بهزاد حمیدیه

بهزاد حمیدیه

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۸ مورد از کل ۱۸ مورد.
۱.

دوگانه معنویت هیجانی غیرهیجانی، بر اساس مقایسه یوگای پتنجلی با عرفان اسلامی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۲۱
در مقاله حاضر از طریق مطالعه موردی یوگا و مقایسه آن با معنویت اسلامی، به مستندسازی تقسیم «معنویت» به «هیجانی غیرهیجانی» پرداخته شده است. «معنویت» تحولی عمیق در وجود انسان است که وجهه فکری، احساسی و رفتاری انسان را به تعالی یافتن از زندگی خاکی و حیوانی منعطف می کند. سلوک های معنوی، آ ن چنان که در ادیان و فرهنگ های جهان دیده می شود، متنوع است و می توان این تنوع را بر محور یک تحلیل سه بخشی مقایسه کرد: غایت سلوک معنوی، مسیر سلوک معنوی و فنون تحول معنوی. در مقاله حاضر، یوگای پتنجلی بر اساس این شیوه تحلیل، با عرفان اسلامی مقایسه می شود و نشان می دهد که یوگا برحسب هر سه مؤلفه مزبور، نسبت به عرفان اسلامی آ ن چنان است که می توان آن را خالی از هیجانات عاطفی و درنتیجه، «معنویت غیرهیجانی» دانست. اگر غایت یوگا دستیابی به آگاهی برتر و حذف هرگونه تعلق و بیم و رنج است، عرفان اسلامی رو به سویِ تعلق عاشقانه به حق تعالی دارد و به استقبال رنج ها می رود. مسیر سلوک اسلامی و فنون تحول در عرفان اسلامی نیز به خلاف یوگا، سراسر آکنده از واردات قلبیه و دگرگونی های عاطفی ناب است. با این مقایسه، می توان دو گونه معنویت را بازشناسی کرد (معنویت هیجانی و معنویت غیرهیجانی) و آن را در تحلیل معنویت های دیگر به کار برد. هر معنویتی می تواند در نقطه ای از یک طیف قرار گیرد، طیفی که یک سر آن، معنویت کاملاً هیجانی و یک سوی دیگرش، معنویت خالی از هیجانات روحی است.
۲.

سکولاریزاسیون معنویت؛ تهدیدی فرهنگی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۷
معنویت در حوزه ادیان سنتی، به دلیل پیوستگی و تعامل بسیار با دین داری، به یک مفهوم مستقل و دارای ویژگی ها، پیامدها، آسیب شناسی و خاستگاه مخصوص به خود تبدیل نشده است، اما امروزه بر اثر فرایند سکولاریزاسیون و کاسته شدن جایگاه دین، به معنویت سکولار توجه بسیاری می شود. بخشی از این توجه، مرهون تأثیرگذاری فوق العاده معنویت بر فرد و جامعه و حوزه های کار، تعلیم و تربیت و سلامت است. در چنین شرایطی، بر ماست که مفهوم معنویت را در حوزه دین اسلام مورد بازاندیشی و بازتعریف قرار دهیم و تمایزهای معنویت اصیل اسلامی را با معنویت سکولار آشکار سازیم، زیرا رشد معنویت سکولار لطمه های جبران ناپذیری بر هویت ملی و انقلابی ما وارد می سازد. آن چنان که در این مقاله نشان داده ایم «معنویت اسلامی» را می توان تلاش برای زیستن معنادار (یعنی داشتن هدفی فراتر از اهداف جزئی در زندگی و دسترسی به منبع ارزش) در پرتو هدف حقیقی و منبع ارزش حقیقی (و نه هدف و منبع جعلی)، یعنی تقرب الی الله دانست. وجوه تشابه میان معنویت اسلامی و معنویت سکولار را می توان از جمله چنین برشمرد: باطن گرایی، نفی مادی گرایی، تأثیرات عمیق بر افراد و جوامع... .
۳.

کاوشی معناشناختی در «معنویت»

نویسنده:

