سید جواد میری

سید جواد میری

مدرک تحصیلی: دانشیار جامعه شناسی و عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران.

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۰ مورد از کل ۱۰ مورد.
۱.

مطهری و سنّت های جامعه شناسی: نگاهی آلترناتیو

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۲
شاید اغراق نباشد اگر بگوییم یکی از بنیادی ترین پرسش ها در جامعه شناسی این است که «جامعه شناس» کیست؟ به عبارت دیگر، معیار تعیین تشخص یک اندیشمند به جامعه شناس بودن یا نبودن بر چه مبنایی استوار است؟ البته ممکن است در قرن بیست و یکم میلادی این پرسش برای بسیاری از خوانندگان بی ربط جلوه کند، اما با «چرخش های پست مدرنی» و امکان فضاها و روایت های موازی، پرسش از جامعه شناسی، پرسش از خلق روایت های غیر اروپامدارانه است و در این بستر، ما تلاش کرده ایم مطهری را در نسبت با سنت های جامعه شناسی در منظری آلترناتیو مطرح کنیم.
۲.

هویت ملی در ابهام: از ناسیونالیسم تا بنیادگرایی در خاورمیانه

تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۸۳
یکی از دلایل پایان استعمار در خاورمیانه نضج گرفتن احساسات ملی گرایانه بود. مصر پیشرو برنامه های ناسیونالیسم در جهان عرب بود. ناسیونالیسم در سوریه و عراق در قالب حزب بعث و توسط رهبرانی نظامی ظهور یافت. ناسیونالیسم نتوانست دستاوردهایی که در غرب ایجاد کرد را در خاورمیانه ایجاد کند. اگر بر عمق و اجتماعی بودن چنین ادعای ناسیونالیستی چشم بپوشیم، باید اذعان کنیم ظهور دولت های ملی با جغرافیای سیاسی جدید در منطقه از دستاوردهای آن بود. یعنی برجسته ترین دستاورد ناسیونالیسم را باید مرزبندی های سیاسی تحت عنوان کشور دانست. ولی با گذشت زمان ایدئولوژی ناسیونالیسم رو به ضعف نهاد و با شکست اعراب در مقابل اسرائیل در سال 1967 به کلی از بین رفت. ملی گرایی نتوانست هویت ملی را برای کشورهای خاورمیانه رقم بزند و فرایند ملت- دولت سازی و یکپارچگی ملی را تداوم بخشد. به همین دلیل برخی ملت های عربی از ناسیونالیسم به بنیادگرایی روی آوردند نه برای برساختن ملت - دولت و یا اصلاح ساختارهای سیاسی، بلکه برای کسب هویت جدید و متفاوت از هویت ملی و برای جبران ناکامی های به ارث رسیده از گذشته. به عبارت دیگر می توان ادعا کرد در رهیافت جدید خاورمیانه هویت ملی هنوز در ابهام است و حتی مرزهای سرزمینی نیز با خطر فروپاشی مواجهه هستند.
۳.

معرفت شناسی در نگاه علامه جعفری

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۳
دانش دیسیپلینر (disciplinar) در برابر دیگر اشکال معرفت که شکل های اشتباه یا غیرعلمی درک ابعاد واقعیات هستند، به عنوان شکل معتبری از دسته بندی دانش بی نقص مفهوم سازی شده است. علوم اجتماعی با درونی سازی شکل های دیسیپلینرِ معرفت ها، تسلیم بخش بندی دانش شده است و در نتیجه هر نوع تلاش در راستای «یکپارچگی دانش» را به عنوان شکل های «منسوخ درکِ پیچیدگی ها»، نامگذاری نموده است. در این مقاله، پرسش اصلی معرفت شناسی مبتنی بر مطالعه علامه جعفری در برابر معرفت شناسان کلاسیکی است که اصول پیکربندی معرفت دیسیپلینر را به اشتراک نگذاشته بودند. به بیانی دیگر، این خوانش، روش دیگری از شرح انتقاد کاملاً مبسوط از ساختار دانش دیسیپلینر است و به این معنا نیست که روش رو به آتی، «حالت بین رشته ای از معرفت» است، زیرا همچنان براساس مفهوم «دیسیپلینر» است که دید واقعیت را به عنوان «موجودیت کل نگر» از دست می دهد. به عبارت دیگر، رویکرد بین رشته ای ممکن است روشی رو به جلو در غلبه بر نواقص معرفت شناسی رشته ای باشد، اما نمی تواند ما را از خطرات بخش بندی رها سازد و صرفاً موضوعی از اهمیت شناختی نیست، بلکه شامل حالت وجودی «بودن» در جهان است. در این نوشتار برآنیم که این مسائل را از طریق دیدگاه علامه جعفری شرح دهیم؛ فردی که ظاهراً ریشه در سنت فلسفه حکمتی دارد و در عین حال راهبردهای جدیدی مانند تحلیل «تولید دانش»را مطرح کرده است. به عبارت دیگر به نظر می رسد علامه جعفری با اینکه ایده دانش دیسیپلینر را به دلیل اثرات بخش بندی آن از چنین راهبرد معرف شناختی رد کرده است، اما از راهبردهای بین رشته ای طرفداری نکرده است. چراکه در دیدگاه او این راهبردهای ظاهراً متفاوت منجر به شکل کاملی از «اندیشه کارمندوارانه» در علوم انسانی می شود.
۴.

