مطالب مرتبط با کلید واژه " نهادهای مدنی "


۲.

مدیریت توسعه و نهادهای مدنی

کلید واژه ها: نهادهای مدنیتمدنمدنیتمدیریت توسعهاداره امور عمومیسازمانهای نخستینسازمانهای دومین

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۱
«مدیریت توسعه» یکی از جدیدترین رشته‌های علوم اجتماعی است که پیدایی «دیدهای میان رشته‌ای» موجبات ظهور و تدوین آنرا فراهم آورده‌اند. رگ و ریشه نظری این دیدگاهها را می‌توان در لابه لای بحث‌ها و نوشته‌های آدورنو،2 هورکهایمر،3 مارکوزه،4 و هابرماس5 که از سردمداران «دبستان فرانکفورت»6 به شمار می‌روند، جست. مدیریت توسعه به مثابه رشته‌ای مرکب و عمدتاً کاربردی، آشکارا محصول «جامعه مدنی»7 است، جامعه‌ای که از لحاظ سیاسی و اداری «دموکراسی مشارکتی»8 را ارج می‌نهد. تاریخ و همچنین جامعه‌شناسی شهری نشان می‌دهند که خاستگاه و پایگاه مدنیت9 شهرها بوده‌اند. فراز آمدن «تمدن»10 در گرو تشکیل «نهادهای مدنی»11 است و در هر جامعه،‌تنها زمانی که رشد وتوسعه این نهادها به درجه‌ای برسد که اغلب «اداره امور عمومی»12را مردم و سازمانهای غیر دولتی13 عهده‌دار شوند، توانش ساماندهی تمدنی بالنده و دوران‌ساز فراهم می آید. از منظر رشته سازمان و مدیریت، عمده‌ترین تفاوت بین شهر و سکونتگاههای پیشاشهر، در وجود و تعدد «سازمانهای دومین»14 است. چه در قبایل، عشیره‌ها، آبادیها و روستاها وجود این گونه سازمانها نادر است و اغلب امور توسط «سازمانهای نخستین»15 انجام می‌پذیرد. در صورتی که شهرها علاوه بر سازمانهای نخستین، تعداد زیادی از سازمانهای دومین را کنشگر و میانجی اداره امور عمومی می‌سازند که نظام یا ساختار اجتماعی پیچیده‌ای از نهادها و سازمانهای دومین را استقرار می‌بخشد. همین نهادها و تعدد، تنوع و غنای کمی و کیفی آنها و تداوم عملکردشان است که فرهنگ و تمدن شهر را بارور می‌کند. از این روست که تشکیل نهادهای مدنی را نمی‌توان از شالوده شهر وجامعه مدنی جدا کرد. برای توسعه این نهادها و عملکرد هر چه بهتر آنهاست که امروزه «مدیریت توسعه» در کانون توجه جهانیان قرار گرفته است. این مقاله سرشت چند ساحتی مدیریت توسعه و کنش متقابل آن با نهادهای مدنی را مورد تحلیل و تشریح قرار می‌دهد. همچنین نشان می‌دهد که تنها در صورتی این مدیریت در نواحی شهری می‌تواند موفق باشد که به صورت پایدار، موزون و همه جانبه ای به اجرا درآید. در این راستا گریزی جز ساماندهی علمی سازمانهای دومین و عملکرد آنها وجود ندارد. خاصه آن نهادهایی که مسئولیت حفظ، تقویت، انتقال و تسلسل «دانایی» و فراتر از آن «فراگیری دانایی» را بر دوش می‌کشند.
۳.

پاسخگویی در نظام جمهوری اسلامی ایران

کلید واژه ها: قانون اساسینهادهای مدنیپاسخگوییجمهوری اسلامیحقوق اساسیش‍وراه‍اقوای سه گانه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۸ تعداد دانلود : ۳۰۶
در این مقاله ، نحوه پاسخگویی در حقوق اساسی نظام جمهوری اسلامی ایران بررسی شده است . امروزه با پیچیده شدن نظامهای سیاسی و اداری از یک سو و گستردگی آنها از سوی دیگر ، وجود یک سازوکار پاسخگویی درونی یا بیرونی ، اهمیتی زیادی یافته است . پاسخگویی دولت به شهروندان و شیوه های مؤثر بر این پاسخگویی از جمله مباحث مهم در این زمینه است . تعامل رهبری با مجلس خبرگان از یک سو و با قوای سه گانه و سایر نهادهای موجود در حاکمیت از سوی دیگر ، از دیگر مباحث مطرح شده از حیطه پاسخگویی است ...
۵.

جهانی شدن و تأثیر آن بر هویّت قومی و ملّی: مطالعۀ کردهای سنندج

کلید واژه ها: هویت ملیهویت قومیجهانی شدننهادهای مدنیبعد فرهنگی و اجتماعی جهانی شدن

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷۸ تعداد دانلود : ۵۶۵
هدف این پژوهش بررسی تأثیر جهانی شدن بر هویت ملّی و قومی کردهای شهر سنندج است. نظریه پردازی می گوید جهانی شدن و روند روبه رشد آن موجب شده است تا مجدداً هویت های قومی متأخر به ضرر هویت های ملی در گسترة کشورها تقویت شوند. سؤال این است که آیا چنین نسبتی میان روند جهانی شدن با هویت ملّی و هویت قومی در میان کردهای ایران وجود دارد؟ برای پاسخ به این سؤال از نظریة رولاند رابرتسون استفاده کردیم، البته از آرای چند نظریه پرداز دیگر در زمینة جهانی شدن نیز بهره جسته ایم. فرضیه های استنتاج شده از چارچوب نظری عبارت اند از: 1. میان مصرف رسانه های جمعی جهانی شده و نوع هویت رابطه وجود دارد، به گونه ای که مصرف این رسانه ها به تضعیف هویت ملّی و تقویت هویت قومی منجر می شود، 2. میان گرایش به عضویت در نهادهای غیردولتی و نوع هویت رابطه وجود دارد، به گونه ای که گرایش به عضویت در این نهادها به تضعیف هویت ملّی و تقویت هویت قومی منجر می شود، 3. میان مسافرت ها و نوع هویت رابطه وجود دارد، به گونه ای که انجام مسافرت به سایر استان ها و خارج از کشور به تضعیف هویت ملّی و تقویت هویت قومی منجر می شود. روش تحقیق پیمایشی است و برای آزمون فرضیه ها از تکنیک تحلیل رگرسیونی استفاده شده است. شواهد تجربی دلالت بر آن دارد که افزایش مصرف رسانه های جهانی شده به تضعیف هویت ملّی و هویت دولت ساز منجر شده است. ازسوی دیگر، این عامل هویت قومی را تقویت کرده است. در وضعیتی مانند فعال ترشدن نهادهای غیردولتی و تحرّک بیشتر صنعت گردشگری و رونق اقتصادی، می توان انتظار داشت هویت قومی تقویت شود، اما درحال حاضر هنوز این مؤلفه ها در جامعة هدف از موقعیت چندان مناسبی برخوردار نیستند.
۶.

موانع شکل گیری جامعة مدنی در روسیه

تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۸۲
به نظر بسیاری از ناظران حوزة سیاست، فروپاشی اتحاد شوروی و از میان رفتن حزب کمونیست گامی بلند در مسیر مردم سالار شدن روسیه برآورد می شد. ولی در پی دگرگونی های نخستین دهة پس از تجزیة اتحاد شوروی آشکار شد که این روند با چالش های اساسی رو به رو است. ضعف شدید جامعة مدنی در این کشور همراه با تداوم قدرت متمرکز دولت، جنبه های پیچیدة این دگرگونی را مشخص می کند. پرسش اصلی این نوشتار این است که موانع شکل گیری جامعة مدنی در روسیة پساشوروی چیست؟ برای پاسخ به این پرسش، چند سؤال فرعی هم طرح می شود: جامعة مدنی چیست؟ چه عواملی سبب تضعیف جامعة مدنی در روسیة پساشوروی شده است؟ فرضیة نویسندگان این است که عناصر تضعیف کنندة جامعة مدنی، همان اصلی ترین عناصر تولید نابرابری در روسیة پساشوروی است که به صورت سیستماتیک و در روندی مدیریت شده، جامعة مدنی را تضعیف کرده اند. نویسندگان این نوشتار با روش توصیفی – تحلیلی، بررسی خود را با استفاده از کتاب ها و مقاله های فارسی و انگلیسی در این زمینه، و بهره گیری از منابع اینترنتی انجام داده اند.
۷.

احزاب و نشاط سیاسی در ایران (مطالعه موردی: در دولت یازدهم)

تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۱۱
نشاط سیاسی و آرامش روانی در هر کشوری لازمه هماهنگی و بهاء دادن به انجمن های مردم نهاد به ویژه احزاب و تشکل های سیاسی است که نقش بی بدیلی در ارتقاء آگاهی های سیاسی و مشارکت مردم در تعیین سرنوشت امورات خود دارا است؛ موضوعی که به یکی از دلمشغولی های دولت های مختلف در کشورهای کمتر توسعه یافته تبدیل شده است. تشکیل احزاب سیاسی در ایران به بیش از صد سال اخیر می رسد و همواره به دلایل گوناگون دچار فراز و نشیب هایی بوده است. هرگاه احزاب سیاسی و مشارکت مردم در تصمیم گیری رشد پیدا کند توسعه سیاسی و نشاط سیاسی در کشور ملموس می باشد. نکته تاریک در توسعه سیاسی با تکیه بر گسترش و سازمان بندی احزاب این است که اکثر احزاب و تشکل های سیاسی در کشورمان در ایام انتخابات فعالیت می کنند و در سایر ایام غیرفعال می گردند و در همین راستای شخصیت های برجسته ملی و فرهنگ عشیره ای با نفوذ کلامی و جاذبیت خود تأثیر بیشتری دارند تا احزاب. پژوهش حاضر به بررسی احزاب و نهادهای مدنی و تأثیر آن در نشاط سیاسی و اجتماعی مردم در چهار ساله اول دولت روحانی پرداخته است و وضعیت تشکل ها و انجمن های سیاسی با هرگونه سلایق سیاسی مختلف را در این دوران مورد بررسی قرار می دهد.