پژوهشنامه کتابداری و اطلاع رسانی

پژوهشنامه کتابداری و اطلاع رسانی

پژوهشنامه کتابداری و اطلاع رسانی سال دهم بهار و تابستان 1399 شماره 1 (پیاپی 19) (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

موانع رشد ظرفیت پدیده نظریه پردازی در ایران: موردکاوی دانشگاه تربیت مدرس(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۷۴ تعداد دانلود : ۲۹۲
مقدمه: نظریه پردازی از کلیدی ترین بنیان های علمی است و دانشمندان و کشورهایی به این مقام نائل می شوند که به لحاظ علمی پیشرفته باشند. به نظر می رسد هنوز این پدیده آن گونه که باید در ایران رشد نکرده است و کماکان دانشگاه های ایرانی در این زمینه ضعیف هستند. هدف این پژوهش واکاوی موانع کلیدی رشد ظرفیت نظریه پردازی در کشور است. روش شناسی: رویکرد این پژوهش کیفی و جهان بینی آن در فلسفه تفسیرگرایی با آمیزه ای از عمل گرایی تعریف می شود. به این دلیل که پژوهش حاضر با هدف اصلی شناسایی موانع رشد نظریه پردازی در دانشگاه تربیت مدرس و ارائه راهکارهایی برای گسترش ظرفیت نظریه پردازی انجام شده است، پژوهشگران با عوامل انسانی مواجه هستند که کنش گران اصلی نظریه پردازی به شمار می آیند. از منطق استقرایی برای شناسایی موانع و راهکارها و دسته بندی آنها استفاده شد. پس رویکرد کیفی برای پاسخ گویی به اهداف پژوهش به رویکرد کمی ترجیح داده شد. نوآوری کلیدی پژوهش حاضر که آن را از دیگر پژوهش ها متمایز می کند در روش شناسی است. از آنجا که این مطالعه با روش کیفی انجام شده دید بهتری از بافت واقعی به دست می دهد. با تکنیک «نمونه گیری متخصص» 12 نفر از اعضای هیأت علمی دانشگاه تربیت مدرس از حوزه های گوناگون علمی گزینش شدند و با آنها به شکل حضوری مصاحبه شد. یافته ها: موانع بسیاری هستند که می توانند سر راه پیشرفت نظریه پردازی قرار گیرند. در یک نگاه کلی می توان این موانع را به دو گروه کلی موانع فراگیر و برون سازمان و موانع سازمانی دسته بندی کرد. موانع سازمانی ریشه در سازوکارها و مدیریت دانشگاه تربیت مدرس دارند و شاید در مؤسسه های دیگر به چشم نخورند. این موانع را می توان در هفت دسته کلی شامل کمبود پیوند نهادی، محدودیت منابع سازمانی، نظام نادرست ارزشیابی، ضعف ارتباط علمی، آموزش ناکارآمد دانشگاهی، کیفیت پایین علمی دانشجویان، و بی مسئولیتی پژوهشگران سازماندهی کرد. نتیجه گیری: نظریه پردازی از کلیدی ترین پدیده های علمی است که باید با جدیت در فضای علمی ایران دنبال شود و نخستین گام برای تحقق این پدیده شناسایی موانعی است که رشد آن را کند می سازند. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی انجام شده که دیدی ژرف از موانع نظریه پردازی به دست می دهد و دسته بندی تازه ای مطرح می کند که تصمیم گیری و سیاست گذاری را در این زمینه عملی می سازد. کلیدی ترین کارکرد این پژوهش برای سیاست گذاری و گسترش ظرفیت نظریه پردازی در دانشگاه تربیت مدرس است. با توجه به یافته های این پژوهش می توان تصمیم هایی کلیدی طرح کرد که در نهایت به حذف موانع بیانجامد و این ظرفیت را در دانشگاه به وجود آورد. اگرچه، شاید سیاست گذاران آموزش عالی در کشور نیز می توانند چنین مدلی را در دیگر دانشگاه ها و مؤسسه های پژوهشی کشور پیاده سازی کنند.
۲.

