مطالعات معماری ایران

مطالعات معماری ایران

مطالعات معماری ایران بهار و تابستان 1396 شماره 11

مقالات

۱.

مطالعه کارکرد سازه آبی حصار سوم محوطه باستانی چغازنبیل با مطالعه میدانی و مدل سازی هیدرولیکی هیدرولوژیکی

تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۷۴
محوطه باستانی چغازنبیل به عنوان اولین میراث جهانی ثبت شده در ایران، دربرگیرنده سه محوطه هم مرکز اصلی با مرزهای حصار مرکزی، حصار میانی و حصار بیرونی است که بناهای شاخص مانند زیگورات، مجموعه کاخ ها و آرامگاه ها و تأسیسات شهری را در خود جای داده است. یکی از مهم ترین سازه های این محوطه، سازه آبی حصار سوم می باشد که مشاهدات و مطالعات ژئوفیزیک این پژوهش، دو آنومالی مدفون دیگر را نیز با مصالح مشابه در نقاط دیگری از حصار سوم شناسایی کرده است. رومَن گیرشمن (1895 ۱۹۷۹) باستان شناس و حفار مجموعه، اعتقاد داشت که آب انتقال یافته از رودخانه کرخه در محل سازه آبی تصفیه شده و مورد استفاده ساکنان شهر قرار می گرفته است؛ لیکن مرتفع بودن محوطه باستانی نسبت به نقاط اطراف و عدم حضور شواهدی مبنی بر کانال انتقال آب از کرخه به سمت حصار سوم در نقطه سازه آبی، سؤال اصلی این پژوهش را مبنی بر نوع و مکانیسم عملکرد سازه آبی مورد مطالعه ایجاد می کند. دیدگاه عملکرد دفعی سازه آبی موجود با عنایت به نتایج بررسی های اخیر نیز به عنوان یکی از فرضیه های اصلی از دیدگاه مهندسی آب در این پژوهش، مورد مطالعه دقیق قرار می گیرد. این پژوهش با مطالعات میدانی زمین شناسی زهکش های طبیعی و بررسی وضعیت تخلیه رواناب و زهاب شهری، مطالعات بیولوژیکی و محیط زیستی آغاز شد. مطالعات دقیق ژئوفیزیک حصار سوم برای شناسایی احتمال وجود سازه های مشابه و اسکن لیزر سازه آبی موجود برای تشخیص هندسه دقیق مجاری داخلی سازه انجام شد. با توجه به میزان توان تولید هیدرولوژیکی رواناب در زیرحوزه های منتهی به سازه های آبی موجود و تطبیق آن با ظرفیت گذردهی هیدرولیکی، وضعیت توپوگرافی و زمین شناسی و همچنین پلان قرارگیری سایر آنومالی های سازه آبی در قسمت های دیگر حصار سوم، می توان عملکرد زهکشی رواناب و زهاب شهری زیرحوزه های محوطه را از دیدگاه مهندسی آب و هیدرولیک، تأیید و تصدیق نمود.
۲.

