قربان علمی

قربان علمی

مدرک تحصیلی: دانشیار دانشگاه تهران
پست الکترونیکی: gelmi@ut.ac.ir

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۶۶ مورد.
۱.

Poverty Discourse Analysis in the Qur’an within the Framework of Laclau and Mouffe’s Theory(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۸
The present paper analyzes the issue of poverty in the Qur’an adopting Laclau and Mouffe’s discourse analysis method. Using this approach, it is tried to highlight the importance of the subject in the Qur’an, aiming to initiate serious discussions among Muslims and the followers of other religions on solving the poverty crisis. The Qur’anic discourse has two articulations on poverty alleviation and lack of poverty alleviation: a discouraging-encouraging strategic expression and rational approach. In this way, it divides the social space into the two poles of poverty eliminating identity (i.e., the positive identity or polarity) and poverty disregarding identity (i.e., the negative identity or polarity). The discourse’s strategies for poverty alleviation include eliminating the concentration of wealth in society by paying Zakat and Enfagh by individuals and allocating a portion of the community’s income to poverty alleviation. This portion is Fay and the spoils of war back then. Also, this discourse is about linking religious life and rituals including Hajj, sacrifice, Fidya, mosque preservation, and peace concerning poverty alleviation. This discourse achieves hegemony and prevails in 7th-century Saudi Arabia, where no attention is paid to poverty alleviation; however, it died out slowly after the Prophet’s death for some reason.
۲.

بازسازی نظام الهیاتی آریوس در باب پدر، پسر و روح القدس(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۳۹
مسیحیت، از یک سو دینی است ابراهیمی و معتقد به توحید؛ و از دیگر سو، مدام بر سه مفهوم پدر، پسر و روح القدس تکیه و تأکید دارد. تعیین نسبت و ماهیت ارتباط این سه مفهوم، یکی از مهم ترین مسائل الهیات کلاسیک مسیحی بوده است. دراین باره، آریوس، از الهیدانان دوره پدران، دیدگاهی درباره این سه بنیاد جوهری دارد که از شورای نیقیه (325م) به این سو، بدعت خوانده شد و محکوم گشت. این نوشتار می کوشد با استفاده از رویکرد تاریخی تحلیلی به شناسایی بسترهای فکری مرتبط بپردازد و با تکیه بر آثار موثق آریوس، الهیات او را بازسازی کند. این بررسی نشان می دهد که آریوس معتقد بود پدر، متعال و غیر است و از حیث ازلیت و ذات، تنها و یکتاست. پدر به خواست و اراده خود، پسر را در لازَمان از عدم آفرید تا واسطه خلقت زمان و عالم شود. پسر از حیث ازلیت و ذات، با پدر یکسان نیست؛ ارتباط پدر با پسر ارتباط خالق است با مخلوق؛ و روح القدس اولین مخلوق پسر است و این سه بنیاد جوهری، از حیث ذات و جلال باهم تفاوت دارند.
۳.

مسیح پائول ساموساتا؛ حقیقتی سرکوب شده در تاریخ(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۲
مسیح شناسی پائول ساموساتا یکی از مسیح شناسی هایی است که در قرن سوم میلادی توسط سینود انطاکیه به دلیل تأکید بر انسانیت صرف عیسی و نفی الوهیت جوهری و ازلی بودن مسیح، محکوم به بدعت شد. این مسیح شناسی حول سه محور مسیح تاریخی، انسان خداگونه و پیامبر نجات بخش قرار دارد و بیانگر این مهم است که عیسی که همانند انسان های دیگر متشکل از روح و بدن است، لیکن متعالی تر، و در نقطه ای از تاریخ از مریم متولد شد، با تکامل و پرورش اخلاقی خود، شایستگی فیض فرزندی خدا را پیدا کرد و به مقام یک پیامبر و مسیحای موعود که از پیش در نقشه نجات خدا طراحی شده بود، دست یافت و با مرگ خویش برای نجات انسان ها و تسخیر گناه اولیه آدم با اراده خدا وحدت یافت. نگارنده بر آنست که با نگاهی به مسیحیت سال های اولیه، از یک سو می توان این تئوری را مطرح ساخت که مسیح شناسی پائول ساموساتا که بیشترین قرابت را با مسیحیت اولیه دارد، احیاگر سنت فکری عیسی و اندیشه  مسیحیان اولیه که عیسی را انسانی صرف می دانستند، می باشد و از سوی دیگر در تقابل با مسیح شناسی لوگوسی-کیهانی کاتولیکی است که قائل به الوهیت و انسانیت توأمان عیسی است.
۴.