بررسی رابطه عوامل توانمندساز دانش با خلق دانش در میان کتابداران کتابخانه های عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۹۴
مقدمه: خلق دانش در کتابخانه ها می تواند با یکپارچه سازی سرمایه های دانشی کتابخانه ها و تأثیرگذاری مستقیم بر مفاهیم سازمانی همچون مشتری مداری، اعتلای فرهنگ سازمانی منجر به ایجاد دانش جدید شود. با توجه ویژه به کتابداران به عنوان ارکان اصلی کتابخانه ها فضای خلق دانش و خلاقیت بهبود می یابد و موجب ارائه خدمات بهتر به کاربران و بهبود کارایی و اثربخشی خدمات می گردد. هدف این پژوهش تعیین رابطه عوامل توانمندساز دانش با خلق دانش در کتابخانه های عمومی استان کردستان بوده است. روش شناسی: پژوهش از نوع کاربردی و به روش پیمایشی است. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه کولونیاری، ورایماکی و فاسولیس استفاده شد. جامعه آماری پژوهش کلیه کتابداران کتابخانه های عمومی استان کردستان در سال 1397 بود که تعداد آنان 120 نفر بودند. برای تجزیه وتحلیل آماری داده ها از شاخص های آماری فراوانی، میانگین، واریانس، انحراف معیار، چولگی، رگرسیون، آزمون های کولموگروف-اسمیرنوف و شاپیرو-ویلک و آزمون دوربین واتسون، استفاده شد. یافته ها: در میان مؤلفه های مربوط به عوامل توانمندساز خلق دانش در کتابخانه های عمومی، به ترتیب پیاده سازی راهبرد دانش، فرهنگ سازمانی و فناوری اطلاعات با میانگین (98/2)، ساختار سازمانی با میانگین (87/2) و اقدامات مدیریت منابع انسانی با میانگین (2/2) تأثیرگذار بودند. همچنین ارتباط معنی داری بین پیاده سازی راهبرد دانش، فرهنگ سازمانی، ساختار سازمانی، مدیریت منابع انسانی و فناوری اطلاعات با خلق دانش وجود داشت. نتیجه گیری: با توجه به رقابت روزافزون سازمان ها با یکدیگر ضروری است مدیران و مسئولان کتابخانه های عمومی به عنوان برنامه ریزان، فرآیند خلق دانش را موردتوجه قرار دهند؛ زیرا اگر خلق و به کارگیری دانش با سرعت و کیفیت بیشتری صورت پذیرد، مزیت رقابتی سازمان در سطح بالاتری شکل خواهد گرفت. با توجه به چهار نوع راهبرد خلق و تبدیل دانش (اجتماعی سازی، برونی سازی، ترکیب و درونی سازی) تشکیل جلسات منظم و به روز برای کتابداران ضروری است و نیز بازآموزی دانش و شرکت در سمینارها به منظور آشنایی با دانش نوین دارای اهمیت است.
۳.

بررسی اهداف و انگیزه های اشتراک اطلاعات در صفحه های آموزشیِ موفق در رویت پذیری اینستاگرام بر اساس نظریه استفاده و رضامندی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۱۴۰
مقدمه: شبکه اجتماعی اینستاگرام، به دلیل ماهیت کاربردپذیری، مبتنی بودن بر موبایل، سادگی، و کاربرپسندی بستر مهمی برای اشتراک اطلاعات شده است. افراد به دلایل متعددی مانند ارتباطات، سرگرمی و فعالیت های علمی و حرفه ای؛ حفظ رابطه با دوستان، و اشتراک اطلاعات از این شبکه اجتماعی استفاده می کنند. همچنین ممکن است اهداف اشتراک اطلاعات افراد در این نوع شبکه های اجتماعی؛ فرار از واقعیات، تعامل اجتماعی، و صرف زمان به صورت عادت نیز باشد. پژوهش حاضر با هدف کشف انگیزه های اشتراک اطلاعات در صفحه های آموزشی موفق در رویت پذیری در بستر این شبکه، با بهره گیری از روش تحلیل مضمون و بر پایه نظریه استفاده و رضامندی انجام شده است. این نظریه به چگونگی و چرایی استفاده و اشتراک اطلاعات کاربران در رسانه ها می پردازد. روش شناسی: به منظور کشف و بررسی اهداف اشتراک اطلاعات در صفحه هایی که در بافت یادگیری الکترونیکی فعالیت دارند، 30 صفحه آموزشی اینستاگرام به روش پژوهش کیفی و رویکرد اکتشافی مورد بررسی قرار گرفتند. بدین ترتیب اطلاعات موجود در این صفحه ها اعم از قسمت شرح حال، محتوا، رفتار برچسب گذاری اجتماعی، مورد مشاهده و بررسی قرار گرفت. این اطلاعات بر اساس نظریه استفاده و رضامندی کدگذاری شدند و داده های به دست آمده، با نرم افزار مکس کیودا 12.3 که نرم افزاری برای تحلیل داده های کیفی است تحلیل شدند. لازم به ذکر است که صفحه های مورد بررسی، بر اساس افزارسنجی رقابتی و به صورت نمونه هدفمند گزینش شدند. شرط انتخاب نمونه این بود که دنبال کننده های صفحه ها بیش از 20 هزار حساب کاربری (از سنجه های اثربخشی تولید و اشتراک محتوا در این شبکه) باشند و در آن ها به آموزش در موضوع خاصی شامل مهارت، دانش و یا اطلاعات خاصی پرداخته شده باشد. یافته ها: نتایج بررسی نشان داد اهداف و انگیزه های اشتراک اطلاعات در این صفحه ها، متنوع بوده ولی اهداف اقتصادی، فرصت شغلی، بهره شخصی، بین فردی، منزلت و تعامل اجتماعی در کنار اطلاع رسانی و آگاهی بخشی از عمده اهداف نسبتاً مشترکی بود که