هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی تاثیر آموزش خود متمایزسازی از طریق برنامه تدوین شده به وسیله پژوهشگر بر کاهش مشکلات روانی زنان مطلقه است. روش پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه پژوهش حاضر، زنان مطلقه 20-45 ساله بودند که به خانه سلامت شهرداری مناطق 14 و 18 تهران مراجعه نموده بودند. نمونه گیری در این پژوهش به طور تصادفی صورت گرفته است. از بین 50 زن مراجعه کننده پس از مصاحبه و اجرای پیش آزمون، 30 نفر انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه کنترل (n=15) و آزمایش (n=15) جایگزین شدند. سپس، گروه آزمایش به مدت 10 جلسه در برنامه آموزش خود متمایزسازی تدوین شده توسط پژوهشگر شرکت نمودند. پس از پایان برنامه آموزشی از هر دو گروه، پس آزمون به عمل آمد. ابزاری که در این پژوهش به منظور جمع آوری اطلاعات مورد استفاده قرار گرفته است عبارت است از:-1 پرسشنامه (SCL90-R) که شامل 90 سوال درباره مقیاس های جسمانی کردن مشکلات روانی، وسواس فکری - عملی، حساسیت بین فردی، افسردگی، اضطراب، پرخاشگری، فوبیا، پارانویا و روان پریشی است.-2 پرسشنامه خود متمایزسازی (DSI-R) که شامل 46 سوال است که تمرکز بر روابط معنادار بزرگسالان و روابط جاری با خانواده اصلی دارد. همچنین برای تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از روش تحلیل کوواریانس استفاده شده است. نتیجه پژوهش نشان داد این شیوه آموزش در ارتقا تمایز یافتگی زنان مطلقه و کاهش مشکلات روانی در 9 خرده مقیاس پرسشنامه (SCL90-R)، برای شرکت کنندگان در گروه آزمایش موثر بوده است.
نام و موضوع این مقاله شخصیّت بخشی به مفاهیم انتزاعی در غزلیات شمس است . در حقیقت کثرت و فراوانی مفاهیم معنوی ای که در غزلیات مولانا جان و شعور یافته است آن قدر بود که آن را درخور کنجکاوی و بررسی ِجداگانه قرار دهد . پژوهنده در این مقاله کوشیده است پس از تعریف کوتاهی از شخصیت بخشی و استعاره ، مفاهیم و معانی شخصیت پذیرفته را در دیوان کبیر اندکی بازشناسد و از پیوند آنها با احوال روحانی و عواطف و تجربه های عرفانی شاعر سخن بگوید.آنچه از مفاهیم ِمعنوی در غزلیاتِ شمس سر می زند یا صفت و اعضایی که به آنها باز خوانده می شود به گونه ای در خدمت تبیین مفاهیم آنها مطابق ِمشرب عرفانی مولانای بلخ و روم و روشنگر نگرش صوفیانه درباره برخی از آنهاست. از این رو می توان آفرین یا نفرین ِ خداوندگار شاعر را در حقّ این معانی یا اصطلاحات دریافت و از باورهای او اندکی پرده برگرفت ؛ البته این جدای از بهره گیری ِ زیبایی شناختی و هنری از صنعت ِ شخصیت بخشی است که از معانی منظور شاعر بخش ناپذیر می نماید و بالای بلند و رقصان ِ سروده های عارفانه او را سزاوارانه می آراید .
مولانا جلال الدین محمّد بلخی ،عارف وارسته ای است که آیین او عشق و کلامش دعوت به یگانگی است. در میان شاعران ایرانی ، هیچ یک از لحاظ وسعت دامنة تأثیر در خارج از ایران با مولانا برابری نمی کند. سالها پس از درگذشت مولانا، دامنة این تأثیر گسترش بسیاری پیدا کرده و به ادبیات کشورهای غربی راه یافته است. از نخستین کسانی که در ادبیات غرب از مولانا تأثیر پذیرفته اند ، می توان ادوارد براون ، نیکلسون ، آربری و دیگر خاورشناسان انگلیسی را نام برد. در میان پژوهشگران و خاورشناسان آلمانی ، دووالنبرگ ، روکرت، ریتر، شیمل و جز آنان آثار ارزشمندی دربارة مولانا نوشته اند. خاورشناسان اتریشی نظیر فون هامر پورگشتال و شوانا، خاورشناسان و ادبای فرانسوی از جمله هوار، ماسینیون، بارس و خاورشناسان ایتالیایی چون بوزانی و اسکارچیا هم در تأثیر پذیری از مولانا بی بهره نبوده اند. در سوئیس ، اسپانیا، چک و اسلواکی ، سوئد ، مجارستان ، نروژ و حتی هلند نیز آثاری توسط خاورشناسان دربارة مولانا پدید آمده است. درژاوین و عادل اف از خاورشناسان روسی و امرسون ، جکسون ، بارکس و لوئیس شاعران و خاورشناسان امریکایی هم از جمله مولانا پژوهان در کشورهای خود بوده اند.
مسالهی جبر و اختیار یا آزاد بودن و یا آزاد نبودن انسان در انجام کارها و افعال موضوعی است که همراه با خردگرایی و خردوری انسان و بارمند بودن به آن اگرچه از هنگام ظهور فلاسفه در یونان بوده است؛ اما در تمدن و فرهنگ خاورمیانه، بویژه در ایران پس از ظهور اسلام و گرویدن ایرانیان به آیین تازه و آشنایی آنان با فلاسفه های ارسطو افلاطون و نو افلاطونیان از راه ترجمه های عربی مورد توجه قرار گرفت، و این باور اگرچه وسیله فرقهی خردگرای اسلامی به نام معتزله در تمدن اسلامی رواج پیدا کرد اما فرقهی اشعریه یا اشاعره به مبارزه با آن پرداخت، و پس از مدتها همین باور خردمندی انسان وسیلهی فرقهی دیگر اسلامی نشر و تبلیغ شد چنانکه دیوان شاعران در سده های پنجم و ششم از همین باور پر است.مولانا جلال الدین را که می توان در سیر ادبیات منظوم ایران «متمم» شعر و نظم عارفانه به شمار آورد با توجه به عقلمند بودن انسان در اثر عرفانی خود – مثنوی- در ضمن داستانها و تمثیل ها خواسته است انسان را مختار و آزاد معرفی کند، اما باید گفت در این داستانها با توجه به مسایل جبری که برای اثبات مختار بودن انسان به نظم کشیده باز هم در اثبات اختیار آنچنان که به جبر استناد کرده و خود نیز طبق روش افتنانی در مثنوی نتوانسته است از کمند جبر رها شود و گویی در میان این دو نیروی حاکم بر سرنوشت انسان غربت زده در پهنهی گیتی درگیر بوده است در این نوشته مواردی را از مثنوی با توجه به این دو موضوع فراهم کرده و از نظر می گذراند.
ورود فاوا به تربیت معلم، اساسی ترین شررط برای توسعه آن در نظام آموزش و پرورش اس و این دو، سرنوشتی درهم تنیده دارند. این تحقیق با هدف ارائه الگویی برای تلفیق فاوا در برنامه های درسی تربیت معلم ایران صورت پذیرفته و برای این کار، حاصل سه مطالعه مستقل در کنار هم قرار گرفته است:
1. مطالعه مبانی فلسفی، اجتماعی و روان شناختی برنامه های درسی مبتنی بر فاوا با بهره گیری از روش تحلیلی توصیفی؛
2. مطالعه چگونگی ورود فاوا به نظام های آموزش و پرورش 4 کشور از کشورهای جهان در رده های متفاوت بهره مندی از آن با روش مطالعه تطبیقی؛
3. مطالعه وضعیت ایران در رمزنیه توسعه فاوا در نظام آموزشی در قالب یک مطالعه موردی.
یافته های تحقیق، چارچوب نظری برنامه های درسی مبتنی بر فاوا در تربیت معلم ترسیم می کند، مراحل عملی و نظری ورود فاوا به آموزش وپرورش کشورهای مورد مطالعه و اهداف و اصول این کشورها را از توسعه فاوا در تربیت معلم مشخص می سازد، مراحل ورود فاوا به آموزش و پرورش ایران را از ابعاد عملی و نظری و امکانات و موانع نظام آموزش و پرورش ایران را از جهات فنی و غیرفنی برای توسعه فاوا تبیین می کند و در نهایت، به ارائه یک الگوی راهنما برای ورود فاوا در برنامه های درسی تربیت معلم ایران می پردازد.
ظهور جامعه اطلاعاتی که بشر در آستانه ورود به آن قرار دارد، بزرگترین تحول اخیر تاریخ تمدن بشری محسوب می شود. عصری که در آن اطلاعات، قدرت است. موجی که تاثیر آن همه ابعاد زندگی انسان را در بر می گیرد و در این بین تحول آموزش و پرورش، به دلیل وظیفه حساس تربیت نیروی انسانی، شاخص مهم توسعه عصر کنونی، اهمیت ویژه ای می یابد و همواره مورد توجه محافل علمی و فرهنگی قرار گرفته است.
در این مقاله سعی شده است، پس از اشاره به پدیدایی جامعه اطلاعاتی و تحول پاره ای مفاهیم مرتبط با آموزش و پرورش، به بررسی مفهوم سواد متناسب با زندگی در این دوره پرداخته شود. و ضمن اشاره به برخی وظایف آموزش و پرورش در راستای تطبیق با نیازمندی های جهان امروز، از جمله سوادآموزی اطلاعاتی در حکم پایه یادگیری مادام العمر، الزام بکارگیری روش یادگیری فعال، برای دستیابی به اهداف جامعه اطلاعاتی را نیز یاد آور گردد. در پایان به این نتیجه می رسد که الزام پذیرش تحقق جامعه اطلاعاتی،ضرورت همگام شدن با تحول در عرصه آموزش و پرورش،رعایت اصل عدالت آموزشی و استفاده از امکانات فناوری و دسترسی همگان به اطلاعات به عنوان یک حق و بسیاری مسایل دیگر، ضرورت بازنگری در اهداف و سیاست های آموزش و پرورش در سطح کلان و خرد به منظور همسو ساختن برنامه های نظام آموزشی از سالهای ابتدایی تحصیل تا سطح عالی در راستای اهداف و نیاز های جامعه اطلاعاتی را قطعی می سازد و از آنجا که جامعه اطلاعاتی دارای طرحی یکسان برای همگان است؛ دستیابی به آموزش یکسان و بهره گیری از امکانات مساوی در سایه نظام آموزشی متمرکز از پاره ای جهات دستیافتی تر خواهد بود.