این پژوهش به بررسی رابطه کارایی خانواده و سلامت عمومی فرزندان می پردازد. متغیرهای مورد پژوهش عبارتند از: کارایی خانواده و خرده مقیاس های آن (حل مساله، ارتباط، نقش ها، آمیزش عاطفی، همراهی عاطفی و کنترل رفتاری) و نیز سلامت عمومی و خرده مقیاس های آن (علایم جسمانی، کارکرد اجتماعی، اضطراب و افسردگی). نمونه پژوهش 470 نفر از دانشجویان پسر مقطع کارشناسی 19 تا 25 ساله می باشند که به روش نمونه گیری تصادفی ساده با استفاده از دو پرسشنامه ابزار سنجش خانواده «F.A.D» و پرسشنامه سلامت عمومی«G.H.Q» مورد ارزیابی قرار گرفتند. روش تحقیق همبستگی است. به منظور تجزیه و تحلیل داده های به دست آمده، از روش آماری ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد.
محاسبه ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین نمرات F.A.D و G.H.Qرابطه مستقیم و معناداری درسطح001/0p< وجود دارد. همچنین یافته های دیگر این پژوهش نشان داد که رابطه کارایی خانواده و سلامت عمومی با وضعیت اقتصادی و وضعیت زندگی والدین در سطح 001/0p< معنادار بوده است.
چگونگی تحقق حکومت در زمان غیبت امام زمان (عج) و نیز در زمان ظهور آن حضرت، پرسشی است که این نوشتار در پی یافتن پاسخی مناسب برای آن می باشد. بدین منظور، به دکترین های انجام گرفته در جامعه منتظران، یعنی دکترین های اسقاط تکلیف یا تحریم حکومت در عصر غیبت و دکترین قیام (اعم از قیام با وجوب حکومت و قیام با جواز حکومت) پرداخته و در زمان ظهور نیز به سه نوع دکترین که عبارتند از: دکترین قیام طبیعی، دکترین عدل مبتنی بر علم امام و دکترین قابلیت اجتماعی، اشاراتی کرده ایم. بر این اساس، می توان گفت هدف نویسنده مقاله در این نوشتار، برجسته کردن و تقویت دو مطلب است: 1. نه تنها در عصر انتظار باید کوشید تا از دکترین قیام چیزی کاسته نشود، بلکه باید جامعه را با سرشت و ماهیت آن، انس و الفت داد؛ 2. نویسنده معتقد است در عصر ظهور، دکترین قابلیت اجتماعی به گونه ای است که در حوزه های روشنفکری و مجامع علمی دانشگاهی، قابل دفاع تر است.دکترین و مقدمات آن، عصر انتظار (دکترین اسقاط تکلیف، دکترین قیام)، عصر ظهور (دکترین عدل مبتنی بر علم، دکترین قیام طبیعی، دکترین قابلیت اجتماعی)، انجمن حجتیه، امام خمینی (ره)
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه میزان عزت نفس و ترتیب تولد در دانشجویان دختر دانشگاه فردوسی مشهد انجام شده است. در این پژوهش نمونه مورد بررسی 375 نفر دانشجوی دختر شاغل به تحصیل در نیمسال دوم سال تحصیلی 84-85 می باشند که به صورت تصادفی انتخاب شده اند. روش پژوهش، از نوع زمینه یابی می باشد. در تجزیه و تحلیل داده ها از شاخص های آمار توصیفی و استنباطی و آزمون t استفاده شده است. آزمون عزت نفس کوپراسمیت جهت اندازه گیری میزان عزت نفس استفاده شده است. نتایج حاکی از آن است که بین ترتیب تولد و میزان عزت نفس رابطه معناداری وجود دارد. گرچه، میانگین نمرات عزت نفس فرزندان میانه بیشتر از میانگین نمرات عزت نفس فرزندان اول و آخر بود. با این وجود تفاوت میانگین نمرات اول و میانه معنادار نبود. در حالی که نمرات عزت نفس فرزندان آخر پایین تر از بقیه بود. یعنی فرزندان اول میانه، نسبت به فرزندان آخر دارای عزت نفس بیشتری بودند.