بررسی تحلیلی تجربه عرفانی در روان شناسی فرافردیِ استانسیلاو گراف(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۴۱ تعداد دانلود : ۱۰۰
در این نوشتار جایگاه تجارب عرفانی در روان شناسی فرافردی استانیسلاو گراف از منظر فلسفه ذهن بررسی و تحلیل می شود. گراف برخلاف دیدگاه رایج در روان شناسی آکادمیک، تجارب عرفانی را زمینه ای برای دسترسی به سطوح عمیق تر روان و آگاهی می داند. او از الگوی هولوگرافیک در فیزیک بوهم برای تبیین ظهور آگاهی در تمام مراتب هستی استفاده می کند و معتقد است که فیزیک نوین در تقابل با جهان بینی نیوتنی-دکارتی، امکان دفاع از واقع نمایی تجربه عرفانی و دسترسی به نظم مستتر جهان را فراهم می سازد. گراف با توجه به نابسندگی های تفکر فیزیکالیستی، یک الگوی هولوگرافیک از آگاهی ارائه می دهد. به نظر گراف وحدت ارگانیک با عالم یکی از ویژگی های تجربه عرفانی است. گراف شرایطی مثل بیماری و کم خوابی را نیز زمینه ساز تجربه عرفانی می داند که این امر در قالب تقلیل تبیینی قرار می گیرد که لزوماً مورد قبول صاحبان تجربه عرفانی نیست. گراف توصیفات عرفا از تجربه عرفانی را صرفاً با رجوع به مقولات و چارچوب فرهنگی آن ها تبیین می کند. لازمه چنین دیدگاهی ایجاد تمایز بین تجربه محض و تفسیر آن است که با آزمون فکری شفافیت در فلسفه ذهن قابل نقد می باشد.
۵.

بازخوانی عناصر عرفانی در طومارهای بحرالمیت(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۱۴۳
کشف طومارهای بحرالمیت به قدری در شناخت قوم یهود و متون مقدس آن مهم و اساسی بود که فروغ نوینی را برای شناخت و ساختن یک مفهوم دیگر از کتاب مقدس ارائه می دهند. عرفان در طومارها به نوعی رفتار مذهبی اطلاق می شود که فرد با روش هایی که اختصاصاً برای دستیابی به قلمرو و عرش الهی همراه با جذبه طراحی شده، انجام می دهد. افزون بر این، پیوستگی خاصی بین رؤیاهای مکاشفه ای ملکوت خدا و برخی طومارها مانند سپاس، نیایش فرشتگان، جنگ و قانون مسیحایی وجود دارد. اگرچه هنوز به روشنی آشکار نیست که این سنت عرفانی از بازمانده عرفان مکاشفه ای یهودیت معبد دوم ریشه ستانده یا از یک رشته عرفان کاهنانه فرقه گرایی قمران یا هردوان به وجود آمده باشد. اما این روشن است که سنت عرفانی به جامانده از قمران توسط یهودیان و مسیحیان در قرون بعد، بسط و توسعه یافته است. این پژوهش می کوشد تا با روش توصیف و تحلیل در بازخوانی مفاهیم و عناصر عرفانی طومارها به هدف بیان نوع و زبان مفاهیم عرفانی دست یابد.
۶.