بازخوانی «الگوی فضای میانی» در معماری ایران زمین

تعداد بازدید : ۳۰۸ تعداد دانلود : ۱۱۵
این نوشته، یکی از الگوهای کهن طراحی و سامان دهی فضایی در معماری ایران را بررسی می کند که «فضای میانی» نامیده شده و در شماری از ساختمان ها با کارکرد آرامگاه و کوشک میانی در باغ های کهن ایران پدیدار شده است. در این الگو، یک فضای میانی مانند گنبدخانه در مرکز ساختمان، با ایوان هایی در هرسو و فضاهایی در دوسوی ایوان ها جای دارند. پرسش این است که این الگو از کجا سرچشمه گرفته است؟ چه ویژگی های فضایی مشترکی در نمونه ها و مصادیق پرکاربرد آن یافت می شود؟ و چه هدف مشترکی در به کارگیری این الگو می توان پیش کشید؟ هدف نوشته، تبیین ویژگی های معمارانه این الگو و نشان دادن ظرفیت بالقوه آن در پذیرش کارکردهای گوناگون است. ضرورت این بررسی، توجه به زنجیره پیوستگی الگوهای طراحی معماری، در تاریخ بلند معماری ایران است؛ که مایه تشخص و هویت پویای آن بوده است. این مقاله، پژوهشی موردی (case study) درباره یک الگوی طراحی معماری است؛ چون گروه موردمطالعه در آن، شمار اندکی دارد؛ ولی ویژگی ها در آن گسترده است. این نوشته با رویکردی تفسیری، بر پایه نمونه های یافت شده از آن الگو، به همراه مستندات تاریخی و منابع کتابخانه ای، به تحلیل و تبیین می پردازد. فرضیه نوشته این است که هدف بنیادی در به کارگیری الگوی «فضای میانی» در شمار گوناگونی از ساختمان ها، توانایی آن در متمرکزساختن چشم و ذهن، و تأکید بر روی یک عنصر میانی در فضای درون است. این عنصر میانی باتوجه به کارکرد ساختمان، گاه تختگاه فرمانروا در کاخ، گاه آبنمای میانی در باغ و گاه ضریح مقدس در آرامگاه بوده است. دستاورد نوشته این است که در معماری امروز و فردا، هنگامی که معماران با انگیزه ها و کارکردهای مشابهی برخورد می کنند، الگوی توانمندی در سامان دهی فضایی در اختیار دارند که می توانند با به کارگیری آن، پیوستگی معماری ایرانی و پویایی آن را پیگیر باشند.
۳.

عوامل کالبدی مؤثر بر ادراک تراکم در محیط های مسکونی، نمونه موردی: محلات مسکونی شهر مشهد

تعداد بازدید : ۱۸۹ تعداد دانلود : ۱۷۵۰
در سال های اخیر، در اغلب کشورهای توسعه یافته، توسعه متراکم به عنوان راهبردی برای دستیابی به پایداری اجتماعی موردتوجه دست اندرکاران قرار گرفته است. این در حالی است که در کشورهای درحال توسعه، مناطق متراکم شهری عمدتاً حاصل نگرش اقتصادی به محیط های مسکونی بوده و با هدف اسکان جمعیت بیشتری در یک مکان به وجود آمده اند. هرچند تراکم به عنوان معیاری کمّی بر میزان فشردگی واحدهای مسکونی و جمعیت ساکن در آن ها دلالت می کند، در عمل، شرایط زندگی ساکنان، ازجمله شرایط زندگی اجتماعی، امنیت در فضاهای مشترک و همچنین شیوه ادراک محیط را تحت تأثیر قرار می دهد. ازاین رو علاوه بر کمیّت، توجه به تأثیرات ذهنی و وجوه دیگر تراکم، از اهمیت بسیاری برخوردار است. ساکنان میزان تراکم موجود در محیط را نه بر مبنای تراکم های عددی آن محیط، بلکه براساس قضاوت ذهنی ادراک می کنند. این ادراک و قضاوت ذهنی، به نشانه ها و عواملی وابسته است که عوامل کالبدی از مهم ترین آن ها به حساب می آیند. با شناخت این نشانه ها و اولویت بندی و طراحی در جهت کاهش آثار منفی آن ها، می توان از تأثیرات منفی تراکم های مسکونی بالا کاست. این تحقیق با هدف توسعه دانش طراحی در خصوص شیوه انتظام واحدهای مسکونی، بعد کمّی کیفی تراکم را موردتوجه قرار داده و ازطریق مطالعات کتابخانه ای، مصاحبه با صاحب نظران، تنظیم پرسش نامه و پیمایش در سه محدوده مشابه به لحاظ پایگاه اجتماعی اقتصادی ساکنان، تراکم مسکونی و تراکم جمعیتی در شهر مشهد، به مطالعه مهم ترین عوامل کالبدی مؤثر بر ادراک تراکم می پردازد. از تحلیل داده های حاصل از 110 پرسشنامه تکمیل شده، با استفاده از تحلیل عامل اکتشافی، هشت عامل استخراج گردید که فاصله و ارتفاع ساختمان ها، دید از درون واحدهای مسکونی و اشراف، از مهم ترین آن ها به حساب می آیند. نتایج نشان می دهد ادراک تراکم در محیط های مسکونی وابسته به پیکره بندی توده و فضا، انتخاب گونه مسکن و شیوه انتظام اجزا و فضاهای باز مشترک در مجموعه هاست.
۴.

تأملی در مفهوم و ارزش خلاقیت: ارزش خلاقانه معماری مبتنی بر الگو (مقایسه چارچوب ارزشی سنتی، معاصر و اسلامی)

تعداد بازدید : ۲۴۴ تعداد دانلود : ۳۷۴
امروزه خلاقیت مفهومی است که برخورداری از آن، به نوعی مرادف ارزشمندی شخص و عمل او شمرده می شود. این مفهوم ازآن رو که در حوزه ادبیات آموزشی و حرفه ای معماری بسیار موردتوجه بوده و جایگاه ویژه ای دارد، نه تنها زمینه برای تأمل در آن می گستراند، بلکه ضرورت بازاندیشی «معنا»ی آفرینش را هم ایجاد می کند. چنین وضعیتی در معماری پیش از مدرن مطرح نبوده است، لذا این سؤال اساسی طرح می شود که آیا عمل خلاقانه فی نفسه واجد ارزش است و اگر نیست، چه چیزی و چگونه آن را واجد ارزش می کند، با کدام مبانی سنجیده و در چه زمینه هایی و با چه حدودی تأیید یا نفی می شود؟ روش تحقیق براساس راهبرد تفسیری، به همراه استدلال منطقی و بهره گیری از مدل سازی مفهومی بوده است؛ به این ترتیب، یک ساختار نظری سه وجهی در نظر گرفته شده است. در وجه اول، بحث خلاقیت از دو منظر علمی و فلسفی ِسنت گرا و نوگرا تبیین شده است؛ وجه دوم دو مبحث «مفهوم» و «ارزش» خلاقیت را پوشش می دهد؛ وجه سوم مربوط است به نسبت موضوع با دو نوع از معماریِ «الگومدار» و «بدون الگو». درنتیجه و در تطبیق دو نگرش علمی و فلسفی مفهوم خلاقیت، ادعای منشأ «هیچ» برای خلاقیت، بر پایه ادبیات موجود، هم در نگرش سنتی و هم در رویکرد مدرن رد شده یا حداقل موردتردید واقع می گردد؛ درنتیجه، خلاقیت همواره مبتنی بر الگوست؛ اما تفاوت کار، صرفاً از محل «الگوپذیری صریح و آشنا» و «الگوپذیری غیرصریح و ناآشنا» یا «زمینه گرا بودن» و «زمینه گرا نبودن» الگوها قابل طرح است؛ که این موضوع در بررسی نمونه موردی طرح های توسعه سنتی و مدرن مجموعه حرم حضرت معصومه(س) در قم مورد تحلیل و تبیین قرار گرفته است. درنهایت و پس از مقایسه ارزش عمل خلاقانه قیاسی و استقرایی از دو منظر معاصر و اسلامی، این نتیجه حاصل شد که ماهیت خلاقیت از دیدگاه مدرن و سنتی تفاوت ماهوی باهم ندارد، بلکه موضوع اساسی باید مربوط به ارزش ها باشد و اینکه هریک، کدام وجه خلاقیت (صراحت الگویی یا پنهان کردن الگو) را ترجیح می دهند؛ بررسی انتهای مقاله از منظر اسلامی، وجه نخست صراحت الگویی را به وضوح واجد ارزش بیشتر نشان می دهد.
۵.

آفرینش معماری به روش قیاس با طبیعت

تعداد بازدید : ۱۴۱ تعداد دانلود : ۲۱۱۱
آفرینش اثر معماری با الهام از طبیعت، یکی از روش های مرسوم در طراحی معماری است، اما وجوه متفاوت برداشت از طبیعت در طراحی معماری چندان شناخته شده نیست. در زمینه ارتباط روش الهام از طبیعت با سبکها و روشهای مختلف آفرینش معماری، همچنین شیوه صحیح الهام از طبیعت، پژوهشها اندک است. در این پژوهش، در مرحله اول، انواع روشهای آفرینش معماری و ارتباط آن ها با الهام از طبیعت تحلیل شده و روش قیاس معرفی میگردد. انواع الگوهای موجود در طبیعت شناخته میشود و براساس آن، رویکردهای مختلف روش قیاس با طبیعت در معماری دسته بندی میگردد. در مرحله دوم، برای تحلیل عملکرد دانشجویان در قیاس با طبیعت مطالعه تجربی، به صورت اسکیس در بین دانشجویان کارشناسی معماری انجام میگیرد. ایدههای ترسیم شده دانشجویان از نظر نوع قیاس، دسته بندی میشود. یافتهها نشان میدهد روش قیاس یکی از روشهای مهم در بین سایر روشهای آفرینش معماری است. الگوهای طبیعت دارای ویژگیهای فرمی، ویژگیهای ساختاری عملکردی و ویژگیهای مفهومی است و سه رویکرد قیاس سطحی، قیاس ساختاری و استعاره در برداشت از این ویژگیها وجود دارد. همچنین یافتهها نشان میدهد که اهداف دانشجویان از انتخاب پدیدههای طبیعی به عنوان منبع الهام شامل عملکرد، فرم، سمبلیسم، زیبایی، بداعت، فرایند، طبیعت و اقلیم است و فرم بیشترین فراوانی را در بین سایر اهداف دارد. دانشجویان از قیاس مفهومی استفاده نکرده و از قیاس سطحی بیشتر از قیاس ساختاری استفاده میکنند. توجه فراوان دانشجویان به ویژگیهای فرمی و برداشت سطحی ضرورت آشنا نمودن دانشجویان با شیوه صحیح قیاس در آموزش معماری را نشان میدهد.
۶.

گونه شناسی تحلیلی مساجد تاریخی حوزه فرهنگی کردستان ایران

تعداد بازدید : ۱۸۳ تعداد دانلود : ۳۷۰
منطقه کردستان ایران، یکی از مناطقی است که از لحاظ مطالعه و نوع تحلیل معماری، به خصوص در دوره اسلامی، به شدت مغفول مانده است. شناخت مساجد این منطقه می تواند درکی عمیق تر از وضعیت معماری ایران در این دوران به دست دهد. هدف نوشتار پیش رو، معرفی ویژگی های این مساجد و دسته بندی آن ها بنا به خصوصیات کالبدی شان یا به عبارتی گونه شناسی این مساجد براساس اجزای فضایی یا کالبدی آن هاست. نوشتار پیش رو، با مطالعه و مرور ۲۷ مسجد تاریخی حوزه فرهنگی کردستان، به دسته بندی، شناسایی خصوصیات و درنهایت، گونه شناسی مساجد این منطقه خواهد پرداخت. بدین منظور، در ابتدا، به تعریف اندام ها که در معماری مساجد این منطقه حائز اهمیت هستند، پرداخته خواهد شد و سپس به ترتیب از ساده ترین و بنیادی ترین الگو تا پیچیده ترین الگوهای موجود در این مساجد، به تفکیک براساس نوع ترکیب اجزای کالبدی شان معرفی خواهد شد. در ذیل این معرفی ها، رابطه هرگونه با گونه های ساده تر پیشین بررسی و نشان داده خواهد شد که این گونه ها در رابطه ای مشخص با یکدیگرند. شبستان ستون دار بنیادی ترین الگوی این مساجد است، تقریباً در همه نمونه ها و گونه ها همچنان حضور دارد و با نظمی قابل فهم بسط می یابد. راهرو و ایوان، به خصوص ایوان های رو به قبله، با افزودن به شبستان آن را گسترش می دهند. این مساجد گونه اصلی اول مساجد منطقه کردستان هستند. گونه دوم دارای حیاط مرکزی و ترکیبی از الگوهای مساجد گونه اول و مساجد مرکز ایران است. در این مساجد، حجره هایی که در گونه اول در راهروهای پیرامون شبستان ستون دار قرار داشتند، به سه طرف حیاط مرکزی منتقل شده اند. این دو گونه دارای زیرگونه هایی هستند که تفاوتشان در مواردی مانند تعداد یا وجود و عدم وجود ایوان ها و راهروهاست. درنهایت، به منظور نظم بخشیدن به اطلاعات و تحلیل های انجام شده، گونه بندی ای انجام شده که در قالب یک جدول جامع، در انتهای پژوهش، گرد هم آورده شده است.
۷.

صورت ایوان در معماری ایرانی، از آغاز تا سده های نخستین اسلامی

تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۸۰۲
ایوان یکی از فضاهای مهم و شاخص معماری ایرانی است که سابقه حضور آن به محوطه تاریخی حسنلو (طبقه چهارم، سده ۹ تا ۱۱ ق.م) می رسد. استفاده از ایوان، طی سده ها و هزاره ها در معماری ایران نشان می دهد ایوان صورت پایدار و الگویی کهن در معماری ایرانی است که تداوم خود را از کهن ترین شواهد تا نمونه های متأخر همچنان حفظ کرده است. مقاله حاضر صورت ایوان و تحولات آن را در دوران قبل اسلام و دوران اسلامی موردبررسی و تحلیل قرار داده و تلاش کرده است به درک روشنی از ساختار ایوان برسد. شناخت صورت ایوان، برای فهم معنا و عملکرد آن ضروری به نظر می رسد. مقاله پیش رو با رویکرد تاریخی، ویژگی های ساختاری ایوان را بر مبنای بناهای شاخص از دوران قبل از اسلام و دوران اسلامی تشریح کرده است. بررسی ایوان ها نشان می دهد آن ها را می توان به سه گروه تقسیم کرد. ایوان ها در صورت های متنوعی چون ایوان ستون دار، ایوان طاق دار و ایوان با تلفیق طارما ظاهر شده اند. این اشکال متنوع در محور تقارن بناها و در مرکز یک ضلع یا اضلاع ساختمان، سازمان دهی شده و معمولاً با حیاطی در جلو و تالاری در پشت خود ترکیب شده اند. ایوان ها علاوه بر ایفای نقش ارتباطی با سایر فضاها، سبب به وجودآمدن طرح های یک یا چند محوری در بناها شده اند. چنان که به صورت یک واحد منفرد، زوجی، سه گانه یا چهار گانه به نمایش درآمده اند. تداوم ایوان در صورت های متنوع، ارزش و اهمیت این فضا را در سنت معماری ایرانی نشان داده و تجلی آن در ترکیب های مختلف موجب شده است تا ایوان به شاخص معماری ایرانی تبدیل شود.
۸.

تحلیل اصول فضایی و الگوگزینی بهینه در معماری الگوگرای معاصر ایران، بررسی موردی: سازمان میراث فرهنگی کشور، حسین امانت

تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۹۰۷
طراحی معماری الگوگرا گرایشی با تأکید بر شناخت، تداوم و الهام از الگو ها در ساختار های نوین، جایگاه بالایی داشته و معماران برجسته ای همچون اردلان، امانت و سیحون تجربیاتی در آن دارند. این معماری با تأکید بر الگو های معماری می کوشد لایه های کالبدی و معنایی را در معماری جدید تداوم بخشد. شناخت این رویکرد از ابعاد گوناگونِ ضرورتِ تحقیق حاضر است؛ شناختی باتوجه به صحت و اصالت مضامین و تجلی آن در کالبد. نگارندگان این تحقیق در صددند با روش تحقیق تفسیری تاریخی، به شناخت پیوند معماری الگوگرا و معماری ایرانی نائل آیند و زمینه طراحی این گونه معماری و نقد نظری آن را فراهم آورند. بدین منظور، موجودیت فضایی معماری ایران و اهمّ اصول آن در حوزه فضایی با مراجعه به آرای صاحب نظران، مطالعه شده است. با بررسی معماری معاصر ایران، جریان های هویت گرایی در معماری معاصر شناخته شده است. سپس تعدادی از آثار الگوگرا با هدف شناخت پیوند الگو، منتخب و عملکرد کنونی موردتحلیل قرار گرفته و چگونگی تجلی شاخص ها در الگو های منتخب بررسی شده است. به منظور دقت در پژوهش، بنای سازمان میراث فرهنگی کشور از این منظر موردارزیابی قرار گرفته است. نتایج مقاله نشان می دهد اول، دو گونه معماری با هویت شکلی و الگویی در معماری معاصر ایران در جریان است؛ دوم، طراح بنای میراث فرهنگی کشور، با نگاهی دوگانه در فرایند طراحی شکلی و الگویی، دو نظام فضایی (شهری و تک بنا) را با معماری نوگرا تلفیق کرده است. در کنار ظواهر قوی سنتی بنا، ارزش های اصیل معماری ایرانی در تلفیقی با معماری نوگرا قرار گرفته و گسست هایی در روابط فضایی آن مشهود است. گسست هایی درنتیجه تلاش در ادغام درون و بیرون و ترکیب دو نظام فضایی مختلف که یکی ابهام و پویایی و دیگری وضوح و تمرکز را القا می کند.
۹.

حفاظت معماری و نسبت آن با تاریخ معماری، با نگاه به تجربه حفاظت در ایران

تعداد بازدید : ۲۳۵ تعداد دانلود : ۷۹۲
حفاظت معماری و تاریخ معماری هریک مفهوم و حوزه جداگانه ای دارند. حفاظتْ حفظ اثر تاریخی و استمرار حیات آن را دنبال می کند و تاریخ معماری به دنبال شناخت و فهم معماری گذشته است. حفاظت با بناهای تاریخی که شواهد تاریخ معماری محسوب می شوند، سروکار دارد که علاوه بر سرنوشت این شواهد، تحقیق تاریخ معماری نیز اهمیت می یابد. در این تحقیق، به دنبال آنیم که بفهمیم رابطه حفاظت معماری و تاریخ معماری چگونه به وقوع می پیوندد و در این رابطه، چه نسبتی میان این دو قابل تصور است؟ هدف از این نوشتار، فهم این نسبت برای پیشبرد تاریخ معماری ایران است. روش تحقیق به کاررفته، توصیفی تحلیلی و با اتکا به استدلال های عقلی است. راه به دست آوردن داده ها کتابخانه ای و در موارد محدود، مشاهدات میدانی بوده است. برای تبیین موضوعْ حفاظت در جایگاه عمل و جایگاه نظر شناسانده شده و تاریخ معماری در دو معنای تاریخ (1) معماری و تاریخ (2) معماری به کار رفته است. نقطه تلاقی و اشتراک حفاظت و تاریخ معماری در فضای کاری حفاظت و در دو پرده اصلی به وقوع می پیوندد. پرده نخست مربوط به مطالعات مقدماتی حفاظت است؛ زیرا اثر تاریخی (اثر معماری) را به درستی نمی توان مرمت کرد مگر آنکه به درستی شناخته شود و بخش مهمی از این شناخت در حوزه تاریخ معماری روی می دهد. پرده دوم در حین انجام عملیات حفاظتی روی می نماید. به این نحو که ممکن است نشانه هایی در بنای تاریخی آشکار شود که تا پیش از این شناخته شده نبود؛ این آثار درواقع شواهد تازه ای است که دست مایه ای برای تاریخ معماری محسوب می شود. نحوه عمل حفاظت و تاریخ معماری، آن ها را در نقش پیش برنده (خادم) یا سدکننده (مانع) نسبت به هم آشکار می کند. تجربه حفاظت در ایران نیز بیان کننده رابطه میان حفاظت و تاریخ معماری است که آغاز جدیِ آن از میانه دهه 1340ش است. تاریخ نگاریِ معماریِ بناها و مجموعه هایی از قبیل مسجدجامع اصفهان، کاخ عالی قاپو، کاخ چهل ستون اصفهان، مسجدجامع اردستان، گنبد سلطانیه و دیگر بناها در حین حفاظت و مرمت به انجام رسید. مطالعات منتشرشده نشان می دهد شناختی که در حین حفاظت از بناها حاصل شده، مبتنی بر شواهد و اسناد پنهان در بنا بوده و نسبت به تاریخ نگاری هایی که از راه های دیگر حاصل شده، متفاوت است.
۱۰.

