در روند تکاملی شعر در دورة معاصر، علاوه بر کاربرد ویژة اوزان عروضی و ایجاد انسجام نسبی در بندهای شعر، برای تقویت فرم ویژه و رسیدن به ساختار، شاعران در عین توجه به امکانات بلاغی جدید، از ظرفیتهای نگارشی هم سود جستهاند؛ مثلاً برای بیان حالات و ایجاد شعر تجسمی و دیداری، به نحوة نوشتن کلمات و استعداد واژگان در تقطیعپذیری و فضاسازی، توجه نشان دادهاند. از جمله امکاناتی که شاعران نوگرای معاصر از آن درجهت تقویت فرم و رسیدن به ساختار هنری و کلامی و اجرای دقیق شعر، بهره بردهاند، نشانههای سجاوندی است. این نشانهها علاوه بر کاربرد خاص برای بیان انواع و اقسام جملهها و درستخوانی ترکیبات و واژگان، در دورة جدید بهخصوص در بین پیروان اسلوب نیما، به منزلة عضوی از ساخت هنری و ساخت شعری، جنبة نشانهشناختی و دلالتی ویژهای یافته است که تحلیل آنها میتواند تفاوت نگرش شاعران معاصر را به پدیدهها نشان دهد. این جستار، تلاشی است برای نشان دادن اهمیتِ نشانههای نگارشی در شعر امروز و گشودن دریچهای کوچک به چشماندازی گسترده که بررسی و دقت بیشتری را میطلبد
مولوی از رهگذر خلاقیتهای فردی و تحت تأثیر تعیّنات اجتماعی، فرایند تولید متن مثنوی را تجربه میکند؛ وی در زبانی خاص و تحت تأثیر انگیزههای متعدد به تولید این متن با ویژگیهای صوری خاصی میپردازد. این نشانهها و ویژگیها که محصول تلاقی گفتمانهای متنوع و متکثر و صورتبندیهای مختلف است؛ از مثنوی متن درهمتافتهای ساخته که نشانههای مربوط به گفتمانهای مختلف را بهسادگی در آن نمیتوان از هم تشخیص داد. یکی از نهرهای شگرف و شگفتی که از چشمههای سهگانة مثنوی معنوی روان است و تا حدودی تحتالشعاع نهرهای دیگر آن قرار گرفته، نهر مباحث و مسایل فقه و اصول است که یادگار و نمایانگر بُعد دانشمندی مولوی است. این مقال بعد از اشارهای اجمالی به این بُعد از شخصیت او، به تبیین گفتمان فقهی مثنوی و جلوههای گوناگون آن مانند طهارت، زکات، روزه، نماز، حج، جهاد و برخی قواعد فقهی و فتاوی آن میپردازد و نشان میدهد که مولوی نیز با دخل و تصرف در فرایند عمل این گفتمان و قرار دادن اصطلاحات و سازههای زبانی خاص قواعد فقهی در بافت و موقعیت زبانی و بیانی جدید و مغایر با موضع و رابطة واقعی و تعیین شده، از آنها به مثابه ابزار معرفتشناسی تازهای بهره گرفته و به دلیل همین تعارض و تضاد گفتمانی است که تفکر نسبتاً مستقل و رهاییبخش او شکل میگیرد
هر پدیدة نسبتاً دامنه¬داری که دارای سیری پیش¬رونده باشد، ساختار روایی ساده¬ای را در بطن خود میپروراند. در این ساختارِ ساده¬گویی، عناصر تشکیل دهندة پدیده از نقطة¬ A به سمت B ، از Bبه سمت C و ... حرکت می¬کنند؛ شبیه رشد تکاملی دانه تا مرحلة درخت شدن و میوه دادن. آنچه به ساختاری پیشرونده و روایی شکل داستانی می¬بخشد، گشتارهایی است که از سوی نویسنده/ راوی بر پیکرة موضوع تحمیل می¬شود؛ این گشتارها در توالی خطی- زمانی داستان قابل تحلیلاند. مقالة حاضر، در تحلیل ابعاد زمانی روایت داستانی، بر دو مدخل اصلی زمان روایت و دامنة زمانی روایتشدگی تأکید دارد: در مدخل نخست با سه گونة زمان تقویمی، زمان حسّی و زمان روایت مواجه می¬شویم. در مدخل بعدی مقاله نیز، پنج محور کلی صحنه، گسترش، چکیده، حذف و زمان حال اخلاقی مطرح خواهد شد؛ توضیـح اینکه ضمن تطبیق مباحث مطرح شده با نمونه¬هایی از رمانهای معاصر، در پایان هر مدخل، قصه¬هایی از مثنوی نیز، متناسب با موضوع، ارائه و تحلیل شده است.