هدف از این پژوهش، بررسی عوامل مؤثر بر تولیدات علمی اعضای هیات علمی واحدهای منطقه 8 دانشگاه آزاد اسلامی است. روش تحقیق پیمایشی و ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه بوده است. جامعه آماری شامل کلیه اعضای هیات علمی تمام وقت واحدهای منطقه 8 دانشگاه آزاد اسلامی است که 420 نفر از آنها به روش طبقه ای تصادفی به عنوان نمونه تحقیق انتخاب شدند. بر اساس یافته های تحقیق، از میان تولیدات علمی، مقالات چاپ شده در مجلات علمی، بیشترین درصد و اختراعات ثبت شده، کمترین درصد را به خود اختصاص داده اند. علاوه بر این از میان گروههای ششگانه، گروه علوم پایه بیشترین و گروه هنر کمترین سهم را در تولیدات علمی داشته اند. همچنین نتایج نشان داد کلیه عوامل فردی بر روی تولیدات علمی پاسخ دهندگان تاثیر داشته اند. اما از میان عوامل سازمانی، تنها مهارتهای اطلاعاتی و ارتباطات علمی در میزان تولیدات علمی مؤثر بوده اند، به طوری که خدمات رفاهی، امکانات و تجهیزات پژوهشی و نحوه مدیریت دانشگاه هیچ تاثیری روی حجم تولیدات علمی نداشته اند. بر اساس یافته ها مجلات علمی و کتابهای تخصصی بیشتر از سایر ابزارها برای کسب اطلاعات علمی مورد استفاده قرار گرفته اند. همچنین دانش افزایی و ارتقای مرتبه علمی مهمترین انگیزه های پاسخ دهندگان در انجام فعالیتهای پژوهشی بوده اند.
در این مقاله، از مدل های اقتصادسنجی اعم از داده های تابلویی و سیستم معادلات همزمان برای برآورد کشش های درآمدی، قیمتی مستقیم و جانشینی واردات ایران از اتحادیة اروپا و واردات اتحادیة اروپا از ایران استفاده شده است. نتایج حاصل از «برآورد کشش ها در تجارت متقابل ایران و اتحادیة اروپا» گویای آن است که:کشش قیمتی مستقیم واردات کشورهای عضو اتحادیة اروپا از ایران با استفاده از دو روش داده های تلفیقی(تابلویی) و سیستم معادلات همزمان به ترتیب برابر با 13/1- و 16/1- است، حال آنکه کشش قیمتی مستقیم واردات ایران از کشورهای عضو اتحادیة اروپا با استفاده از آن دو روش به ترتیب برابر با 39/1- و 3/1- برآورد شده است. به عبارت دیگر، کشش قیمتی واردات ایران از کشورهای عضو اتحادیة اروپا به مراتب بیشتر از کشش قیمتی مستقیم واردات کشورهای عضو اتحادیة اروپا از ایران است؛ و این، بیانگر آن است که با فرض ثبات سایر شرایط، به ازای کاهش یکدرصدی قیمت کالاهای وارداتی ایران از اتحادیة اروپا و وارداتی کشورهای عضو اتحادیة اروپا از ایران، افزایش واردات ایران از اتحادیة اروپا به مراتب بیشتر از افزایش واردات اتحادیة اروپا از ایران خواهد بود.کشش قیمتی جانشینی واردات کشورهای اتحادیة اروپا از ایران با استفاده از دو روش داده های تلفیقی و سیستم معادلات همزمان به ترتیب برابر با 9/0- و2/1- و کشش قیمتی جانشینی واردات ایران از اتحادیة اروپا به ترتیب برابر با 64/1- و 72/1- برآورد شده است. بدین ترتیب، کشش قیمتی جانشینی واردات ایران از کشورهای عضو اتحادیة اروپا به مراتب بیشتر از کشش قیمتی جانشینی واردات کشورهای عضو اتحادیة اروپا از ایران است که گویای آن است که با فرض ثبات سایر شرایط، به ازای کاهش یکدرصدی قیمت کالاهای وارداتی ایران از اتحادیة اروپا و وارداتی کشورهای عضو اتحادیة اروپا از ایران در مقایسه با سایر شرکای تجاری طرفین، افزایش واردات ایران از اتحادیة اروپا به مراتب بیشتر از افزایش واردات اتحادیة اروپا از ایران جایگزین دیگر شرکای تجاری خواهد شد.