مفهوم نور و ساحت های آن در عرفان هیلدگارد بینگنی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۲۶۱
در عرفان مسیحی، نور به دو شکلِ عمده درخور توجه بوده است: 1. بُعد تجربی؛ یعنی اینکه راهب یا عارف چگونه می تواند به نور به عنوان مقصد نهایی سلوک واصل شود و وجودش نورانی گردد. در واقع این بُعد توجه به وجودشناسی نور بوده است؛ 2. بُعد انتزاعی، که بیشتر در عرفان های نظری مد نظر بوده و بر حجاب های نورانی و وصف مقام ذات به عنوان نوری نادیدنی یا ظلمت توجه می کرده است. در دیدگاه اول، خدا سراسر نور است و در دیدگاه دوم، نور حجاب است و ذات خدا دست نیافتنی و در نتیجه ظلمت است. در بینش عرفانی هیلدگارد بینگنی، عارف قرن دوازدهم میلادی، نور عنصر کلیدی آن است و با توجه به پیش زمینه گنوسی به عنوان رمز، عالم قدسی در برابر جهان شر و تاریکی قرار می گیرد. او تجربه گر نوری است که با او سخن می گوید، به وی فهم تازه ای از کتاب مقدس و هستی می بخشد و تصاویری را نمایش می دهد. بر این اساس، نور در سه ساحت به شکل توصیفی و تحلیلی بررسی می شود: ساحت وجودی، ساحت معرفتی و ساحت نمادین. با نظر به این سه ساحت درمی یابیم عرفان هیلدگارد آمیزه ای از عرفان غرب و شرق مسیحی است که خدا و جهان روحانی آن سراسر نور است و دسترس ناپذیری مقام ذات نه با ظلمت که با نقص انسان وصف می شود.
۷.

بررسی مقایسه ای انگاره مکاشفه در عرفان روزبهان بقلی و هیلدگارد بینگنی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۱۵۵
مکاشفه از منظر برون دینی یعنی آشکارگی امر مقدس بر مبنای فیض الهی بر انسان که بروندادش تجربه عرفانی، وحدت، معرفت و حیاتی نو و دیگر است. بر این اساس، پدیدار مکاشفه را می توان در سه ضلع؛ یعنی تجلی امر مقدس، انسان و نقش مکاشفه بررسی کرد. از آنجا که بنیاد نوشته های روزبهان بقلی و هیلدگارد بینگنی بر شالوده تجربیات مکاشفه ای استوار شده، نگارنده در پیِ آن است که انگاره مکاشفه را برمبنای سه ضلعِ مکاشفه در میان یافته های عرفانی این دو عارف واکاوی کند. روش مقایسه ای به کاررفته در این پژوهش به جای بهره بردن از قالبی به نام تشابه و تفاوت (ذات گرایی و ساختارگرایی)، این است که ابتدا مشخصه های اصلیِ هر  ضلع را بررسی می کند، سپس مانند دو آیینه آنها را روبه روی هم قرار می دهد. یافته های ما نشان می دهد که روزبهان طالب تجربه ای وجودی از خداست و در مکاشفه با خدا مشارکت می جوید؛ درحالی که هیلدگارد در مکاشفه، به سرّ الهی معرفت می یابد و به عنوان نفر سوم آن را برای جامعه مسیحی روایت می کند.
۸.

الهیات سیاسی یوهانس پابتیست متز؛ گامی به سوی الهیات یادآوری(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۲۴۹
الهیات سیاسی یوهانس باپتیست متز، کشیش و الهی دان کاتولیک آلمانی، واکنشی الهیاتی در مخالفت با فردگرایی فرهنگ غربی، خصوصی سازیِ دین و مبادله ای شدن ارزش ها از دوران روشنگری تا امروز است. او در آثار خود، با محورقراردادن مسئله رنج، تفسیری از زندگی و آموزه های عیسی مسیح به دست می دهد که بنیاد و پایه دین، کلیسا و ایمانِ مسیحی را در یادآوریِ پرمخاطره عیسی مسیح می داند. به باور وی، این یادبود پرمخاطره به عنوانِ یادآوری رنج، نمونه ویژه یادآوری تاریخ رنج انسان است که از فرد می خواهد تا با یادآوری رنج های گذشته و به ویژه یادبود زندگی و مصائب عیسی مسیح، مسئولیتش نسبت به دیگری را بپذیرد. نمود عینیِ ایمان مسیحی و تحقق عملیِ این یادبود در تشبه به مسیح، پیروی و شاگردیِ وی در همبستگی با رنج کشیدگان و ستم دیدگان است. این خوانش نوین از الهیات سیاسی بر پایه تجربه شخصیِ متز از حضور در جنگ جهانیِ دوم و تأثیرپذیرفتن از سنت های یهودی -مسیحی و فلسفی است که با یادآوری و روایتِ زندگی عیسی مسیح، نگرشی انتقادی - اصلاحی دارد و معنای تازه ای از کلیسا و ایمان مسیحی ارائه می کند. این نوشتار با روش توصیفی - تحلیلی به بررسی ماهیت، ریشه ها، چگونگی و ابعاد گوناگون یادبود پرمخاطره عیسی مسیح در الهیات سیاسی متز می پردازد.
۹.

