مطالعات معماری ایران

مطالعات معماری ایران

مطالعات معماری ایران پاییز و زمستان 1396 شماره 12 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

همنشینی آرایه های تنگ بری و فرم سفالینه های دوره صفوی، مطالعه موردی تنگ بری های کوشک هشت بهشت و کاخ عالی قاپو اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: دوره صفوی کاخ عالی قاپو کوشک هشت بهشت فرم سفال تنگ بری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 186 تعداد دانلود : 52
سفال دوره صفوی به دلیل حمایت حاکمان، تعاملات فرهنگی فرامنطقه ای و پیشینه غنی سفالگری ایران، تکامل زیادی یافت. این سفالینه ها در تنگ بری های معماری صفوی نیز نمود یافته اند. پرسش های مقاله این است که پرشمارترین فرم های سفال صفوی در تنگ بری ها و دلایل به کارگیری آن ها کدام است؟ اهداف این پژوهش، گونه شناسیِ پرکاربردترین فرم های تنگ بری در کاخ های هشت بهشت و عالی قاپو در اصفهان، بررسی تطبیقی فرم سفال صفوی و تنگ بری ها و تحلیل علل به کارگیری فرم سفالینه ها در تنگ بری هاست. داده ها به روش های میدانی و اسنادی گردآوری و با شیوه توصیفی تطبیقی پردازش و تحلیل شده اند. بر این اساس، پس از دسته بندی و گونه شناسی فرم های سفال دوره صفوی، به توصیف این گونه های سفالی و تبیین ویژگی های شاخص در فرم آن ها پرداخته شده ، سپس هریک از فرم های تنگ بری در دو بنای مورد مطالعه، با فرم های سفال دوره صفوی مطابقت داده شده است. بر این اساس، گونه شناسی آرایه های تنگ بری صورت گرفته و پرکاربردترین فرم های سفال در این آرایه ها شناسایی شده است. پس از آن، به تحلیل عوامل مؤثر بر کاربرد و فرم آرایه های تنگ بری پرداخته شده و عوامل زیباشناسی، فنی و هنری، گرایش های اخلاقی، سلایق شخصی و ارتباط این فرم ها با ادب فارسی بررسی شده است. از نتایج این پژوهش، معرفی سفالینه های مورد علاقه شاهان صفوی، یعنی صراحی ها ، قمقمه ها و ابریق ها و پرکاربردترین فرم های تنگ بری یعنی کوزه ها یا خمره هاست. منظومه های صفوی نیز پرکاربردترین سفالینه ها را معرفی می کنند. احتمالاً برخی تنگ بری ها نیز از نمونه های فلزی و شیشه ای تأثیر پذیرفته اند. سطوح عمودی دیوار های عالی قاپو و تقسیمات افقی دیوارهای هشت بهشت، بر فرم تنگ بری ها تأثیرگذار بوده است. همچنین تنگ بری های حجیم تر که مکانی برای نگهداری سفالینه های نفیس بوده اند، در بخش های پایین تر اجرا شده اند. به نظر می رسد معماران صفوی با آگاهی از نقش تنگ بری ها در شکستن پژواک صدا، چنین شیوه ای را برای تزیین اتاق های موسیقی و بزم دو بنا برگزیدند. همچنین، علایق و گرایش های اخلاقی شاه عباس اول و شاه سلیمان اول در نحوه شکل گیری تنگ بری ها مؤثر بوده است.
۲.

بررسی شواهد تأثیر معماری پارسی بر معماری دوره مائوریایی هندوستان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: پاتالی پوترا معماری هخامنشی معماری هند مائوریایی موریایی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 213 تعداد دانلود : 218
سرزمین هندوستان یکی از ساتراپی های امپراتوری هخامنشی بوده است و با توجه به قرارگیری این ساتراپ در منتهی الیه خاوری قلمرو هخامنشی و عدم آشنایی تاریخ نگاران عهد باستان با این سرزمین، اطلاعات کمی درباره این ساتراپی و حدومرز آن در دوره هخامنشی در دسترس می باشد. در پی هجوم اسکندر مقدونی از غرب به شرق، سرزمین هند آخرین بخش از امپراتوری هخامنشی بود که به تصرف او درآمد و از این زمان به بعد، اطلاعاتی توسط تاریخ نگاران عهد قدیم درباره این سرزمین و آداب و جغرافیای آن نوشته شده و در دسترس است. در همین زمان، چاندرا گوپتا در پی نبرد یا توافق با جانشین اسکندر (سلوکوس نیکاتور) در آسیا، نوعی خودمختاری به دست آورده و سلسله مائوریایی را پایه گذاری کرد. پایتخت این امپراتوری شهری به نام پاتالی پوترا بوده است. در جریان کاوش های باستان شناسی در این محوطه که در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم انجام شد، شواهدی به دست آمد که نشان دهنده نفوذ معماری پارسی در بناهای مائوریایی بود. دیوید اسپونر که در بخش های مختلف پاتالی پوترا به کاوش پرداخته بود، نظریه فراتر از نفوذ طبیعی معماری پارس بر یکی از ساتراپی های هخامنشی را ارائه کرد. او با ارائه شواهد میدانی و اتیمولوژیک، نظریه «دوره زردتشتی در تاریخ هند» را مطرح کرد و معتقد بود پادشاهان مائوریایی اصالتاً ایرانی بوده و میراث شاهان هخامنشی را با خود به هندوستان آورده اند و در پی آن، اقدام به ساخت نمونه ای از تخت جمشید با معماران ایرانی در پاتالی پوترا کرده اند. اما بررسی شواهد میدانی و تحلیل مدارک ارائه شده توسط او و کاوشگران بعدی، چنین تأثیر گسترده ای را در حیطه معماری نشان نمی دهد و با شواهد فعلی، فقط می توان از تأثیرپذیری معمول بناهای مائوریایی سخن گفت. این پژوهش در مرحله گردآوری اطلاعات به روش کتابخانه ای و در مرحله بعدی با روش بررسی قیاسی انجام شده است
۳.

«بهشت ثانی» و «کوچه آراسته از خرمی»، شکل و جایگاه خیابان (ها) در جعفرآباد و قزوین صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: قزوین خیابان باغ سعادت آباد شاه طهماسب عبدی بیگ شیرازی دارالسلطنه صفوی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 974 تعداد دانلود : 600
زمانی که قزوین به عنوان پایتخت شاه طهماسب انتخاب شد، دولتخانه و مجموعه ای از باغ ها، در اراضی موسوم به زنگی آباد ساخته شدند. با تخریب بخش وسیعی از مجموعه صفوی قزوین، آثار ناچیزی از آن باقی مانده است. این آثار ناچیز و منابع دیگر همواره دست مایه قرار گرفته اند تا شکل شهر و طرح دولتخانه و باغ های مجاور آن آشکار شود. با وجود این، به نظر می رسد اطلاعات موجود برای فهم طرح شهر صفوی و خصوصیات اجزای مهم آن همچون خیابان کافی نیستند و شکل، طرح و خصوصیات خیابان صفوی به اندازه کافی مطالعه نشده است. این مقاله به دنبال یافتن موقعیت و خصوصیات خیابان یا خیابان های دارالسلطنه قزوین است. شاعر دربار، عبدی بیگ شیرازی به دستور شاه، دارالسلطنه و از جمله باغ سعادت، کاخ ها و برخی خیابان ها و میدان ها را توصیف کرده است. این توصیفات، سندی مهم برای فهم فضاهای شهر جدیدی است که در زمان طهماسب در شمال قزوین ساخته شد. برخی از جهانگردانی که به قزوین رفته اند، مشاهدات خود را از دربار صفوی در بخش هایی از دست نوشته ها و ترسیم های خود شرح داده اند. از میان آن ها پیترو دلاواله، دن گارسیا فیگوئروا و انگلبرت کمپفر بیشتر از دیگران، اطلاعاتی درباره دارالسلطنه قزوین ارائه کرده اند. در این مقاله که روشی تفسیری و توصیفی تاریخی دارد، ابتدا شرح عبدی بیگ از خیابان های مجموعه مطالعه شده است. با شناخت فضاهای توصیف شده در شعر و تطبیق ویژگی های آن ها با ترسیم های کمپفر و نوشته های دلاواله و فیگوئروا، موجودیت و موقعیت خیابان یا خیابان ها و ارتباط آن ها با یکدیگر در بستر شهر قابل فهم است. بر این اساس به جز خیابان شمالی جنوبی و خصوصی درون باغ اطراف ارشی خانه و سایر خیابان های درون باغ ها، دو خیابان در بیرون باغ های خصوصی قابل شناسایی است: نخست، خیابانی نیمه عمومی که میان سردر عالی قاپو و سردر باغ اطراف ارشی خانه قرار دارد و دوم، خیابانی که سردر عالی قاپو را به شهر قزوین متصل می کند و انتهای جنوبی آن نزدیک جلوخان مسجد جامع بوده است.
۴.

شأن کیفیت در معماری اسلامی، با استناد به آراء ابن عربی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلید واژه ها: ماهیت معماری اسلامی مکان کیفیت کمیت

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 272 تعداد دانلود : 40
مخاطبان آثار معماری اسلامی به واسطه حضور در این مکان ها به کیفیتی اذعان می کنند که بی گمان عمق وجود آن ها را نشانه رفته است. اما اگر این تجربه عمیق درونی را که مختص بناهای اسلامی نیز نیست و در اغلب بناهای فرهنگ های سنتی یافت می شود، با نظریه پردازی های رایج در باب فهم معماری مقایسه نماییم کمتر سنخیتی پیدا می کنیم. بر این مبنا اهتمام این مقاله بر آن است که با استعانت از پشتوانه غنی عرفان اسلامی، نکات و ابهاماتی را که درباره مسئله کیفیت وجود دارد، تا حدی روشن نموده و نتایج آن را در حد بضاعت خود، در حوزه معماری جاری سازد. در این راستا با ابتنای بر آنچه از قلمرو اندیشه عارفان اسلامی مستفاد می شود، می توان گفت که یک اثر معماری نیز همچون کلیت پدیده های عالم اعم از مصنوع و طبیعی، زنده و ذومراتب بوده و بسطی طولی در نظام هستی دارد: از مرتبه ماهوی یا باطنی تا نمود بیرونی یا ظاهری. اما مبتنی بر قاعده سلسله مراتب وجودی در پدیده ها، زندگی ذاتی مکان های مختلف نسبی است. در این میان کیفیت و کمیت یک مکان نیز دو مؤلفه اساسی و تعین بخش مرتبه ظاهری آن هستند که میزان هستی ذاتی یک مکان، به آن ها نیز سریان پیدا می کند. نکته مهم تر آنکه در فهم عرفانی از میان دو وجه ظاهری مکان، کیفیات آن تقدم وجودی، مرتبه ای و معرفتی نسبت به کمیت آن داشته و در واقع نسبتی طولی با ذات مکان دارند. پس می توان استنباط نمود تأثیرگذاری عمیقی که به واسطه حضور در آثار معماری اسلامی رخ می دهد، در وهله اول به مناسبت ذات زنده این مکان هاست؛ که این میزان از زندگی از مجرای کیفیات چندسطحی مکان ها از سوی مخاطبان آن ها دریافت می شود.
۵.

معیارهای قلمرو عمومی خوب شهر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلید واژه ها: فرهنگ انسان شهر نیازهای انسان قلمرو عمومی شهر

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 119 تعداد دانلود : 122
از گذشته های دور، همه و مکاتب فکری و انسان ها و جوامع ویژگی هایی را برای بهترین مکان زندگی خویش مدنظر داشته و متفکران و صاحب نظران هر جامعه ای، این ویژگی ها را معرفی می کرده اند. امروزه با توسعه فیزیکی شهرها و امکانات وسیع حمل ونقل و سفر و گردش گری، به نظر می رسد که معیارها و ویژگی های خاص برای هر محیط و هر شهر و اجزای شهر، به ویژه برای قلمرو عمومی آن باید تبیین و تعریف شود. مقاله حاضر سعی در توضیح و معرفی «معیارهای بهترین قلمرو عمومی شهر» دارد. در واقع، اصلی ترین سؤال پیش روی مقاله آن است که برای بهترین «قلمرو عمومی شهر» چه معیارهایی را می توان معرفی کرد. در جست وجوی پاسخ، روش های تحلیلی و استدلالی مورد استفاده قرار گرفته است. یافته های تحقیق نیز بیانگر وجود نیازهایی انسانی برای کسانی است که در قلمرو عمومی شهر حاضرند، که «قلمرو عمومی خوب» باید پاسخ گوی این نیازها به نحو مطلوب باشد. نکته قابل تأمل این است که نیازهای انسانی در سه گروه اصلیِ نیازهای معنوی (یا روحانی)، نیازهای نفسانی (یا روانی) و نیازهای مادی (یا فیزیولوژیک) قابل طبقه بندی هستند. این نیازها مربوط و مابه ازای سه ساحت از حیات انسان هستند. این سه ساحت نیز مجموعه همه ساحت هایی است که مجموعه ادیان و مکاتب (و نه الزاماً هرکدام به تنهایی) برای انسان قائل اند. البته با عنایت به اینکه تحقیق در ایران انجام شده است، قاعدتاً ساحت های حیات انسانی برگرفته از آموزه های دینی و وحیانی اسلام هستند.
۶.

گونه شناسی خانه های تاریخی بافت قدیم شهر مشهد، از اوایل قاجار تا اواخر پهلوی اول(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: دوره پهلوی دوره قاجار شهر تاریخی گونه شناسی مسکن خانه های مشهد

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 64 تعداد دانلود : 726
مشهد شهری است با محله های تاریخی که روزگاری بسیاری از خانه های ارزشمند را در خود جای داده بود، اما به واسطه تغییر شیوه زندگی، طرح های توسعه، مهاجرت و تغییرات اقتصادی، بخش وسیعی از بافت ارزشمند شهر در طی زمان دچار تغییر شده است. صرف نظر از جنبه های مثبت و منفی این تحولات، لزوم معرفی و بازشناسی خانه های مشهد به عنوان یک شهر تاریخی، امری ضروری و مسجل است. در این نوشتار سعی شده است تا قابلیت گونه شناسی و دسته بندی درخصوص خانه های تاریخی شهر مشهد مورد بررسی قرار گیرد. در این مطالعه با بررسی و تدقیق مفاهیم «گونه شناسی» و «مسکن» بر اساس اسناد و مدارک، به بررسی تاریخچه سکونت و ویژگی های بافت و معماری مسکونی گذشته هسته تاریخی مشهد اقدام شده است. در ادامه، ویژگی های شکلی و جهت گیری واحدهای مسکونی متأثر از اقلیم منطقه مورد توجه قرار گرفته و با معرفی تعدادی از خانه های تاریخی بر پایه دوره زمانی ساخت، به بررسی عناصر کالبدی و اجزای آن اقدام شده است. برآیند این مطالعه بیانگر امکان تفکیک و دسته بندی خانه های تاریخی شهر بر اساس ویژگی شکل و فرم عناصر، مانند سردر، هشتی، دالان، حیاط، ایوان و همچنین بافت، تزیینات نماها و فضاهای داخلی است که به سه دسته شامل دو گونه قاجاری (نیمه اول و نیمه دوم) با معماری درون گرا و گونه سوم پهلوی اول با فرم برونگرا قابل تمایز است که متأثر از شرایط زمانی و تغییرات ناشی از دگرگونی الگوی معماری ایران، تحت تأثیر معماری غرب و تحول در ساختارهای اجتماعی فرهنگی جامعه ایرانی در این دوران می توان برشمرد.
۷.

بازشناسی معیارهای مؤثر بر تجربه و ادراک ساکنان از چرخه ساخت وساز در محیط های مسکونی، نمونه موردی: محله سادات و همت آباد بابلسر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلید واژه ها: چرخه ساخت وساز لایه های زمان دار ارزیابی ساکنان چرخه های انطباقی محلات بابلسر

