مطالب مرتبط با کلیدواژه
۲۱.
۲۲.
۲۳.
۲۴.
۲۵.
۲۶.
۲۷.
۲۸.
تاریخ معاصر ایران
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی دلایل شکل گیری دو گفتمان اساسی که سیاست گذاری استراتژیک و سیاست خارجی کشور جمهوری اسلامی ایران را تعیین می کند، می پردازد. این دو گفتمان توسط دو تن از سیاست مداران برجسته و تاثیرگذار در تاریخ انقلاب اسلامی یعنی مقام معظم رهبری و مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی شکل گرفته است. پرسش اصلی این پژوهش آن است که در ایران پس از انقلاب اسلامی دلایل شکل گیری دوگفتمان استقلال خواهی انقلابی و پیوند گرایی بین المللی چه بوده است؟ برای پاسخ به این پرسش این فرضیه قابل طرح است که با بررسی تاریخ معاصر سیاست خارجی ایران می توانیم به فرآیند شکل گیری این دو گفتمان پی ببریم. روشی که برای این پژوهش در نظر گرفته شده است روش توصیفی اسنادی است و برای گردآوری اطلاعات از کتاب ها و مقالات استفاده شده است. هدف این پژوهش کشف دلایل گفتمان های شکل دهنده سیاست گذاری استراتژیک جمهوری اسلامی ایران است که در نهایت سیاست خارجی کشور با توجه به آن شکل می گیرد. این پژوهش در نهایت به این نتیجه گیری می رسد که دو گفتمان پیوندگرایی بین المللی و استقلال خواهی انقلابی هر یک دارای پیشینه تاریخی جداگانه ای هستند و مسیر مستقلی را برای تبدیل شدن به یک گفتمان طی کرده اند.
بررسی و تحلیل خاطره نگاری ادبی در آثار نیما یوشیج(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی بهار ۱۴۰۳ شماره ۹۹
41 - 66
حوزههای تخصصی:
خاطره و خاطره نگاری یکی از راه های شناخت بیشتر حوادث و رویدادهای تاریخ معاصر ایران است و همواره در تاریخ ادب فارسی، شاعران و نویسندگان بسیاری از این گونه ادبی برای بیان اندیشه ها و افکار خود استفاده کرده اند. علی اسفندیاری متخلص به نیما یوشیج، یکی از شاعرانی است که سروده های او در زمره خاطره نگاری ادبی قرار گرفته است. این نوشتار بر آن است تا با بررسی آثار نیما یوشیج، برخی ویژگی های محتوایی این خاطرات را بررسی کند. دستاوردهای پژوهش بیانگر ابتکار و استقلال نیما یوشیج در ساختار هنری، ادبی و محتوایی خاطره نگاری است. این شاعر اجتماعی با نیروی تخیل خویش توانسته است آغاز گر راه جدیدی در خاطره نگاری باشد. خاطره و حسب حال نویسی نیما، حاصل نگرش تازه شاعر به جهان و هستی است؛ به گونه ای که دردها و زندگی ذلت بار مردم، تلخی ها و ناکامی های بی پایان حکومت را به تصویر می کشد. این دردها و رنج ها، گاه با یأس، نومیدی، تنهایی و گاه خوش بینی، امید به انقلاب و تغییر و تحولی بنیادین در ساختار حکومت همراه است. اجتماع و مسائل مربوط به آن از مهم ترین مضامین خاطره نگاری شعر نیماست. نیما شاعری آگاه از درد زمان و جامعه اش است و برای شعر، رسالت و تعهدی در خور قائل است، اکثر آثار نیما درباره جامعه استبداد زده، درد و رنج مردم ستمدیده زمانه خود است. به طور کلی، خاطرات شعری نیما پر از تصویرهایی نظیر: درد، فقر، رنج و بی عدالتی های اجتماعی است.