ابهامات محیطی ناشی از مدلهای نوین کسب و کار سبب تشدید پیچیدگی در تصمیمگیری، بهویژه در حوزه کسب و کار شده است. بهطوریکه بسیاری از متغیرهای تاثیرگذار ناشناخته بوده و روابط میان آنها نیز غیرخطی و پیچیده است. در چنین شرایطی دیگر نمیتوان دادهها را با ابزارهای سنتی تحلیل نموده و از آنها دانش استخراج کرد. از این روی مقاله حاضر به تشریح تکنولوژی داده کاوی در حوزه هوش محاسباتی و متدولوژی استاندارد CRISP Data Mining پرداخته و یک طبقهبندی از کاربردهای این تکنولوژی در حوزه تصمیمگیریهای کسب و کار ارایه داده است. در ادامه یک مطالعه موردی بر روی پایگاه داده مشتریان یکی از بانکها با استفاده از داده کاوی ارائه میگردد.
بررسی اثر درآمدهای نفتی بر فرآیند مدیریت اقتصادی کشور موضوع این مقاله میباشد. هر چند اثر درآمدهای نفتی بر حوزههای مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی از سوی صاحبنظران مورد بررسی قرار گرفته است مباحثی تحت عنوان دولت رانتیر، اقتصاد رانت محور و مقوله رانتجویی در عصر کنونی مورد توجه جدی قرار گرفته است اما اثر این درآمدها بر فرآیند مدیریت، خصوصاً مدیریت، اقتصادی کشور تاکنون بطور مستقل مورد بررسی قرار نگرفته است. به دلیل فقدان آمار و اطلاعات لازم و متناسب جهت تبیین اثر درآمدی نفتی بر فرآیند مدیریت، کوشش شده است با طراحی برخی شاخصها و متغیرها ویژگیهای فرآیند مدیریت مطلوب اقتصادی تعیین و سپس اثر درآمدهای نفتی بر این شاخصها ومیزان تحققها و عدم تحققهای آن مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. انتخاب اعضاء جامعه آماری مطلع و مسلط برای بررسی این اثرات و استفاده از روش پیمایشی جهت بررسی اثر درآمدهای نفتی بر فرآیند مدیریت اقتصادی کشور موجب شده است که براساس نتایج حاصل از پژوهش انجام گرفته، یکی از معضلات اساسی حوزة اقتصادی و مدیریت کشور مورد شناسایی جامع قرار گیرد. هرچند این مقاله درصدد کم اهمیت کردن سایر عوامل نمیباشد. ارائه پیشنهادات مبتنی بر نتایج تحقیق همانند 1. باز تعریف درآمدهای نفتی بهعنوان ثروت بین نسلی 2. نحوة تخصیص درآمدهای نفتی در بخشهای مختلف که موجب تقویت زیرساختها و افزایش ظرفیت اقتصادی کشور گردد 3. کاهش وابستگی بودجه دولت به درآمدهای نفت، کوششی جهت ارائه روشهای مقابله با این کارآمدی است.