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 62 تعداد دانلود : 229
تأیید نقشه های معماری و اعطای پروانه ساختمانی، بخشی از جریان ساخت وساز در محیط های مسکونی است. جریان پیوسته ای که تأثیرات متفاوتی بر محیط و ساکنان آن بر جای می گذارد. بررسی این اثرات نیازمند دریافت ادراک ساکنان از آن در طول زمان است تا در شکل دهی به مراحل مختلف چرخه ساخت وساز مورد استفاده قرار گیرد. از سوی دیگر، سازوکار هدایت تغییرات تدریجیِ کالبدی براساس تجربه ساکنان، نیازمند مدلی است که آن را با روند عینی تلفیق و امکان شناخت محیط مسکونی را در هر مقطع زمانی میسر سازد. به دلیل پیچیدگی عناصر و فرایندهای تغییر در محیط کالبدی که دارای ابعاد عاطفی، شناختی و رفتاری است، چارچوب مفهومی پژوهش حاضر با تکیه بر مدل بنیان پاسخگویی محیطی جک نسر، به منظور دریافت رفتارهای ارزیابانه و چرخه های انطباقی هالینگ و گاندرسون در سیستم های طبیعی، مبنایی برای شناخت فرایند ادراک غیرسلسله مراتبی تغییرات کالبدی توسط ساکنان فراهم آورده است. پژوهش به روش کیفی و از نوع نظریه زمینه ای انجام شده است. سؤالات مصاحبه عمیق از مدل پیشنهادی جهت دریافت نظر هجده نفر از ساکنان اصیل دو محله همت آباد و سادات در شهر بابلسر به عنوان مکان پژوهش به کار گرفته شد. انتخاب مصاحبه شوندگان به روش گلوله برفی و معیار کفایت تعداد مصاحبه شوندگان نیز اشباع نظری بوده است. مفاهیم، مقولات و سپس مقولات اصلی به روش کدگذاری باز استخراج و مدل های زمینه ای مبتنی بر شرایط، تعاملات و پیامدها تبیین شدند. براساس نتایج پژوهش، ساکنان در طول زمان، شاخص هایی را برای ارزیابی عاطفی از تغییرات کالبدی به دست می آورند. تمرکز بر ماهیت پویای تغییرات، تغییر روایت بر مبنای انگیزه های اقتصادی، فقدان تداوم کالبدی گذشته و امروز و تنظیم سطح انطباق با درونی سازی عوامل بیرونی، از موضوعات اصلی در نگرش ساکنان به ترتیب در مراحل متروکه شدن، تخریب، ساخت و بهره برداری بوده است. پذیرش و کاربست معیارهایی چون حفظ مفهوم سکونت، الگوهای مرجع و استانداردهای ذهنی مرتبط با محیط در روند جاری تغییر، توأمان توسط سازندگان و ساکنان، می تواند تا حدی خسارت های ناشی از فقدان اسناد راهنما برای کنترل چرخه های ساخت در محلات مسکونی را کاهش دهد.
۸.

بازاندیشی نسبت نظر و عمل در کار معمار، با تکیه بر خوانش گادامر از آراء ارسطو درباره «حکمت عملی»(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلید واژه ها: حکمت عملی فرونسیس مسئله انسجام نظر و عمل در معماری تصمیم در معماری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 899 تعداد دانلود : 267
این تحقیق از طریقی دیگر به پرسش متداول حوزه آموزش معماری، یعنی مسئله عدم انسجام و مسئله وابسته آن یعنی شکاف میان نظر و عمل در معماری می پردازد و تأمل فلسفی درباره مفاهیم و پیش فرض های این مسئله را وجهه همت خود قرار می دهد. بازخوانی معنای عمل و نسبت آن با نظر در آراء ارسطو معنای دیگری از «عمل» را آشکار می کند که وجوه آن در معرفتی به نام فرونسیس یا حکمت عملی به نیکویی گشوده شده است. با استفاده از تحلیل گادامر از مفهوم فرونسیس، اهمیت آن در فهم نسبت میان امر کلی و امر جزئی، و به تبع آن، میان نظر و عمل روشن تر می شود. فهم عمل به مثابه امری که موقوف به سنجش و تصمیم است، معنای عمل به مثابه کاربست نظریه را در پیش فرض های ما تصحیح می کند، و موقعیت های جزئی ای را که ما به عنوان معمار با آن درگیریم و ناگزیر از سنجش و تصمیم هستیم، به عنوان نقطه کانونی جستجوی «نسبت نظر و عمل» به دید می آورد. فهم عمیق موقعیت های دینامیک تصمیم و عمل در معماری، روشن می کند که باید معنای نظر، معنای عمل و نسبت میان آن ها را به گونه دیگری بفهمیم. اگر بر معنای رایج عمل و نظر و الگوی کاربست نظریه در عمل پافشاری کنیم، فاصله میان نظر و عمل طی ناشدنی خواهد بود. اما اگر دیالکتیکی را که میان نظر و عمل، و میان جزء و کل در موقعیت سنجش و تصمیم رخ می دهد عمیقاً درک کنیم، در واقع بر شکاف نظر و عمل غلبه کرده ایم.

گزارش ها

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۲۳