جایگاه «نفس» نزد سعدیا گائون(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۴۹
مفهوم «نفس» از موضوعات مهمی است که در بین متفکران ادیان و مکاتب فلسفی مختلف بحث مفصلی درباره آن مطرح شده است. به دلیل اهمیت آن، فیلسوفان و متألهان در زمینه ماهیت و خصوصیات نفس به نزاع و کشمکش پرداخته اند. سعدیا گائون، فیلسوف یهودی قرون میانه، از جمله عالمان یهودی است که به این مسئله پرداخته است. دیدگاه وی در خصوص مسئله نفس، یکی از مناقشه برانگیزترین نظریات سعدیاست که اختلاف نظر را در بین پژوهشگران به وجود آورده است. وی پس از بیان دیدگاه های فیلسوفان یونانی، با استدلال عقلی و اشارات نقلی به رد نظریات ایشان می پردازد و سپس نظریه خویش را درباره نفس بیان می کند. در نوشتار پیش رو به بررسی آرای سعدیا گائون در زمینه نفس، و بسترهای فکری او و همچنین میزان وام داری یا اصالت تفکر وی در موضوع مورد بحث می پردازیم. آن گونه که به نظر می رسد، وی در مواجهه با مسئله نفس رویکرد تلفیقی (سنتتیک) دارد.
۱۰.

مکاشفه در سلوک عرفانی مشتیلد ماگدبورگی و روزبهان بقلی با تکیه بر نورجاری الهی و کشف الاسرار و مکاشفات الانوار(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۸۱
ادبیات عرفانی - مکاشفاتی نگاشته هایی را در بر می گیرد که در آن، عارف از تجربه های عرفانی خویش پرده برداری می کند. مشتیلد ماگدبورگی و روزبهان بقلی، عارفانی در دو حوزه مسیحیت و اسلام هستند که در این شکل ادبی به نگارش نورجاری الهی و کشف الاسرار دست زده اند. این دو کتاب باوجود تمایزها و افتراق های ریز و درشت برآمده از تفاوت ها در دو سنت دینی - عرفانی، از سویه هایی هم نوا با یکدیگر برخوردارند؛ شباهت هایی که از شکل و نوع مکاشفه تا سبک و نگارش متن را شامل می شود و امکان و جواز مقایسه را صادر می کند. این مکاشفات در بسیاری موارد جز با فراخواندن نمادها و آرایه های ادبی گوناگون، در قالب نوشتار نمی گنجند. مواجهه مستقیم انسان و خداوند، روح این آثار است که در اصطلاحاتی چون عشق و اشتیاق، وحدت و اتحاد، نور و حیرت بیان می شود. این حضور خداوندی از تمایل او به سالک ناشی می شود و عارف، این حضور الهی حجاب افکن و غیب نما را جز در لباس التباس توصیف پذیر نمی یابد. این تجربه های عرفانی، گاه چنان سنگین و ثقیل است که زبان این دو، تاب وتوان بیانش را حتی در لفافه نماد و تمثیل نیز ندارد. درنهایت، سیروسلوک مشتیلد و روزبهان در نبود هیچ فاصله و واسطه ای با خداوند، همراه با بی ارادگی و حیرتی متعالی، در اتحاد یا وحدتی با او به سرانجام می رسد. این مقاله با اتخاذ روش مقایسه ای، گفت وگوی میان دو اثر را به نظاره نشسته و با تحلیل تجربه های توصیف شده، در راستای شناخت هرچه بهتر پدیدارهای مکاشفاتی هم نوای آنها برآمده است.
۱۱.