این پژوهش به منظور بررسی میزان یادگیرنده بودن واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی منطقه سه بر مبنای مدل سیستمی مارکوآرت و بر اساس پنج زیرسیستم پویایی های یادگیری، تحول سازمانی، توانمندسازی افراد، مدیریت دانش و کاربرد تکنولوژی انجام شده است. روش پژوهش توصیفی و از نوع پیمایشی و جامعه آماری شامل کلیه اعضای هیأت علمی، رؤسا و معاونان واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی منطقه سه (استان های گیلان و مازندران) بود. از جامعه آماری فوق، 385 نفر به روش تصادفی طبقه ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری، پرسشنامه محقق ساخته 77 سؤالی (بر اساس مدل سیستمی مارکوآرت از سازمان یادگیرنده) در طیف 5 گزینه ای لیکرت بود. نتایج تحقیق، میزان یادگیرنده بودن واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی منطقه سه را در تمامی زیرسیستم های پنجگانه در سطحی بالاتر از متوسط ارزیابی کرد. همچنین در بررسی مقایسه ای نگرش آزمودنی ها با توجه به ویژگی های دموگرافیک، تفاوتی بر حسب جنسیت مشاهده نشد، ولی برحسب سمت و مدرک تحصیلی تفاوت هایی مشاهده گردید.
مقاله ی حاضر به بررسی ارتباط ابعاد فقر با میزان رعایت قانون حاشیه نشینان می پردازد و فرضیه ی اصلی آن این است که فقر و قانون گریزی (عدم رعایت قوانین) آسیب های عمده ی اجتماعی است که در تعامل باهم بوده است و هر چه شدت فقر بیشتر باشد، هنجارها، قوانین و ساختارهای تنظیم کننده ی روابط اجتماعی انسان ها ضمانت اجرایی لازم در مناطق حاشیه نشین را ندارد. از این رو بر اساس نظریه ی فرهنگ فقر اسکار لوئیز، فقر فرهنگی جیمز کلمن، ساختاری فرصت مرتن، بوم شناختی برگس، تکنیک خنثی سازی ساترلند و نظریه ی تضاد به تحلیل ارتباط ابعاد فقر با میزان رعایت قانون و سوق به قانون گریزی پرداخته شد. جامعه آماری بررسی حاضر حاشیه نشینان آخمقیه تبریز و حجم نمونه طبق فرمول کوکران 380 نفر بود که نمونه ها به روش تصادفی سیستماتیک استخراج شد و گردآوری داده ها با پرسشنامه و مصاحبه صورت گرفت که عمده ترین نتایج آن به شرح زیر است: 90 درصد از حاشیه نشینان در 4 ماه اول سال 87 حداقل یک بار قانون گریزی کرده اند. با این وجود قانون گریزی یک آسیب اجتماعی جد ّی است و با پایگاه فرهنگی و اجتماعی حاشیه نشینان در ارتباط است. همچنان که بر اساس مدل رگرسیونی به ترتیب فقر نگرشی به قانون، فقر تحصیلات، و فرهنگ فقر، بعد خانوار و خاستگاه اجتماعی والدین حاشیه نشینان، بسترهای مساعدی را برای قانون گریزی و توجیه اعمال قانون گریزانه فراهم می کند و فرد را در موقعیت های هدف یابی به مکانیسم های خنثی سازی و توجیه رفتار هدایت می کند تا به روش های فردی و غیرهنجاری عمل نماید. در نتیجه با ادامه انحراف اولیه، انحراف های ثانویه نمود پیدا کرده و میزان قانون گریزی افزایش می یابد
در پژوهش حاضر در بخش نظری تحقیق به بررسی نظریات عمده در رابطه با موضوع کالبد شهری پرداخته ایم که چند دسته اصلی نظریات مورد استفاده قرار گرفته شده است: دسته اول نظریات بررسی کالبد شهری با دیدگاه های فرهنگی و زیباشناختی، دسته دیگر دیدگاه های اقتصادی و صنعتی و دسته سوم دیدگاه های مرتبط با کالبد شهری بر اساس نوع کشورها و موضوع جهانی شدن می باشد و در انتها دید گاه های جامعه شناختی و شهرسازی جدید را مورد توجه قرار داده ایم. به دنبال کار نظری کار میدانی در مناطق یازده گانه شهر اصفهان (بر اساس آخرین تقسیمات شهرداری اصفهان و سرشماری سال 85) با روش پیمایش و با استفاده از تکنیک پرسشنامه صورت گرفته است. حجم نمونه در این پژوهش 384 خانوار و جامعه ی آماری شامل کل خانوارهای ساکن شهر اصفهان بوده اند. حجم نمونه بین گروه های پاسخگو به طور مساوی تقسیم شده و نمونه گیری به شیوه ی کوکران صورت گرفته است. در پرسشنامه از وضعیت و دیدگاه خانوارها در مورد کالبد و ساختار شهری سؤال شده است که در این تحقیق پنج شاخص اصلی شامل شاخص توسعه اقتصادی اجتماعی، صنعت و روند صنعتی شدن، سیاست گذاری از بالا، مهاجرت و جهانی شدن مطرح شده است که بر اساس کارهای پیمایشی و نتیجه گیری های آماری ارتباط هر یک از شاخص های مطرح شده با متغیر وابسته کالبد و ساختار شهری در شهر اصفهان مورد سنجش قرار گرفته است و معنی داری و عدم معنی داری آن ها را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده است که بر این اساس عمده ترین عوامل مؤثر بر کالبد و ساختار شهری شاخص های توسعه ی اقتصادی اجتماعی، جهانی شدن، صنعت و روند صنعتی شدن می باشد و دو شاخص سیاست گذاری از بالا و مهاجرت، درجه اهمیت کمتری داشته است.
تأویل القرآن یا التأویلات، یکی از مهم ترین تألیفات کمال الدین عبدالرزاق کاشانی (متوفی 725/ 730 ه .ق) است که به اشتباه به محیی الدین عربی نسبت داده شده است. مؤلف این اثر در تأویل آیات، گرفتار نوعی تعسّف گردیده به گونه ای که حتی اشیای محسوس و حتی اشخاصی که وجود خارجی و عینی داشته اند، خاصه انبیا و اولیا را تأویل نموده است. وی حروف مقطعه را اشاره و کنایاتی به حقایق و مراتب دانسته و معجزات پیامبران را نیز مورد تأویل قرار داده است. نویسنده در این مقاله، ضمن اثبات انتساب این اثر به کمال الدین عبدالرزاق کاشانی، به تحلیل و بررسی انتقادی آن پرداخته و با بیان چگونگی سبک و شیوه مؤلف در تأویل آیات قرآن، به میزان تأثیر آن بر سایر مفسّران و اندیشمندان اسلامی و جایگاه این کتاب اشاره کرده است.
Despite the heterogeneity of ideas regarding the definitions of genre, there are also common instances shared among scholars interested in particular aspects of the notion. Swales (1990) and Bhatia (1993) are primarily interested in the sociological and psychological aspects of genre's functioning and construction, respectively.. Swales analyzes the genre of 'article introduction', into four generic moves on the basis of the communicative intentions they serve, and Bhatia investigates the tactical aspects of their construction. The present paper, is an attempt to study the patterns of thematic development-based on Daneš(1974) proposed patterns- in such generic moves. For this purpose, 12 academic papers were analyzed for their constituent generic move structures, with respect to the thematic choices and progression inside these moves. The results indicated that each move has characteristic patterns of thematic selection and progression, which must be motivated by the global discourse topic and the communicative intention of these moves, as moves of dissimilar communicative intentions had characteristic patterns of thematic selections. In the light of the result of the experiment conducted on the teachability of generic moves, it is believed that the present study can have insightful implications for writing and reading pedagogy.
Research in L1 writing has found numerous benefits of employing collaborative learning in the classroom. The research findings on group work provide clear evidence that engaging learners in group activities increases opportunities for students to engage in the negotiation of meaning, which further leads to better acquisition. The present study, implementing two different collaborative feedback models, based on various sources and modes of feedback, examines the effect of each on the students’ writing quality. Sixty Iranian students, majoring in English Translation, were assigned into three homogeneous groups based on their obtained scores on Oxford Placement Test (OPT) and sample paragraph writing. They covered five topics in a sequence of ten written texts − before and after receiving feedback − over a 15-week semester. The results revealed that students incorporated both the teacher’s and peers’ oral/written comments in the process of draft editing, and that they benefited from the two collaborative feedback models almost equally. The interview results also confirmed co-operative learning as an effective teaching strategy that could be used to enhance achievement and socialization among students and to improve attitudes towards learning and working in groups, especially in EFL settings.
This study attempted to investigate whether there was any significant difference between the speaking achievement of learners who were trained by means of audiotaped dialogue journal, dialogue journal writing, or traditional free speech. The participants, 45 male and female students aged between 21 and 32, were selected by random sampling from among free speech classes in an English teaching Institute in Tehran. On the basis of the scores obtained from an oral interview, a one way analysis of variance (ANOVA) was performed, and it was proved that the three groups were homogeneous in terms of their speaking ability. Yet, the ANOVA performed on the scores of the learners after the treatment showed that the oral proficiency of the three groups differed significantly. A follow-up Tukey test revealed that the audiotaped dialogue journal group did not have any advantage over the dialogue journal writing group, whereas there was a statistically significant difference between the audiotaped dialogue journal group and the traditional free speech group.