علوم شناختی به عنوان دانشی چند رشته ای مرکب از علم اعصاب، روان شناسی، زبان شناسی، هوش مصنوعی و فلسفه ذهن یکی از دانش های نو است که در چند دهه اخیر توانسته است رازهای نهفته بیشتری را درباره مغز و ذهن آدمی بگشاید. این دانش نو بر همه ابعاد حیات انسانی، هر آنچه با مغز و ذهن انسان سروکار دارد، تأثیرگذار است و طبعاً یکی از مهم ترین زمینه هایی که بیشترین تأثیر را از یافته های آن خواهد پذیرفت آموزش و پرورش می باشد.
روان شناسی شناختی به عنوان یکی از شاخه های فرعی علوم شناختی تلاش دارد کارکردهای مغز را بر اساس یافته های علوم شناختی تبیین کند و آموزش و پرورش شناختی بر آن است که رویکرد شناختی را در صحنه آموزش و پرورش تجربه نماید1. در این مقاله یکی از موضوعات مهم روان شناسی یعنی یادگیری بر اساس رویکردشناختی تبیین می گردد.
"عصر حاضر را عصر «انفجار اطلاعات و ارتباطات» نامیدهاند. پیدایش ابزارها و فناوریهای پیشرفته، بویژه رایانههای هوشمند، تغییرات جدی و بنیادی در شاخههای گوناگون دانش و کیفیت مطالعه و تحقیق در هر یک از آنها پدید آورده و به این ترتیب، امروزه دانش و دانشگاه به درون هر خانهای راه یافته و روشهای تحقیق را دچار تحولات اساسی کرده است. از مطالعه سیر تکامل کشورهای پیشرفته در مییابیم آن دسته از جوامعی که ابتدا زمینه و بستر لازم را برای تحقیق و پژوهش مهیا ساخته و آن را خمیرمایة طرحهای خود قرار دادهاند، مدارج ترقی و بالندگی را هر چه مطلوبتر و در زمانی کوتاهتر پیمودهاند. فصلنامه پژوهش و سنجش نیز طی سالها فعالیت خود، همواره کوشیده است با طرح موضوعات موردنیاز رسانه ملی و درج مقالات علمی و پژوهشی، به بومیسازی در این حوزه کمک کند.
طبق سیاست فصلنامه، سه شماره بهار، تابستان و پاییز هر سال، به موضوع ویژهای اختصاص دارد و شمارة زمستان در قالب «جُنگ» ارائه میشود که مجموعهای از مقالات مربوط به موضوعات مختلف در حوزة رسانههاست. بر همین اساس در سال 85، شماره بهار و تابستان با موضوع «رسانه و موسیقی»، شماره پاییز، با موضوع «رسانه و زبان فارسی» و شماره حاضر، در قالب «جُنگ» ارائه شده است.
همچنین به اطلاع همکاران، استادان، مدیران، دانشجویان و کلیه خوانندگان میرساند فصلنامه پژوهش و سنجش از شماره حاضر افتخار دارد از دیدگاهها و اندیشههای استادان بزرگوار آقایان جناب آقای دکتر کاظم معتمدنژاد (عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی)، جناب آقای دکتر علیاکبر فرهنگی (عضو هیئت علمی دانشگاه تهران)، جناب آقای دکتر علی رضائیان (عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی)، جناب آقای دکتر مهدی محسنیانراد (عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی) به عنوان هیئت تحریریه فصلنامه بهرهمند گردد. ضمن تشکر از پذیرش این همکاری امید است فصلنامه بیش از پیش برغنای علمی و پژوهشی خود بیفزاید و پاسخگوی نیازهای گوناگون مخاطبان و خوانندگان فهیم و علاقهمند خود باشد.
"
مقادیر بارش موثر بعنوان بخشی از نیاز آبی محصول برنج در جلگه مازندران ، بلحاظ اهمیت بالای این جلگه در تأمین برنج کشور ، بتفکیک واریته های زودرس و دیررس ، بروشهای مختلف محاسبه و نهایتاً با استفاده از روش بارش قابل اطمینان برآورد گردید. مقایسه نقشه های همبارش موثر معلوم می دارد که مقادیر بارش موثر در بخش غربی جلگه بیشتر از بخش شرقی آن است و در نتیجه نیاز خالص آبیاری در بخش غربی کمتر است . از آنجا که دانستن مقادیر حداقل و حداکثر بارش موثر با اطمینان مشخص ، یاریگر برنامه ریزان در امور مختلف است ، مقادیر بارش موثر در سه فاصله اطمینان 90، 95 و 99 درصد برآورد گردید. نقشه های مربوطه نشان می دهد که برای هر دو واریته زودرس و دیررس ، در بخش شرقی جلگه ، روی مقادیر بارش موثر کمتری می توان حساب باز کرد ؛ ضمن آنکه در سطوح اطمینان مختلف ، مقادیر بارش موثر برای واریته دیررس ، در حدود 50 میلیمتر بیشتر از واریته زودرس است. همچنین نقشه های مربوط به دوره های بازگشت بارش موثر نشان می دهد که مقادیر بارش موثر در بخش های غربی و مرکزی بیشتر از بخش شرقی است و دسترسی به بارش موثر در فصل رشد برنج ،بر حسب دوره بازگشت ، در بخشهای مختلف منطقه ، از کمتر از 80 تا بیش از 420 میلیمتر در نوسان است