آرشیو

آرشیو شماره ها:
۶۴

چکیده

مدل سازی معادله ساختاری به عنوان یک روش چندمتغیره برای تجزیه و تحلیل داده ها، به تدریج در حال گسترش است. هدف اصلی از نگارش مقاله ی حاضر، علاوه بر معرفی عمومی­ترین روش­های برآورد حجم نمونه قابل قبول به لحاظ علمی (توان آزمون قابل قبول و دقت در برآورد پارامترهای آزاد) که بتوان به نتایج حاصل از برآورد پارامترهای آزاد مختلف در یک مدل اعتماد کرد، معرفی معیارهای و روش­هایی است که پژوهشگران اجتماعی می توانند از آنها برای برآورد حجم نمونه و همچنین ارزیابی کفایت حجم نمونه مورد مطالعه بهره گیرند. استفاده از قواعد کلی و به عبارت دیگر، قواعد سرانگشتی، برای برآورد حجم نمونه در حال حاضر عمومیت دارند. اینکه این روش­ها کدامند یکی از پرسش­هایی که در متن حاضر تلاش شده است تا بدان پاسخ داده شود. با این حال و با وجود داشتن برخی مزایا، نظیر سهولت، استفاده از این قواعد دارای برخی نواقص است که بی­توجهی به آنها می­تواند پژوهشگر را به نتایج نادرستی هدایت کند. یکی از مهم­ترین ایرادهای استفاده از این روش­ها آن است که محقق اغلب نمی­تواند مطمئن باشد در شرایط خاصی که مدل خود را آزمون کرده است آیا حجم نمونه­ای که برای برآورد پارامترهای مختلف از یک سو و آزمون کلیت مدل از سوی دیگر مورد تحلیل قرار گرفته­اند به اندازه کافی بزرگ بوده است یا خیر. چنین وضعیتی، بویژه به هنگامی که مدل تدوین شده به لحاظ تعداد متغیر مشاهده شده، تعداد سازه­ها و تعداد پارامترها مدلی پیچیده است و مفروضه­هایی نظیر نرمال بودن چندمتغیره نقض می­شود با وضوح بیشتری خودنمایی می­کند. بهره­گیری از روش ساتورا ساریس که بر مبنای برآورد توان آزمون و تفاوت کای اسکوئر (مقایسه یک مدل آشیان شده در مدل مادر) قرار دارد و همچنین بهره­گیری از روش مونت کارلو که بر مبنای دقت برآورد پارامترهای آزاد قرار دارد، از جمله روش هایی هستند که پژوهشگران می­توانند از آن برای ارزیابی کفایت حجم نمونه بهره بگیرند.