سیر مفهوم «جمهوری» در تاریخ معاصر ایران از «جمهور مسلمین» تا «جمهوری اسلامی»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات انقلاب اسلامی سال ۲۰ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۷۵
91 - 110
حوزههای تخصصی:
از بین مفاهیم فراوان تاریخ و اندیشه معاصر ایران مفهوم «جمهوری» یکی از پرمسئله ترین آنهاست. پیش از نهضت تحریم، نه واژه جمهوری، واژه مأنوسی بود و نه مفهوم آن امر واضح و امکان پذیری تلقی می شد، اما به مرور این واژه کاربرد پیدا کرد و زمینه تحقق عینی مفهوم آن نیز فراهم شد. تاجایی که در دوران انقلاب اسلامی، به عنوان تنها مفهوم واضحی که نقش مردم را در تعیین سرنوشت خود نشان می دهد مورد تأکید امام خمینی+ قرار گرفت. سؤال تحقیق چگونگی سیر مفهوم جمهوری و تحقق عینی آن در تاریخ معاصر ایران است. یافته های این تحقیق نشان می دهد مفهوم جمهوری در ایران معاصر در پی تجربه های بزرگ تاریخی که جنبش های اجتماعی و جریان بیداری اسلامی رقم زدند، باورپذیر و امکان پذیر شد. این تجربه ها ابتدا مفهوم کلیدی «جمهور مسلمین» را محقق ساختند و این مفهوم، زمینه تحقق عینی مفهوم «جمهوری» و «جمهوری اسلامی» را فراهم ساخت.
بازنمایی آموزش تاریخ در شورای عالی معارف و فرهنگ (۱۳۰۱- ۱۳۲۰ش): دوران پایه گذاری تا تکامل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ علم دوره ۲۲ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۳۶)
87 - 132
حوزههای تخصصی:
شورای عالی معارف (و بعداً فرهنگ) که بعد از انقلاب مشروطه در سال ۱۳۰۱ ش. تأسیس شد، نهادی قانون گذار و مؤثر در نظام آموزش کشور محسوب می شد. این نهاد در ابعاد مختلفی فعالیت داشته که آموزش علوم اجتماعی، ازجمله تاریخ، جزء مواردی بود که به آن توجه داشته است. بااین حال تاکنون تحقیقات علمی توجه شان را به این موضوع معطوف نکرده اند و در این راستا هدف از پژوهش حاضر کشف روند تدوین و تکمیل آموزش تاریخ در شورای عالی معارف از سال ۱۳۰۱ ش تا ۱۳۱۷ ش و شورای عالی فرهنگ از سال ۱۳۱۷ ش تا ۱۳۲۰ش مقارن سقوط رضاشاه است. اصالت این تحقیق بر اساس صورت جلسات شورای عالی معارف بوده است. نتایج تحقیق نشان داد که دورهٔ قاجار را می توان دورهٔ «پایه گذاری» آموزش تاریخ نامید؛ اما آموزش تاریخ در نظام آموزشی ایران به ویژه در دوره های مختلف، به ویژه در زمان حکومت رضاشاه، با رویکردی ملی گرایانه و تنوع محتوای درسی همراه بوده است و به نوعی روند «تکامل» خود را طی کرده است. این آموزش تاریخ، شامل جنبه های مختلف تاریخ ایران، جهان و اروپا می شود و به تبیین فرهنگ و تمدن های مختلف می پردازد. در این دوره شورا در عرصه-های مختلفی (آموزش ابتدایی، متوسطه و عالی) آموزش تاریخ را وارد می کند
واکاوی حیات سیاسی خاندان رشیدیان در دوره پهلوی در چهارچوب نظریه بورژوازی کمپرادور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات اسنادی انقلاب اسلامی سال ۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۲
126 - 170
حوزههای تخصصی:
این مقاله ، با تمرکز بر کُنش های یک گروه راست گرا در ایرانِ معاصر یعنی خاندان رشیدیان ، درصدد واکاوی عملکرد سیاسی آن ها با هدف تبیین ماهیّت محافظه کارانه شان در حوزه سیاست داخلی کشور می باشد ، ازین رو ، پژوهش بر محور این سوال تدوین گردید که :محافظه کاری رشیدیان ها در عرصه سیاست داخلی در چه سطح و اندازه ای بوده و بر مبنای چه کُنش هایی قابل ارزیابی می باشد؟ در این راستا ، با استفاده از منابع کتابخانه ای بر مبنای گردآوری داده ها از اسناد ، مطبوعات و کتاب های تاریخی ، و شیوه پژوهش تحلیلی بر اساس نظریه قشربندی اجتماعی با تأکید بر خط مشی قشر بورژوازی کمپرادور در حوزه سیاست داخلی ، نویسندگان این سطور دریافتند که خاندان رشیدیان به مثابه سرمایه داران وابسته و به عبارتی دیگر بورژوا کمپرادور ، مبادرت به اتخاذ رویکردهایی در حوزه سیاسی نمودند که به طور -طبیعی آنها را به سمت محافظه کاری از نوع افراطی و شدید سوق داد. اقداماتی همچون تعامل با بخش هایی از فرودستان حاشیه نشین و اراذل واوباش شهری که به طور سنّتی محافظه کار ، مخالف اصلاحات در عرصه سیاسی بوده ، همکاری با رجال و گروه های سیاسی راست گرا به ویژه سیدّضیا که نه تنها ماهیّتی ارتجاعی در حوزه سیاسی داشته ، بلکه با انگلستان نیز در ارتباط بودند و در سوی دیگر ، تقابل با شخصیت های ملّی گرا همچون مصدّق ، تلاش برای دورنگه داشتن هسته اصلی قدرت یعنی شاه از نوک پیکان انتقادات جامعه با هدف حفظ ساختار سیاسی ، مبارزه با حزب توده که خواهان تغییرات رادیکال بودند ، و حتّی چالش جدّی با اصلاح طلبان تکنوکرات که درصدد تغییرات نسبی در ساختار حاکمیّت بودند ، نشانگر ماهیّت شدیداً محافظه کار رشیدیان ها و دارودسته آنان در عرصه سیاست داخلی داشت.
شاخصه شناسی تاریخ نگاری انگلیسی و تولید روایت های وارونه در ثبت تحولات ایران معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله ای که این تحقیق به دنبال پاسخ به آن است، بررسی برخی از شاخصه های تاریخ نگاری انگلیسی در نحوه روایت تاریخ معاصر ایران است. انگلیسی ها برای ادوار مختلف ایران، چه ایران قبل از اسلام، چه ایران اسلامی و چه تاریخ معاصر ایران تا آنجایی که توانسته اند، تاریخ نوشته اند. مطالعه آثار و نوشته های تاریخ نویسان انگلیسی ما را به شاخصه هایی می رساند که در اکثر این آثار نیز تکرار شده و در مجموع دلالت بر سبکی از تاریخ نگاری دارد که آن را «تاریخ نگاری انگلیسی» می نامیم. این روش تاریخ نگاری چند معیار و شاخصه مهم دارد: «غلبه نگاه منفعت طلبانه و استعماری»، «ثبت کوچکترین جزئیات با هدف افزایش دایره اطلاعات»، «مراقبت نسبت به عدم افشای نقش انگلیس در حوادث»، «خائن معرفی کردن خادمین ملت و بالعکس» و موارد دیگری که بیش از ده مورد را شامل می شود. در نوشته حاضر به دو مورد از مهم ترین این شاخصه ها یعنی «نگاه استعماری» و «اشراف اطلاعاتی» همراه با بیان مصادیق متعدد از منابع و گزارش های انگلیسی درباره ایران معاصر می پردازیم.
تحلیل سیاست گذاری فرهنگی در حوزه زنان ایران در دوره پهلوی دوم با تمرکز بر اسناد لانه جاسوسی آمریکا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی آمریکا سال ۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۸)
111 - 137
ورود دیدگاه های استعماری به ایران معاصر به منظور ایجاد تغییر در صورت و سیرت زندگی فردی و جمعی ایرانیان، یکی از مهمترین مسائل معاصر جامعه ایرانی است که توسط بازیگران متعددی از جمله ایالات متحده آمریکا دنبال شده است. اما از میان مخاطبین و موضوعات مختلف، مسأله زنان و تأثیرگذاری بر این قشر جامعه ساز بسیار اهمیت داشته است. لذا این مقاله در پی واکاوی ابعاد پنهان و آشکار مداخلات فرهنگی ایالات متحده در ایران عصر پهلوی دوم در حوزه زنان است که با بهره گیری از روش تحلیل مضمون و با تکیه بر چارچوب نظری سیاست گذاری عمومی، اسناد طبقه بندی شده سفارت سابق آمریکا در تهران را مورد بررسی قرار داده است. پرسش اصلی تحقیق حاضر آن است که: ایالات متحده چگونه از طریق سیاست گذاری فرهنگی در حوزه زنان تلاش داشته تا نقش و هویت زن ایرانی را بازتعریف کند و این تلاش ها چه بازتابی در اسناد لانه جاسوسی داشته است؟ نتایج این پژوهش نشان می دهد که سیاست گذاری فرهنگی آمریکا در حوزه زنان ایرانی، عمدتاً در بستر زنان نخبه، نهادهای فرهنگی و آموزشی، رسانه و الگوهای رفتاری طراحی شده بود و تلاش داشت از طریق مهندسی اجتماعی به بازتعریف نقش زن ایرانی مطابق با الگوهای غربی بپردازد. این مداخلات گرچه در کوتاه مدت بر سبک زندگی و الگوهای فرهنگی برخی زنان تأثیر گذاشت، اما با واکنش و مقاومت های اجتماعی و مذهبی همراه شد و در نهایت به یکی از عوامل بی اعتمادی گسترده نسبت به آمریکا در سال های منتهی به انقلاب اسلامی تبدیل گردید. این مطالعه بر اهمیت فهم ابعاد فرهنگی، سیاست گذاری خارجی و نقش جامعه مدنی در واکنش به آن تأکید دارد.
تحلیلی بر توسعه و گسترش تاریخی دانش سیاست جدید در جامعه ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در ارتباط با گسترش دانش سیاست در جامعه ایرانی از زمان تأسیس این رشته، عوامل زیاد و متنوعی دخیل بوده است؛ سازمان ها و ارگان ها، دانشگاه ها و گروه ها، تحولات و اتفاقات داخل و بیرون از ایران، انجمن ها و نشریات و افراد برجسته از سیاست مداران، استادان، فیلسوفان، کارگزاران و دانش آموختگان و به طور کلی فعالان این حوزه از جمله آن ها هستند که همگی بر گسترش کمی و کیفی دانش سیاست در ایران تاثیرگذار بوده اند. یعنی این عوامل در تعامل با جامعه و نوع نظام سیاسی و فرهنگ جامعه، باعث گسترش این دانش شده اند. مدعا این است که گسترش و استمرار تاریخی دانش سیاست در قالب دانشگاه، مرکز، مؤسسه، اندیشکده، انجمن، سایت، کانال و شبکه و مجله در جامعه ایرانی می تواند نشانگر موضوعاتی از جنس «ضرورت پیوند علم با نیازهای عینی» با طرح مباحث نظری یا کارکردی یا حتی نیازهایی از جنس «الزامات زندگی جمعی جدید» باشد که اطلاق «توسعه» یا «رشد» بر آن را می توان داشت.تعبیری که به معنی الزام ضروری حضور این دانش در جامعه ایرانی است. این مقاله با نگاهی کمّی و البته با روش توصیفی - استنباطی به بررسی فعالیت های تاریخ معاصر مرتبط با دانش سیاست پرداخته و از این زاویه، تلاش کرده با عطف توجه به پیچیدگی موضوع، جنبه ها و ابعادی از آن را باز کند.