حیات عرفانی در اندیشه پولس(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۸۲ تعداد دانلود : ۲۹۰
در این مقاله مفهوم حیات عرفانی و چگونگی نیل به آن از دیدگاه پولس بررسی می شود. بنا بر آنچه از مطالعه و تحلیل رساله های او برمی آید، وی مدعی است که پس از تغییر کیش، درنتیجه تجربه ای که در راه دمشق برایش رخ داده است، به حیاتی تازه در مسیح دست یافته و سبک زندگی جدیدی را تعلیم می دهد که حیاتی پاک، معنوی و عرفانی است. پولس نیکوترین حیات را زندگیِ مسیح گونه معرفی کرده که شایسته فرزندان خداست. حیات عرفانی یعنی زیستن به گونه ای که خدا می خواهد و غایت آن مسیح گونه شدنِ انسان است. هرچند پولس بر فیض خدا در تحقق چنین حیاتی تأکید می ورزد، اما سهم انسان را در رسیدن به آن نادیده نمی گیرد. او دعا، مراقبه، وارستگی، طهارت باطن، توکل، پذیرفتن اراده خدا، هماهنگی و همکاری با خدا، ایمان، امید و محبت را بنیان های حیات مسیحانه، یعنی زندگی عرفانی می داند.
۱۲.

رهیافتی تاریخی به نقد منابع در مطالعه اسفار خمسه(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۹۹ تعداد دانلود : ۴۶۶
مطالعه اسفار خمسه همیشه با چالش هایی روبه رو بوده است که گاه حل ناشدنی به نظر می رسند؛ المثنی ها و مکررات، تناقض ها، تفاوت های سبکی و زبانی از این دست مشکلات اند. عالمان یهودی این ناسازگاری ها را به صورت سنتی ظاهری دانسته و با اتخاذ رویکردهایی تفسیری، در مصالحه این بخش های اسفار خمسه با هم سعی داشته اند. از رنسانس به بعد، به ویژه از عصر روشنگری تاکنون که مطالعه علمی و روشمند متون ادبی مطرح شد، نظریه ها و فرضیه های متفاوت و گاه متعارضی درباره ماهیت اسفار خمسه مطرح شده اند. نقد منابع یکی از آنهاست که در این مقاله تلاش شده است با رهیافت تاریخی، پیشینه، شخصیت ها و اندیشه های اصلی آن بررسی شوند و نقدهای مبنایی به آن به اجمال یادآور شوند. اتخاذ این رویکرد در سده های هجدهم و نوزدهم باعث شد فرضیه هایی درباره ماهیت اسفار خمسه شکل بگیرند؛ ازجمله: فرضیه متقدم اسناد، فرضیه قطعه ها، فرضیه تکمیل و فرضیه متأخر اسناد. مفروض بنیادین فرضیه های مذکور این است که اسفار خمسه دارای وحدت ادبی نیست، بلکه در گذر زمان طول و تفصیل یافته و مشتمل بر لایه های ادبی متفاوتی است.
۱۳.

تحلیل سطوح معنایی قطعه حکمی 4قم184 طومارهای بحرالمیت(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۸۶ تعداد دانلود : ۳۵۹
حکمت و شرارت در نماد «زن» در سنت یهود، به ویژه در موارد ارائه تصاویر زنانه در ادبیات حکمی همواره مطرح بوده است. این جستار با تمرکز بر یکی از متون قمران، یعنی 4قم184، به تحلیل برخی کارکردهای وجوه حکمت در اندیشه قمرانیان می پردازد. وجود قطعه 4قم184 در میان نسخه های خطی قمران، دال بر اهمیت این متن کنایی در میان انجمن قمران و بازتاب اوضاعی است که این فرقه با آن درگیر بوده است. این قطعه طومارهای بحرالمیت، با شواهدی از کتاب مقدس در سه لایه معنایی واکاوی شده است: نخست، آموزه های اخلاقی که در سنت دیرپای یهود شکوفا شده بود. در لایه معنایی دوم، جنسیت حکمت، با در نظر داشتن ایزدبانوان حکمت بین النهرین و پیش زمینه تاریخی عهد قدیم، انگیزه ادبی الهیاتی دارد. با تحلیل زمینه تاریخی روشن می شود که این شعر در سطح سوم، استعاره ای است از کهانت اورشلیم که همچون زنی شریر در حال اغواگری پرهیزگاران است. بر اساس همین باورِ قمرانیان به کهانت نادرست معبد و حکمت دروغین اورشلیم، آنان از اورشلیم کناره گرفتند.
۱۴.

