مطالب مرتبط با کلیدواژه
۴۱.
۴۲.
۴۳.
۴۴.
۴۵.
۴۶.
۴۷.
۴۸.
استادان
حوزههای تخصصی:
نظر به اهمیت بهزیستی دانشجویان در موفقیت تحصیلی و زندگی آنها، در این پژوهش تلاش شد تا برنامه کارشناسی ارشد آموزش زبان انگلیسی در ایران از چشم انداز نظریه بهزیستی، بررسی شود. از این رو، طی یک پژوهش توصیفی تعداد 101 شرکت کننده شامل 34 استاد و 67 دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد در رشته آموزش زبان انگلیسی به روش نمونه گیری در دسترس از 28 دانشگاه سراسری ایران همکاری کردند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه ای محقق ساخته شامل شش عنصر بهزیستی (خرد، شجاعت، انسانیت، عدالت و میانه روی) بود. آزمون t نشان داد که میان دانشجویان پسر و دختر در برنامه کنونی، میان استادان زن و مرد در برنامه پیشنهادی و نیز میان دانشجویان و استادان در برنامه کنونی و پیشنهادی تفاوت هایی وجود دارد. از دیدگاه دانشجویان و استادان، اهمیت هر شش عنصر بهزیستی در برنامه باید بیش از آن میزانی باشد که هم اکنون دیده می شود. استادان و دانشجویان راهکارها و پیشنهاد هایی را برای افزایش بهزیستی دانشجویان ارائه کردند.
شناسایی عوامل مؤثر بر کیفیت تدریس استادان از دیدگاه دانشجویان (مطالعه موردی: دانشجویان دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات اندازه گیری و ارزشیابی آموزشی سال ۹ پاییز ۱۳۹۸ شماره ۲۷
103 - 128
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی از اجرای این پژوهش، شناسایی عوامل مؤثر بر کیفیت تدریس در دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی مشهد بود. پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و به صورت ترکیبی- اکتشافی متوالی و با استفاده از دو روش پیمایشی و تحلیل مضمون انجام گرفت. جامعه آماری بخش کیفی اعضای هیئت علمی و دانشجویان دانشکده بهداشت بودند که از طریق مصاحبه با 26 مشارکت کننده صورت پذیرفت. تحلیل مضامین از طریق کدگذاری باز و محوری انجام گرفت. نتایج این بخش نشان داد که مؤلفه های تأثیرگذار بر کیفیت تدریس استادان شامل 4 مضمون اصلی: مهارت های آموزشی، دانش پژوهی، و مهارت های بین فردی و ارتباطی، ویژگی های فردی و حرفه ای استادان و 20 زیرمضمون است. جامعه آماری بخش کمی، شامل دانشجویان دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی مشهد که در سال 97- 96 مشغول به تحصیل بودند و نمونه آماری با استفاده از فرمول کوکران 225 نفر برآورد شد. داده های مورد نیاز با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته گردآوری و با بهره گیری از روش های آماری تحلیل عاملی تأییدی و t تک گروهی تحلیل شد. یافته های بخش کمی بیانگر آن است که از بین مؤلفه های شناسایی شده، مهارت های بین فردی و ارتباطی استادان، مهم ترین مؤلفه کیفیت تدریس از دیدگاه دانشجویان است.
بررسی پدیدارنگاری مفهوم پژوهش از دیدگاه اساتید
منبع:
مدیریت دانشگاهی سال ۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
49 - 28
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر مفهوم پژوهش را از دیدگاه اساتید در حیطه های مختلف علمی مورد بررسی قرارداده است. پارادایم معرفت شناسی تفسیری و رویکرد کیفی اتخاذ گردید. ازآنجا که پژوهشگران قصد داشتند برداشت ها و تجارب متفاوت در مورد پدیده پژوهش را بررسی و طبقه بندی کنند . لذا روش پدیدار نگاری بکار گرفته شد. از طریق روش نمونه گیری هدفمند با 34 نفر از استادان در که در رشته های علمی مختلف تدریس و پژوهش می کردند به عنوان نمونه مصاحبه نیمه ساختاریافته به عمل آمد. نتایج گویای آن بود که پنج شیوه کیفی متفاوت از تجربه اساتید دانشگاهی میتوان احصا نمود: پژوهش به مثابه مسؤولیت حرفه ای، کار هنری، سفر به ناشناخته ها، پازل و قضاوت. صراحت در شیوه نگرش فرد به تحقیق مبنایی برای درک فهم دیگران در بردارد. تنوعهای بدست آمده در مفهوم تحقیق ممکن است شیوهای برای درک مشکلات یا عدم تکمیل دروس و دوره های پژوهشی به دلیل عدم تناسب مفاهیم استاد و دانشجو فراهم کند. با تشخیص تنوعها در چگونگی تجربه تحقیق، اشارات کاربردی پژوهش حاضر مبنایی را برای درک برخی پدیده های مرتبط با پژوهش در نظام آموزش عالی ارائه می کند که تاکنون به صورت ناکامل درک شده است. ازآنجا که هر تنوع، گونه مختلفی از جهت گیری را در ارتباط با فرآورده های پژوهشی در بردارد. چارچوب تحقیق حاضر ابزاری مفید در مباحث مربوط به بررسی عملکرد پژوهشی اعضای هیئت علمی فراهم میکند.
بررسی جو آموزشی خلاق از نگاه دانشجویان تربیت بدنی دانشگاه شهید بهشتی تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این تحقیق، بررسی جو آموزشی خلاق از نگاه دانشجویان تربیت بدنی دانشگاه شهید بهشتی تهران بود. روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی از نوع پیمایشی بود. جامعه آماری، کلیه دانشجویان تربیت بدنی دانشگاه شهید بهشتی تهران بودند (295 دانشجو) که با توجه به جدول مورگان 167 پرسشنامه در بین دانشجویان پخش و از این بین 148 پرسشنامه به محقق برگردانده شد. از پرسشنامه استاندارد برای گردآوری اطلاعات استفاده شد و در تجزیه وتحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی و آزمون کولموگروف اسمیرنوف، تی مستقل و تحلیل واریانس در سطح معناداری 0.05 α= استفاده شد. نتایج نشان داد از دید و نگرش دانشجویان، مؤلفه های بحث و مباحثه، آزادی و فرصت دادن به ایده ها به ترتیب در رتبه های اول تا سوم قرار دارند و مؤلفه های خطرپذیری و چالش در رتبه های آخر از ده مؤلفه تأثیر گذار بر جو آموزشی خلاق قرار گرفته اند. در بخش آمار استنباطی تحقیق، نتایج آزمون تی مستقل نشان داد تفاوت معنا داری بین نگرش دانشجویان مرد و زن به جو آموزشی خلاق وجود ندارد (0/955=sig). به طور کلی نتایج نشان داد که مؤلفه های خطرپذیری و چالش از دید دانشجویان در جو آموزشی خلاق در رتبه های پایین قرار گرفته است که توجه مسئولان آموزشی و استادان را به این مسئله می طلبد.
تجربۀ زیسته استادان و دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان از اجرای طرح تدریس در سال آخر دانشجویی (1+3)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه حرفه ای معلم سال ۱۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۵)
125 - 152
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: در چارچوب مدیریت منابع انسانی آموزش وپرورش و به منظور جبران کمبود آموزگار مدارس ابتدایی، طرح "1+3" در دانشگاه فرهنگیان تصویب شد که براساس آن، دانشجومعلمان پس از گذراندن سه سال نخست تحصیل در مقطع کارشناسی، در سال چهارم هم زمان با ادامه تحصیل، به عنوان آموزگار در مدارس فعالیت می کنند. پژوهش حاضر با هدف بررسی تجارب دانشجومعلمان و استادان آنها انجام گرفت. روش ها : روش پژوهش، کیفی و از نوع پدیدارشناسی بود. جامعه پژوهش تمامی دانشجومعلمان ورودی 1398 رشته آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان خراسان جنوبی و استادان در سال تحصیلی 1401-1402 بودند که به شیوه نمونه گیری هدفمند شامل 7 نفر از استادان و 10 نفر از دانشجومعلمان انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده از روش کلایزی (2002) و از نرم افزار مکس کیودا-11 استفاده شد. یافته ها: یافته های حاصل در قالب سه مضمون کلی چالش ها، فرصت ها و راهکارها تقسیم بندی شد. چالش ها در چهار مضمون تحصیلی، فردی، شغلی و سازمانی، فرصت ها در دو مضمون فردی و شغلی و راهکارها در سه مضمون فرعی سازمانی، فردی و تحصیلی قرار گرفتند. به نظر می رسد علی رغم تمامی مزایا و فواید غیر قابل انکاری که اجرای طرح مذکور به دنبال داشت، چالش ها و محدودیت های آن، بیشتر از فرصت های آن بود. نتیجه گیری: بنابر یافته های پژوهش پیشنهاد می شود سیاست گذاران دانشگاه فرهنگیان نسبت به بررسی آسیب شناسانه و کارشناسی دقیق تر ابعاد این طرح اهتمام ورزیده و در این مهم، استفاده از دیدگاه و تجارب استادان و به ویژه دانشجومعلمان مذکور در این مسیر، مهم و ضروری است.
تحلیل دانش شناختی مسأله ارتقاء اعضای هیئت علمی دانشگاه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات کاربردی علم سنجی دوره ۱ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
7 - 20
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی مسأله ارتقاء اعضای هیئت علمی دانشگاه بود.
روش: با رویکرد اجتماعی و انسانی و به تبع آن به روش تحلیل دانش شناختی، مسأله ارتقاء اعضای هیئت علمی دانشگاه مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. از مهم ترین ویژگی های روش تحلیل دانش شناختی علاوه بر رویکرد میان رشته ای، روش مند و نظام مند بودن و توجه به جامعیت، روزآمدی، و عمق، در تحلیل مسائل، پدیده ها و رخدادها است. این ویژگی ها به طور معمول و گاه حتی به صورت ناآگاهانه در بیشتر پژوهش های روش مند مورد توجه و استفاده قرار می گیرد؛ تفاوت در این است که در روش تحلیل دانش شناختی، به گونه ای آگاهانه، روش مند و نظام مند و در قالب توصیف مختصات هریک از این سه ویژگی، از آن ها بهره برداری می شود.
یافته ها: در این نوشتار علاوه بر طرح مسأله ارتقاء و توصیف برخی مختصات روش تحلیل دانش شناختی، ابعاد مسأله ارتقاء در قالب سه ویژگی جامعیت، روزآمدی، و عمق، به تفصیل مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته و بر ضرورت ایجاد و توسعه سامانه مفهومی ارتقاء تاکید شده است. همچنین پیامدها و کاربردهای سامانه مفهومی ارتقاء در تحلیل و دسته بندی مسائل مبتلابه دانشگاه ها در زمینه ارتقاء استادان و چگونگی پاسخ به تناقضات و تعارضات نشان داده شده است.
نتیجه گیری: در اینجا فقط به موارد نسبتاً محدودی از مختصات روش تحلیل دانش شناختی و آنچه در ذیل سه ویژگی جامعیت، روزآمدی، و عمق، قابل تجزیه و تحلیل بوده است، اشاره شده و نشان داده شده است که چگونه می توان در چارچوب این رویکرد و این نوع از تحلیل، به صورت بندی جدیدی از ارتقاء دست یافت و سامانه ای طراحی و ایجاد کرد و توسعه داد که پیامدهای مدیریتی و تکنولوژیکی آن برای تمامی ذی نفعان و در تمام اجزاء و ابعاد فرایند ارتقاء کارساز و راهگشا باشد.
بررسی اثر دشواری محتوای درس بر نمرات ارزشیابی دانشجویان از کیفیت تدریس استادان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۱
139 - 164
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش به بررسی ارزشیابی کیفیت تدریس در آموزش عالی و تأثیر آن بر بهبود فرایندهای آموزشی و یادگیری دانشجویان می پردازد. با توجه به اهمیت کیفیت تدریس، مطالعه حاضر اثر دشواری محتوای درس ها بر نمرات ارزشیابی دانشجویان را بررسی کرده و در جهت افزایش دقت نظام ارزشیابی استادان تلاش می کند. روش پژوهش: این مطالعه همبستگی بوده و از مدل رگرسیون اثرات آمیخته استفاده کرده است. جامعه آماری شامل داده های ارزشیابی دانشجویان علوم پایه و فنی-مهندسی در هشت نیمسال بوده که بالغ بر 100 هزار ارزشیابی و 31,598 نمونه نمره ارزشیابی از درس ها را شامل می شود. دشواری درس ها با محاسبه میانگین و انحراف معیار نمرات دانشجویان هر دانشکده و تقسیم تفاوت معدل درس با میانگین دانشکده بر انحراف معیار نمرات سنجیده شد. یافته ها: نتایج نشان داد نمرات ارزشیابی استادان به طور معنی داری تحت تأثیر دشواری درس ها قرار دارند؛ اندازه اثر این رابطه بین ۰.۰۴ تا ۰.۰۷ برآورد شد. پس از کنترل معدل دانشجویان، مشخص شد در درس های دشوار، نمرات ارزشیابی در مؤلفه های «تسلط علمی»، «ایجاد انگیزش» و «تدریس اثربخش» پایین تر و در درس های آسان بالاتر است. نتیجه گیری: ارزشیابی کیفیت تدریس ابزار مهمی برای بهبود آموزش عالی است. دشواری درس عامل مؤثری بر نمرات ارزشیابی استادان است و نادیده گرفتن این مسئله می تواند به ارزیابی های غیرمنصفانه و نابرابر در نظام آموزش عالی منجر شود. بنابراین، نمرات ارزشیابی دانشجویان نباید تنها شاخص ارزیابی کیفیت تدریس تلقی شوند. برای داشتن یک نظام ارزشیابی معتبر و علمی، باید به طراحی جامع و چندبُعدی فرایند ارزشیابی توجه بیشتری شود.
تحلیل ساختاری تفسیری هویت حرفه ای اعضای هیات علمی در پساکرونا با تأکید بر تدریس: یک مطالعه آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تحلیل ساختاری تفسیری هویت حرفه ای اعضای هیئت علمی در زمان پساکرونا با تأکید بر تدریس صورت گرفت. این پژوهش با ماهیت عمل گرایی و رویکرد آمیخته از نوع اکتشافی متوالی انجام شد و داده های پژوهش طی دو مرحله (کیفی، کمّی) جمع آوری گردید. در بخش کیفی، نمونه گیری با استفاده از رویکرد هدفمند از نوع روش صاحب نظران کلیدی و معیار «اشباع نظری» با 21 نفر از اعضای هیئت علمی و خبرگان دانشگاهی مصاحبه بدون ساختار انجام گرفت. تحلیل مصاحبه ها با استفاده از روش تحلیل مضمون صورت گرفت. در بخش کمّی به منظور جمع آوری داده ها پرسش نامه تدوین شده در اختیار گروه کانونی متشکل از 10 نفر از اعضای هیئت علمی قرار داده شد. برای تعیین ارتباط بین نشانگرها و دستیابی به الگوی ساختاری - تفسیری آن از روش مدل سازی ساختاری تفسیری استفاده شد. یافته ها حاکی از آن بود که نشانگرهای هویت حرفه ای اعضای هیئت علمی در زمان پساکرونا با تأکید بر تدریس شامل اخلاق حرفه ای، رغبت و تمایل به یادگیری بیشتر، تغییر در باورها و نگرش نسبت به تدریس، به روز بودن، همراهی با فراگیران، حرفه ای گرایی مشارکتی، تغییر و تحول در شیوه های تدریس، حمایت عاطفی و علمی از سایر مدرسان در تدریس آنلاین، خودراهبری در یادگیری، سواد رسانه ای، شبکه سازی و همکاری، حضور فعال در رسانه های جمعی و بهره گیری از آن ها، روابط مربی گری، بهبود روابط اجتماعی، خودباوری و انعطاف پذیری بود. نتایج نشان داد استادان با پذیرش تغییرات و بهره گیری از فرصت های جدید می توانند هویت حرفه ای خود را در مسیر رشد و تطابق با شرایط جهانی تقویت نمایند. در نهایت، ایجاد فضای دوستانه و ارتباطات مثبت بین اعضای هیئت علمی منجر به فضایی خواهد شد که دانشجویان و اعضای هیئت علمی با همدیگر ارتباطات مثبت و احساس تعلق نسبت به محیط دانشگاه داشته باشند.