عاملان اشتراک اطلاعات در این صفحه ها دنبال می کردند. به این ترتیب، به نظر می رسد که افراد از اشتراک اطلاعات در بافت آموزشی، اهداف متفاوت و متنوعی را در نظر گرفته اند. این اهداف، علاوه بر هدف اصلی آنها که آموزش از طریق اشتراک اطلاعات بوده است، ناظر بر هدف های با بهره اقتصادی و برند سازی شخصی نیز بوده است. نتیجه گیری: گرچه صفحه های مورد بررسی در بافت یادگیری الکترونیک فعالیت می کردند؛ اما به دلیل ماهیت بستر اشاعه اطلاعات در این پژوهش، یعنی شبکه اجتماعی اینستاگرام، اهداف اقتصادی و بهره شغلی و فردی مورد توجه این صفحه ها نیز قرار گرفته است. به این صورت که عاملان تهیه و اشتراک محتوا و اطلاعات در این شبکه، گرچه هدفی آموزشی را دنبال می کنند، بلکه به مسائل اقتصادی و بهره برداری های شغلی و برند سازی شخصی نیز توجه دارند. پژوهش چنین برداشت می کند که احتمالا دلیل این امر آن باشد که بسیاری از افراد به اشتراک اطلاعات در اینستاگرام به عنوان نوعی کسب و کار نیز می نگرند. این امر، می تواند ناشی از آن باشد که این شبکه، مورد توجه کسب و کارهای بسیاری در دنیا قرار گرفته است. بنابراین به نظر می رسد اهداف اشتراک اطلاعات می تواند بر اساس شبکه اجتماعی و بستر انتشار و اشتراک اطلاعات نیز متفاوت باشد.
۴.

شناسایی عوامل مؤثر و تدوین الگوی پیشنهادی برای رفتار برنامه ریزی نشده کاربران در استفاده از منابع و خدمات کتابخانه های دانشگاهی: مطالعه ای ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۲۰۶
مقدمه: یکی از مسائل مهم در حوزه رفتار مراجعان به کتابخانه ها، رفتار برنامه ریزی نشده[1] آن ها است که می تواند نقش تعیین کننده ای در توسعه میزان استفاده از منابع و خدمات و یا افزایش فرهنگ استفاده از کتابخانه ها در درون جوامع ایفا کند. ازاین رو، پژوهش حاضر، با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر رفتار برنامه ریزی نشده کاربران در استفاده از منابع و خدمات کتابخانه های دانشگاهی به منظور ارائه الگوی پیشنهادی انجام شده است. روش شناسی: پژوهش حاضر به لحاظ هدف از نوع کاربردی است که با رویکرد ترکیبی (کیفی- کمی) و با استفاده از روش نظریه پردازی زمینه ای[2] در بخش کیفی و روش پیمایشی- تحلیلی در بخش کمی انجام شده است. ابزار گردآوری داده های بخش کیفی مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته و بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته بود. جامعه پژوهش در بخش کیفی را اعضای هیئت علمی و صاحب نظران سه حوزه موضوعی کتابداری و اطلاع رسانی، مدیریت و روانشناسی تشکیل دادند که با روش نمونه گیری هدفمند ترکیبی (هدفمند و سپس گلوله برفی) تعداد 12 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. جامعه پژوهش در بخش کمی دانشجویان عضو کتابخانه های مرکزی دانشگاه های فردوسی مشهد، شهید چمران اهواز، تبریز، شیراز و پردیس دانشگاه تهران بودند و حجم نمونه 600 نفر تعیین گردید. تجزیه وتحلیل و کدگذاری داده های مصاحبه ها با استفاده از نرم افزار تحلیل داده های کیفی MAXQDA 10 انجام شد و در بخش کمی برای تحلیل داده ها از روش معادلات ساختاری و نرم افزار لیزرل استفاده شد. یافته ها: بر اساس یافته های بخش کیفی پژوهش، عوامل محیطی، منابع و خدمات اطلاعاتی، منابع انسانی، ویژگی های فردی، عامل موقعیتی زمان و عوامل فرهنگی و اجتماعی به عنوان عوامل مؤثر بر رفتار برنامه ریزی نشده ی کاربران در استفاده از منابع و خدمات کتابخانه های دانشگاهی شناسایی شدند و بر این پایه مدل عملیاتی این نوع از رفتارها طراحی گردید. بر پایه مدل عملیاتی، نتایج بخش کمی نشان داد عوامل محیطی از طریق عامل موقعیتی زمان و همچنین عوامل فرهنگی و اجتماعی از طریق ویژگی های فردی کاربران بر بروز رفتار برنامه ریزی نشده آن ها در استفاده از منابع و خدمات کتابخانه های دانشگاهی تأثیرگذار هستند؛ درصورتی که منابع و خدمات اطلاعاتی و منابع انسانی تأثیر معناداری بر بروز این نوع از رفتارها ندارند. درنهایت الگوی پیشنهادی عوامل مؤثر بر رفتار برنامه ریزی نشده مراجعان در استفاده از منابع و خدمات کتابخانه های دانشگاهی بر اساس نتایج بخش کیفی و کمی پژوهش، طراحی گردید. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش، به نظر می رسد، کتابخانه های دانشگاهی باید به منظور استفاده بهینه و مؤثر از منابع و خدمات، جذب مخاطب و افزایش سطح آگاهی و اطلاعات عمومی مراجعان، به عوامل مؤثر بر رفتار برنامه ریزی نشده مراجعان در استفاده از منابع و خدمات کتابخانه ها توجه ویژه ای داشته باشند. [1]. Unplanned Behavior [2]. Grounded Theory
۵.