مفهوم خدا در اندیشه پولس(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۱۳ تعداد دانلود : ۱۹۵
این مقاله با مطالعه تاریخی، واژگانی و الهیاتی رساله های پولس و آنچه در اعمال رسولان درباره وی آمده است، به بررسی مفهوم خدا در اندیشه او می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد که اعتقاد به خدای حقیقی، یگانه شالوده اندیشه پولس است. اما این خدای یکتا، خدای پدر نیز هست. یگانگی خدا بیانگر قدرت، بزرگی و بی همتاییِ و پدر بودنش، نشانه خیرخواهی، محبت و حسن نیت اوست. به گفته پولس «برای ما یک خدا وجود دارد، خدای پدر». این خدا، ضمن برخورداری از همه صفات کمالی بیان شده در ادیان توحیدی، خالق و نجات بخش نیز هست؛ زیرا «همه چیز از او، توسط او و برای او به وجود آمده اند». بااین حال، مسیح وسیله و عامل او در آفرینش و نجات است؛ البته این به معنی غیر فعال بودن خدا نیست، مسیح همه چیز خود را از خدا دارد. خلقت و مشیت به دست خدا است. پولس جز در یک مورد (بند 5/ فصل 9/ نامه به رومیان) که به قرائت و تفسیر جانب دارانه و به یقین سست برمی گردد، میان خدا و عیسی مسیح تفاوت اساسی قائل شده و از مسیح هرگز تعبیر به خدا نمی کند.
۱۵.

خداباوری گشوده و صفت علم مطلق الهی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۳۵ تعداد دانلود : ۳۷۴
یکی از نظریات بسیار مهم و چالش برانگیز خداباوری گشوده، دیدگاه خاص آن درباره صفت علم مطلق الهی است. خداباوری گشوده اذعان دارد که خدا عالم مطلق است، اما با این قید که علم خدا به افعال اختیاری که انسان در آینده انجام می دهد تعلق نمی گیرد. پذیرش اختیار مطلق برای انسان توسط خداباوران گشوده و پذیرش تعارض میان «افعال اختیاری انسان در آینده» با «علم پیشینی خداوند» سبب شده است که آنها علم پیشینی خدا به این افعال را انکار کنند. در عین حال، از نظر آنان عدم علم پیشینی خداوند به این نوع افعال، خدشه ای به علم مطلق او وارد نمی کند. خداباوران گشوده با ذکر انواع دیدگاه ها درباره علم خدا و بیان اشکالاتی که در این نظریات وجود دارد، دیدگاه خاص خودشان را اثبات می کنند و این دیدگاه را هم به لحاظ منطقی-فلسفی سازوارتر و هم به لحاظ مبتنی بودن بر کتاب مقدس سازگارتر می دانند. آنها، در یک تقسیم رایج و کلی، سه دیدگاه را قسیم دیدگاه خودشان می دانند که عبارت اند از «علم بسیط یا صرف»، «علم میانی» و «دیدگاه آگوستینی-کالونی». مدافعان خداباوری گشوده بعد از بیان اشکالات وارد بر هر کدام از این نظریات، که غالباً بر محدود شدن اختیار انسان، یا تعارض با کتاب مقدس تکیه دارند، نظریه خاص خودشان را تثبیت می کنند.
۱۶.

