مطالب مرتبط با کلیدواژه
۲۱.
۲۲.
۲۳.
۲۴.
۲۵.
۲۶.
۲۷.
۲۸.
۲۹.
۳۰.
واژه بست
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، تعیین و توصیف واژه بست های گویش طالقانی بر اساس الگوی زوئیکی و پولوم (1983) است. زوئیکی و پولوم ملاک های متعددی را برای متمایزکردن کلمه از واژه بست ارائه می دهند. این ملاک ها مبین آن هستند که واژه بست ها در مقایسه با کلمات، خصوصیاتی را شبیه به وندها (بیش تر وندهای تصریفی) از خود به نمایش می گذارند. این تحقیق به صورت توصیفی– تحلیلی است و 20 نفر از گویشوران طالقانی روستای «کیاده» در آن مشارکت داشته اند. سن شرکت کنندگان بین 30 تا 80 سال می باشد و تمایز جنسی نیز لحاظ نشده است. گویشوران از سنین مختلف و شامل افراد بی سواد و تحصیل کرده می باشند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که واژه بست های گویش طالقانی به دو دسته ساده و ویژه تقسیم می شوند. واژه بست های ساده شامل 2 واژه بست /-e/ نشانه مفعولی و /-e/ متمم ساز می باشند. واژه بست های ویژه نیز شامل هفت واژه بست می باشند که عبارتند از /-o/ نشانه عطف، /- am / معادل «هم» در زبان فارسی، /-e/ معرفه ساز، /-i/ اضافه، /- â /نشانه تأکید، «فعل های پی بستی» و «ضمایر پیوسته». مقاله حاضر نشان می دهد که می توان از الگوهای زوئیکی و پولوم (1983) به عنوان ابزاری علمی و مناسب جهت تشخیص و مطالعه واژه بست های گویش طالقانی استفاده کرد. به منظور بررسی و طبقه بندی تکواژهای وابسته در گویش طالقانی، هفت آزمون از آزمون های پیشنهادی زوئیکی و پولوم (1983) انتخاب شدند. آزمون های انتخابی به سه گروه آوایی، صرفی و نحوی تقسیم شدند و برای بررسی و شناسایی واژه بست ها در گویش طالقانی ابتدا همه تکواژهای وابسته این گویش گردآوری و به کمک آزمون های گفته شده، سنجیده شدند.
واژه بست در زبان های تاتی و تالشی: مطالعه ای رده شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر یک بررسی رده شناختی در خصوص عنصر زبانی واژه بست در زبان های تاتی و تالشی است. در این پژوهش، سعی بر آن است تا با توجه به خویشاوندی دو زبان تاتی و تالشی و نیز دیدگاه های گوناگون در طبقه بندی عنصر واژه بست و بهره وری متفاوت گویش ها و زبان های ایرانی از این عنصر زبانی، با یک بررسی رده شناختی، تنوع حضور واژه بست در این دو زبان و جایگاه واژه بست در جملات برگرفته از این زبان ها مشخص شود. بدین منظور، واژه بست های تاتی و تالشی بر اساس پرسشنامه رده شناختی موسسه ماکس پلانک در باب رده شناسی واژه بست تحلیل شده اند. نتایج این پژوهش بیانگر یکسان بودن ویژگی های کلی این دو زبان و نیز تفاوت های میان واژه بست های آن ها به لحاظ تنوع حضورعنصر واژه بست و ویژگی های مقوله ای این عنصر زبانی در هر یک از آن ها است. ویژگی خاص واژه بست ها همچون تکیه، ترتیب، شکاف و نقش آن ها در جمله، جایگاه واژه بست و ویژگی حرکت این عنصر نیز در هر دو زبان یکسان است و جایگاه دوم برای واژه بست و تبعیت از قانون واکرناگل در تاتی و تالشی مشهود است.