بازنمون روابط تبارشناختی علمی در متون درسی رشته علم اطلاعات و دانش شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۸۴
مقدمه: نسب شناسی به عنوان یکی از قدیمی ترین علوم، به مطالعه رابطه خویشاوندی افراد بشر و توالی و تناسب نسل آنها می پردازد و کارکردی مشابه در فضای علمی دانشگاهی با عنوان «نسب شناسی علمی» به کار می رود. روابط در یک خاندان و تبار علمی شامل روابط نسبی و روابط غیرنسبی است. غنی سازی پیشینه های کتابشناختی از طریق شناسایی و افزودن حداکثر روابط میان موجودیت ها برای ساختن سوپر رکورد (فراپیشینه) حائز اهمیت است و سازماندهی دانش به دنبال رفع این مسئله برای نیل به وب معنایی است. هدف از این پژوهشی بررسی این رابطه و شناخت ابعاد و ویژگی های آن به منظور بازتعریف در فهرست های رایانه ای است. روش شناسی: پژوهش حاضر با رویکرد ترکیبی و با استفاده از روش های تحلیل استنادی و پیمایشی و با ابزارهای سیاهه وارسی، مصاحبه و پرسشنامه انجام شده است. جامعه آماری پژوهش را کتاب های درسی رشته علم اطلاعات و دانش شناسی به تعداد 30 عنوان کتاب و 1452 رکورد استنادی تشکیل می دهند. تمامی رکوردها در قالب شناسنامه استناد مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. در مرحله بعد، شناسنامه هر کتاب، شامل تحلیل استنادها و روابط نویسندگان، طی مصاحبه نیمه ساختاریافته، مورد تأیید نویسندگان قرار گرفت. یافته ها: میزان تأثیرپذیری هر یک از نویسندگان از افراد مورد استناد مشخص شد. سپس بر اساس یافته های مصاحبه و همچنین تحلیل رزومه نویسندگان، انواع روابط نسبی و غیرنسبی پدیدآور با افراد تحلیل شد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که روابط علمی در خاندان علمی نویسندگان کتاب های درسی به روشنی قابل ردیابی است؛ دانشجویان برای تبیین و توضیح و توجیه و اعتباربخشی به اساتید خود استناد می دهند. بیشترین استناد در مقام تکریم و قدردانی به اساتید است درحالی که بیشترین استناد به دانشجویان در مرور پیشینه ها است. با پیوند این یافته ها به یافته های اثرگذاری، می توان به شبکه دلایل استناددهی افراد با توجه به نقش آنها در یک خاندان و تبار علمی پی برد. چنان که رابطه روابط تبار علمی با دلایل استناددهی نیز معنادار شده است. استنادها بیشتر در بخش مقدمات و تعاریف و بحث استفاده شده که بیانگر اتکا به دیگران برای توجیه و ارائه تعاریف به کاررفته است. یافته ها در بررسی وضعیت نویسندگان نشان داد که گستره نفوذ اندیشه افراد صاحب نام در حوزه علوم اطلاعات و دانش شناسی از جایگاه و مقبولیت علمی و همچنین در برخی موارد جایگاه های اداری آنها نشئت می گیرد. همچنین مشخص شد که روابط نسبی جایگاه مهمی در ظهور و بروز اندیشه این افراد در کتاب های درسی داشته است. یافته ها در بخش اثرگذاری از روابط نسبی نشان داد که استناد دهندگان دارای روابط نسبی تحت تأثیر خاندان علمی خود قرار دارند.
۶.