تفسیر تفکر کنفوسیوسی با تمرکز بر پدیدارشناسی هایدگری با تاکید بر دلالت های تعیلم و تربیتی

تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۵
در این مقاله سعی شده تا بر اساس تفکر هایدگر یک راهِ شرقی؛ یعنی کتاب مکالمات، تفکرکنفوسیوس مورد واکاوی قرارگیرد. بنابراین چند موضوع محوری در اندیشه ی هر دو متفکر را برگزیده ایم و با رویکرد پدیدارشناسانه به آنها می پردازیم. پدیدارشناسی-هرمنوتیکی هایدگری را برای رفتن به سوی "فهمِ هستیِ چیزها" و مجالِ بروز دادنِ به آنها در نظر گرفتیم، تا که "هستیِ" هستنده ها بتواند آشکار شود. با واکاوی چند مفهوم محوری در متن"مکالماتِ" کنفوسیوس نشان می دهیم که چه گونه ارزش ها در اندیشه ی کنفوسیوسی به مثابه ی یک راه شرقی، به دستگاه اخلاقی تبدیل شده اند و لذا هستی هستنده ها محصور به هستیِ اخلاقی آنها شده (به این معنا که سیستم اخلاقی مشخص و معینی در جای هستی قرار گرفته و لذا امر انتیکی به جای انتولولوژی اش نشسته است) و توانش، زیست جهان و موقعیت های متکثر را به مخاطره انداخته و گشودگی های انتولوژیکی را از میان برداشته است. و نهایتاً در حیطه ی تعیلم و تربیت سبب شده، گشودگی و راه های دیگرگونه مجال بروز نیابند و راه های گونه گون و نو فروبسته شوند. [i] . استفاده از واژه ی تفکر کنفوسیوسی به این دلیل بوده است که واژه ی آیین کنفوسیوسی، برای مذهب رسمی در چین -قبل از دوران جدید به کار برده می شد، اما تفکر کنفوسیوسی برای آموزه ها و فضایلی که کنفوسیوس قصد تعلیم آنها را داشت به کار می رفته است.
۵.

تأملّاتی در تعلیم وتربیت، براساس آموزه های (Lehre) هایدگر در هستی و زمان تعلیم وتربیت تیمارخواهانه

تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۰
این مقاله تلاش می کند تا تعلیم و تربیت را از منظر هایدگر بر اساس کتاب هستی و زمان[i] واشکافی کند، این اثر دیگرگونه راهی را در مواجهه با دانش (wissenschaft) و بالتبع پدیده ی تعلیم و تربیت بر ما می گشاید. هایدگر با روش پدیدار شناسی و با  تفکر در مفهوم لوگوس و پدیدار، آشکار می کند ؛ که لوگوس به معنی "مجال دیدن دادن " و پدیدار "خود را در خود نشان دادن" است ، این معنا از پدیدارشناسی مجالی برای نشان دادنِ خود چیزها به شیوه ی خود است . دازاین روشنگاهی، برای خود - نشان دادن - چیزها ، با گشودگیِ زمانمندانه ، در نسبت دلمشغولانه با چیزها و در نسبت تیمارخواهانه با دازاین های دیگر است ؛که این امر سبب بروز و مجال بروز دادن به حقیقت چیزها می شود. در تعلیم و تربیت براساس آموزه های هایدگر؛ موضوع تعلیم و تربیت به نحوی دلمشغولانه در نسبت با چیزهایِ جهان پیرامونی مجال بروز می یابد و رابطه ی مربی و مترّبی براساس "تیمارداشتِ رهاکننده" ، برای رخدادِ حقیقتی نو، سبب سازِ می شود . در این شیوه از تعلیم و تربیت ؛ گشودگیِ به چیزها سبب می شود که موضوعات تعلیم و تربیت را نه امری سوبژکتیو به گونه ی شناختی  و نه امری ابژکتیو ، که دازاین درآن مشارکت ندارد ، تلقی کنیم ؛ بلکه براساس روی آورندگی به چیزها در زمان ، هر مواجهه ای با حقیقت، در نسبت با هستی چیزها بروز می کند. [i] .Heidegger,Martin. Sein und Zeit (1927), Tübingen, Max Nimeyer Verlag, 17 Auflag,1993
۶.