مقایسه و بررسی مبادی اولیة زهد در تصوف و تائوئیسم (باتکیه بر آرای فضیل بن عیاض و یانگ چو)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۰۲ تعداد دانلود : ۳۲۳
این مقاله با استفاده از منابع دست اول و با روش توصیفی تحلیلی به مقایسة آرای فضیل بن عیاض، صوفی سدة دوم اسلامی و یانگ چو، زاهد سده های نخستین تائویی، در باب زهد می پردازد. ضرورت این تحقیق بر شباهت های ابتدایی مکتب تائویسم و تصوف در باب زهد است؛ که به ظاهر موجب یکسان دانستن مفهوم زهد در این دو مکتب می شود؛ زیرا تصوف اسلامی با زهد آغاز شد و شروع مکتب تائویسم هم زهد است. در مجموع باید گفت که در ظاهر، اقوال فضیل و یانگ چو، در مواردی شبیه هستند؛ اما به رغم شباهت های ظاهری، نتیجه می شود که فضیل زاهدی عارف، عابد، اهل ایثار و طالب حق است؛ در حالی که یانگ چو، صرفاً زاهدی دنیاگریز، مادی گرا و متمایل به حفظ خویشتن از رنج های دنیوی است که فاقد ارزش های متعالی به نوع انسان است. در نتیجه، مفهوم زهد در آرای فضیل بن عیاض بر یانگ چو برتری دارد.
۱۷.

ایمان گروی اعتدالی ابن حزم، طریق تحصیل باورهای دینی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۲۳ تعداد دانلود : ۲۷۳
ابن حزم اندلسی دو رویکرد به مسأله معرفت شناسی دارد. رویکرد اول مبتنی بر منطق ارسطویی است و رویکرد دوم بر مبانی فکری ظاهریه استوار است. تأکید او در رویکرد اخیر، بر طریق چهارم از راه های تحصیل معرفت است. بر اساس آن آدمی با تصدیق پیامبر (ص) و ایمانی که خداوند در دل او می آفریند، به کسب معارفی خاص نائل می گردد. او، بر طبق روش معناشناسی اش، راه چهارم را از عبارات وحیانی و باورهای مبتنی بر آن گرفته است. با مراجعه به اندیشه های ظاهریه حزمیه مشخص می شود که آنچه از طریق ایمان به پیامبر بدست می آید، مجموعه ای کامل، متناهی، مشخص و تضمین کننده سعادت آدمی است و قابل حصول از طرق دیگر نیست. باوجود این، او وحی را نخستین منبع همه معارف به حساب نمی آورد. از نظر او باور مرتبه ای بالاتر از معرفت می باشد و تفاوت تعداد راه های کسب معرفت در دو رویکرد را باید در این نکته جستجو کرد. این دیدگاه او را «ایمان گروی اعتدالی» نام نهاده ایم.
۱۸.

بررسی روش شناسی مطالعات دینی کنت ول اسمیت(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۹۴ تعداد دانلود : ۲۰۱
از جمله مباحثی که در چند قرن اخیر مورد توجه بسیاری قرار گرفته است، مطالعه و بررسی دین، مسایل مربوط به آن و تلاش برای شناخت ابعاد مختلف آن بوده است. این مقاله به روش توصیفی تحلیلی به بررسی روش شناسی مطالعات دینی ویلفرد کنت ول اسمیت، از دین پژوهان معاصر، می پردازد. از دیدگاه اسمیت یک محقق در مطالعات دینی نباید خود را به یک روش خاص محدود کند. ویژگی های رویکرد اسمیت در مطالعات دینی عبارتند از: شخص گرایی، موضوع محوری و پرهیز از تأکید بیش از حد بر روش، کثرت گرایی روشی، تأکید بر رویکرد مبتنی بر گفتگو و روش پرسش از افراد دین دار. نقاط قوت اسمیت در این باره تمرکز بر موضوع به جای روش، پرهیز از حصرگرایی روشی و تأکید بر رویکرد مبتنی بر گفتگوی بین دین داران است. نقدهای وارد به دیدگاه اسمیت در مباحث فروکاهش دین، نسبیت معرفت شناختی، کثرت گرایی دینی و تساهل و تسامح مطلق مطرح می شود.
۱۹.