مجموعه سازی منابع کتابخانه ای ایران: تحلیل محتوای آثار در 5 دهه اخیر(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۳۶ تعداد دانلود : ۹۷
مقدمه: به منظور تحلیل کیفی و کمّی محتوای متون مجموعه سازی علم اطلاعات و دانش شناسی در ایران، منابع موجود از آغاز پیدایش متون مجموعه سازی تا ابتدای دهه 90، شناسایی، مقوله بندی و مورد بررسی قرار گرفته است. روش شناسی : مقاله مروری تحلیلی حاضر، به روش کتابخانه ای و با استفاده از تحلیل محتوای متون، انجام گرفته است. به این منظور، عبارت ها و کلیدواژه هایی همچون «مجموعه سازی در کتابخانه ها»، «انتخاب و تهیه مجموعه کتابخانه»، «مجموعه گستری»، «تهیه و سفارش کتاب»، «گزینش کتاب»، «خط مشی کتابخانه»، و «مجموعه سازی در کتابخانه های ایران»، در تمامی پایگاه های علمی ایران در حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی، مورد جست وجو قرار گرفت و در نهایت، بر اساس متون بازیابی شده، سه دسته عمده، یعنی کتاب ها، مقاله ها و پایان نامه های این حوزه در طی 5 دهه، 40، 50، 60، 70، و 80، مقوله بندی و در هر دهه با توجه به مؤلفه های موضوعی موردنظر در این پژوهش، تحلیل محتوا شد. یافته ها: در مجموع بیش تر آثار منتشرشده (58/40)، به موضوع نیازسنجی اختصاص دارد. پس از آن به ترتیب موضوعات فناوری ها (66/26 درصد)، ابزارهای انتخاب (20/18 درصد) و خط مشی ها (61/14 درصد) مورد توجه نویسندگان حوزه مجموعه سازی بوده است. حدود نیمی از کل آثار منتشرشده در حوزه مجموعه سازی در 5 دهه اخیر، مربوط به مقاله هاست (195 اثر). 119 اثر (52/30 درصد) مربوط به پایان نامه هاست و 76 اثر (48/19 درصد) نیز کتاب های منتشرشده در این حوزه را شامل می شود. بیش تر کتاب های انتشاریافته در حوزه مجموعه سازی تألیفی هستند و مقاله های انجام شده در این حوزه، بیش تر به نیازسنجی و ارزیابی منابع و مجموعه های کتابخانه های مختلف اختصاص دارد. به نظر می رسد نتایج تمامی پایان نامه های انجام شده در این حوزه، به صورت مقاله علمی منتشر نشده است. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش که منتج به اطلاع از چگونگی انجام پژوهش ها و آثار منتشرشده در این حوزه خواهد شد، ضمن پی بردن به فرصت ها و پر نمودن شکاف های موجود در حوزه مجموعه سازی، می تواند همچون نقشه راه پژوهشگران، مؤلفان و ناشران عمل کند. هم چنین، بازخورد این تحلیل ها و ارزیابی ها، با نشان دادن نقاط قوت و ضعف وضعیت موجود، موجب ارتقاء کمی و کیفی مطالعات و نیز انتشارات و تناسب آن ها با نیازهای آموزشی و پژوهشی در این حوزه خواهد شد.
۷.

نقدی بر کتاب «رده BP اسلام: گسترش رده اسلام بر اساس نظام رده بندی کنگره»(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۸۰ تعداد دانلود : ۶۰
کتاب «رده BP: گسترش رده اسلام براساس نظام رده بندی کنگره» تدوین احمد طاهری عراقی، حدود نیم قرن است که برای طبقه بندی منابع کتابخانه ای به عنوان ابزار کار و راهنما کنار دست فهرستنویسان قرار دارد. ویراستاران سوم این اثر زهره علوی، زهرا سادات مدرسی، محبوبه قربانی می باشند. در حوزه کتابداری دشواریِ تدوین و تهیه گسترش ها بر کسی پوشیده نیست، اما نارسایی و کمبودهای این گونه آثار در کتابخانه هایی مشخص می شود که به طور تخصصی آن را به کار گرفته اند. نوشتار حاضر بر پایه تجربه و به کارگیری گسترش «رده اسلام» در کتابخانه ها، همچنین آشنایی و تسلط بر علوم اسلامی، پس از معرفی مختصر کتاب، به افزوده ها و کاستی های ویرایش جدید می پردازد. برای برطرف کردن کاستی ها و کاربرد جامع و صحیح این اثر پیشنهادهایی مطرح شده که در پنج گروه دسته بندی شده اند: اول: اصلاحاتی که در راهنمایی و آموزش فهرستنویس مؤثرند؛ دوم: افزودن شماره ها برای سر عنوان های مناسبی که پشتوانه انتشاراتی دارند؛ سوم: مثال های مناسب برای برخی شماره ها؛ چهارم: اصلاحاتی برای کنار هم قرار دادن موضوعات مناسب؛ پنجم: توجه به اصلاحاتی که در آن به سیاست کتابخانه ای توجه شود، تا این گسترش در تمام کتابخانه های تخصصی و غیره کاربرد بیشتر و بهتری داشته باشد.
۸.

