زبان و ادبیات فارسی (دوفصلنامه دانشکده ادبیات و علوم انسانی خوارزمی)

زبان و ادبیات فارسی (دوفصلنامه دانشکده ادبیات و علوم انسانی خوارزمی)

زبان و ادبیات فارسی (دانشگاه خوارزمی) سال بیست و هفتم پاییز و زمستان 1398 شماره 32 (پیاپی 87)

مقالات

۱.

بررسی فرآیند خلق معنای واقعیت در زبان نثر رئال-ناتورال چوبک با تکیه بر داستان «چرا دریا طوفانی شده بود»

نویسنده:
تعداد بازدید : ۴۲۲ تعداد دانلود : ۱۵۰
یکی از شیوه های نثر نویسی در روزگار معاصر به انعکاس امر واقع بیرونی در جهان داستان معطوف است. این شیوه، به شکلی گسترده، در آثار نویسندگان رئال و ناتورال ایران نمود یافته است. صادق چوبک یکی از نویسندگان برجسته معاصر است که به جهت ارائه واقعیت از نوعی دیگر، به مدد زبان ویژه نثر خود، به وجهی از امکانات زبان هنری دست یافته است که او را هم در سبک شخصی و هم در مکتب رئال ناتورال، از سر آمدان نحله داستان نویسی ایران کرده است. هدف پژوهش پیش رو، واکاوی فرآیند خلق معنای واقعیت است که به استفاده چوبک از هنر سازه هایی در دو محور هم نشینی و جانشینی برای رسیدن به ارائه موفقِ واقعیتی زبان بنیاد، فارغ از دخالت خود محورانه سوژه، انجامیده است. نگارنده در پژوهش حاضر، با شیوه تحلیلی انتقادی و استفاده از نظریه های مرتبط منتقدان این حوزه، نثر رئال ناتورال چوبک و جنبه های آن را بررسی و نقد کرده و در پی برجسته ترکردن جوانبی از زبان چوبک بوده است که فراتر از بررسی های معمول ناتورالیستی، با بخشیدن حیثیتی هنری به نثر او، به ترازی از داستان نویسی نائل می شود که راه را برای تحلیل های نوپدید در حوزه نقد زبان نثر، بر منتقدان این نحله هموار می کند؛ زیرا نثر چوبک از نوع نثرهای پیش پاافتاده که داستانی واقعی را نقل می کنند و زبانی ارجاعی دارند نیست، بلکه نثری هنری است.
۲.

قوت القلوب، ملتقای دو گفتمان دانشمندی و بینشمندی

تعداد بازدید : ۳۷۶ تعداد دانلود : ۱۴۶
قوت القلوب فی معامله المحبوب و وصف طریق المرید الی مقام التوحید ، اثر ابوطالب مکی، متن سازمانی و متمکنی است که در تثبیت و تخلید گفتمان تصوف بسیار مؤثر بوده است؛ زیرا جریان فربه تصوف در اواخر سده دوم در بستر دین مفصل بندی شد و از میان گفتمان های معارضی چون فقاهت و کلام و فلسفه گذشت. این جریان در دوره ای تکوین یافته که عقل گرایی افراطی، جدال های فقهی، مناقشات فلسفی و نزاع های سیاسی و اجتماعی بر کل جامعه اسلامی سایه افکنده بود. ایده پردازان تصوف، با بررسی و شناخت خلأها و دال های تهی، رهیافت های حاکم بر جامعه را به مدد منطق تفاوت گفتمانیِ گزاره های غایب و مهجور برجسته کردند و با استمداد از شیوه تأویل، گزاره های گفتمانی خود را پربار ساختند و کم کم توانستند گفتمان تصوف را منسجم کنند و غالب این اهتمام، به صورت عینی، تا حدودی در کتاب قوت القلوب ، که آن را ملتقای دو گفتمان دانشمندی و بینشمندی می دانیم، تبلور یافته است. برای تحصیل این مهم، از روش و الگوی تحلیل گفتمانی جفت گفتمان ساز لاکلاو و موفه بهره جستیم و نشان دادیم که ابوطالب مکی چگونه توانسته گزاره های غایب، مهجور و تهی شده فقه را با استفاده از شیوه تأویل ترمیم کند.
۳.