رده شناسی ترتیب واژه ها در زبان خانیکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی از نگارش این مقاله، به دست دادن توصیفی از دستور زبان خانیکی بر پایه داده های تجربی است. این گونه زبانی متعلق به شاخه غربی جنوبی زبان های ایرانی است. این زبان مانند بسیاری از دیگر زبان های بومی ایران در خطر نابودی است. این زبان در روستای خانیک، که گویشوران آن را خونک [xunek] تلفظ می کنند، گفت وگو می شود. در این مقاله، توصیف مؤلفه های رده شناختی ترتیب واژه ها بر مبنای مقاله درایر (1992) با در نظر گرفتن مؤلفه های بیست و چهارگانه جفت های همبسته صورت گرفته است. بررسی و تحلیل داده های زبانی این مطالعه مبتنی بر داده های صوتی جمع آوری شده از گفتار طبیعی دو فرد کهنسال و بی سواد این روستا یک گویشور مرد 92 ساله و یک گویشور زن 90 ساله است. برای گردآوری داده ها از روش میدانی همچون مشاهده و مصاحبه حضوری استفاده شده است. حجم این داده ها بیش از 60 دقیقه است و بالغ بر 500 پاره گفتار از این داده های صوتی، توسط نگارندگان آوانگاری شده و تقطیع صرفی، نحوی و معنایی تمام جملات ثبت شده است. در نهایت توصیف و تحلیل داده ها در چارچوب نظری برگزیده انجام یافته است. از آن جایی که یکی از نگارندگان این مقاله خود گویشور این زبان است و از شم زبانی و توانش در این زبان برخوردار است، جمع آوری داده ها با دقت بالایی صورت گرفته است. فایل های صوتی تمام مثال ها برای پژوهش های آتی در زمینه آواشناسی و تحلیل های دقیق تر واجی موجود هستند. به لحاظ ترتیب سازه ها، داده های این تحقیق حاکی از آن بود که زبان خانیکی دارای 12 مؤلفه از مؤلفه های فعل پایانی قوی و 18 مؤلفه از مؤلفه های فعل میانی قوی در مقایسه با گروه زبان های اروپا-آسیا می باشد. این زبان همچنین دارای 15 مؤلفه فعل پایانی قوی و 20 مؤلفه فعل میانی قوی در مقایسه با گروه زبان های جهان بود. بنابراین زبان خانیکی هم در مقایسه با زبان های اروپا-آسیا هم در مقایسه با زبان های جهان بیش تر دارای مؤلفه های زبان های فعل میانی قوی است. این زبان مانند بسیاری دیگر از زبان های ایرانی دارای رده آمیخته است و این موضوع را که رده آمیخته خود یک رده است بیش تر تقویت می کند.
بررسی رده شناختی نظام مطابقه در گویش بخش آیسک (خراسان جنوبی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر، توصیف و بررسی رده شناختی نظام مطابقه در گویش بخش آیسک بر اساس نظام پنج گانه کامری (1978)است. این گونه زبانی یکی از زیرمجموعه های گویش تونی است که در شمال استان خراسان جنوبی صحبت می شود و متعلق به شاخه غربی جنوبی زبان های ایرانی است. داده های پژوهش حاضر به روش میدانی مانند مشاهده و مصاحبه با گویشوران آیسکی گرد آوری شده است. تمام جملات گردآوری شده، با مشارکت حداقل 10 گویشور آیسکی 34 تا 71 ساله، به دست آمد. تحلیل داده ها نشان داد که نظام مطابقه در این گویش، دوگانه و به نمود، زمان و شخص حساس است. در جملات دارای ستاک حال، نظام مطابقه هم با فعل لازم و هم با فعل متعدی، از نوع فاعلی- مفعولی بود. این مطابقه به فعل لازم یا متعدی بستگی نداشت، بنابراین نظام مطابقه در زمان حال، به گذرائی فعل حساس نبود. نظام مطابقه در جملات دارای ستاک گذشته، چه افعال لازم و چه افعال گذشته، از نوع غیرفاعلی- مفعولی بود. در نظام فاعلی-مفعولی، فاعل در نیمی از موارد به صورت پسوند تصریفی مطابقه در فعل، صورت بندی می شد. در نظام غیرفاعلی- مفعولی نیز مطابقه با واژه بست های غیرفاعلی تجلی می یافتند و از نوع خنثی بودند.
بررسی و مقایسه واژه بست در زبان های روسی و فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
واژه بست به واحد وابسته بدون تکیه ای اطلاق می شود که حد واسط تکواژ های وابسته و آزاد است، تقریباً در تمام زبان های دنیا وجود دارد و به انواع پی بست، پیش بست و میان بست قابل تقسیم است. در این مقاله انواع واژه بست در زبان های فارسی و روسی بررسی و با یکدیگر مقایسه شده اند و شباهت ها و تفاوت های میان آن ها با تکیه بر روش تحلیلی توصیفی بیان شده است. طبق یافته های زبان شناسان ایرانی، در زبان فارسی تعداد نه پی بست و یک پیش بست قابل تشخیص است و میان بست در این زبان به چشم نمی خورد و لیکن، علاوه بر اینکه میان بست های متعددی در زبان روسی وجود دارد، تعداد پیش بست ها و پی بست ها نیز در این زبان بیش از تعداد آن ها در زبان فارسی است. تعداد زیادی از حروف اضافه در زبان روسی پیش بست به شمار می آیند، اما هیچ کدام از حروف اضافه فارسی، پیش بست نیستند. دلیل این امر در تفاوت «تکیه» در این دو زبان نهفته است، چراکه حروف اضافه و حروف ربط در زبان فارسی دارای تکیه هستند اما بسیاری از حروف اضافه، به خصوص حروف اضافه تک هجایی، در زبان روسی فاقد تکیه و یا وابسته به کلمه مجاور خود هستند و پیش بست به شمار می آیند.
پی بست های ضمیری در زبان فارسی از نگاه صرف توزیعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به باور شقاقی (1394) گونه آزاد پی بست ضمیری، یعنی ضمایر منفصل، می توانند در جایگاه هسته گروه اسمی قرار بگیرند؛ اما گونه واژه بستی آنها چنین قابلیتی ندارد. این در حالی است که اگر میزبان حرف اضافه باشد، ضمیر می تواند در جایگاه هسته گروه اسمی قرار گیرد. با توجه به این مسئله، پژوهش حاضر می کوشد تا با استفاده از نظریه صرف توزیعی، به تحلیل فرایند شکل گیری ضمایر منفصل و متصل و ماهیت ضمایر متصل به اسم، حرف اضافه و فعل بپردازد، تا در پرتو آن بتواند دلیل وجود چنین رفتار دوگانه ای را بیابد. این پژوهش به شیوه توصیفی-تحلیلی انجام می گیرد و فرضیه های آن با استفاده از استدلال های نظری و شواهد زبانی به بوته آزمایش قرار داده می شود. فرضیه اصلی این پژوهش آن است که رفتار متفاوت ضمایر متصل، ریشه در ماهیت و جایگاه ساختاری ویژه آنها دارد؛ در این زمینه همچنین فرضیه وجود نشانه «M» نیز مطرح می گردد؛ این نشانه که حاصل ادغام صرفی میان تکواژ پایه و ضمیر است بر روی هسته ضمیر متصل هویدا می گردد. یافته های این پژوهش ضمن اثبات وجود نشانه «M»، تمایز ساختاری و ماهیتی ضمایر متصل به میزبان های مختلف را تأیید می کند.
تحلیل رده شناختی واژه بست های وفسی بر اساس پارامترهای آیخنوالد (2003)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به هدف شناسایی و طبقه بندی واژه بست ها در زبان وفسی بر اساس پارامترهای آیخنوالد (۲۰۰۳) انجام شده است. این مطالعه به صورت تحلیلی و بر اساس منابع کتابخانه ای انجام شده است، زیرا نمونه های وفسی در این تحقیق اغلب از پیکره وفسی استخراج شده توسط استیلو (۲۰۰۴ب) به شکل ۲۴ داستان عامیانه وفسی و همچنین از دیگر اثرات وی در زمینه وفسی (استیلو، ۲۰۰۴آ، ۲۰۱۰) به کار گرفته شده است. در مواردی هم از پیکره بوگل و همکاران (۲۰۱۸) و یوسفی (۲۰۲۱) و نیز داده های گردآوری شده از گویشوران زبان استفاده شده است. نتایج این مطالعه نشان داد که اولاً نسبت به معیارهای زویکی و پولوم (۱۹۸۳) و سداک (۱۹۹۱) در دسته بندی واژه بست ها، پارامترهای آیخنوالد (۲۰۰۳)، نه تنها همه معیارهای دو دسته دیگر را شامل می شود، بلکه بر خلاف رویکرد دوگانه آن ها، مزیت بررسی واژه بست ها را در یک طیف چندبعدی از ویژگی ها از یک تکواژ کاملاً مقید تا یک تگواژ کاملاً آزاد دارد. در ادامه، بر اساس مجموعه پارامترهای آیخنوالد (۲۰۰۳) نشان داده شده است که وفسی هشت نوع واژه بست دارد که تنها ویژگی های نوع هشتم، یعنی واژه بست های oblique PAMs در وفسی، تحت تأثیر عوامل واج شناختی-نوایی قرار دارند. در پایان، بر اساس ویژگی های indelibility و locality نشان داده شد که واژه بست های oblique PAMs در واقع وندهای تصریفی هستند، از این رو، نمی توانند به عنوان واژه بست ها مطرح شوند.
توصیف و تحلیل واژه بست های ضمیری گروه فعلی ماضی در گویش سه قلعه با رویکرد بهینگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش پیش رو توصیف و تحلیل واژه بست های ضمیری گروه فعلی ماضی با رویکرد بهینگی در گویش سه قلعه است. گویش سه قلعه از گویش های کهن زبان فارسی واقع در شهرستان سرایان استان خراسان جنوبی می باشد. روش مورد استفاده در این پژوهش به صورت توصیفی -تحلیلی است. بدین منظور، ۱۰ گویشور مرد، مسن و کم سواد به صورت تصادفی انتخاب شده اند و داده های زبانی با استفاده از ضبط گفتار و مصاحبه جمع آوری شد. سپس، داده های موردنظر از جمله های ضبط شده استخراج و براساس الفبای آوایی بین المللی آوانگاری و انواع فعل ماضی در این گویش طبقه بندی، توصیف و واژه بست های ضمیری آن ها تعیین شدند. در گام بعدی، محدودیت های به کاررفته در پیکره زبانی بر اساس محدودیت های پشنهادی آندرسن (1994) جهت تعیین جایگاه واژه بست استخراج شدند. در نهایت، محدودیت های استخراج شده در تابلوهای مخصوص نظریه بهینگی توصیف و تحلیل شدند. بر اساس تحلیل های انجام شده می توان نتیجه گرفت در همه انواع فعل ماضی به غیر از فعل ماضی التزامی، محدودیت «حضور واژه بست در چپ ترین لبه حوزه» Leftmost(cli))) بی رقیب است، اگرچه در فعل ماضی مرکب رتبه بندی محدودیت ها متفاوت با فعل ماضی ساده است. در فعل ماضی التزامی جهت تعیین جایگاه بهینه واژه بست، محدودیت «عدم حضور واژه بست در ابتدای حوزه واجی» (NonInitial(cli)) دارای بالاترین رتبه و تخطی از آن مهلک محسوب می شود. بنابراین رقابت بین محدویت ها در این گویش نشان می دهد که واژه بست ها جهت میزبان گزینی در فعل ماضی از هر سه جایگاه استفاده می کنند که انعطاف پذیری این گویش را در مورد واژه بست گزینی در گونه فعل ماضی نشان می دهد.
