مطالب مرتبط با کلید واژه " وجود خاص "


۱.

ماهیت از دیدگاه ابن سینا

کلید واژه ها: وجود واجب الوجود ماهیت امکان حقیقت ذات هویت ذاتی مفهوم مصداق ذاتی عرضی وجود خاص لابشرط بشرط لا بشرط شیء شیء طبیعی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات مکتب های فلسفی فلسفه مشاء
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی هستی شناسی مباحث وجود
تعداد بازدید : ۲۷۲۹ تعداد دانلود : ۸۹۸
«ماهیّت» و وجود به عنوان دو مفهوم اساسی در جای جای متون فلسفة اسلامی به صورت متقابل، به کار می روند. در مقالة حاضر کوشیده ایم تا از دیدگاهی تحلیلی و با تأکید بر آراء ابن سینا، پاره ای از احکام ماهیّت را بررسی کنیم. دربارة ماهیّت، سه گونه حکم می توان داشت: یکی از آنها به صورت حمل اوّلی ذاتی است، و دو دیگر از نوع حمل شایع صناعی. در نخستین حکم، به بیان و تعریف مفهوم « ماهیّت » و اینکه از لفظ «ماهیّت» چه چیزی فهمیده می شود و اجزاء مفهومی آن چیستند، می پردازیم و در دومین و سومین حکم، مفهوم ماهیّت از دو جهت متفاوت مورد نظر قرار می گیرد: یکی اینکه این مفهوم- به عنوان موجودی از موجودات ذهنی و عقلی-مصداق کدامیک از مفاهیم معقول بشری واقع می شود و دیگر اینکه مصادیق این مفهوم- که آنها نیز از موجودات ذهنی و عقلی هستند- از حیثیّات گوناگون چه احکام ویژه ای دارند. امّا دربارة قسم اوّل از دو گونه حکم اخیر باید گفت که همانگونه که حکمای متأخر به درستی بیان کردند، مفهوم ماهیت یکی از مصادیق معقولات ثانیه است که البته موطنی جز ذهن بشری ندارد؛ لیکن از آن رو که در آثار معروف ابن سینا- تا آنجا که نگارنده تحقیق کرده است- سخن صریحی در این زمینه دیده نمی شود، در این مقاله پس از بیان معنی و مفهوم «ماهیّت»، به بررسی احکام «مفاهیم ماهوی»- مانند مفاهیم «انسان» و «سنگ» «درخت» که مصادیق مفهوم ماهیت هستند- از دیدگاه شیخ الرئیس خواهیم پرداخت.
۲.

وجودشناسی از دیدگاه دوانی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۶۱۱ تعداد دانلود : ۳۰۳
جلال الدین محمدبن اسعد دوانی (908-830) یکی از برجسته ترین متفکران اسلامی مکتب شیراز است که پرداختن به اندیشه های او می تواند کمک زیادی در شناخت بیشتر این مکتب و تاثیر آن بر فلسفه اسلامی داشته باشد. بی شک مهم ترین اندیشه های محقق دوانی را می توان در نظریات وجودشناسی جستجو کرد. وی در این خصوص با دو رویکرد به بحث می پردازد: 1. اساس دیدگاه وحدت وجودی (ذوق تاله)، وجود را منحصر در ذات خداوند دانسته، آن را حقیقت وجود و وجود خاص معرفی می کند و معتقد است سایر موجودات تنها در پرتو انتساب به آن وجود خاص موجود می شوند. بر این اساس اشتراک موجودات را اشتراک نسبی می داند یعنی اشتراک در وجود از جهت نسبتی که با وجود دارند. در وجود ذهنی معتقد است صورت علمی غیر از حقیقت است و در علیت، معلول را شان و تجلی علت می خواند؛ 2. در خصوص موجودات خارجی (با نگاه استقلالی)، با بنا نهادن فلسفه اش بر موجودات ممکن، موجود خارجی را شی متشخص دانسته که نمی توان در آن وجود را از ماهیت متمایز کرد لذا قاعده فرعیه را در خصوص رابطه وجود و ماهیت جاری نمی داند و معتقد است مجعول بالذات ماهیت موجوده است چرا که هر چه به عنوان مجعول، لحاظ شود ماهیتی از ماهیات است. این مقاله درصدد است نقش وحدت وجود در اندیشه های وجودشناسی دوانی را ارزیابی کند، از این رو به بیان مباحث مربوط به وجود و ماهیت، جعل، وجود ذهنی و علیت می پردازد
۳.

بررسی تطبیقی معنای وجود از دیدگاه ابن سینا و توماس آکوئینی

کلید واژه ها: وجود موجود وجود عام وجود خاص فعلیت وجود

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه تطبیقی
  2. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی قرون وسطی قرون وسطی میانه (قرون 12 و 13)
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلاسفه اسلامی
  4. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی هستی شناسی
تعداد بازدید : ۵۶۸ تعداد دانلود : ۲۹۱
وجود نخستین اصل شناخت و به طریق اولی، موضوع مابعدالطبیعه است. ابن سینا به تبع ارسطو در وجودشناسی از «موجود» استفاده می کند. وجود برای ابن سینا برخلاف ارسطو، از مقولات و عرض نیست و اطلاقات گوناگون دارد و به پنج معنا بکار می رود: وجود خاص، وجودعام، «فعل وجود دادن»، «فعل بودن» و وجود رابط. توماس آکوئینی از واژه esse)) برای «وجود» بهره می گیرد و در کتاب های مختلف خود معانی برای آن می آورد که می توان آن ها را در هفت مورد جمع نمود: «فعل محض وجود»، «فعلیتِ وجود»، رابط قضایا، وجود به معنای ماهیت، وجود به معنای مقولات، وجود بالعرض و ذاتی و وجود بالقوه و بالفعل. وجود در معانی «فعل بودن» در ابن سینا با معنای «فعلیتِ بودن» در توماس با هم یکی هستند اما با دو بیان متفاوت. «وجود خاص» در ابن سینا نیز با «وجود به معنای ماهیت» و «وجود در مقولات» توماس جای بررسی و مطابقت دارد. بر این اساس، در این نوشتار برآنیم ضمن بررسی تطبیقی معانی وجود از دیدگاه این دو اندیشمند بزرگ، تفاوت ها و تشابه آن ها را بیان کنیم.
۴.

تمایز وجود و ماهیت در پرتو تفکیک دو وجه وجود در فلسفه ابن سینا

نویسنده:

کلید واژه ها: وجود ماهیت وجود خاص وجود اثباتی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات مکتب های فلسفی فلسفه مشاء
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلاسفه اسلامی
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی هستی شناسی مباحث وجود
تعداد بازدید : ۴۸۱ تعداد دانلود : ۲۲۴
ابن سینا همواره از تمایز و تقابل دو نوع وجود، وجود خاص و وجود اثباتی، سخن می گوید که خود مبنای تمایز ماهیت و وجود است. به همین جهت، مسئله مشهور تمایز میان ماهیت و وجود به نوعی در خصوص این تمایز نیز مطرح می شود. مسئله آن است که آیا وجود خاص اساساً وجود است؟ این در واقع مسئله ای است در خصوص ماهیت: آیا در درک ابن سینایی از ماهیت، معنایی از وجود حاضر است؟ این جستار تلاش می کند تا بر اساس ارتباط وجود خاص با معانی وجود اثباتی، وجود قابلی، شیئیت و ماهیت، این نکته را تبیین کند که تمایز وجود خاص از وجود اثباتی در فلسفه ابن سینا در واقع تمایزی میان دو وجه از وجود در معنای یونانی آن است؛ تمایزی که مبنای تمایز وجود و ماهیت است و در فلسفه یونانی چندان مورد تأکید قرار نمی گیرد.
۵.

اصالت یا اعتباریت وجود، نزاعی مبتنی بر اطلاقات وجود

کلید واژه ها: ابن عربی فارابی ملاصدرا ماده وجود خاص وجود حقیقی شیخ احسائی وجود اسمی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۲ تعداد دانلود : ۱۱۰
مى دانیم در مسأله فلسفی «اصالت وجود یا ماهیّت»، فارغ از پیش فرض هاى برخی اهل نظر و با لحاظ یای مانعة الخلوّ، چهار حالت متصوّر است. غالب اندیشمندان مسلمان در این باره نظریّه ای را مطرح داشته و بعضی از آنان نیز به سود دیدگاه خود دعوی برهان نموده اند؛ لیکن ورود ایشان به این مسأله، حکایت از عدم اتّفاق نظر پیرامون مبادى تصوّری و تصدیقی مربوطه دارد. در این میان، اطلاقات متعدّد مفاهیم «وجود» و «ماهیّت» از جمله مهم ترین مبادی تصوّرى مسأله مزبور است. در نوشتار پیش رو با تکیه بر اطلاقات «وجود» در نزد متفکّرانى که آگاهانه به این مبحث ورود نموده اند و تحلیل و مقایسه آنها با یکدیگر به لحاظ تأثیرپذیری و تطبیق؛ نشان داده مى شود که نزاع اصالت یا اعتباریّت وجود، مسأله ای برهان پذیر نیست تا با اثبات یک نظریّه، سایر نظرات را از میدان برون راند، بلکه سرنوشت این مسأله صرفاً بر تلقّی اوّلیّه هر اندیشمندى از مفهوم «وجود» ابتنا دارد.
۶.

نزاع عارف و فیلسوف بر سر ماهیت خداوند

نویسنده:
تعداد بازدید : ۶۳
از مهم ترین نزاع های میان عارف و فیلسوف اختلافی است که بر سر ماهیت «واجب الوجود بالذات» است. عارف و فیلسوف - هر دو - ماهیت واجب را همان وجود او قرار می دهند و واجب را مانند ممکنات دارای دو جنبه وجود و ماهیت متفاوت نمی دانند؛ بلکه می گویند ماهیت واجب عیناً همان وجود اوست؛ اما عارف و فیلسوف بر سر این وجودی که عین ماهیت واجب است، به اختلاف گراییده اند. عرفا می گویند وجودی که همان ماهیت واجب بالذات است، «وجود» لابشرطی است که از هر گونه تقیدی رهاست و فیلسوفان بر این باورند وجودی که همان ماهیت واجب بالذات است، وجود خاصی است که به دلیل خصوصیت واجب الوجودی از سایر حقایق وجودی متمایز است. به نظر می رسد دراین باره دیدگاه فلاسفه مخدوش و دیدگاه عرفا معقول و مقبول است و براهینی بر اثبات آن آورده شده یا می توان اقامه کرد.
۷.

معانی وجود در اندیشه ابن سینا

تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۵۷
موجود نخستین اصل شناخت و  به طریق اولی، موضوع مابعدالطبیعه است. لفظی که در وجودشناسی ابن سینا به تبع ارسطو  نقش کلیدی دارد ، «موجود» است. موضوع فلسفه « موجود به ماهو موجود و عوارض ذاتی آن» است. مفهوم «موجود» مفهوم عامی است که حاکی از مطلق واقعیت است و تنها مفهومی است که دربرگیرنده همه چیزهاست. از نظر ابن سینا می توان موجودی را در خارج تصور کرد که صرف وجود و بدور از ماهیت است (خداوند)؛ می توان موجودی را در خارج در نظر گرفت که مرکب از «وجود» و «ماهیت» است (مخلوقات). بنابراین ابن سینا با مفهومی به عنوان «موجود» سروکار دارد که از اصل واقعیت حکایت می کند و می تواند ماهوی و غیر ماهوی باشد. درباره خداوند «وجود محض» است و درباره مخلوقات مرکب از وجود و ماهیت و  «موجود» است. بنابراین وجود در اندیشه ابن سینا در پنج معنا بکار می رود: وجود خاص؛ وجود اثباتی؛ فعل وجود دادن؛ فعل بودن و وجود رابط. وجود یا به معنای اسمی بکار می رود بر سرشت اشیاء و موجودات اطلاق می شود  (وجود خاص) یا به معنای عام دلالت دارد که صفت مشترک میان موجودات است ( وجود اثباتی) یا به معنای «فعل وجود دادن » است که دررابطه با وجودبخشی خداوند به مخلوقات بکار می رود یا به معنای «فعل بودن» است  به معنای عارض بودن وجود بر ماهیت که در آن منشأیت آثار خارجی مدنظر است یا در حمل میان موضوع و محمول به صورت رابط لحاظ می شود. در این نوشتار  ضمن گذار از موجود به وجود، معانی پنج گانه وجود را بررسی می کنیم.