چارچوب سواد اطلاعاتی 2016 در ارزیابی سواد اطلاعاتی دانشجویان تحصیلات تکمیلی (مطالعه موردی دانشگاه شهید چمران اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۹۳
مقدمه: با ظهور قرن بیست و یکم، مراکز آموزشی در حال گذر از فرایند آموزشی به فرایند یاددهی-یادگیری هستند که در این فرایند، هر شهروندی باید در هر شرایطی به طور آزادانه در معرض یادگیری، آموزش و پرورش خود قرار گیرد.  لذا توجه به آموزش مهارت های سواد اطلاعاتی از عناصر کلیدی در پیشبرد یادگیری مادام العمر و نظام آموزشی نوین محسوب می شود. هدف اصلی این پژوهش، بررسی دیدگاه دانشجویان تحصیلات تکمیلی نسبت به عوامل اثرگذار بر وضعیت سواد اطلاعاتی در دانشگاه شهید چمران اهواز است. روش شناسی: این پژوهش از نوع کاربردی است که با روش پیمایشی انجام می شود. جامعه پژوهش شامل تمام دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه شهید چمران اهواز است، که تا نیمسال دوم سال 98-1397 حداقل دو نیمسال از تحصیل خود گذرانده اند. به دلیل بزرگ بودن جامعه پژوهش، نمونه گیری انجام شد. بر اساس جدول تعیین حجم نمونه کرجسی- مورگان نمونه گیری انجام شد و اندازه نمونه، 380 نفر در نظر گرفته شد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته سواد اطلاعاتی است که، روایی آن را اساتید گروه علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه شهید چمران اهواز تأیید کرده و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ، معادل 82% برآورده شد که نمره مطلوبی برای سنجش پایایی است. یافته ها: بر اساس داده های بدست آمده، از نظر جامعه پژوهش حاضر ویژگی های زمینه ای و آموخته های پیشین در سطوح زیاد و متوسط، اعضای هیأت علمی در سطح متوسط و امکانات فناوری اطلاعات و ارتباطات و کتابخانه های دانشگاه در سطوح متوسط و کم بر وضعیت سواد اطلاعاتی پاسخگویان تأثیرگذار بوده است. این چهار عامل بر اساس میانگین رتبه ای که کسب کرده اند به ترتیب، شامل ویژگی های زمینه ای، سپس اعضای هیأت علمی، پس از آن امکانات فناوری اطلاعات و ارتباطات دانشگاه و در انتها کتابخانه های دانشگاهی بر وضعیت سواد اطلاعاتی جامعه تحت مطالعه مؤثر بوده اند. بحث و نتیجه گیری: با در نظر داشتن این که آموزش مهارت های سواد اطلاعاتی و توجه به روش های فناورانه، اولین اولویت کتابخانه های دانشگاهی توسط انجمن کتابخانه های دانشکده ای و پژوهشی در سال 2018 تعیین گردید، و همچنین با دقت در چارچوب 2016 سواد اطلاعاتی در توجه به نقش دانشجو به عنوان یادگیرنده و کتابدار به عنوان واسطه یادگیری مهارت های لازم، کتابخانه های دانشگاهی باید خدمات خود را به گونه ای ارائه دهندکه دانشجویان به طور مستقل از اساتید و کتابداران مهارت های سواد اطلاعاتی خود را ارتقاء دهند و نیازهای اطلاعاتی خود را مرتفع سازند . پیشنهاد می شود بر اساس مواارد مطرح شده در  چارچوب 2016، دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی به سمت استفاده بیشتر از فضای مجازی مانند وب 2 و استفاده از امکاناتی چون وب سایت های کتابخانه ای و میز مرجع مجازی و گفتگوی پیوسته سوق داده می شوند.
۹.

نقش سواد اطلاعاتی در بهره گیری از رویکردهای متنوع تدریس برای معلمان مقطع ابتدائی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۹۵
مقدمه: با توجه به اهمیت سبک ها و رویکردهای تدریس در آموزش دانش آموزان ابتدائی، در این پژوهش نقش سواد اطلاعاتی در انتخاب و استفاده از رویکردهای متنوع تدریس مورد بررسی قرار گرفته است. روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و با روش پیمایشی انجام شده است. جامعه این پژوهش معلمان مقطع ابتدائی پایه ششم شهر سمنان هستند. از بین 110 نفر از معلمان پایه ششم ابتدایی شهر سمنان در سال تحصیلی 97-1396، 86 نفر به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. جهت گردآوری داده ها، از دو پرسشنامه محقق ساخته برای سنجش وضعیت سواد اطلاعاتی معلمان و همچنین برای مشخص کردن رویکردهای تدریس آن ها استفاده شده است. یافته ها: بر مبنای یافته های این پژوهش، وضعیت سواد اطلاعاتی معلمان مورد بررسی در سطحی بالاتر از متوسط قرار دارد. از میان رویکردهای مختلف تدریس، رویکرد تعاملی دارای بزرگ ترین میانگین در بین رویکردهای تدریس معلمان است. همچنین یافته ها نشان داد که این معلمان به میزانی کم تر از سطح متوسط از رویکرد تدریس مستقیم و به میزان بالاتر از سطح متوسط از سه رویکرد تدریس دیگر استفاده می کنند. یافته های مرتبط با فرضیه های پژوهش نیز نشان داد بین رویکرد تدریس مستقیم و سواد اطلاعاتی معلمان دوره ابتدائی شهر سمنان رابطه معنادار معکوس و بین رویکردهای غیرمستقیم و مسئله محور و تعاملی با سواد اطلاعاتی رابطه معنادار و هم افزا وجود دارد. همچنین معلمان با سواد اطلاعاتی بیشتر از تعداد رویکردهای متنوع تری (2 و 3 و 4 رویکرد) در تدریس خود استفاده کرده اند. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان داد که معلمان مورد بررسی تحت تأثیر سواد اطلاعاتی از رویکرد های متنوع تر و همچنین کارآمدتری برای تدریس خود بهره می گیرند. بدین ترتیب، مجهز بودن به مهارت های سواد اطلاعاتی می تواند در انتخاب رویکرد های تدریس متنوع تر و بهبود رویکرد های آموزشی معلمان مقطع ابتدائی نقش مؤثری داشته باشد.
۱۰.

تحلیل روان شناختی «نیاز به آزادی» در شخصیت های داستان های برگزیده کودک و نوجوان؛ براساس نظریه انتخاب ویلیام گلاسر(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۰۵ تعداد دانلود : ۲۸۰
مقدمه: قصه ها و داستان ها و به صورت مشخص آفرینش های ادبی حوزه کودک واجد این قابلیت بسیار مهم است که می تواند در راستای تربیت و اصلاح برخی از ناهنجاری های رفتاری و شخصیتی و نیز تقویت پاره ای از توانمندی ها در کودکان به کار گرفته شود. روش شناسی: تحلیل میزان و ضریب تأثیرگذاری داستان های مزبور مستلزم به کارگیری شاخه ای از نقد ادبی است که در حوزه نقد روان شناختی قرار دارد. در این میان، آرا و نظریات ویلیام گلاسر به عنوان یکی از روان شناسان مثبت نگر، ابزار مناسبی جهت تحلیل این گونه متون می باشد. نیاز به آزادی یکی از نیازهای اساسی آدمی است که در نظریه گلاسر نیز به آن پرداخته شده است؛ بنابراین پژوهش حاضر، به بررسی 145 کتاب برگزیده کودک (تألیف و ترجمه) در سال های 1300-1390 و تحلیل روان شناختی 30 داستان که نیاز به آزادی در شخصیت های آنها برجسته تر است، به روش تحلیل محتوای کیفی- قیاسی پرداخته است. داده ها به روش اسنادی جمع آوری و برای انتخاب نمونه پژوهش از شیوه نمونه گیری هدفمند استفاده شده است. یافته ها: در این پژوهش، آزادی به دو بخش آزادی مثبت و منفی تقسیم شده است. آزادی مثبت به شخصیت هایی مربوط می شود که در پی ارضای یک نیاز طبیعی و سالم، اغلب رفتار درست را انتخاب می کنند. شخصیت های دارای آزادی منفی شخصیت هایی هستند که برای رسیدن به اهداف خود، حقوق افراد را زیر پا می گذارند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاکی از این حقیقت است که شخصیت هایی که با آزادی مثبت برانگیخته می شوند و برای ارضای نیاز مزبور رفتار درست را انتخاب می کنند، در پایان داستان، دستاوردهای مطلوبی دارند و شخصیت هایی که یا با آزادی منفی برانگیخته می شوند یا برای ارضای نیاز به آزادی رفتار نادرست را انتخاب می کنند، در پایان داستان شکست می خورند. در پایان به نویسندگان و منتقدان ادبیات کودک و نوجوان توصیه می شود، با مطالعه روان شناسی کودکان، به خلق و گزینش آثار مناسب برای آنها بپردازند. پژوهشگران ادبیات کودک و نوجوان نیز با همراهی متخصصان روان شناسی به نقد روان شناسانه همه آثار مربوط به این مخاطبان کوچک براساس نظریه گلاسر و دیگر نظریات عمده مشاوره و روان درمانی، متناسب با موضوع داستان ها همت گمارند.
۱۱.

واکاوی توانمندی داستان ها در بهبود کنش های اجرایی به کودکان ADHD گروه سنی «الف»، «ب» و «الف/ب» بر پایه نظریه گسترش یافته بازداری رفتار بارکلی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۵۵
مقدمه : اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی، یک اختلال شایع عصب تحولی است که در بیشتر مواقع در دوره کودکی تشخیص داده می شود. به اعتقاد بارکلی ریشه اختلال، نقص در عملکردهای اجرایی می باشد. نظریه بازداری رفتار بارکلی و داستان هایی که عناصر این نظریه را در برداشته باشند می توانند با کمک داستان های مناسب در رویکرد کتاب درمانی به کاهش نشانه های این اختلال کمک کنند. هدف این پژوهش شناسایی میزان هم خوانی محتوای داستان های مناسب گروه سنی «الف»، «ب» و «الف/ ب» منتشر شده در سال های 1385 تا 1395 با مؤلفه های عناصر نظریه گسترش یافته بازداری رفتار بارکلی است. روش شناسی: این پژوهش از نظر هدف کاربردی است که با روش پیمایشی و تحلیل محتوای کیفی انجام گرفت. برای گردآوری اطلاعات از دو سیاهه استفاده شد. یکی به ثبت اطلاعات کتابشناختی داستان ها اختصاص داشت و دیگری شامل مؤلفه های عناصر نظریه گسترش یافته بازداری رفتار بارکلی بود. از 382 داستان جامعه پژوهش، 70 داستان که حداقل دارای عناصر نظریه بارکلی و یا عدم بازداری رفتار داشتند، برای بررسی در نظر گرفته شد. یافته ها: از میان داستان های بررسی شده، در 53 داستان ، مؤلفه های کنش های اجرایی نظریه بارکلی شناسایی شد و در 17 داستان شخصیت داستان در برابر یک رویداد، عدم بازداری رفتار نشان می دهد و به پیامد نامطلوب می رسد. تحلیل و بررسی داستان ها نشان داد میزان حضور هر یک از کنش های اجرایی نظریه بارکلی در داستان ها متفاوت است. همچنین در میان داستان هایی که مؤلفه های کنش های اجرایی شناسایی شد، 3 الگو برای بهبود کنش های اجرایی وجود دارد. الگوی اول شامل داستان هایی است که شخصیت داستان در مقابل رویداد آنی ابتدا عدم بازداری رفتار دارد ولی بعد متوجه اشتباه خود می شود و با انجام کنش های اجرایی به پیامد مطلوب می رسد. در داستان های الگوی دوم، شخصیت داستان در مقابل رویداد آنی از همان ابتدا کنش های اجرایی را انجام می دهد و به پیامد مطلوب می رسد. الگوی سوم نیز شامل داستان هایی است که شخصیت (های) داستان در مقابل رویداد آنی عدم بازداری رفتار را نشان می دهد ولی از طرف دیگر، شخصیت (های) دیگر داستان کنش های اجرایی دارند و پیامد مطلوبی را تجربه می کنند. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که این داستان ها، با نشان دادن کنش های اجرایی می توانند ابزار توانمندی برای کتاب درمانی و بهبود کنش های اجرایی به کودکان ADHD در نظر گرفته شوند. ناشران، نویسندگان، روان شناسان، کتابداران و والدین می توانند از پیشنهادهای کاربردی این پژوهش بهره گیرند.
۱۲.

گرایش موضوعی مطالعه غیردرسی اعضای کتابخانه های عمومی مناطق 18 و 19 شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۷۲
هدف: هدف این پژوهش تبیین گرایش موضوعی مطالعه غیردرسی کاربران عضو کتابخانه های عمومی منطقه 18 و 19 شهر تهران است. روش/رویکرد: این پژوهش، توصیفی بوده و با رویکرد کمی و با تحلیل داده های ثبت شده در بخش امانت کتابخانه انجام شده و از داده های نرم افزارکتابخانه ای سامان و پرونده کتاب های امانت رفته استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش را کاربران عضو کتابخانه های عمومی مناطق 18 و 19 تهران و همچنین کتاب های امانت رفته توسط آنان تشکیل می دهند. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS انجام شده است. یافته ها: یافته ها نشان داد کتاب های رده ادبیات (شعر و داستان) با فراوانی 5532 مورد، و رده زبان با 507 مورد امانت، به ترتیب بیشترین و کمترین مقدار امانت را در کتابخانه عمومی منطقه ۱۸ داشته است. همچنین در کتابخانه های عمومی منطقه 19 رده ادبیات (شعر و داستان ) با فراوانی 7740 مورد امانت، بیشترین و رده زبان با 472 مورد، کمترین امانت را به خود اختصاص داده اند. علاوه بر این، در هر دو منطقه 18 و 19 دختران کتاب های با ژانر موضوعی عاشقانه، علمی، طنز و سرگرمی، و مذهبی را بیشتر مطالعه می کنند و پسران به ترتیب کتاب های علمی، طنز و سرگرمی و شعر، ماجراجویانه و جنایی می خوانند. بحث و نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد بین گرایش های مطالعه کاربران عضو کتابخانه های عمومی منطقه 18 و 19 تهران با توزیع موضوعی کتاب های موجود در همان کتابخانه ها تناسبی وجود ندارد که نیازمند توجه جدی از سوی متولیان کتابخانه است.  همچنین، بین گرایش های مطالعه در بین کاربران دختر و پسر عضو کتابخانه های عمومی منطقه 18 و 19 تهران تفاوت معنی داری وجود دارد و می بایست در سیاست های مجموعه سازی این نکته مورد توجه قرار گیرد.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۲۲