آرشیو

آرشیو شماره ها:
۲۳

چکیده

گویشوران به طور معمول برای بیان یک گزاره مشخّص، در هر موقعیت ارتباطی می توانند از بین چندین صورت زبانی با معنای گزاره ای یکسان، یکی را بر گزینند. عوامل متفاوتی می توانند روی این گزینش تأثیر بگذارند. هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش یکی از این عوامل، یعنی ساخت اطّلاع است. ساخت اطّلاع روی مقایسه جمله هایی متمرکز شده که از لحاظ معنایی برابر، امّا از نظر صوری و کاربردشناختی متفاوت هستند. نمونه ای از چنین جمله هایی، بازنمایی موضوعی متعدّد است که در آن فعلی با موضوع هایش در ساخت های زبانی متفاوتی با معنای گزاره ای یکسان تظاهر می یابد؛ از این رو، در این مقاله با هدف بررسی نقش ساخت اطّلاع در به کارگیری این نوع بازنمایی در زبان فارسی، نمونه هایی از آن بر اساس تعریف لِوین و رَپپورت هُواو (2005) و نیز نظریه لَمبرِکت (1994) مطالعه شدند. در ابتدا، نمونه ها به طور تصادفی از متون مطبوعاتیِ روزنامه های کثیرالانتشار داخل کشور استخراج شدند، سپس (150) جمله موجود در (50) نمونه با توجّه به روابط کاربردشناختی مبتدا - کانون و وضعیّت بازنمایی مصداق های کلام تجزیه و تحلیل شدند. نتایج تحلیل نشان دادند که میزان تشخیص پذیری و فعّال بودن مصداق های مبتدایی و نوع ساخت کانونی در ایجاد بازنمایی موضوعی تأثیرگذارند؛ همچنین، تأثیر فرایندهایی همچون پیشایندسازی و ارتقاء مبتدا در این نوع بازنمایی مشاهده شد.