جامعه شناسی به مثابه هنر: نگاهی انتقادی به طبقه بندی علوم اجتماعی ایران

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۲۸
شاید یکی از بزرگترین معضلات در فهم علوم اجتماعی، مسئله طبقه بندی دانش ها است. به عبارت دیگر، اگر ما بخواهیم علوم اجتماعی را به حسب رویکردها و بینش ها و چهارچوب ها و موضوعات آن ها طبقه بندی کنیم، آنگاه یکی از ضروری ترین پرسش ها این است که آیا «سوسیولوژی» همان جامعه شناسی یا شناخت جامعه است یا از اساس ما با پدیده ای دیگر روبرو هستیم گه ذهن ایرانی به محتوای آن هنوز پی نبرده است؟ به زبان دیگر، آیا سوسیولوژی یک بینش و آن هم از نوع «هنری» نیست؟ البته برای تمییز دادن این مفهوم ما نیازمند خوانش جدیدی از «سوسیولوژی» و «هنر» هستیم. زیرا فهم های متعارف از سوسیولوژی به مثابه جامعه شناسی دارای اشکالات بنیادی است که در حوزه نظری ایران به آن کمتر پرداخته شده است. از سوی دیگر، باید به این نکته توجه داشت که سوسیولوژی به مثابه «هنر» نیز مفهومی پروبلماتیک است، زیرا «هنر» در معنای مصطلح آن مقصود ما را نمی رساند بل باید «هنر» را به مثابه یک بینش و فراسوی معانی مصطلح آن مفهوم سازی کنیم. برای فهم این پرسش، تلاش کرده ایم جامعه شناسی را به مثابه «هنر» تقریر کنیم و نتایج این بحث شاید بتواند در رویکرد ما نسبت به مفهوم سازی «امر اجتماعی» یاری برساند.
۷.

نگاهی انتقادی از منظر جامعه شناسی تاریخی به مقوله شرق شناسی، مطالعه موردی: آثار و فعالیت های سیاسی رابرت چارلز زاینر

کلید واژه ها: ایران شناسی ملی شدن صنعت نفت جامعه شناسی تاریخی گونه های ایران شناسان رابرت چارلز زاینر فیلولوگ

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی سیاسی و انقلاب و جنگ جامعه شناسی سیاسی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی تاریخی
تعداد بازدید : ۳۶۱ تعداد دانلود : ۱۶۷
یکی از مباحث بسیار مهم در حوزه جامعه شناسی تاریخی، نگاه شرق شناسانه به مقوله «غیر» و «ایران» است. نگارندگان در این مقاله به مبحث ایران شناسی به مثابه یک مقوله در حوزه جامعه شناسی تاریخی پرداخته اند. ایران شناسی در جهان تاریخی بس دراز دارد، از روزی که پای جهانگردان به ایران باز شد، ایران شناسی نیز پا گرفت. از روزگار صفوی به این سو که ثباتی سیاسی و رونق اقتصادی در ایران پدید آمد، توجه فرنگیان به ایران افزون تر از گذشته شد و فرنگیانِ رهسپار شده به ایران، گزارش سفرهایشان را در قالب سفرنامه، یادداشت منتشر می کردند. پس از زمانی چند خاورشناسی به ویژه ایران شناسی در قالب باستان شناسی، اسطوره شناسی و رشته هایی از این دست، از رشته های دانشگاه های مختلف جهان شد که از همین رهگذر خاورشناسان و ایران شناسان بسیاری در این دانشگاه ها پرورش یافتند. نگارندگان در این مقاله نخست تعریفی از ایران شناس و ایران شناسی ارائه می کنند و سپس به گونه شناسی ایران شناسان می پردازند که به سه گونه تقسیم می شوند: ایران شناسان سفید، ایران شناسان خاکستری و ایران شناسان سیاه. سپس در ادامه زندگی، آثار و نقش سیاسی رابرت چارلز زاینر یکی از ایران شناسانِ بنام را در کودتای 28 امرداد 1332 در دوره محمدرضا شاه پهلوی و سرنگونی دکتر محمد مصدق بررسی و چگونگی برآمدن چنین ایران شناسانی تحلیل می شود.
۸.

علی شریعتی و بومی سازی علوم

تعداد بازدید : ۶۰۹ تعداد دانلود : ۲۹۶
در این نوشته، نخست به آرای مخالفان علم بومی در ایران اشاره ای می کنیم؛ سپس، برداشت های اندیشمندان را از دیدگاه شریعتی درباره علم بومی مطرح می سازیم؛ بعد از آن، زمینه هایی که شریعتی برای مدل علمی خود شرح می دهد، بررسی می کنیم. اصلی ترین این زمینه ها عبارت اند از: تأثیر فرهنگ بر علم، نقش محقق در علم و تفاوت علم و فکر. اینها بستر لازم برای علم بومی را فراهم می کنند؛ پس از آن، به ضرورت علم بومی در چهارچوب نقد علم مدرن از یک سو و اهمیت علم از سوی دیگر می پردازیم. معنای بومی سازی علم نزد شریعتی، حوزه بومی سازی و سازوکارهای آن، مباحث انتهایی این نوشته را تشکیل می دهند. سرانجام، مقایسه مختصری میان شریعتی و برخی اندیشمندان صورت می گیرد. در مجموع، این مقاله بر آن است تا نشان دهد می توان شریعتی را یکی از نخستین کسانی دانست که نیاز به علم بومی را در جامعه ایران مطرح کرده اند.
۹.

علی شریعتی و پوزیتیویسم

کلید واژه ها: علوم انسانی پوزیتیویسم شریعتی علوم طبیعی روش علم ساینتیسم

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۹۱ تعداد دانلود : ۴۲۳
در این نوشته ضمن معرفی اجمالی پوزیتیویسم، آرای شریعتی پیرامون مؤلفه های فکری پوزیتیویست ها را شرح می دهیم؛ در بخش اول اشتراکات فکری شریعتی و پوزیتیویسم بررسی می شود که شامل روش علم، آفاقیت علوم طبیعی، دقت و اعتبار علوم طبیعی و اتکای به آن، به کاربردن روش علوم طبیعی در علوم انسانی، و تفکیک بین مرحلة شناخت و ارزیابی است. در بخش دوم اختلافات فکری شریعتی و پوزیتیویسم شرح داده می شود که شامل تأثیر فرهنگ در علم، نقد تقوای علمی و «علم برای علم»، تأثیر فرد و جامعه در علم (انفسی گری)، تفاوت علوم طبیعی و علوم انسانی در دقت و اعتبار، نقد ساینتیسم، نیاز به فلسفه و متافیزیک (رد تجربه گرایی)، و نیاز علم به شناخت واقعی انسان است. درنهایت در سنجش ارتباط شریعتی و پوزیتیویسم، روشن خواهد شد که نگاه شریعتی به علم نه کاملاً پوزیتیویستی است و نه فارغ از این اندیشه است.
۱۰.

رابطه علم و دین از دیدگاه دکتر علی شریعتی

کلید واژه ها: علم دین تعارض وحدت

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵۲ تعداد دانلود : ۴۵۶
مسئله رابطه علم و دین از دغدغه های جدی بشر است. معمولاً این رابطه را در چهار مقوله تعارض، استقلال، گفت وگو، و وحدت دسته بندی می کنند. در این نوشته، ضمن معرفی اجمالی این چهار مقوله، در پی آنیم تا موضع شریعتی را در این باره معرفی کنیم. شریعتی با اتکا به موضوعاتی چون یونانی زدگی علم و دین در قرون وسطی، رابطه علم و سرمایه داری، نفی انحصار علوم تجربی، مقایسه میزان اعتبار علوم تجربی و انسانی، و تأکیدهای دین بر کسب علمْ موضع تعارض را نفی می کند. او با نقد علم مدرن از جهت دستاوردهای اجتماعی اش و عدم توجهش به مقوله انسان و نیز با نقد شعار علم برای علم و بی تعهدی علم تلاش می کند تا مدلی برای همگرایی دین و علم ارائه کند. شریعتی معتقد است که علم باید مسئول باشد و خود را به یک آرمان متعالی پای بند کند. او همچنین در این مسیر از دستاوردها و سخنان دانشمندان پیشرو بهره می گیرد. شریعتی در مجموع تقریباً از همه مدل های موجود در مقوله وحدت علم و دین استفاده می کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان