاریخی و شیوه های پژوهش در تاریخ بپردازند. مقاله حاضر سعی در پاسخگویی به مسأله اصلی تحقیق، یعنی نسبت این فهم جدید از تاریخ و حفاظت معماری، دارد. نسبت یاد شده از رهگذرِ پاسخگویی به دو پرسش اساسیِ "فهم جدید از تاریخ چگونه در شکل گیری جنبش حفاظت مدرن تأثیر گذاشته است؟" و " کنجکاوی تاریخی، باستانگرایی و باستان شناسی چه امکانی را در جهت علاقه مندی به حفاظت معماری فراهم نموده است؟"، روند شکل گیری حفاظت معماری را روشن می سازد . در این پژوهش با استناد به متون منابع کتابخانه ای و بر اساس راهبردهای روندپژوهی در تحقیق تاریخی، به تفسیر و تحلیل اطلاعات پرداخته شده است. کنجکاوی و علاقه یاد شده در ابتدا باستان گرایی در قالب عتیقه گرایی و عتیقه شناسی، سپس باستان شناسی و در نهایت حفاظت میراث گذشتگان را در پی داشت. فهم جدید از تاریخ در حفاظت معماری که آن را پدیده مدرن تاریخمندی نیز می نامند، امکان جدیدی را برای تصمیم گیری در مورد اینکه چه چیز و چگونه باید حفاظت شود به وجود آورده است. شکل گیری باستان شناسی، قوام یافتن روش شناسی و معرفت شناسی پژوهش های تاریخی و نگاه انتقادی به گذشته و فعالیت های مرمتی در گذشته از منظر زمان حال، شکل دهنده این دوره از حفاظت تاریخی بوده است.
۳.

ارتباط فناوری و حفاظت در معماری معاصر تحلیلی بر مبنای بازخوانی تحولات نقش معمار در حفاظت معماری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: تحول فناوری فناوری معماری حفاظت معماری تحول نقش معمار

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۱ تعداد دانلود : ۱۱۳
بیان مسئله: رابطه «معماری» و «حفاظت معماری»، براساس بنیان های مشترکی که با یکدیگر دارند، موضوعی سنتی است. مسئله پژوهش حاضر پیرامون رابطه سه گانه «معماری»، «فناوری» و «حفاظت معماری» شکل گرفته که به موازات تحول فناوری، به وجود آمده و منجر به ابهاماتی در نقش معمار در رابطه سه گانه نوین شده که هنوز در جوامع در حال توسعه مرتفع نشده است.هدف پژوهش: بازخوانی نقش معمار در امر حفاظت معماری پس از تحول فناوری از سنتی به پیشرفته در جوامع توسعه یافته غربی به منظور توجه دادن جوامع در حال توسعه به این موضوع است.روش پژوهش: این مقاله با ترکیب روش های تاریخی و علّی از زیرمجموعه های رویکرد کیفی انجام پذیرفته است.نتیجه گیری: از آنجا که توجه محض حوزه «حفاظت معماری» به بعد هنری و یا فنی «فناوری معماری» و همچنین غفلت از ارزش های اجتماعی چالش هایی را در پی دارد، حفاظت معماری توجه به هر دو بعد و ارزش های اجتماعی را مد نظر قرار داده که به واسطه تقرب به پارادایم فرهنگ گرا محقق شده است. این ارتباط سه گانه «معماری»، «فناوری» و «حفاظت معماری» با یکدیگر و با جامعه، به عنوان یک قاعده مشتق شده از پارادایم فرهنگ گرا، لزوم حضور معمار را در امر حفاظت معماری، از یک سو به لحاظ پوشش دادن وجه معماری در این سه گانه و از سوی دیگر به لحاظ ارتباط دادن این سه گانه با فرهنگ جامعه، اجتناب ناپذیر کرده است. همچنین معمار، به دلیل داشتن توانایی در تعامل شایسته با متخصصان حوزه های «حفاظت معماری» و «فناوری» و توانایی در ایجاد تعادلی مطلوب بین این دو حوزه، رهبری این ارتباط را نیز به عنوان یک تکلیف حرفه ای بر عهده دارد.
۴.

هویت مکان های تاریخی در بستر تغییر؛ تحقیق در مبنای نظری مواجهه هویت مکان های تاریخی با تغییر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: هویت اندازه مکان تاریخی تغییر حفاظت معماری نظم حکمت اسلامی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۱ تعداد دانلود : ۷۶
به نظر می رسد در تاریخ حفاظت معماری، تلقی نظریه پردازان حفاظت از هویت مکان های تاریخی به ویژه از منظر مواجهه با تغییر، یکی از مهمترین مبادی نظریه های حفاظتی بوده است. این در حالی است که جامعه امروز ایران، تلقی ای روشنی از این موضوع در دست ندارد. آنچه به طرح این سؤال می انجامد که تلقی فرهنگ ایرانی- اسلامی از هویت مکان های تاریخی از منظر مواجهه با تغییر چیست؟ در این راستا نوشتار حاضر، ابتدا با تکیه بر روشی تحلیلی- توصیفی، مروری بر رویکردهای مرتبط در نظریه های حفاظت خواهد داشت. رویکردهای موجود، دو رویکرد قائل به «هویت ثابت مدار» و «هویت فرایندی» را شامل می شود. سپس با استناد به بنیان های حکمی اسلامی و با تکیه بر استدلال منطقی و به روش قیاسی، به تبیین نظری مواجهه هویت مکان های تاریخی با تغییر پرداخته می شود. نتیجه آن که از این منظر، هویت مکان تاریخی، منوط به اندازه های آن و اساساً در صیرورت مدام است؛ از این رو نمی تواند از ثبات و بقا برخوردار باشد؛ در این راستا و بر اساس مبناهای نظری تحقیق، هویت مکان تاریخی، «متغیر ثابت مدار» دانسته می شود. ضمن آن که در پاسخی به چیستی امر ثابت، سه «نظام اندازه مندی» یا «نظم» مختلف شامل نظم های «مصداقی»، «فرهنگی» و «طبیعی» طرح می گردد. در این میان، نظم مصداقی مکان تاریخی، فارغ از نسبتی که با نظم های فرهنگی و طبیعی دارد، نمی تواند مبنایی ثابت و ناظر به صیرورت مکان تاریخی باشد. نظم های فرهنگی نیز فارغ از مراتب عالی تر از نظم (از جمله نظم های طبیعی)، نمی تواند از ثباتی برخوردار باشد. مگر آن که هویت مکان تاریخی، مظهریت بی مثالی برای کیفیت های وجودی و اندازه مندی های وجود داشته باشد که در این صورت، رشته استمرار هویت می تواند نظم های مصداقی باشد. هرچند که در نهایت، در دورانی همچون امروز که رجوع به نظم های طبیعی و حتی فرهنگی در تقدیر اندازه های مکان به کمترین میزان خود رسیده، غالب مکان های تاریخی لازم است در این زمره دانسته شود.
۵.

جای نام: مکان ناملموس خاطره (تبیین رویکردی کل نگر به خوانش نام آثار معماری تاریخی در حفاظت معماری نظر به مقایسه تحلیلی کاراکتر نام و مکان)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: جای نام مکان خاطره آثار معماری تاریخی حفاظت معماری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۴۷
شناخت میراث معماری و جنبه های گوناگون آن، همواره مورد تأکید نهادهای بین المللی مرمت بوده است. در دهه های اخیر، به رغم تلقی جای نام ها به مثابه بخشی از تاریخ زنده و میراث فرهنگی، این نام ها هم چنان در معرض تغییرات شتاب زده بوده اند. در منابع و مطالعات حفاظت معماری نیز بررسی سیر تحول نام آثار، رویکرد توصیفی تاریخی-جغرافیایی داشته و با غفلت از کاراکتر جای نام، عمدتاً بدون رویکردی حفاظتی-مرمتی یا بدون توجه به پویایی و اهمیت فرهنگی آنها صورت گرفته است. از آنجا که تغییر و تحول نام هر اثر معماری می تواند حاکی از تغییری در کلیت آن اثر تلقی شود، این تحقیق در نظر دارد ضرورت توجه به نام آثار معماری از این بعد را روشن سازد و رویکردی نظری به جای نام ها در نسبت با ارزش های یک مکان تاریخی تبیین کند. به منظور دست یابی به این هدف، این پرسش مطرح می شود که کاراکتر نام چه مشابهتی با کاراکتر مکان دارد و این دو چه نسبتی با خاطره، یعنی زمینه مشترک همه موضوعات تاریخی دارند؟ در این راستا، علاوه بر بهره گیری از منابع کتابخانه ای حفاظتی، توپونیمی و پدیدارشناختی مکان، در تحلیل استنتاجی مصادیق عینی برای یافتن زمینه مشترک، بررسی کاراکتر و نسبت نام و مکان، ضروری می نماید. در نهایت، نتایج این تحقیق شامل زمینه های تعامل و تقابل صورت و معنای نام از منظر رویکرد توصیفی-تاریخی کنونی با رویکرد کل نگر پیشنهادی است که طی چند محور کلیدی در قالبی تطبیقی ارائه می شود و می توان آن را نگرشی نو به جای نام ها برای بازشناسی نام مکان های تاریخی در نظر گرفت. در این پارادایم، جای نام ها به مثابه صور ناملموسِ «مکان های دارای اهمیت فرهنگی» و نه صرفاً وجهی تاریخی-زبان شناختی برای نامیدن آثار درک می شود و علاوه بر دلالت بر ارزش های فرهنگی که در نسبت با اثر و شرایط دیگر از آنها برخوردار شده، خود مکان (ناملموس) خاطره مکان است. در ارتباط با مواجهه با موضوع تغییر جای نام ها نیز، توجه به جایگاه جای نام در کلیت اثر و پویایی نسبت آن با مکان، مورد تأکید قرار گرفته است.
۶.

مراتب دگردیسی کالبدی در مسجد مظفریه تبریز؛ تحلیلی بر مبنای شناخت ساختاری لایه های تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: نظام معماری لایه های تاریخی تحولات کالبدی حفاظت معماری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۱۵
مسجد مظفریه (مسجد کبود) تبریز، یکی از شاهکارهای هنری عصر قراقویونلوها است. اما مسأله مطرح درباره معماری این بنا، عدم وجود اصالت در کلیت حجمی آن می باشد. زیرا در طی زمان، ساختار بنا دگردیسی یافته و تفاوت های فاحشی بین کالبد فعلی و کالبدی که معماران اولیه اش اراده کرده بودند، وجود دارد. تبیین علمی سیر تحولات کالبدی این بنا، مسأله پژوهشی بود که این مقاله مستخرج از آن می باشد. در نوشتار حاضر، مراتب دگردیسی کالبدی مسجد، برپایه اسناد تاریخی و نیز بررسی عینی شواهد موجود (لایه های تاریخی اثر) مورد بحث قرار گرفته است و در انجام آن، اطلاعات پایه به دو طریق «تحلیل اسنادی» و «مشاهده عینی» تحصیل شده است. از نتایج پژوهش این نکته می باشد که ساختار کنونی مسجد، حاصل همنشینی لایه های کهن با لایه های جدید است و آنچه از بنا پدیدار می شود، علیرغم سیمائی منسجم، فاقد اصالت تامّه بوده و مظهر اراده های متأخر نیز می باشد. مضاف آنکه با گذشت زمان و کهنه شدن تدریجی الحاقات معاصر که عموماً به سیاق قدیم بازسازی شده اند گاه «اصل» و «بدل» خلط شده و بازدیدکنندگان، تمامیت کالبدی مسجد را چنین می انگارند که از ابتدا بوده است. معهذا در سال های اخیر، اهتمام در تفاوت نهادن بین بخش های اصیل و الحاقی که از اصول علمی حفاظت معماری است در برخی اقدامات حفاظتی این بنا به چشم می خورد.