تحلیل ساختاری ترکیبات وصفی و اضافی نو در غزلیات شمس

تعداد بازدید : ۱۰۱۶ تعداد دانلود : ۱۲۶
ترکیبات باهم آیند در زبان شناسی به زنجیره ای از واژه ها گفته می شود که با یکدیگر هم نشین می شوند و یک سازه معنایی تشکیل می دهند؛ مانند ترکیبات وصفی و اضافی. نوآوری در این حوزه یکی از وظایف اصلی شعر خلاق و ماندگار است . غزلیات شمس یکی از آثار برجسته ادب فارسی است که ترکیب سازی از مشخصه های بارز سبکی آن محسوب می شود. مولانا برای بیان اندیشه والا و عرفانی خود به آفرینش صدها سازه نو زبانی پرداخته و از انواع هنجارگریزی بهره گرفته است تا تنگنای موجود واژگان را وسعت بخشد یا از آوردن واژه ها و ترکیبات تکراری بپرهیزد. در میان آثار او، غزلیات شمس نمونه ای تمام عیار از جوشش اندیشه محسوب می شود. در بافت غزل های او صدها ترکیب وصفی نو مانند «اندیشه کژمژ»، «خیال بادشکل»، «بهانه های زرین» و ترکیبات اضافی نو چون «اوباش خیالات»، «جهان رنگ و بو»، «تره زار دل» یافت می شود که به بررسی و تحلیل نیاز دارد. نوآوری های مولانا به ترکیبات وصفی و اضافی محدود نمی شود و گونه های مختلف سازه های نو در قالب اشتقاقات و ترکیبات اسمی، صفتی، قیدی و فعلی نو در غزلیات او یافت می شود، اما در این جستار صرفاً به بررسی و تحلیل این نوع از نوآوری های او پرداخته شده است. یافته ها نشان می دهد مولانا با استفاده از این ترکیبات کنایه ها و استعاره های نو و بدیعی در زبان فارسی خلق کرده و علاوه بر توانمندسازی زبان با پرهیز از کاربرد ترکیبات و واژه های تکراری بر جاذبه های آن افزوده و اندیشه های بیان نشدنی خود را در قالب زبان به تصویر کشده است.
۴.

بررسی و تحلیل کنش ها و ویژگی های قهرمان پهلوان در داستان های قهرمانی عامه فارسی و مقایسه آن با شاهنامه

تعداد بازدید : ۶۵۶ تعداد دانلود : ۲۶۳
قهرمان گرایی یکی از موضوعات اساسی در داستان های عامه منثور فارسی است. قهرمان پهلوان در این داستان ها از نظر کنش، الگو و عملکرد، ویژگی هایی دارد که عموماً متعلق به باورهای اسطوره ای و سنت های قهرمانی پیش و پس از اسلام در ایران است. عوامل تاریخی و اجتماعی زیادی را می توان در نگاه داشت و انتقال این سنت ها و باور ها مؤثر دانست که وجود شاهنامه فردوسی یکی از مهم ترین آنهاست. به گونه ای که در اغلب موارد می توان کنش ها و ویژگی های پهلوان در شاهنامه را پروتوتایپ یا نمونه نخستین قهرمان پهلوان ادب عامه دانست. در این پژوهش، با بررسی چهار اثر منثور قهرمانی از ادب عامه فارسی ( سمک عیار ، حسین کرد ، قصه حمزه ، امیرارسلان ) که هر یک متعلق به دوره ای خاص هستند و زمینه غالب در هر کدام قهرمانی است، به شناسایی برخی از ویژگی های جسمانی، اخلاقی و کنش های رزمی، سیاسی و اجتماعی قهرمان پهلوان و مقایسه آن با شاهنامه پرداخته ایم. نتایج به دست آمده از این تحقیق به این قرار است: با وجود شکل گیری آثار مزبور در سده های تاریخی، قهرمان پهلوان بسیاری از ویژگی های اسطوره ای و حماسی پهلوان شاهنامه را در خود حفظ کرده است. برخی از این کنش ها و ویژگی ها کاملاً با نمونه های اسطوره ای و حماسی شاهنامه مطابقت دارد و راویان و نویسندگان سعی در هم سان سازی قهرمان پهلوان ادب عامه با شاهنامه داشته اند. در مواردی نیز با وجود شباهت، تفاوت هایی میان این کنش ها و ویژگی ها دیده می شود. تفاوت ها اغلب در اخلاق و برخی از کنش های سیاسی و اجتماعی قهرمان پهلوان بوده است که حاصل موقعیت فکری و فرهنگی دوران پدیدآمدن آثار ادب عامه و تغییر و تحولات نظام عیاری است. بیشترین شباهت ها نیز در ویژگی های ظاهری، قدرت جنگاوری، نوع تولد، تربیت، مراحل رشد و سال های آرمانی قهرمان پهلوان دیده می شود.
۵.

تشبیه های تلمیحی در سروده های شفیعی کدکنی (م. سرشک)

تعداد بازدید : ۳۱۰ تعداد دانلود : ۱۸۲
تلمیح و تشبیه دو مقوله بلاغی ا ند که اندیشمندان علوم بلاغی از دیرباز در دو حوزه بدیع و بیان به آنها پرداخته اند. برخی شاعران ایرانی با استفاده از ظرفیت های زبان فارسی، با تلفیق این دو مقوله گونه بلاغی تازه ای پدید آورده اند که در این پژوهش با نام تشبیه های تلمیحی از آنها یاد می شود. موضوع پژوهش حاضر، بررسی این گونه بلاغی در سروده های دهه چهل و برخی از سروده های اوایل دهه پنجاه شفیعی کدکنی است. برای این کار، آیینه ای برای صداها شامل مجموعه های شعری زمزمه ها ، شب خوانی ، از زبان برگ ، در کوچه باغ های نشابور ، مثل درخت در شب باران ، از بودن و سرودن ، و بوی جوی مولیان ، بررسی شده است. هدف این پژوهش شناساندن ویژگی های این گونه بلاغی چون آشنایی زدایی، برجسته سازی، ایجاز، ترجمه ناپذیری، داشتن زمینه روایی و اختصاص آن به زبان فارسی است که برای اولی بار در ادب پارسی انجام می گیرد. شناخت رابطه مضمونی این تشبیه ها با موضوعات شعری شفیعی کدکنی و میزان توانمندی او در به کارگیری و نوع تلمیحات به کار رفته، از اهداف دیگر این پژوهش است که به روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از شیوه تحلیل محتوا بررسی شده اند. قرار دادن شخصیت های اساطیری، دینی، عرفانی، علمی و غنایی در جایگاه مشبّه به در این تشبیه ها، آگاهی شاعر از این مقولات و تسلط او در این زمینه را نشان می دهد. همین مسئله بسامد این تشبیه ها در سروده های شاعر، نوآوری های او در این بخش و تناسب معنایی مضمونی سروده ها با این گونه بلاغی را توجیه می کند.
۶.

زبان دو انگاره زیبایی شناختی هم سان: تصوف و سوررئالیسم

تعداد بازدید : ۲۶۱ تعداد دانلود : ۲۳۱
انگاره هایی در تاریخ فرهنگ و تمدن بشر هست که با وجود زمینه و زمانه فرهنگی و تاریخی بسیار متفاوت، شباهت ها و قدرمشترک های انکارناپذیری میان آنها می توان یافت. از جمله، دو انگاره زیبایی شناسی هنری تصوف و سوررئالیسم که از لحاظ زمینه و زمانه فرهنگی و تاریخی ظهور، سخت با هم متفاوت اند و در نگاه نخست، یافتن قدرمشترکی میان این دو کاری شگفت انگیز و صعب شمرده می شود. مسئله اصلی ما در این جستار آن است که میان این دو انگاره زیبایی شناختی، شباهت های انکارناپذیری وجود دارد. در پژوهش حاضر، با روش تحلیلی توصیفی و رویکرد ادبیات تطبیقی، به ویژه از منظر دبستان آمریکایی که غایتش مطالعه ادبیات در ورای مرزهای سرزمین معینی و پژوهش در روابط میان ادبیات و دیگر حوزه های معرفتی از قبیل هنر و تاریخ و فلسفه است وجوه اشتراک چندی میان زبان این دو جنبش یافتیم، از جمله اینکه هر دو از عصیان و تخیل ابتکاری و نمادگرایی و رؤیا و ذهن ناخودآگاه و عشق و شطح یا نگارش خودکار و جذبه و جنون بهره می جویند و انسان ها را به سوی آنچه برتر و ژرف تر است هدایت می کنند.
۷.

واکاوی مؤلفه های هوش معنوی در ادب عرفانی با تکیه بر مثنوی مولانا

تعداد بازدید : ۲۹۱ تعداد دانلود : ۱۰۸
ادبیات قلمرو های وسیعی را دربرمی گیرد که شامل موضوعات گوناگونی است؛ با دانش های متعددی در ارتباط است و روش های مختلفی را نیز برای بررسی و مطالعه آن می توان به کار گرفت. به عبارت دیگر، بسیاری از مسائل ادبی «چندتباری» هستند و در علوم مختلف ریشه دوانده اند؛ از جمله روان شناسی. مفهوم هوش معنوی، با موضوعاتی از معانی یا ارزش ها در پیوند است که به موجب آن جایگاه هوش در زندگی ما در بافت و زمینه ای غنی تر از معانی قرار می گیرد. هرچند اصطلاح هوش معنوی از دستاوردهای حوزه عرفان نیست و در روان شناسی محل بحث و بررسی است، اما این به معنای متروک ماندن موضوع در آثار عرفانی ما نیست. اگر منصفانه بنگریم، مباحث مربوط به هوش معنوی و معادل های آن به صورت بسیار وسیع و پربار در ادب عرفانی ما بیان شده است. شاخصه معنویت و مذهب به ویژه هوش معنوی در عرصه شعر عرفانی در ادبیات فارسی و شعر مولانا از اهمیت ویژه ای برخوردار است. مقاله حاضر که به روش توصیفی تحلیلی و بر مبنای داده ها ی کتابخانه ای صورت گرفته است، نشان می دهد که ایمان، صلح ، نوع دوستی و کاربرد صحیح آن در زندگی و سازگاری با ناملایمات دنیای واقعی از شاخصه های اصلی هوش معنوی در مثنوی مولاناست.
۸.

روزگار دوزخی آقای ایاز از منظر زیبایی شناسی انتقادی مکتب فرانکفورت

تعداد بازدید : ۸۹۸ تعداد دانلود : ۲۶۳
رضا براهنی، نویسنده معاصر، در قالب رمان روزگار دوزخی آقای ایاز ، به نقد ساختار اجتماعی و سیاسی جامعه روزگار خود پرداخته است. با توجه به اینکه تلقی نظریه زیبایی شناسی انتقادی مکتب فرانکفورت از هنر و مشخصاً ادبیات، عدم تأیید وضع موجود است و ادبیات را ابزاری جهت اصلاح تضادهای درونی جامعه می داند، کوشیده ایم اثر پیش گفته را با توجه به نظریات هربرت مارکوزه و تئودور آدورنو مطالعه کنیم و نشان دهیم که براهنی با برشمردن معضلات جامعه، نظم موجود را به پرسش کشیده است. مهم ترین مؤلفه این نظریه این است که هنرِ خودآیین و انقلابی، به دلیل فاصله ای که از واقعیت موجود می یابد، قدرت انتقاد از واقعیات اجتماعی را به بهترین شکل از طریق صورت و محتوا نشان می دهد. دستاورد پژوهش ناظر بر این است که روزگار دوزخی آقای ایاز از نظر صورت و محتوا انقلابی و خودآیین است . محتوای این اثر کل تاریخ حاکمیت های ایرانی را تا آن روزگار هدف بازخواست و انتقاد قرار داده است. براهنی ریشه همه مشکلات را استبداد حاکمان و تأیید و سکوت بسیاری از مردم می داند. از نظر صورت، این داستان جزء اولین آثاری است که به استقبال نظریه های جدید رفته و در قالب مدرن نوشته شده است.
۹.

بررسی معنی شناختی تخلص «حافظ» به مثابه استعاره مرکزی

تعداد بازدید : ۳۰۸ تعداد دانلود : ۱۴۳
یکی از عناصر شعر و غزل فارسی تخلص است که علاوه بر نشان دارکردن شعر به نام شاعر، گاه به معنای دیگری نیز ایهام دارد. تخلص در شعر شاعرانی مثل حافظ که منظومه فکری خاص و منسجمی دارند به صورت استعاره ای اصلی یا مرکزی در تعیین دستگاه فکری آنها دخالت دارد. در این مقاله، تخلص حافظ از منظر مؤلفه های معنی شناختی، چون تقابل و ترادف با واژگان خاص و کلیدی شعر حافظ ، که برآمده از حساسیت های فکری و زیستی او بوده است ، در متن شعر واکاوی شد. از نتایج تحقیق برمی آید که نام شعری او نیز به شکلی پر تحرک و شناور تحت تأثیر زبان و افکار او قرار دارد و به کمک ظرفیت های معنی آفرینی برخی واژه ها در خدمت انتقال ساختار اندیشه و نظام معنایی اشعار او است و تخلص حافظ استعاره مرکزی غزلیات اوست.
۱۰.

گونه های طرح و گسترش تلمیح در محور عمودی نوغزل های سیمین بهبهانی

تعداد بازدید : ۲۱۷ تعداد دانلود : ۲۰۹
سیمین بهبهانی یکی از شاعران مبتکر و اثرگذار معاصر است. در نوغزل های او، بسامد و تنوع تلمیح ها چندان است که می توان تلمیح را از برجسته ترین ویژگی های سبک شاعری او دانست. درک درست ظرفیت های معنایی و ظرافت های ساختاری سخنی که بن مایه تلمیحی دارد، به آشنایی با معنای تلمیح ازیک سو و شناخت ساخت و شیوه های بهره گیری از تلمیح، ازدیگرسو، وابسته است. بررسی شگردهای عمق بخشی و توسع فکری، معنایی و فرهنگی تلمیح در شناخت و درک بهتر ظرافت ها و تمهیدات معنایی و ساختاری نوغزل های سیمین بهبهانی و نقش این عوامل در ایجاد التذاذ ادبی، اهمیت و ضرورت دارد. در این مقاله برآنیم که نشان دهیم سیمین بهبهانی در نوغزل های خود تلمیح را به چه شیوه ها و در چه گونه هایی در محور عمودی خیال آورده و گسترش داده است. نتایج نشان می دهد که تلمیح ها در شعر سیمین بهبهانی الگوها و ساخت های متنوعی دارند که از مفردات و ترکیبات واژگانی تا تلمیح های گسترده و منتشرشده در سراسر محور عمودی خیال در نوسان اند. در نوغزل های سیمین بهبهانی، تلمیح در محور عمودی، به گونه هایی همچون تلمیحات موازی، تلمیحات تلفیقی، تلمیحات مقایسه ای، مُلَمَّح، تلمیح ساختاری، تلمیح مناظره ای یا مناظره تلمیحی، تلمیح حلولی و جز آن جلوه کرده است که برخی از این شیوه ها، به ویژه در محور عمودی خیال، کم سابقه یا بی سابقه اند.
۱۱.

متناقض نمایی در شعر حزین لاهیجی

تعداد بازدید : ۲۰۵ تعداد دانلود : ۱۲۰
متناقض نمایی یکی از شگردهای ادبی پرکاربرد در شعر شاعران عصر صفوی است. حزین لاهیجی، همچون بسیاری از شاعران این دوره، در جست وجو و عرضه «معنی بیگانه» از این ترفند هنری بهره می  برد. در این جستار، با روش تحلیلی توصیفی و رویکردی فرمالیستی، متناقض نمایی را در دیوان حزین لاهیجی کاویده و نشان داده ایم شاعر به قصد آشنایی  زدایی و آفریدن مضامین تازه و نکته سنجی  های دقیق و باریک  اندیشانه  و نیز برای بیان مفاهیم عارفانه، عاشقانه، اندیشه های قلندرانه و مباحث اخلاقی اجتماعی، از این صنعت ادبی استفاده می  کند. همین طور، مضامین متناقض نما و انواع متناقض نما را اعم از لفظی و معنوی، ترکیبات وصفی و اضافی، ویژگی های متناقض نما و کارکردهای آن را در دیوان کاویدیم و در پایان به این نتیجه رسیدیم که «حس آمیزی» به مثابه گونه ای متناقض نما در شعر حزین درخور توجه است.
۱۲.

نقش ارتباط های غیرکلامی شعر اخوان ثالث در القای اندیشه یأس و ناامیدی

تعداد بازدید : ۳۱۹ تعداد دانلود : ۱۸۸
برقراری ارتباط شامل تمام راه هایی است که بشر برای تأثیرگذاری بر دیگران به کار می بندد، این عمل نه تنها شامل سخن گفتن یا نوشتن، بلکه شامل تمام رفتارهای انسان در حالت های مختلف می شود، بنابراین، دو دسته از نشانه های ارتباطی وجود دارد که بشر در برقراری ارتباط از آنها استفاده می کند: نشانه های کلامی و نشانه های غیرکلامی. در علم ارتباطات به چگونگی تأثیرگذاری نشانه های غیرکلامی در انتقال پیام توجه ویژه شده است. تحقیقات نشان داده است بخش بزرگی از پیام ها از طریق نشانه های غیر کلامی به دیگران منتقل می شود. در شعر نیز هنرمند از نشانه های کلامی و غیرکلامی بهره می برد تا در ارتباط با مخاطب تأثیرگذارتر باشد، اما اغلب در تحلیل شعر تمرکز بر نشانه های کلامی است. مهدی اخوان ثالث یکی از شاخص ترین شاعران روایی معاصر است که ویژگی خاص روایی شعرش بستری مناسب برای استفاده از نشانه های غیرکلامی فراهم می آورد. در این پژوهش به چگونگی استفاده اخوان ثالث از نشانه های ارتباط غیر کلامی در شعر در جهت پاسخ به این پرسش ها پرداخته شده است: اخوان ثالث در تصاویر شعری اش از کدام نشانه های ارتباط غیرکلامی استفاده کرده است؟ نشانه های ارتباط غیرکلامی در شعر اخوان ثالث چه معانی ای را به مخاطب القا می کنند؟ آیا بین نشانه های ارتباط غیرکلامی و اندیشه غالب اخوان ثالث در شعرش ارتباط معناداری وجود دارد؟ این پژوهش نشان داد اخوان ثالث در شعرش برخی از مفاهیم و پیام ها را با تصویرکردن نشانه های غیر کلامی مربوط به چشم، دست، پا، سر و گردن، لب و دهان و... منتقل کرده است. بسامد استفاده از این نشانه ها در شعرهایی که ویژگی داستانی و روایی دارند بیشتر است. پیام های منتقل شده از این نشانه ها اغلب حزن، اندوه، ترس، نگرانی، اضطراب، عدم اطمینان و ناامیدی است. بسامد بالای لبخندهای دروغین و استفاده مکرر از پیام های آوایی آه و سکوت نشان می دهد تزویرها، دورویی ها و ناراستی ها فضای فکری اخوان ثالث را، در بیشتر شعرهایش، آکنده از اندوه و ناامیدی کرده اند. استفاده از این نشانه ها به شاعر این امتیاز را داده است که به جای توضیح و تفسیر یک احساس یا تلاش برای انتقال یک پیام، در کلامی موجز، شعری پویا و تأثیرگذار به مخاطبان ارائه دهد.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۴۸