کلید واژه ها: عرفان دین معنویت امر متعالی معنویت پویا و معنویت ایستا

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی فلسفه دین
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تصوف و عرفان اسلامی کلیات فلسفه‌ تصوف و عرفان
تعداد بازدید : ۳۳۹ تعداد دانلود : ۱۶۰
«معنویت» (spirituality) در دوران معاصر، مفهوم با اهمیتی مجزا از «دین» شده است به گونه ای که حتی کسانی که خود را دین دار می دانند بسیار مایلند به معنویت هم متصف باشند. در نوشتار حاضر دو تعریف از معنویت پی گیری شده است: تعریف مفهومی و منطقی از سویی و تعریف راهبردی از سویی دیگر. فرضیه نگارنده این بوده است که در عین وجود انبوهی از تعاریف گوناگون می توان بر اساس علم ارتکازی و روش صحت یا عدم صحت سلب، به تعریفی قابل اعتماد رسید. بر این اساس، می توان چنین گفت که معنویت، مفهومی مستقل و جدا از مفهوم دین، عرفان، اخلاق و مفاهیمی از این دست است، هرچند به لحاظ مصداقی و تحقق خارجی، با آنها ارتباط وثیقی دارد. «دین» بیشتر ناظر بر امور بیرونی و نهادی است، حال آنکه «معنویت» به ابعاد درونی و تجربتی ناظر است. در یک جمع بندی، باید گفت مفهوم معنویت، جهت گیری عمیق درونی فرد به سوی گذر از عالم خاکی و زیست مادی به سوی امری فراتر و متعالی تر است. اما اگر از این تعریف منطقی بگذریم، و به دنبال تعریفی عملیاتی تر و قابل سنجش از معنویت باشیم باید بگوییم معنویت، یک فرایند و امری پویاست که در این امور متجلی و قابل مشاهده است: نوع دوستی، محبت غیر مشروط، لطافت در رفتار با دیگران و حتی حیوانات و محیط زیست، خود را فراتر از یک موجود خاکی و حیوانی دیدن، تواضع و فروتنی و خود را دارای ارزش های ملکوتی دانستن، و احساس آرامش و استواری در مشکلات و مصائب. البته به شرط آنکه همه این موارد ناشی از روی آوری انسان به عالم معنا و تعالی باشند.
۴.

دینداری پست مدرن و از خودبیگانگی ملی

نویسنده:

کلید واژه ها: هویت ملی فرقه گرایی پست مدرنیزاسیون دینداری جنبش های نوپدید دینی عرفی سازی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۹ تعداد دانلود : ۹۶
دین از مهم ترین عوامل تأثیرگذار بر شکل گیری و بقای «هویت ملی» است. هرگونه تحولی بر بروز اجتماعی دین می تواند هویت را دستخوش تغییراتی کند. مسئلة این نوشتار آن است که «پست مدرنیزاسیون دینداری» چه رابطه ای با «از خود بیگانگی ملی» دارد. نوشتار حاضر، به روش تحلیلی و نه پژوهش پیمایشی تلاش می کند که رابطة معنادار میان این دو را به اثبات رساند. در تحلیل دینداری پست مدرن، به ویژگی هایی می رسیم که برای احساس تعلق به هویت ملی، مضر و مخرب اند؛ از آن جمله می توان به سطحی و روبنایی شدن دین، فرقه گرایی شدید، مصرفی شدن دین، تبدیل دین به حالتی که از آن به «دین خویشتن» یاد می توان کرد و عرفی سازی جهان اشاره نمود. این ویژگی ها موجب محو الگوها و مرجعیت های اصیل، اهداف مشترک ملی، محرومیت جامعه از کارکرد انسجام بخشی دین، پلورالیسم و تضعیف جایگاه شعائر و مناسک دینی می گردند. این پیامدهای منفی که دامنگیر هویت ملی می گردند، بر دامنه و شدت از خودبیگانگی می افزایند.
۵.

«مفهوم نمایی» محالات ذاتی

نویسنده:

کلید واژه ها: معنا مفهوم حمل اولی حمل شایع محالات ذاتی مفهوم نما عدم و ملکه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳۵ تعداد دانلود : ۴۹۵
در منطق و فلسفة ارسطویی و اسلامی، محالات ذاتی دارای مفهوم و معنا تلقی می شوند، هرچند در خارج محقق نمی شوند و نمی توانند بشوند. محالات، احکامی فلسفی دارند که در امور عامة فلسفه مورد بحث قرار می گیرند. در این نوشتار، ضمن رد دلایل اندکی که بر معنا داری محالات ذاتی آورده اند، چند دلیل فلسفی و منطقی بر بی معنایی محالات ذاتی اقامه خواهیم کرد. به نظر می رسد مبحث منطقی «عدم و ملکه»، مبنای خوبی برای تشخیص بی معنایی جملات و مرکبات به دست می دهد. بر این اساس و توضیحاتی که در متن آمده است، محالات ذاتی را باید الفاظ مرکبی دانست که از طریق بازی با الفاظ ایجاد شده اند و هیچ مفهومی را به ذهن نمی آورند، بلکه صرفاً ذهن را به توهم معنایابی می اندازند؛ محالات ذاتی «مفهوم نما» هستند. پیامدهای مهم این نظریه در این نوشتار به اجمال مورد اشاره قرار گرفته اند.
۶.

جنبش های نوپدید معنوی: دین یا عرفان؟

نویسنده:

کلید واژه ها: جنبش های نوپدید معنویت گرا ادیان جدید دین سکولار عرفان های کاذب معنویت معاصر

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه دین
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی فلسفه دین
  4. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی ادیان دیگر
تعداد بازدید : ۸۷۵ تعداد دانلود : ۴۰۷
برای یافتن گویاترین تعبیر معنویت گرا یی های نوپدید، ابتدا باید معنای دین و عرفان را به درستی بررسی کنیم. به نظر می رسد «دین»، تجربة مواجهه با امر قدسی است و لزوم هماهنگی انسان با آن و این مواجهه و هماهنگی، در مجموعة منسجمی شامل ابعاد نظری، عملی و اجتماعی خود را آشکار می سازد. «عرفان» نیز رویکردی شهودی، باطن گرا و غالباً وحدت وجودی است که در بافت دین خاصی قرارمی گیرد و انسان های عارف را به عمق آموزه های رهایی بخش و تعالی آفرین آن دین رهنمون می سازد. با این تعاریف، جنبش های نوپدید معنوی، بیشتر به تعریف و خصوصیات «دین» نزدیک اند تا «عرفان». توضیح آنکه درون مایة اصلی این جنبش ها، «معنویت»، آن هم از نوع «معنویت نوین» است. «معنویت نوین» اعتقاد و احساساتی عمیق نسبت به روح آدمی و ارزش های غیرمادی زندگی انسان است. این نوع معنویت، خود را از دین سنتی مستقل کرده و حتی با آن به رقابت پرداخته است؛ در نتیجه، به دو وجه، «دین» خوانده می شود: یکی با تسامح و مجاز (چرا که همچون دین سنتی، به ارضای نیازهای دینی انسان ها پرداخته است)؛ و دیگری به جهت اینکه کمابیش بر اجزای ذاتی و عرضی مفهوم «دین» مشتمل است.
۹.

پیامدهای فرهنگ رفاه برای دین داری

کلید واژه ها: پست مدرنیسم رفاه جنبش های نوپدید معنویت گرا احساس گرایی سطحی سوژه محوری فرهنگ رفاه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸۵ تعداد دانلود : ۴۷۷
رفاه را به دشواری می توان تعریف کرد. با وجود این، از ملاحظه تعاریف مختلف می توان آن را به برخورداری از امکانات زندگی در سه حوزه اصلی، یعنی بودن، صیرورت، و تعلق، تعریف کرد. فرهنگ رفاه عبارت است از اصالت یافتن رفاه مادی و اومانیستی همراه با ابراز گرایی سوژه . در عصر حاضر، فرهنگ رفاهِ گسترده ای شکل گرفته است و با ارزش ها و معانی جدیدی که با خود به همراه آورده، تاثیر قابل ملاحظه ای بر کیفیت و کمیت دین داری نهاده است. نظام معنایی نهفته در رفاه، یعنی سوژه محوری و تاصل انسان، همراه با فرهنگ احساس گراییِ سطحی، زمینه بسیار مساعدی جهت تحول دین داری فراهم کرده است. رابطه انسان با خدا، از رابطه تکلیفی و تعبدی به رابطه اختیاری و رمانتیک تحول یافته است و نیز دین به گونه ای تعریف شده است که تضادی با رفاه نداشته باشند. دین داری در تحت حاکمیت فرهنگ رفاه، در معرض آن است که دین را به وسیله و ابزاری رفاه زا تبدیل کند. همه تحلیل های فوق، به صورت کاملاً آشکار در جنبش های معنویت گرای نوپدید قابل مشاهده است.
۱۲.

چشم انداز مقدماتی بر مفهوم حکمت علمی ( مصلحت سنجی )

نویسنده: مترجم:

کلید واژه ها: تاریخچه آینده شناسی روش شناسی ها

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶۲ تعداد دانلود : ۴۸۲
واژه prudence در زبان معاصر انگلیسی کاربردهای متعددی دارد و معانی گوناگون فلسفی آن، تا حدی منعکس کننده این تعدد کاربرد می باشد. معنی مرسوم حکمت عملی، به طور کلی، عبارت است از: توانایی انجام گزینش هایی با بصیرت اخلاقی، اما این واژه برای اشاره به خصلت محتاط بودگی در امور عملی نیز به کار می رود. اخیرا تلاش هایی شده است تا مصلحت سنجی به معنی عقلانیت عملی و یا حتی تعقیب منافع خویشتن بدون لحاظ هرگونه بار اخلاقی به خصوصی دانسته شود.
۱۸.

آگاهی اخلاقی و کنش ارتباطی

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان