"مصلحتگرایی، سیاست خاصی است که متأثر از منابع حقوق جزای اسلامی، امکان سنجش سودمندی واکنشهای جزایی را از طرف دادرسان فراهم میسازد.
از سوی دیگر، پذیرش نقش فعال بزه دیده، در رسیدگیهای کیفری و تأثیر اراده او بهعنوان منشأ فرایند کیفری و نیز سقوط مجازات، زمینه ترمیم صدمات و خسارات وارد به مجنیٌعلیه را ممکن میسازد.
اگر چه دو نهاد مصلحت گرایی و حقوق الناس، هرگز در تعارض با یکدیگر قلمداد نشدهاند؛ اما در مواردی در صورت تزاحم قواعد یادشده با یکدیگر، در مقام عمل، ناگزیر از برتری یکی و حذف یا تضعیف نقش دیگری خواهیم بود.
در این مقاله با بهرهگیری از منابع و مستندات حقوقی، ضمن بررسی موضوع در انواع جرائم، بر رجحان غالبی تأسیس مصلحت گرایی تأکید شده است."
حکیم نظامی گنجه ای بزرگترین داستان سرا و نامیترین قصه پرداز تاریخ ادب پارسی است. گستره دانش و اطلاعات او سبب شده است تا آثار او نه تنها از نظر ادبی و هنری که جنبه های علمی و اجتماعی نیز در خور بررسی و پژوهش باشد. هر چند این موارد در برابر آفتاب درخشان آفرینش های ادبی- هنری او مجالی برای خودنمایی نیافته اند، با این همه تامل و دقت در آنها، زوایای دیگری از توانایی و قدرت نظامی را بر ما آشکار می سازد. در این مقاله برخی از مسایل پزشکی که در آثار نظامی بدانها اشاره شده است، از رهگذر مقایسه با کتابهای مهم پزشکی- دارویی کهن، مورد سنجش و ارزیابی قرار گرفته است. این مقایسه و تطبیق با بهره گیری از کتابهایی چون قانون، هدایه المتعلمین فی الطب، الابنیه عن حقایق الادویه و... انجام شده و در آخر به این نتیجه رسیده است که وسعت آگاهی و دانش نظامی از علم پزشکی درخور توجه و تامل است و چه بسا او این اندوخته ها را به طور مستقیم از کتب طبی گذشته به دست آورده باشد.
سبکشناسی در حوزههای گوناگون تحقیقات ادبی بهویژه در نقد ادبی متون نقش مهمّی دارد و طبقهبندی علمی آن میتواند کار آموزش سبک را آسان کند. هدف از این نوشتار نگاهی انتقادی به کتابهای سبکشناسی از جهت تقسیمبندی شیوه های نثرنویسی است. برای رسیدن به این هدف ابتدا دیدگاههای تعدادی از محقّقان در تقسیمبندی شیوههای نثرنویسی بیان شده و سپس به نقد و بررسی آنها پرداخته شده است. مهمترین آسیبهای این گونه تقسیمبندیها عبارتاند از: مشخّص نکردن مبانی تقسیمبندیها، نارسائی تعاریف، تناقض در تعیین مصداقها، چندگونگی تقسیمبندیها و اختلاف در نامگذاری، عدم تمایز نثر ادبی از نثر غیرادبی، کلّی بودن تقسیمبندیها و انعطافناپذیربودن آنها، کمتوجّهی به بعضی از گونههای سبکی بهویژه سبک فردی و خردهسبکها، درآمیختگی نوع نثر با سبک نثر، نگاه تک بُعدی به سبک نثر و کمتوجّهی به تعیین عناصر و شاخصههای سبکی و روشهای تحلیل سبک و....
"
در این مقاله دو مدل ریاضی برای بررسی کنشوریهای مغز در بازسازی خاطرهها، فراموشی و برخی از نارسا کنشوریهای مغز مانند الزهایمر و روان گسیختگی ارائه شد. همچنین تلاش شد تا بر مبنای این مدلها، مکانیزمی برای تبیین رؤیاها ارائه شود و چگونگی تعامل بین هیجان و شناخت و همچنین مسائلی مانند هشیاری و ناهشیاری با توجه به نظرات پیاژه (1972) توصیف شدند.
"