واژه بست در گویش کُندازینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از نگارش این مقاله بررسی و توصیف واژه بست های گویش کُندازینی است. کُندازی روستایی است کوهستانی و کهن که در دهستان اَبرَج و در بخش دُرودزَن شهرستان مرودشت قرار دارد. گویش کندازینی یکی از گویش های بازمانده از زبان فارسی میانه و گویشی از شاخه غربی-جنوبی زبان های ایرانی نو است که با گویش های دشتکی، امامزاده اسماعیلی، کوهمَره ای/ کُهمَره ای، اردکانی، خلاءری، قَلاتی، لارستانی، دَوانی و دشتی و پاره ای دیگر از گویش هایی شباهت و همانندی هایی دارد که دارای ساخت کنایی هستند. در این پژوهش، نخست هفت آزمون از آزمون های زوئیکی و پولوم (1983) که شقاقی (1374) برای بررسی و طبقه بندی تکواژهای وابسته در زبان فارسی اقتباس کرده است، در گویش کندازینی به کار گرفته می شوند. سپس انواع واژه بست در گویش کندازینی مشخص و هر واژه بست در چند جمله نمونه، آورده می شود. همچنین، هر جمله، جداگانه آوانگاری و تحلیل و در صورت نیاز، توضیحاتی برای تغییرات و دگرگونی آوایی و دیگر فرایندهای واژ-واجی در سطح واژه و جمله ارائه می شود. شیوه پژوهش در بررسی و مطالعه این گویش، میدانی و کتابخانه ای است. بر اساس مطالعه صورت گرفته، واژه بست های این گویش عبارتند از ضمیرهای پیوسته شخصی، فعل های پی بستی، نشانه مفعولی صریح، نشانه معرفه، نشانه نکره، نشانه اضافه، نشانه متمم ساز، نشانه هم پایگی، صورت مخفف قید افزایشی هم، نشانه تأکیدی. ضمیرهای پیوسته واژه بست های فاعلی نقش مطابقه را در جمله ایفا می کنند. داده های زبانی این گویش می تواند پرتویی بر دانش ایران شناسی، شناخت و مطالعه زبان های ایرانی و پژوهش های رده شناسی باشد. در این پژوهش، 16 نفر گویشور مرد و 4 گویشور زن در گروه های سنی 30 تا 80 ساله از افراد بی سواد، کم سواد و باسواد در گردآوری پیکره زبانی همکاری داشته اند.
ساختار فاعل غیرفاعلی در زبان بهدینان شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و زبان شناسی دوره ۱۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۳۸
277-316
حوزههای تخصصی:
زبان زرتشتیان یزد از جمله زبان های ایرانی در معرض خطری است که ویژگی های کهنی در آن به یادگار مانده است. این پژوهش به بررسی ساختار فاعل غیرفاعلی در زبان بهدینان یزد می پردازد. از جمله این ویژگی های آن می توان به شیوه دستوری شدگی این ساختار، محمول هایی به کار رفته در آن و مقوله های معنایی دخیل در ساختار فاعل غیرفاعلی اشاره کرد. این پژوهش می کوشد تا با بررسی ابعاد و ویژگی های زبان زرتشتیان یزد، بر شیوه و سیر تطور و حذف و خلق ساختار های آن زبان پرتو بیفکند و زمینه را برای قیاس و تطبیق این فرایندها در این زبان و سایر زبان های ایرانی فراهم آورد. همچنین امید آن می رود که پرداختن به زبان هایی چنین مهجور و در معرض نابودی گامی هرچند کوچک در جهت جلب توجه پژوهشگران و گویشوران و در نهایت ثبت و حتی به تعویق انداختن خاموشی یکی دیگر از گوهرهای زبانی این مرز و بوم باشد. این پژوهش از منظری رده شناختی به بررسی ساختار فاعل غیرفاعلی در زبان بهدینان یزد می پردازد و از دستاوردهای دبیرمقدم (2018) و دبیرمقدم (1399) درباره ساختارهای دارای فاعل غیرفاعلی بهره می جوید. در زبان رزتشتیان یزد مانند آنچه در فارسی نو مشاهده می شود، محمولِ این ساختار اغلب افعال حسی، روان شناختی، بیان حال و ملکی هستند، اما بر خلاف زبان خواهر خود، زبان بهدینان یزد فاقد پس اضافه «را» است و فاعل غیرفاعلی در آن تنها به صورت واژه بستی دستوری شده است. نکته جالب توجه درباره این ساختار در زبان بهدینان یزد، کاربرد پیش بست با افعال لازم است.