گونه شناسی مساجد بلوچستان ایران، از دوره قاجاریه تا معاصر

تعداد بازدید : ۱۴۹ تعداد دانلود : ۱۰۰
با گسترش اسلام در قرون اولیه اسلامی، سایر مناطق مسلمان شده براساس نوع معماری منطقه خود و ویژگی های جغرافیایی آن، اقدام به احداث مساجد کردند. بلوچستان ایران نیز یکی از نخستین سرزمین هایی بوده است که در اوایل قرون اسلامی، اسلام در آن گسترش یافت و مردم آن به تبع عوامل جغرافیایی، فرهنگی و مصالح ساختمانی در منطقه، مساجد خود را بنا کردند. این مساجد دارای ویژگی های متنوعی نسبت به سایر مناطق ایران هستند و در این پژوهش، این خصوصیات در دوره تاریخی سیصدساله اخیر، مورد شناخت و بررسی قرار می گیرد (از دوره قاجاریه تا معاصر)، این دوره تاریخی باتوجه به نمونه های قابل بررسی و مشاهده انتخاب شده است. بدین سان برای تبیین ویژگی ها تمایزی ذکر شده که حاوی نکات ارزشمندی از زمینه های شکل گیری معماری است. هدف از پژوهش، شناسایی ساختار شکلی فضایی مساجد بلوچستان و معرفی گونه های برآمده از این تحلیل شکلی فضایی است. برای این منظور، از روش تحقیقِ توصیفی تحلیلی بهره گرفته شده است و جمع آوری اطلاعات ازطریق مطالعات کتابخانه ای و برداشت و بازبینی مساجد بلوچستان می باشد. در این پژوهش، ابتدا مساجد برحسب موقعیت مکانی به سه دسته مساجد عشایری، روستایی و شهری تقسیم شده و سپس برحسب معیار شکلی فضایی گونه شناسی صورت گرفته است. تفاوت گونه ها در نحوه شکل گیری و ارتباط فضای باز، بسته و نیمه باز در الگوی فضایی مسجد است. یافته های گونه شناسانه حاکی از سه گونه صحن شبستان، گونه صحن رواق شبستان و گونه دوشبستانی است. بیشترین تنوع گونه در دسته مساجد روستایی واقع شده است. مساجد شهری علی رغم تزیینات بیشتر و مصالح جدید در ساخت آن ها و مساحت زیاد، همچنان از ساختار کالبدی فضایی مساجد روستایی تبعیت می کنند. همچنین بررسی ها نشان می دهد گونه صحن رواق شبستان در حال حاضر، پرکاربردترین الگوی ساخت مساجد است و گونه دوشبستانی رو به فراموشی گذاشته است. گونه صحن شبستانی همچنان الگوی مساجد ساده و کوچک در نقاط کم تراکم جمعیتی است.

یادداشت ها

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۱۵