نجات و راه نیل به آن در کشف الاسرار و عُدَّه الابرار رشیدالدین ابوالفضل میبدی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۹۴ تعداد دانلود : ۲۰۱
نجات یکی از اساسی ترین مسئله ها در ادیان ابراهیمی یهودیت، مسیحیت و اسلام است. در این ادیان، خدا آدم را در بهشت یا باغ عَدَن ساکن کرد. آدم در آن از فرمان خدا به واسطه ابلیس یا مار سرپیچی کرد، در نتیجه، از آن اخراج شد و به زمین هبوط کرد و در واقع، همه انسان ها هبوط کردند. از این رو، انسان نیاز به نجات، یعنی بازگشت به بهشت یا باغ عَدَن را دارد. در اسلام، خدا برای نجات کل بشریت قرآن کریم را وحی کرده است. در قرآن مجید از نجات رسولان و مؤمنین سخن به میان آمده است. با توجه به اهمیت نجات در قرآن کریم، بدیهی است که آن در تفاسیر قرآن مجید نیز مورد توجه قرار گیرد. یکی از تفاسیری که این موضوع را به تفصیل و از نگاه تفسیری و عرفانی مورد بررسی قرار داده، تفسیر کشف الاسرار و عُدَّه الابرار، اثر رشیدالدین ابوالفضل میبدی است. این مقاله که با روش توصیفی و تحلیلی نگارش یافته، به تبیین نقش خدا در سعادت و شقاوت، رابطه طاعت و معصیت با سعادت و شقاوت، نقش انبیا در سعادت و شقاوت و ... در این تفسیر می پردازد. به نظر میبدی، گر چه خدا اقوال و اعمال بندگان را در روز ازل تقدیر کرد و امروز در وقت عمل آن ها را در آنان خلق می کند، اما بنده آن ها را کسب می کند. میبدی دلیل مثاب و معاقب شدن بندگان را همین کسب می داند. همچنین میبدی ثواب و عقاب را از احکام تکلیف و نه از احکام تقدیر می داند و به نظر او، بنای آن ها بر امر و نهی، و نه بر توفیق و خِذلان است؛ زیرا تقدیر اصل و عمل فرع است و ثواب و عقاب از احکام فروع و نه از احکام اصول است.
۲۰.

جایگاه انسان در نظام آفرینش از دیدگاه فیلون اسکندرانی و ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۳۶ تعداد دانلود : ۱۹۲
فیلون اسکندرانی، فیلسوف، متکلم و عارف بزرگ یهودی در قرن اول میلادی است. او اولین کسی است که در نظام فکری فلسفی اش در پی تلفیق و وفق دادن فلسفه با دین برآمد و در سایه این رویکرد جدید، مسائل بدیعی را مطرح کرد و اندیشمندان بعد از او تا قرن ها از آرای او متأثر بودند. در این مقاله دیدگاه ملاصدرا با دیدگاه فیلون درباره جایگاه انسان در نظام آفرینش و به عبارت دیگر، نسبت میان خدا و انسان، مقایسه و ردپای اندیشه های فیلون در آرای ملاصدرا جسته شده است. با وجود تعلق آنان به دو سنت دینی متفاوت و فاصله تاریخی بسیار بین آنها در آرا و عناصر تشکیل دهنده نظام فکری و فلسفی شان اشتراکاتی ملاحظه می شود؛ زیرا اندیشه های فلسفی هر دوی آنان تلفیقی از عقل، وحی و عرفان است. آنان با اندکی تفاوت معتقدند انسان به صورت خدا آفریده شده است، مهم ترین جزء وجودیش همانا عقل است و جانشین خدا در عالم وجود است. فیلون لوگوس را واسطه بین خدا و عالم می داند و ملاصدرا نیز از آن به حقیقت انسان کامل تعبیر می کند. همچنین هر دو، انسان را مستعد صعود به درجات بالای عرفانی، به تعبیر فیلون اتحاد عرفانی با خدا و به تعبیر صدرا تشبه به خدا می دانند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان