پژوهشنامه کتابداری و اطلاع رسانی

پژوهشنامه کتابداری و اطلاع رسانی

پژوهشنامه کتابداری و اطلاع رسانی سال دهم پاییز و زمستان 1399 شماره 2 (پیاپی 20)

مقالات

۱.

مروری بر مطالعات مربوط به طبقه بندی علوم در ایران

تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۱۱۱
مقدمه: طبقه بندی علوم هم زمان با پیدایش و گسترشدانش به وجود آمده است و پژوهش های متعددی در این خصوص انجام شده است.مطالعه ی حاضر بر آن است تا تصویری روشن و منطبق بر واقعیات از پژوهش های انجام شده در این حوزه در ایران ارائه دهد. به این منظور پژوهش های انجام شده در ایران به زبان فارسی مورد بررسی قرار گرفته است. روش شناسی: روش تحقیق در این مقاله سندی- تحلیلی بوده است و پژوهش های انجام گرفته در این حوزه اعم از کتاب، مقاله و پایان نامه از وب سایت ها، پایگاه های اطلاعاتی و کتابخانه ها گردآوری و مطالعه شده است. یافته ها: یافته ها نشان می دهد آغاز انتشار منابع مربوط به این حوزه به دهه 1360 بازمی گردد. پژوهش های انجام شده در این حوزه به لحاظ کمی و تا حدودی کیفی روند رو به رشدی داشته است. سیر مطالعاتی پژوهش های انجام شده در حوزه ی طبقه بندی علوم نشان می دهد زمینه های تحقیقاتی به سمت مطالعات تطبیقی، انتقادی و اخیراً به سمت پژوهش هایی با رویکرد میان رشته ای سوق یافته است. تقریباً بیشتر آثار منتشر شده در این حوزه به صورت مقالات چاپ شده دارای اعتبار علمی بوده است، تعدادی کتاب نیز در این حوزه نگاشته شده است، اخیراً پایان نامه های محدودی در این حوزه کار شده است. تعداد اندکی از مقالات این حوزه نیز توسط کتابداران و متخصصان اطلاعات تألیف شده است و در مجلات کتابداری و علم اطلاعات و دانش شناسی چاپ شده اند.
۲.

تحلیلی بر رویکرد پراگماتیستی از مفهوم ربط در بازیابی اطلاعات

تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۶۰
مقدمه: در این مقاله قصد آن است تا فلسفه پراگماتیستی به اختصار معرفی و رویکردی پراگماتیستی از مفهوم ربط در بازیابی اطلاعات توصیف و تحلیل شود. روش شناسی: این یک مقاله تحلیل مفهومی است که از نظریه فعالیت و مرور متون استفاده شده است تا آنچه در عمل اتفاق می افتد تا فرد نیازمند به اطلاعات، بتواند نیاز اطلاعاتی خود را رفع نماید، تشریح شود. نظریه فعالیت یک نظریه جامع است که با استفاده از آن رویکرد پراگماتیستی از مفهوم ربط تبیین می شود. یافته ها: رویکرد نظام گرایی از مکتب فلسفی پوزیتویستی و رویکرد کاربرگرایی از مکتب فلسفی هرمنوتیکی برخاسته است. از دیدگاه ساراسویک (2007)، یورلند (2010) و هوانگ و سوئرگل (2013) پژوهش هایی در ارزیابی بازیابی اطلاعات (ربط) موفق خواهند بود که از هر دو رویکرد نظام گرایی و کاربرگرایی بهره برده باشند. به بیان دیگر، پژوهش هایی که در آن ها به مفهوم ربط از تمامی جنبه ها توجه شود. پراگماتیست ها استدلال کردند که دوگانگی کاذب بین دو رویکرد کمی و کیفی وجود دارد و می توان دو رویکرد کمی و کیفی را با هم ترکیب کرد که این ترکیب با تأکید بر عمل صورت می گیرد. مطابق مکتب پراگماتیستی مدرکی که مورد استفاده (برای مثال در نوشتن مقاله، منظور استناد است) قرار می گیرد، مدرک مرتبط است. از یک سو، می توان مدرک الف را به وظیفه یک مرتبط دانست، اگر مدرک الف بتواند فرد را برای رسیدن به هدف خود یاری کند و نیاز اطلاعاتی او را پاسخ دهد. از سویی دیگر، آن مدرک از لحاظ ویژگی های ظاهری و باطنی مطابق خواست فرد نیازمند به اطلاعات، مورد پذیرش فرهنگ جامعه مورد نظر و قابل دسترس برای فرد نیازمند به اطلاعات باشد. به بیانی دیگر، مدرکی که در عمل نیاز اطلاعاتی را برطرف می کند، مدرک مرتبط است. نتیجه : ربط مفهومی پیچیده است و عوامل مختلفی بر برونداد نهایی ربط تأثیر می گذارند. از این رو با وجود پژوهش های متعدد در مفهوم ربط، بازهم نیاز به پژوهش های بیش تری در این موضوع احساس می شود. درنهایت می توان گفت که تأمل درباره فلسفه علم برای درک مفهوم ربط، الزامی است براساس اینکه آیا هدف علم توصیف آنچه در عمل اتفاق می افتد و برای ما به آسانی قابل مشاهده است، می باشد یا علم باید آنچه را که به آسانی قابل مشاهده نیست، توضیح داده و آن ها را تعیین نماید.
۳.

تغییر رویکرد مطالعات حوزه بازیابی اطلاعات تعاملی: یک مطالعه علم سنجی در پایگاه وب علوم

تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۱۹۵
مقدمه: ارائه تصویری کلان از وضعیت پژوهش های صورت گرفته و چگونگی ارتباط حوزه های مختلف و آگاهی از چگونگی رشد و توسعه این حوزه ها در طی زمان از اهمیت ویژه ای در مطالعات و ترسیم نقشه های علمی داشته است. هدف از انجام این پژوهش نیز بررسی تغییر رویکرد مطالعات بازیابی اطلاعات تعاملی از دهه 1990 تا 2020 و ارائه تصویری جامع از تولیدات علمی و ترسیم نقشه هم رخدادی واژگان این حوزه بر اساس مقالات نمایه شده در پایگاه وب علوم است. روش شناسی: این پژوهش از نوع کاربردی علم سنجی است که با استفاده از شاخص های علم سنجی و تحلیل شبکه انجام شده است. با مراجعه به پایگاه اطلاعاتی وب علوم و جستجوی حوزه بازیابی اطلاعات تعاملی تعداد 10.294 منبع شناسایی شد و در نهایت تعداد 154 مقاله که در دسته علم اطلاعات و کتابخانه بودند پایه تحلیل قرار گرفتند. بازه زمانی خاصی برای جستجو در نظر گرفته نشد و داده ها از تاریخ 1990 تا 2020 برگرفته شده اند. برای تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS و نرم افزار تحلیل شبکه VOSviewer استفاده شده است. یافته ها: یافته ها نشان می دهد از سال 2001 به بعد تولیدات علمی این حوزه دوران رشد خود را آغاز کرده و در سال 2016 به حداکثر تعداد مقالات رسیده در واقع این روند رشد در سال های 2015، 2016، 2017 و 2018 به حداکثر رسیده است. همچنین پیا بورلاند، آیریس زای و آماندا اسپینک از نویسنده های پراستناد در حوزه بازیابی اطلاعات تعاملی هستند. بیشترین تمرکز متون مورد مطالعه بر روی موضوعات رفتار اطلاعاتی، توجه به تفاوت های فردی کاربران، فرایند جستجو، استراتژی های جستجو، عملکرد جستجو و طراحی سیستم های اطلاعاتی، گسترش پرس و جو و ربط است. تغییر پارادایم مطالعات از توجه به کاربر، بازخورد ربط و نتیجه گرایی به سمت توجه به فرایند جستجو و مباحث مرتبط با آن مانند توجه به تفاوت های فردی کاربران، استراتژی های جستجو، عملکرد جستجو، فرایند جستجو و فرمول بندی مجدد پرس وجو سوق پیدا کرده است. به عبارتی رویکرد مطالعات بازیابی اطلاعات تعاملی از توجه به نتیجه و خروجی جستجو به فرایند جستجو و آنچه در جلسه جستجو اتفاق می افتد، متمرکز شده است. یافته های مربوط به خوشه بندی سلسله مراتبی به روش وارد نیز منجر به شکل گیری سه خوشه شد که شامل «جستجوی وبی»، «رفتار اطلاع یابی»، «تعامل انسان و ماشین» است. نتیجه : نتایج این پژوهش نشان داد که تحلیل هم رخدادی واژگانی به خوبی می تواند ساختار علمی یک حوزه را نمایش دهد. بررسی محتوای منابع اطلاعاتی تولید شده در حوزه بازیابی اطلاعات تعاملی می تواند به شناسایی روند تولیدات علمی و تغییر پارادایم مطالعات در این حوزه کمک کند و نقشه راهی برای تولیدات بعدی در این حوزه باشد.
۴.

تحلیل نظریه استثمار زیست جهان هابرماس در شکل گیری مدیریت دانش

تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۳۱
مقدمه: مقوله قدرت (حکومت، ثروت و دین) می تواند هم بسترساز پژوهش حقیقی و هم ویرانگر و منحرف کننده دانش باشد. با تأمل در نظریه استثمار زیست جهانِ یورگن هابرماس می توان نقش و تأثیر قدرت های تمامیت خواه را بر روند جریان آزاد اطلاعات و امکان تغییر زیست جهان دانش و شکل گیری رابطه سلطه پذیر و سلطه گر را دریافت. هدف این پژوهش، تحلیل زیست جهان دانش و تأثیر استثمار زیست جهان دانش بر مدیریت کلان دانش بود. روش شناسی: رویکرد این پژوهش کیفی و روش آن نظریه زمینه ای بوده است. شرکت کنندگان در پژوهش 20 نفر از اعضای هیأت علمی و متخصصان علوم اجتماعی و علم اطلاعات و دانش شناسی بودند که مورد مصاحبه عمیق قرار گرفتند و تجزیه وتحلیل اطلاعات بر اساس سه روش کدگذاری مورد استفاده در نظریه زمینه ای، شامل کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی با استفاده از نرم افزار تحلیل های داده های کیفی MAXQDA10  انجام گردید. یافته ها: قدرت های تمامیت خواه با حذف، دستکاری و مانع تراشی در جریان آزاد اطلاعات و با تحریف، تخریب و دستکاری اطلاعات و همچنین با وابسته کردنِ نهادهای اطلاع رسانی در پی اثرگذاری بر تولید دانش و روند پژوهش هستند تا با اسطوره سازی و اقناع گری شهروندان، موجب آن شوند که پدیده استثمار زیست جهان دانش به واقعیت تبدیل شود. نتیجه :با اطلاع رسانی هدایت شده توسط قدرت های تمامیت خواه، مراکز اطلاع رسانی از ماهیت وجودی شان دور می گردند؛ به تبع مخدوش شدن اطلاعات، نشر اطلاعات آلوده و اطلاع رسانی هدایت شده، شاهد استثمار زیست جهان دانش و در نهایت شکل گیری مدیریت دانش سوگیرانه و پدیده توهمِ دانایی در جامعه خواهیم بود.  در این پژوهش انواع مدیریت دانش کلان مانند مدیریت دانش ارزشی؛ مدیریت دانش تخریبی؛ مدیریت دانش انحصاری؛ مدیریت تحمیل دانش آلوده و مدیریت دانش پنهانی مطرح شده است.
۵.

واکاوی عوامل بازدارنده تأثیرگذار در پیاده سازی سامانه های مدیریت دانش در سازمان های دانش مدار (مطالعه موردی سازمان کتابخانه ها، موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی)

تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۸۹
مقدمه: دانش به عنوان عامل اساسی رقابت و ابزار نوآوری در دنیای اقتصادی مدرن و دانش مدار به کالایی ارزشمند تبدیل شده است و نیازمند مدیریت صحیح است. شناسایی عوامل و موانع برای پیاده سازی سامانه مدیریت دانش و عدم شکل گیری و پیاده سازی سامانه های مدیریت دانش از اصول اولیه و پیش نیاز پیاده سازی سامانه مدیریت دانش در یک مجموعه است. روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف از نوع اکتشافی است. همچنین این پژوهش با استفاده از رویکرد تفسیری و با روش کیفی از نوع مطالعه موردی انجام شده است. جامعه پژوهش حاضر شامل کلیه کارکنان سازمان کتابخانه ها، موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی که در مجموع 350 نفر می باشند. نمونه گیری به صورت هدفمند از نوع گلوله برفی از میان متخصصان آشنا به حوزه مدیریت دانش که قبلاً در این رابطه به پژوهش پرداخته اند انجام شد. تعداد افراد نمونه با توجه به رسیدن به اشباع نظری داده ها 7 نفر از کارکنان بودند. در این پژوهش برای گردآوری داده ها از مصاحبه های عمیق و نیمه ساختار یافته استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل اطلاعات از تحلیل مضمون یا مبتنی بر تِم با کمک نرم افزار تحلیل داده های کیفی مکس کیودا (MAXQDA) نسخه 10 استفاده شد. یافته ها: پس از تحلیل داده ها و کدگذاری چند مرحله ای مصاحبه انجام شده توسط چند پژوهشگر برای رسیدن به بهترین مضامین، دلایل فقدان سامانه مدیریت دانش در سازمان کتابخانه ها، موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی در سه مقوله اصلی عوامل سازمانی، عوامل انسانی و عوامل فنی دسته بندی شدند. برآیند نظر مصاحبه شوندگان نشان داد، دو عامل محوری باعث شکل نگرفتن سامانه مدیریت دانش در سازمان شده است که بقیه عوامل از این دو عامل نشأت گرفته اند که عبارتند از (عامل سازمانی) و (عامل انسانی). نتیجه : برآیند نظر مصاحبه شوندگان نشان می دهد، عامل سازمانی و پس از آن عامل انسانی، بیشترین فراوانی را از نظر اثرگذاری بر فرایند پیاده سازی سامانه مدیریت دانش دارند. همچنین عامل فنی فراوانی کم تری را در این بین داشته است. «عدم احساس نیاز» به عنوان زیرمجموعه عامل نخست (سازمان) با توجه نظرات کارشناسان، از همه موارد اهمیت بیشتری داشت و همه مصاحبه شوندگان روی آن تأکید داشته اند. از نظر مصاحبه شوندگان، گرچه زیرساخت های فناوری همه سامانه مدیریت دانش نیست، ولی جزء جدایی ناپذیر آن است. از دید آنها با ابزارهای سنتی نمی توان دانش رو به تزاید را مدیریت کرد و باید از ابزارهای نوین و زیرساخت های فناوری، اعم از سخت افزاری و نرم افزاری استفاده کرد. برای رسیدن به مرحله کاربست دانش، نیاز به تغییرات جدی در نگاه و سیاست گذاری است که با آموزش کارکنان و مدیران می توان به این مهم دست یافت. نقش مشاوران و متخصصان که بدنه علمی و تخصصی سازمان هستند، برای مشاوره، توجیه و اقناع مدیران بسیار حائز اهمیت است.
۶.

شناسایی مؤلفه های مشترک در مدل های رفتار اطلاع یابی و بازیابی اطلاعات مشارکتی

تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۷۰
مقدمه: حوزه رفتار اطلاعاتی مشارکتی شامل دو جنبه مهم یعنی اطلاع یابی و بازیابی اطلاعات مشارکتی است که در آن مباحث گوناگونی مانند شناخت، ارزیابی و درک رفتار کاربران با نیاز های اطلاعاتی مشترک و چگونگی تقسیم وظایف، ارتباطات و عملکرد آنها در مواجه با منابع اطلاعاتی ، شیوه بازیابی و دستیابی به اطلاعات به ویژه در محیط وب مورد توجه قرار می گیرد. هدف: هدف پژوهش حاضر، شناسایی و ارزیابی مدل های مطرح در حوزه رفتار اطلاع یابی و بازیابی اطلاعات مشارکتی و معرفی عوامل و مؤلفه های به کار رفته در هر یک از این مدل ها است. روش شناسی: در این مطالعه مروری از روش کتابخانه ای برای جمع آوری اطلاعات استفاده شده است. چهار مرحله به کار گرفته شده در این پژوهش شامل (اجرای راهبُرد جستجو در پایگاه های اطلاعاتی، جمع آوری مقالات مرتبط و بررسی اولیه آنها بر اساس مدل طراحی شده، بررسی نهایی بر مبنای مدل ارزیابی شده در سایر مطالعات، گزینش مطالعات و تحلیل مقالات) می باشد. با گردآوری اولیه داده ها، جستجو و کاوش منابع و مقالات منتشر شده داخلی و خارجی در دو پایگاه ISI و Scopus انجام شده است.در مجموع374 مقاله از دو پایگاه جستجو و بازیابی شده و همگی مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها: شش مطالعه حاوی مدل رفتار اطلاعاتی، اطلاع یابی و یا بازیابی اطلاعات مشارکتی یافته و چهار مدل انتخاب شدند. نتایج حاصل از استخراج مؤلفه های هریک از مدل ها، حاکی از آن داشت که 6 عامل و زمینه اصلی مطالعات حوزه رفتار اطلاع یابی و بازیابی اطلاعاتی مشارکتی، شامل آگاهی مشارکتی، تقسیم کار، اشتراک دانش، حفظ دانش و ارزیابی اطلاعات بازیابی شده و کاربرد دانش مشارکتی به عنوان مؤلفه های اساسی مشترک در اکثر مدل ها در نظر گرفته شده اند مدل مفهومی حاصل از تعاملات مولفه های شناسایی شده در سایر مدل ها منطبق با نتایج این مطالعه ارائه شده است. نتیجه : علاوه بر تبیین مدل مفهومی رفتار اطلاع یابی و بازیابی اطلاعات مشارکتی، نتایج بیان داشت که عوامل مؤثری دیگری همچون ارتباط، تصمیم گیری تیمی و کاربرد اطلاعات نیز در کنار مؤلفه های مورد مطالعه در بسیاری از مطالعات مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته اند که حاکی از نیاز به تحقیقات وسیع تر به منظور کشف و بسط عوامل جدید و مؤثر بر حوزه اطلاع یابی و بازیابی اطلاعات مشارکتی دارند.
۷.

ارائه مدل مفهومی مدیریت دانش برای شرکت بیمه دانا

تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۶۶
مقدمه: مدیریت دانش یکی از راهبردهای مؤثر برای کسب مزیت رقابتی است. شرکت های بیمه از جمله سازمان های متکی بر سرمایه دانشی هستند که می توانند با پیاده سازی مدیریت دانش فرصت پیشرفت هر چه بیشتر را کسب نمایند. مدل های مدیریت دانش به عنوان الگو و نقشه راهی برای پیاده سازی موفق مدیریت دانش در سازمان ها محسوب می گردند. از این رو هدف اصلی پژوهش حاضر، ارائه مدل مفهومی مدیریت دانش برای سازمان های بیمه با مورد مطالعه شرکت بیمه دانا به عنوان یکی از شرکت های فعال در صنعت بیمه ایران است. روش شناسی: روش پژوهش کیفی و مبتنی بر رویکرد نظریه داده بنیاد است. ابزار جمع آوری داده های کیفی مصاحبه و روش نمونه گیری از نوع هدفمند با رویکرد نظری بود. در این پژوهش مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 12 نفر از مدیران شرکت بیمه دانا انجام شد. معیار تجزیه وتحلیل داده های کیفی مبتنی بر طرح سیستماتیک نظریه داده بنیاد بود. از این رو متن مصاحبه ها پس از پیاده سازی در سه مرحله و به روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته ها: در کدگذاری باز 331 کد شناسایی گردید. سپس کدگذاری محوری بر اساس الگوی پارادایمی صورت گرفت. بر این اساس، مدیریت دانش به عنوان مقوله ی محوری انتخاب شد. در نهایت کدگذاری انتخابی انجام شد که منجر به 61 کد محوری و 26 کد انتخابی گردید. نتیجه : مدل مفهومی مدیریت دانش برای شرکت بیمه دانا ترسیم گردید. در این مدل فرایندی، عوامل و شرایط مؤثر از جمله شرایط علّی، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر، راهبردها و پیامدها شناسایی گردید. مدل ارائه شده می تواند به عنوان نقشه راهی برای پیاده سازی دانش مدیریت دانش در شرکت بیمه دانا مورد استفاده قرار گیرد و بر اساس آن به تجزیه وتحلیل نقاط ضعف و قوت خود بپردازد.
۸.

مطالعه وضعیت تولیدات علمی در حوزه موضوعی «علم باز»

تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۵۲
مقدمه: علم باز یکی از مفاهیم کلیدی جامعه علمی است و هر نوع تغییر در ارتباط با آینده دانش علمی و انتشار آن را شامل می شود. به منظور ارائه نق شه جامع علمی حوزه موضوعی علم باز در دنیا، پژوهش حاضر درصدد است روند تکامل موضوعی و تاریخی این حوزه علمی، شبکه هم تألیفی و هم رخدادی واژگانی آن را بررسی نماید. روش شناسی: پژوهش از نوع کاربردی علم سنجی است که با رویکردی کمّی، با روش کتابخانه ای و بهره گیری از شاخص های علم سنجی، به بررسی وضعیت تولیدات علمی علم باز از ابتدا تا پایان سال 2019 پرداخته است. برای مصورسازی از نرم افزار وی.او. اس.ویور و گفی استفاده شده است.  یافته ها: تنوع حوزه های موضوعی در علم باز بسیار بود و اغلب مدارک علمی علم باز در حوزه علوم کامپیوتر و علوم اجتماعی نمایه شد ه اند. بررسی تاریخی موضوعی علم بازنشان داد دسترسی باز و داده های باز که جزء سه موضوع مورد توجه پژوهشگران این حوزه تا سال 2019 است، بر اساس شبکه هم واژگانی علم باز دارای رخداد های بالاتری نسبت به سایر مفاهیم بودند. آمریکا و انگلستان تأثیرگذارترین کشورها در حوزه علم باز بودند، در حالی که هیچ مدرکی از کشور ایران در اسکوپوس در حوزه علم باز نمایه نشده است. به علاوه، تحلیل شبکه هم نویسندگی پژوهشگران نشان داد نویسندگانی که دارای شبکه هم نویسندگی قوی تری هستند بر اساس تحلیل پایگاه اسکوپوس جزء نویسندگان پر تولید حوزه هم بودند. نتیجه : این حوزه میان رشته ای و تولیدات آن در طول سال های مورد بررسی روندی صعودی داشته است.
۹.

پیشنهاد مدل مفهومی برندسازی در کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی

تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۱۲۱
مقدمه: برندسازی به ایجاد ساختار ذهنی کاربر اشاره دارد که سبب می شود تا تصویر ذهنی متمایزی از کتابخانه در ذهن کاربر ایجاد شود. کتابخانه ها نیز می توانند با اتخاذ این رویکرد جایگاه خود را ارتقاء ببخشند. از این رو، هدف از این پژوهش ارائه مدل پیشنهادی برندسازی در کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی است. روش شناسی: این پژوهش از نوع کاربردی است و با رویکرد کیفی با استفاده از روش تحلیل اسنادی انجام شده است. است. بدین منظور به صورت هدفمند با جستجو در پایگاه های اطلاعاتی داخلی و خارجی که پوشش موضوعی بالایی در حوزه برندسازی و کتابخانه ها را داشتند، تعداد 33 پژوهش منتشر شده در حوزه برندسازی کتابخانه ها بازیابی و با استفاده از روش تحلیل اسنادی، بر اساس حوزه های فعالیت برندسازی آنها دسته بندی و مؤلفه های مؤثر در برندسازی کتابخانه ها شناسایی گردید و در نهایت بر اساس مدل مرسوم ارزش ویژه برند آکر  مفهوم سازی شده است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که کتابداران، ساختمان و تجهیزات، فناوری، و خدمات به عنوان مؤلفه های تعیین کننده و مهم برندسازی در کتابخانه ها به شمار می آیند نتیجه : : یافته های پژوهش نشان داد که بیشتر مدل های به کار گرفته شده در حوزه برندسازی تحت تأثیر مدل ارزش ویژه برند «آکر» است. از این رو، الگوی مفهومی پژوهش حاضر نیز بر پایه این مدل ارائه می گردد.
۱۰.

تأثیر ویژگی های مرتبط با فناوری اطلاعات و ارتباطات بر سواد اطلاعاتی در افراد مادرزاد دیجیتال

تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۸۱
مقدمه: برخی پژوهشگران افراد مادرزاد دیجیتال را دارای توانایی های طبیعی همپوشان با قابلیت های سواد اطلاعاتی دانسته اند. هدف از این پژوهش ارزیابی میزان تأثیر ویژگی های افراد مادرزاد دیجیتال (از قبیل مالکیت بر ابزار فناوری اطلاعات و ارتباطات (فاوا)، تجارب فاوا، اعتماد به نفس اینترنتی، و تعداد شرکت در دوره های فاوا) بر سطح سواد اطلاعاتی آنان بود. روش شناسی: جامعه آماری این پیمایش کاربردی، 2610 نفر از دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره) قزوین در مقاطع تحصیلات تکمیلی بود که 336 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند و 255 نفر به طور کامل در آزمون شرکت و پرسشنامه ای 75 گویه ای مربوط به متغیرهای تحقیق را تکمیل کردند. برای بررسی فرضیه های تحقیق از روش معادلات ساختاری و تحلیل مسیر در نرم افزارهای SPSS 22.0  و SmartPLS 3.0 استفاده شد. یافته ها: مالکیت بر/کاربرد ابزار فاوا به طور مستقیم و همچنین به صورت غیرمستقیم از طریق اعتمادبه نفس اینترنتی، بر سواد اطلاعاتی تأثیری معنا دار ندارد؛ ولی از طریق تجارب فاوا دارای تأثیر معنا داری بر سواد اطلاعاتی است. گذراندن دوره های فاوا به صورت مستقیم بر سواد اطلاعاتی تأثیر دارد؛ ولی از طریق تجارب فاوا و نیز از طریق اعتماد به نفس اینترنتی بر سواد اطلاعاتی تأثیری ندارد. تجارب فاوا از طریق اعتماد به نفس اینترنتی دارای تأثیر معنا داری بر سواد اطلاعاتی است و اعتمادبه نفس در استفاده از اینترنت به صورت مستقیم بر سواد اطلاعاتی تأثیر معنا دار دارد. نتیجه : نتایج حاصل از تحلیل داده ها، ضمن تأیید نسبی برخی از وجوه روابط متغیرهای مورد پژوهش، نشان داد که نمی توان ویژگی های افراد نسل مادرزاد دیجیتال را عامل ارتقای سواد اطلاعاتی آنان دانست. از این رو، لازم است برنامه های درسی با مباحث سواد اطلاعاتی به کمک افراد متخصص تلفیق و به این نسل آموزش داده شود.
۱۱.

بررسی میزان همخوانی انواع موجودیت های داده ای فرانمای تولید داده های ساختارمند با فهرست اصطلاحات نوع خاص منبع استاندارد مارک 21

تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۱۸
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف تبیین میزان همخوانی انواع موجودیت های داده ای فرانمای تولید داده های ساختارمند با بازنمایی آن ها در فهرست اصطلاحات نوع خاص منبع استاندارد مارک 21 انجام شد. روش شناسی: این پژوهش از نظر هدف، یک پژوهش کاربردی است که بر اساس روش تحلیل محتوا صورت گرفت و جامعه پژوهش را انواع موجودیت های داده ای فرانمای تولید داده های ساختارمند تشکیل می دادند. برای گردآوری داده ها، از ابزار سیاهه وارسی مبتنی بر فهرست اصطلاحات نوع خاص منبع مارک، برای بررسی میزان همخوانی با انواع موجودیت های داده ای فرانمای تولید داده های ساختارمند، و روش مشاهده طراحی شده استفاده شد که برای این منظور در ابتدا هر یک از موجودیت های آثار خلاقانه و سپس موجودیت های دیگر در فرانمای تولید داده های ساختارمند با اصطلاحات نوع خاص منبع در استاندارد «مارک» مورد تحلیل، و انواع موجودیت های داده ای مرتبط شناسایی و تعیین شدند. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان داد که 64 درصد از اصطلاحات نوع خاص منبع در مارک وجود دارد که در فرانمای تولید داده های ساختارمند هیچ نوع موجودیت داده ای معادل آنها تعریف نشده، و تنها 36 درصد اصطلاحات نوع خاص منبع مارک با فرانمای تولید داده های ساختارمند همخوان است. بدین معنی که برای 100 اصطلاح نوع خاص منبع مارک فقط 36 معادل در فرانمای تولید داده های ساختارمند وجود داشت. در این میان، 24 اصطلاح از اصطلاحات نوع خاص منبع مارک با موجودیت آثار خلاقانه در فرانمای تولید داده های ساختارمند همخوانی کامل و دقیق داشتند و 12 اصطلاح با سایر موجودیت های فرانما همخوان بودند. نتیجه : برای توصیف و سازماندهی اشیای دیجیتالی، به دلیل آنکه بیشتر موجودیت های داده ای موجود در وب، نسخه دیجیتالی شده اشیای محتوایی فیزیکی هستند، بنابراین ویژگی های هر دو نسخه باید مدنظر قرار گیرد. همچنین با توجه به اینکه فرانمای تولید داده های ساختارمند بخشی از موجودیت های داده ای بافت کتابشناختی را در نظر نگرفته، در نتیجه این فرانما چنان چه بخواهد نگاره دانش را تکمیل کند، باید برای توصیف تمام اصطلاحات نوع خاص منبع بافت میراث فرهنگی (از جمله بافت کتابشناختی) فرانمای مناسب و ویژه طراحی نماید. نیز توصیه می شود، اصلاحات و واژگان تخصصی سایر بخش های بافت میراث فرهنگی (بافت موزه و آرشیو) با موجودیت های داده ای فرانمای تولید داده های ساختارمند تطبیق داده شوند تا زمینه برای بازنمون کامل دانش در بافت میراث فرهنگی فراهم گردد.
۱۲.

بررسی مؤلفه های برنامه ریزی متناسب فعالیت های فرهنگی کتابخانه های عمومی و ارائه مدلی برای آن

تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۵۱
مقدمه: به کارگیری مدل برنامه ریزی، مدیران کتابخانه های عمومی را در تصمیم گیری های مربوط به فعالیت های فرهنگی یاری خواهد کرد. مقاله با هدف بررسی مؤلفه های برنامه ریزی متناسب با فعالیت های فرهنگی کتابخانه های عمومی ایران و ارائه مدلی برای آن نگاشته شده است. روش شناسی: روش پژوهش حاضر پیمایشی و از نوع کاربردی و ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته می باشد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون تحلیل عاملی در نرم افزار اس.پی.اس.اس، جهت تحلیل اکتشافی و نرم افزار آموس جهت تحلیل عاملی تائیدی استفاده شده است. برای تحلیل عاملی داده ها از روش تحلیل مؤلفه های اصلی با چرخش واریماکس استفاده گردید. یافته ها: تحلیل عاملی اکتشافی، 25 گویه پرسشنامه را در 3 عامل خلاصه نموده است. این سه عامل که در مجموع 65% از کل تغییرپذیری گویه ها را تبیین می نمایند عبارتند از: عامل اول یعنی بررسی دقیق وضعیت بیرونی کتابخانه های عمومی و تجزیه وتحلیل و شناخت دقیق آنها، عامل دوم یعنی بررسی منابع موجود و وضعیت داخلی کتابخانه های عمومی، و عامل سوم زیرساخت: تعیین زیرساخت ها براساس نیازها و منابع موجود و تأیید عملیاتی شدن آن. سپس با استفاده از تحلیل عاملی تائیدی، مدل رتبه بندی با ضرایب استاندارد ساخته شد. براساس نتایج این تحلیل، مدل برازش شده نسبتاً مناسب بود. نتیجه : ویژگی بارز و برجسته این مدل، جامعه محور بودن است. طبق این مدل قبل از برنامه ریزی توجه به پیشینه جمعیت و گروه های قومی کتابخانه، همچنین توجه به دیدگاه های فرهنگی، به همراه مشتری محوری یاری می نماید، تا برنامه ریزی کامل و متناسب فرهنگی طراحی گردد.کتابخانه های عمومی ایران می توانند با بهره گیری از مؤلفه ها و عوامل این مدل در تصمیم گیری ها ، فعالیت های فرهنگی را با اطمینان خاطر بیشتری برنامه ریزی نمایند.
۱۳.

شناسایی و تحلیل راهبرد ی عوامل و موانع کاربست مهارت ها یارتباطی در بین کتابداران کتابخانه های عمومی استان خوزستان

تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۹
مقدمه: کتابداران کتابخانه های عمومی درصددند تا اطلاعات گوناگون را به طور مفید و مؤثر به طیف عظیمی از مردم ارائه دهند. به دلیل لزوم ارتباط میان کتابداران با انبوه اعضای بالقوه و بالفعل، پرداختن به مسئله مهارت های ارتباطی بیش ازپیش اهمیت پیدا می کند. لذا هدف پژوهش حاضر تحلیل راهبردی عوامل و موانع مؤثر در به کارگیری مهارت های ارتباطی مدیران و کتابداران کتابخانه های عمومی استان خوزستان می باشد. روش شناسی: این پژوهش به لحاظ هدف از نوع کاربردی و به لحاظ ماهیت و نحوه گردآوری اطلاعات از نوع توصیفی و پیمایشی است که با کاربرد مدل SWOT به انجام رسیده است. جامعه پژوهش شامل تمامی مدیران و کتابداران کتابخانه های عمومی استان خوزستان به تعداد 381 نفر است که پس از توزیع پرسش نامه، تعداد 277 مورد عودت داده شد. ابزار مورد استفاده، پرسش نامه محقق ساخته ای است که با مطالعه پیشینه و ادبیات موضوع طراحی شده است. برای تحلیل یافته ها از روش های مختلف آمار توصیفی استفاده شده است. یافته ها: این پژوهش نتایجی را در 7 بعد از عوامل درونی شامل پذیرش و اعتماد، ارتباطات غیرکلامی و زبان بدن، ویژگی های شغلی، صداقت، همدلی و همدردی، کمیت و کیفیت ارتباط، شکایت و خشم، تلاش های فردی، به عنوان نقاط قوت و ضعف کاربست مهارت های ارتباطی؛ و 5 بعد از عوامل بیرونی شامل اجتماع و محیط، نگرش های مدیریتی، آموزش و نظام ارتقاء، به عنوان فرصت ها و تهدیدهای کاربست مهارت های ارتباطی که کتابداران برای کاربست مهارت های ارتباطی با آن مواجه هستند ارائه می دهد. از مجموع 36 مؤلفه ای که در 7 بُعد از عوامل درونی، به عنوان نقاط قوت و ضعف، مورد بررسی قرار گرفت، 6 نقطه قوت و 8 نقطه ضعف مشاهده، و 22 عامل باقی مانده در وضعیت متوسط قرار داشتند که میانگین 986/2 به دست می آید. همچنین از 21 عامل مورد بررسی در 5 بعد از عوامل بیرونی، با 2 فرصت مواجه، و با 15 تهدید روبه رو هستند و 4 عامل دیگر نیز وضعیت متوسطی را دارا هستند و میانگین 296/2 برای عوامل بیرونی به دست آمد. نتیجه : نتایج نشان می دهد که وضعیت مهارت های ارتباطی در میان مدیران و کتابداران کتابخانه های عمومی استان خوزستان در وضعیت «نسبتاً مطلوبی» قرار دارد. لذا شایسته است تا با استفاده از نقاط قوت، نقاط ضعف پوشش داده شود و با بهره گیری از فرصت ها، بر تهدیدها غلبه نمود. در این راستا، لذا مدیران و برنامه ریزان کتابخانه های عمومی باید با برگزاری دوره های آموزشیِ حضوری و مجازی، تدوین برنامه های آموزشی مستمر، تنظیم نظام نامه ارتقاء بر اساس مهارت های ارتباطی، در کنار اقناع سازی کتابداران با بهبود وضعیت حقوق و مزایا، درصدد افزایش مهارت های ارتباطی آن ها برآیند تا در ادامه بتوان شاهد رشد کمیت و کیفیت خدمات کتابخانه های عمومی باشیم.
۱۴.

هیجان ها و نظریه های هیجان در بازیابی اطلاعات: شناخت نقش ها و کاربردها

تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۸۳
مقدمه : هیجان ها همان طور که هر فعالیت و رفتار انسانی در زندگی روزمره را تحت تأثیر قرار می دهند، در فرایند بازیابی اطلاعات نیز تأثیر و اهمیت ویژه ای دارند؛ مسئله ای که در حوزه بازیابی اطلاعات توجه اندکی به آن صورت گرفته است. از این رو، نوشتار حاضر درصدد است تا نقش و کاربرد هیجان و نظریه های هیجان را در بازیابی اطلاعات تشریح نماید. روش شناسی: مطالعه حاضر با رویکرد کتابخانه ه ای نوشته شده است. اطلاعات لازم با استفاده از بررسی و مطالعه منابع اطلاعاتی چاپی و الکترونیکی موجود در کتابخانه ها، اینترنت و پایگاه های اطلاعاتی فارسی و انگلیسی گردآوری شد. یافته ها: هیجان ها جزء جدایی ناپذیر تمام فعالیت های انسانی از جمله فعالیت های بازیابی اطلاعات شامل رفتار های اطلاعاتی، جستجوی اطلاعات و نظایر آن و تعامل انسان با رایانه هستند. هیجان ها در بازیابی انواع منابع متنی، صوتی و تصویری نقش ویژه ای دارند. هیجان های مثبت، رفتار موفقیت آمیز را تسهیل کرده و هیجان های منفی، مانع عملکرد مناسب فرد می شوند. نتیجه : شناخت هیجان ها در مراحل مختلف بازیابی اطلاعات و بهره گیری از نظریه های هیجان به منظور شناخت علل ایجاد هیجان ها، عوامل اثرگذار بر آن ها و نظایر آن، گامی مهم در کنترل هیجان ها و افزایش ایجاد هیجان های مثبت در فرایند بازیابی اطلاعات موفقیت آمیز خواهد بود. همچنین طراحان نظام های اطلاعاتی و کتابداران را در ارائه خدمات مطلوب تر و کارپسندتر به کاربران یاری خواهد کرد.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۲۲