اندیشه نوین دینی

اندیشه نوین دینی

اندیشه نوین دینی سال سیزدهم بهار 1396 شماره 48 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

توحید وجودی و نظریه وحدت وجود(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۵۸۰ تعداد دانلود : ۴۱۴
رابطه توحید وجودی با هستی و کثرات از موضوعات کلامی و عرفانی است که در علم کلام کمتر بدان توجه شده است. نویسنده برای اثبات مدعای خود با ادله عقلی ناظر به ذات الوهی (صرف الوجود، بسیط الحقیقه، اطلاق، تحلیل علت فاعلی) و ناظر به جهان (وجود معلولی و ربطی جهان و کثرات) به تقریر و اثبات فرضیه خود پرداخته است. رویکرد دوم مقاله رویکرد نقلی است که با تحلیل و آیات و روایات با تقریرات مختلف (حضور خدا در تمام هستی، معیت و قرب خدا با هستی، توصیف خدا به اول و آخر، ظاهر و باطن و نور) نظریه تعمیم توحید وجودی به کل هستی و کثرات خارجی مورد تحلیل و تقریر قرار گرفته است که عملاً به نفی نظریه تباین وجود واجب و ممکن و اثبات وحدت وجود منتهی می شود.
۲.

رهیافت علامه طباطبایی از حقیقت و چیستی«عصمت»(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۳۶۰ تعداد دانلود : ۳۶۰
از نظر علمای امامیه عصمت از ویژگی های ضروری انبیاء و ائمه اطهار(ع) است، ؛ اما در تعریف و چیستی و حقیقت این مقوله بین اندیشمندان دینی اختلاف نظرهایی وجود دارد. بی تردید موضع گیری و رویکردی که در این مورد خاص گرفته می شود؛ می تواند در تحلیل مباحث آتی عصمت و در پاسخ به شبهات پیرامونی آن، راهگشا باشد. در این نوشتار سعی شده به صورت تطبیقی بین سخنان برخی دانشمندان اسلامی و علامه طباطبایی، در تبیین و تحلیل حقیقت و ماهیت عصمت معصومین نگاهی بیندازیم. علامه طباطبایی ، عصمت را ره آورد قوه عاقله و به سنخی خاص از علم ارجاع می دهد که از سوی خداوند به معصوم موهبت می شود و این ملکه نفسانی سبب می شود تا با اختیار خویش از ارتکاب معصیت و خطا مصون بماند.
۳.

مبانی و روش تفسیر المنار در بررسی امور خارق العاده(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۰۷ تعداد دانلود : ۲۰۳۹
در قرون اخیر برای اثبات سازگاری اسلام با علم، تفسیرهای علمی شکل گرفت. برخی به تحلیل علمی و عقلی باورهای دینی روی آوردند . مفسران المنار با نگرشی خاص، خارق عادات را به دو قسم حقیقی و غیر حقیقی تقسیم کرده و معجزات را خارق عادات حقیقی شمرده اند .. از نظر ایشان معجزه فعل مستقیم خداست و پیامبر در ایجاد آن نقش ندارد. آنها با اذعان به نظام علی و معلولی معجزات را به دو بخش تکوینی و روحانی شبه اکتسابی تقسیم کرده اند. مفسران المنار در ماهیت معجزه و تفسیر آیات مشتمل بر امور معجزات رویکردهای مختلف داشته اند. در مورد نوع معجزات حضرت موسی (ع) به ظاهر آیات پایبندند. وقوع بالفعل معجزات حضرت عیسی (ع) را منکر شده اند. عذاب ها، ولادت های خارق العاده و زنده شدن مردگان را بر اساس عقل تجربی تبیین و به نوعی در خارق عادت بودن آن تردید نموده اند. در این نوشتار روش مفسران المنار در نگرش به معجزات بررسی می شود
۴.

روش شناسی حل مسئله انتظار بشر از دین(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۸۹ تعداد دانلود : ۱۵۸
یکی از مشکلات مبحث انتظار بشر از دین در کشور ما عدم تحریر محل نزاع و نپرداختن به راهکارهاست. از آنجا که شیوه و چگونگی یافتن پرسش مهم تر از پاسخ به آن است این مقاله می کوشد تا با نقد دو راهکاری که برای حل این مسئله (راهکار برون دینی و راهکار درون دینی) مطرح شده, خود راهکار سوم و جدیدی را پیشنهاد دهد. روش حل سوم مبتنی بر تقسیم انتظارات بشر به اولیه (برون دینی، پیشینی و گزارشگرانه) و ثانویه (درون دینی، پسینی. اصلاح گرانه) می باشد. به نظر نویسنده این راهکار کلیدی برای فیصله دادن به پاره ای از نزاع ها در این موضوع می باشد. در پایان با ارائه دو جدول به تفکیک دیدگاه های پژوهشگران ایرانی و غیرایرانی در موضوع فوق بر حسب ملاک مذکور طبقه بندی می شود.
۵.

بررسی میزان کارآمدی مبانی حکمت متعالیه در تبیین صفات خبری مربوط به مبدأ(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۷۰ تعداد دانلود : ۱۷۷
فیلسوفان حکمت متعالی با استفاده از مبانی فکری خود، انتساب صفات عقلی به خداوند را ممکن بلکه ضروری دانسته اند اما در انتساب صفات خبری به حقّ تعالی به تکلّف افتاده و راه پر فراز و نشیبی را پیموده اند. پژوهش حاضر، مدّعی است که اجرای مبانی حکمت متعالیه، نتایج و لوازم یکسانی در انتساب همه صفات به خداوند و تبعیض و تبعض در استنتاج صفات عقلی و نقلی، ترجیح بلامرجِّح است. بنابراین، هر جا انتسابِ صفات عقلی به خداوند داریم باید انتساب صفات خبری به خداوند، نیز داشته باشیم. در نتیجه می توان با مشکّک دانستنِ جسمِ مشهود و سلبِ لوازمِ منفی از آن (نقص، محدودیت و امکان) مانند صفات عقلی به نحو اعلی، اکمل و اشرف به خداوند نسبتش داد و در نهایت هم به معانی ظاهری صفات خبری و هم مشکَّک بودنشان نظر داده باشیم.
۶.

معناشناسی اوصاف الهی از منظر صدرالمتألهین(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۱۵ تعداد دانلود : ۲۹۹
این مقاله درصدد تبیین دیدگاه اشتراک معنوی صدرالمتألهین درباره نحوه معناداری گزاره های ناظر به اوصاف الهی (مشترک با مخلوقات) می باشد. بر این اساس، ابتدا از اصل معناداری این گزاره ها دفاع کرده، نشان داده ایم که دیدگاه پوزیتویستی که معنای معرفتی این گونه گزاره ها ناتمام و خودشکن است. در گام دوم، واقع نمایی این گزاره ها و حکایت گری آن ها از امری ورای اذهان بشری تبیین شده است. سپس به کوتاهی به مهم ترین دیدگاه های موجود در نحوه معناداری این گزاره ها اشاره شده است. و در نهایت جهات مختلف دیدگاه ملاصدرا به تصویر کشیده شده است. و با تفکیک میان حمل تواطی و تشکیکی و نیز توجه به عدم دخالت ویژگی های مصادیق در معنای واژگان از نظریه اشتراک معنوی دفاع شده، اشکال «لزوم تشبیه/انسان وارانگاری» نیز دفع شده است.
۷.

دیدگاه إخوان الصفاء درباره نسبت عقل و دین و ارزیابی دیدگاه انتقادی سجستانی نسبت به آن(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۷۱ تعداد دانلود : ۳۶۲
إخوان الصفاء گروهی از متفکران مسلمان هستند که با تاکید بر عقل و دستاوردهای آن، معتقدند که انسان برای تحصیل سعادت ابدی و تکمیل معرفت دینی، راهی جز یادگیری علم و فلسفه ندارد. به نظر آنها دین دارای دو ساحت ظاهر و باطن و دو دلالت رمزی و عرفی است که برای درک ساحت باطنی و رمزی آن، راهی جز تعلّم فلسفه نیست. اما سجستانی از متفکران منتقد اخوان الصفاء است و با تاکید بر نقصان عقل و در نظر گرفتن نقش محدودتر برای عقل در تحصیل سعادت و معرفت دینی، معتقد است که فلسفه صرفا در چارچوب دین و برای دفاع از آموزه های دینی و تأمل در قدرت الهی، ممکن الوصول است. در این نوشتار، دیدگاه إخوان الصفاء و سجستانی را درباره نسبت عقل و دین مورد تحلیل و بررسی تطبیقی می دهیم و نهایتاً مشخص خواهد شد که سجستانی فهم ناقص و نادرستی از آرای اخوان الصفاء دارد: اگرچه اخوان الصفاء تأکید ویژه ای بر عقل و فلسفه دارد اما هیچ گاه عقل را برتر از وحی، و فلسفه را برتر از دین قرار نمی دهد.
۸.

تحلیلی از عالم برزخ صعودی در وجود شناسی شیخ اشراق(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۶۸ تعداد دانلود : ۲۲۹
براساس آموزه های دینی، عالم برزخ عالمی است میان عالم طبیعت وقیامت که انسان بعداز زندگی دنیوی تا فرارسیدن قیامت، درآن عالم خواهدماند.وجود چنین عالمی از دیدگاه شرع، ضروری است، علاوه براین، در متون عرفانی وفلسفی وجود عالم برزخ به عنوان پیوند دهنده و حدوسط عالم ماده وعالم معنا، شناخته شده است. براساس آثار شیخ اشراق، عالم برزخ در مرتبه ای از مراتب عالم مثال مقیّد ودر قوس صعود جای دارد که صور خیالی آن عالم، معلول حهات فاعلیت نفس انسانی است. مراد از برزخ شرعی نیز همین برزخ صعودی است که مرز مقدرّ معاد از آنجا شروع می شود. امّا این فیلسوف گرانقدر، برای سعادت وشقاوت پس ازمرگ، به تحقق جسم در بعضی مراتب وعدم ضرورت آن در تمام مراتب، معتقد است. دراین مقاله، نگاه شیخ اشراق به عالم برزخ وتبیین جایگاه نفوس پس از مرگ ازدیدگاه آن حکیم با تاکید بر آیات وروایات مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
۹.

راه میانه در جدال روش شناختی ملاصدرای شیرازی و میرزا مهدی اصفهانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۶۸ تعداد دانلود : ۱۳۷
تلاش فلسفی ملاصدرا انطباق حکمت متعالیه با حاق دین است با این حال به شدت از نظر میرزا مهدی اصفهانی و شاگردانش مورد نقد قرار گرفته است. میرزا مهدی و شاگردانش معقتدند ملاصدرا در حکمت متعالیه در جمع میان برهان، عرفان و قرآن به بیراهه رفته است, چراکه به هیچ روی این سه نه به لحاظ روش و نه به لحاظ غایت و کارکرد سرانجام واحدی ندارند. این در حالی است که به نظر می رسد هم در ارزیابی مدعیات حکمت متعالیه و هم دیدگاه جریان مخالف او می توان تأملاتی را روا دانست، یعنی هم تبیین گزاره های دینی با تکیه بر حکمت مشاء و اشراق ناتمام است و هم قطع پیوند میان تاملات عقل فطری و عقل قائم به نفس. در پایان روشی از آیات و روایات اتخاذ می گردد که تعقل حنیف فطری دین داران را به تعقل الهی می رساند و این دو را در مسیر تکامل روح الهی انسان به هم پیوند می زند تا راه میانه ای بین روش ملاصدرا و میرزا مهدی اصفهانی باشد.
۱۰.

ابن قبه رازی و امامت حداقلی؛ تأملی در دیدگاه مدرسی طباطبایی درباره ابن قبه(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۳۱ تعداد دانلود : ۳۱۱
ابن قبه یکی از تأثیرگذارترین معتزلیان در اوایل سده چهارم هجری است که شیعه شد و منظومه معرفتی خاصی در بحث امامت مطرح کرد. این اندیشه ها، که می توان آنها را در مدرسه بغداد رصد کرد، در برخی جهات، با قرائت مرسوم و مشهور از بحث امامت به ویژه در صفات ائمه متفاوت بود و برخلاف جریان حدیثی امامیه، نوعی نگاه حداقلی به ویژگی هایی امام داشت. حال با توجه به دیدگاه های خاص ابن قبه،به نظر نمی توان ابن قبه را آن گونه که آقای مدرسی طباطبایی مدعی است، جزء گروه «نافی صفات فوق بشری» قرار داد؛ بلکه با بررسی آرا و اندیشه های او در مباحث امامت، با هدف روشن شدن تاریخ کلام امامیه، آشکار می شود که ابن قبه را باید جزء گروه هایی دانست که امامت را حداقلی تبیین کرده اند. از این رو باید اندیشه وی را امتداد جریان هشام بن حکم قلمداد کرد؛ نگاهی که ویژگی های امامان را در حوزه نیاز به تبیین و تفسیر دین تلقی می کند.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۶۳