مطالب مرتبط با کلیدواژه
۲۱.
۲۲.
۲۳.
۲۴.
۲۵.
۲۶.
فرودستان
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره ۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
1 - 16
حوزههای تخصصی:
در این مقاله قصد داریم تا چگونگی بازنمایی فرودستان در دو رمان مهم تنگسیر و سنگ صبور، نوشته صادق چوبک را بررسی کنیم. به این منظور، با نقد برخی از سنت های مطالعاتیِ بازنمایی فرودستان، از مفهوم درحاشیه -محصوربودگی برای تعریف فرودستی بهره بردیم. وضعیت فرودستی بر اساس مضامین استخراج شده از این دو اثر عبارت اند از: شیوه زیست به شدت غیراخلاقی در محیطی چرک و آلوده، آغشته به انواع انحرافات اجتماعی شدید از جمله قتل، فحشاء و کودک آزاری همراه با اعتقاد به خرافه هایی که زندگی را پیش می راند و اعتقادات مذهبی که دردها را تسکین می دهد. همچنین شاهد قربانی شدن فرودست به دست غیرفرودستِ منفرد و فرودستی مضاعف زنان هستیم. این تصویر از وضعیت فرودستی در نهایت منجر به خلق فرودستِ منفعل گردیده است. علاوه بر آن، فرودستان فارغ از تفاوت ها و تنوعات درونی، همگی با ویژگی های کم و بیش یکسان و یکپارچه بازنمایی شده اند و وضعیت فرودستی نه محصولِ عوامل ساختاری و کلان بلکه مخلوقِ شیوه رفتار، باورها، اعتقادات و در یک عبارت فرهنگ فرودستی است؛ در نتیجه، مقاومت امری کمیاب و بدیع شده و به ناچار قهرمان سازی شده است. بنابراین، با برجسته سازی کلیشه های رفتاری، شخصیتی و محیطی، فرودست به مثابه موجودیتی با ویژگی هایی ذاتی معرفی شده است. در نهایت وجود این کلیشه ها با خود کلیشه ها توجیه، وضعیت فرودستی به واسطه فرهنگ فرودستی بازتولید شده و فرودستِ مقصر، منفعل و نادان خلق شده است.
تأملی نظری بر قشربندی اجتماعی جامعه صفوی؛ با رویکرد به موقعیت گروه های فاقد طبقه شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ فرهنگی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۹
125 - 152
حوزههای تخصصی:
گروه های فرادست با تسلط بر سیستم ارتباطات و اطلاعات جامعه، سعی در ارتقاء، تقویت و بازتاب دیدگاه های خود به عنوان الگوی معیار در جامعه دارند. این فرایند خلق و تقویت سیستم ارتباطی عمومی، باعث می شود صدا و تصویر افراد بیرون از گروه های غالب، حذف، دستکاری و یا بدرستی منتقل نگردد. اندک اطلاعات موجود در منابع درباره گروه های فاقد طبقه، خاموش و یا فرودست در دوره صفوی، بازتاب تجارب زیسته و موقعیت واقعی ایشان نمی باشد. چراکه صدا و تصویرآنها در منابع رسمی و تاریخی، به درستی انعکاس نمی یابدو به دیگر سخن به دلخواه گروه های اجتماعی دیگر همچون فرادستان بازنمایی می شود. منظور از گروه های فاقد طبقه در این نوشتار، به گروه های اجتماعی اشاره دارد که در دسته بندی های اجتماعی مرسوم دوره صفویه، مورد اشاره نیستند. در واقع به رسمیت شناخته نمی شوند و به تعبیر نوشتار حاضر «فاقد طبقه» به حساب می آیند. بر این اساس نوشتار حاضر بدنبال پاسخ این پرسش است که این گروه های فاقد طبقه در نظام قشربندی اجتماعی دوره صفوی در چه موقعیت و جایگاهی قرار دارند؟ رویکرد پژوهش حاضر اکتشافی و روش آن کیفی است و تلاش دارد با تاسی از روش تاریخ خُرد که یکی از محورهای مطالعاتی در تاریخ فرهنگی جدید است به ردیابی گروه های فاقد طبقه به عنوان رهیافتی برای شناخت اقشار فرودست اجتماعی جامعه صفوی پردازد. در واقع دال مرکزی مطالعات و بررسی های تاریخ خُرد را اقشاری تشکیل می دهند که در روایت تاریخ سنتی مورد توجه قرار نگرفته اند.
فرودستان شهریِ دهه نود به روایت سینمای ایران ( ابد و یک روز، مغزهای کوچک زنگ زده)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تحلیل نئوفرمالیستی شیوه های روایت پردازی زندگی فرودستانِ پایین شهر در سینمای دهیه نود ایران است. رویکرد نظریِ پژوهش برگرفته از نظریه هایی در حوزیه مطالعات سینما است که سرشت بازنمایی سینمایی و رابطیه آن با امر اجتماعی را می کاوند. روش مطالعه مدل بوردول و تامپسن در نئوفرمالیسم است که به واکاوی سطوح چهارگانه معانی در آثار هنری می پردازد. از میان فیلم های اکران شده در ژانر سینمای پایین شهر در دهیه نود سینمای ایران دو فیلم ابد و یک روز و مغزهای کوچک زنگ زده برای مطالعه انتخاب شده اند. نتایج تحلیل نشان می دهد که روایت پردازی فرودستان در سینمای پایین شهرِ دهیه نود تفاوتهای اساسی با روایتهای سینمایی این اقشار در دهه های قبلی دارد. فرودستان دهیه نود نه تقدیس می شوند و نه امکان و توان رهایی از وضعیت فرودستی را دارند، بلکه سوژه های گیرافتاده در نوعی چرخیه باطل فقر و فلاکت اند که آغاز و انجام زندگی شان تماماً یکی است. نه فقط فضاهای عینی و نمادینِ پایین شهر متعارض، پرتنش و تکه پاره هستند، بلکه فرسودگی و ویرانگیِ حک شده بر این فضاها باعث شده است زندگی کنشگران نیز آکنده از خشونت و تنش و ستیز گردد. خشونت و تنش دایمی موتیف های تکرارشونده در هر دو اثرند. ریتم تند زندگی همراه با دیالوگ های تنش آلود و مونولوگ های پرتشویش خصلت لاینفک تعامل های نمادین کنشگران این فضاها است. در کل، پیدایش ژانر متفاوت سینمای پایین شهر در دهیه نود حکایت از تحولی عمیق در وضعیت انضمامی فرودستان دارد که دیگر با مضامین و موتیف های سینمای دهه های قبل قابل روایت نیست.
از کارآموزی تا کنشگری برای ملی سازی صنعت نفت: صداهای گمشده در هیاهوی ملی شدن نفت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کارآموزان آموزشگاه های فنی که نخستین هنرجویان آکادمیک صنعت نفت بودند، از آنجا که شور جوانی را با رنج تحقیر استادان اروپایی شرکت نفت همزمان تجربه کرده بودند گمان داشتند با ملی شدن نفت، زمانه با آنان که اولین گروههای متخصص ایرانی نفت بودند، شایسته تر خواهدساخت. در کشاکش اعتراضات ملی شدن نفت به میدان آمدند و حادثه خیزترین روزهای نبرد با شرکت نفت و حکومت نظامی خوزستان را رقم زدند. اما پس از ملی شدن نفت حتی به مراتب کمتر از کارگران صنعت نفت دیده شدند و هم چون رعد وبرق صدایشان خاموش شد. در روایت های تاریخی نقش کارگران باتجربه و اتحادیه های کارگری پررنگ تر نشان داده شده و به نقش کارآموزان و دانش آموزان به اندازه کافی پرداخته نشده است. این مقاله به کارآموزان به عنوان فرودستان و به حاشیه راندگان در این رخداد می نگرد. پرداختن به نقش کارآموزان به عنوان یک گروه کمتر مطالعه شده در تاریخ ملی شدن نفت - استفاده دقیق از اسناد آرشیوی بعنوان ابزار مستندسازی ادعاها و تقویت اعتبار پژوهش و همچنین رویکرد چند بعدی مقاله در بررسی انگیزه ها، روش ها و پیامدهای موضوع مورد بحث از ویژگی های این پژوهش است.
کارکرد لطیف های سیاسی در مواجهه فرودستان با نخبگان حاکم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقل لطیفه در نقد گروه های حاکم، به یک دوره از حیات سیاسی توده ها اختصاص نداشته و استمرار آن گواه اهمیت آن در مواجهه ایشان با ارباب قدرت است و این پرسش را پیش می کشد که پراکنده شدن این لطیفه ها چه کارکردی در حیات سیاسی توده ها دارد؟ فرضیه این است که توده ها با نقل لطیفه های سیاسی تلاش می کنند سلطه را در هر سه ساحت مادی، منزلتی و ایدئولوژیک به چالش بکشند. در برخی موارد لطیفه ها ابزار آموزش «تجاهل در برابر اصحاب سلطه» بود که در کاهش استثمار کاربرد می یافت. در این لطیفه ها ستم پذیری در برابر ارباب قدرت در یک نظام مراقبت که از سوی توده ها برقرار می شد سرزنش می شد و گاهی نیز لطیفه ها آینه آرزوهای توده ها می شدند تا وضعیت مطلوب آنها را تصویر کنند. چهارچوب نظری این پژوهش، نظریه روایت های نهانی از جیمز سی. اسکات است که کوشش کرده اشکال گوناگون مقاومت فرودستان را در برابر نخبگان حاکم در دوره هایی که توده ها آرام و بدون کنش به نظر می رسند تشریح و صورت بندی کند. پیش از این، پژوهش هایی پیرامون لطیفه های سیاسی کشورهای مختلف از مناظر گوناگون انجام شده است، اما تاکنون تحقیقی با بهره گیری از نظریه روایت های نهانی برای تشریح جایگاه این لطیفه ها در حیات سیاسی عامه صورت نگرفته است.
روایت زنانه بومیان خارگ از نسبت سنت و مدرنیته در جریان توسعه صنعت نفت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ فرهنگی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۲
131 - 169
حوزههای تخصصی:
کشف و صادرات نفت در دهه های اخیر به صنعتی شدن جزیره خارگ انجامید و سبب تحمیل تحولاتی عظیم بر زندگی جامعه بومی آن شد. این پژوهش، با اذعان به نادیده گرفتن سازگاری بومیان با این دگرگونی ها و به ویژه تأثیر آن بر زنان، هدف اصلی خود را بررسی تأثیر صنعت نفت بر گذار کل جامعه بومی خارگ از سنت به مدرنیته قرار می دهد. برای دستیابی به این فهم عمیق، با رویکرد توصیفی-تحلیلی از روش تاریخ شفاهی مبتنی بر مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته با هفت زن کهنسال بومی بهره گرفته شده است؛ چرا که روایت آنان به مثابه صدای فرودستان و با رهیافت وام گرفته از مطالعات جنسیتی جوآن اسکات، بینشی جامع از دگرگونی های کل جامعه را بازتاب می دهد و ابعاد پنهان این تحولات را آشکار می سازد. نتایج نشان می دهند استقرار صنعت نفت به فضای بازتر اجتماعی، تغییر در سبک زندگی (شامل غذا و پوشش) و ورود فناوری در بعد فرهنگی، و تحول بنیادین کسب وکار و افزایش ثروت اقتصادی انجامید؛ این تحقیق همچنین بر تفاوت تأثیر صنعتی شدن بر مردان و زنان و تباین وضعیت آنان در دو دوره پهلوی و جمهوری اسلامی نیز توجهی ویژه دارد.