تحقیقات گذشته نشان میدهد که سازمانها برای داشتن کیفیت خدمات خارجی برتر، نیازمند داشتن کارکنان (مشتریان درونی) متعهد به اهداف و چشماندازهای شرکت و دارای رفتارهای مشتری مدارانه و همچنین کیفیت خدمات داخلی(رضایت واحدهای سازمانی از یکدیگر) مناسبی هستند. امروزه با مطرح شدن دو ایده و مفهوم بازاریابی درونی و کیفیت خدمات داخلی، اهمیت و نقش تعیینکننده مشتریان درونی سازمانها (کارکنان) و رضایت واحدهای سازمانی از سایر واحدهای دیگر در تحقق کیفیت خدمات خارجی بیش از پیش روشنتر شده است. تحقیقات گذشته نشان میدهد که باید بین کیفیت خدمات خارجی وکیفیت خدمات داخلی تعامل و ارتباط تنگاتنگی وجود داشته باشد. متاسفانه اکثر تحقیقات گذشته بر روی کیفیت خدمات خارجی صورت گرفته است. لذا با این هدف، تحقیق حاضر بهمنظور شناسایی وضع موجود اقدامات بازاریابی درونی و کیفیت خدمات داخلی در راستای تحقق کیفیت خدمات خارجی و همچنین بررسی تاثیر بازاریابی درونی بر روی کیفیت خدمات خارجی انجام شده است. روش تحقیق مورد استفاده توصیفی- پیمایشی میباشد. نتایج تحقیق حاضر نشان داد وضعیت اقدامات بازاریابی درونی در شرکت گاز تهران بزرگ نامناسب و وضعیت کیفیت خدمات داخلی واحدهای آن مناسب میباشد و بازاریابی درونی بر کیفیت خدمات خارجی اثر مثبت و معناداری نداشته است.
یکی از مقولاتی که طی سالیان اخیر ذهن پژوهشگران علم مدیریت، بالاخص حوزه مدیریت فناوری را بخود مشغول ساخته، رویکرد دارائیمحور و بهتبع آن راهبرد سرمایههای فکری در اتخاذ فناوری میباشد. از جمله اهداف این تحقیق شناسایی و تبیین نقاط قوت و ضعف هریک از روشهای کسب فناوری و تعیین ارتباط آن با ابعاد سرمایههای فکری بودهاست. نتایج حاصل از مطالعه آماری صورت گرفته نشان از تفاوت معنادار مابین راهبرد فعلی و مطلوب اکتساب فناوری و همچنین عدم توجه کافی به سرمایههای انسانی و ارتباطی و توجه ضعیف به سرمایه ساختاری در مؤسسات مورد مطالعه بودهاست. در پایان با استفاده از یکی از روشهای تصمیمگیری چندمعیاره، اقدام به رتبهبندی راهبرد اکتساب فناوری با توجه به ابعاد سرمایههای فکری از منظر پاسخگویان شدهاست. به نظر میرسد وجود نگرشی جامع بر سرمایههای سازمانی اعم از سرمایههای مشهود یا فیزیکی و سرمایههای نامشهود( سرمایه فکری، سرمایه اجتماعی،...) چهارچوب مناسبتری در جهت تعیین راهبرد اکتساب فناوری را مهیا سازد.
امروزه برنامهریزی استراتژیک فناوری اطلاعات یکی از عوامل اساسی یکپارچگی کسبوکار و فناوری اطلاعات و حصول مزیت رقابتی میباشد. با وجود اهمیت این موضوع، باز هم شاهد گزارش شکستهای متعدد شرکتها در این حوزه هستیم. یکی از دلایل نرخ بالای شکست برنامهریزی استراتژیک در سازمانها، توجه بیش از حد به یک عامل و عدم توجه کامل به سایر عوامل سازمانی میباشد. در این راستا، ارزیابی آمادگی سازمان برای همراستایی استراتژیک باید بهعنوان نقطه اولیه و شروع فعالیت طرحهای جامع فناوری اطلاعات مورد توجه قرار گیرد. در این تحقیق نسبت به ارایه مدلی مفهومی برای سنجش میزان آمادگی سازمان جهت برقراری این همراستایی اقدام میکنیم. در این راستا مدلها و چارچوبهای مختلف همراستایی مورد ارزیابی قرار گرفته و بعد از بررسی همهجانبه، مدل لوفتمن بهعنوان مدل مبنایی جهت سنجش آمادگی سازمان برای همراستایی استراتژیک تعیین گردید. در ادامه با مطالعه تطبیقی سایر چارچوبها و مدلهای همراستایی، مدل پیشنهادی بهبود داده شده و در نهایت برای کاربرد در سازمانهای داخلی بومیسازی شدهاست.
در تجارت جهان رقابتی، پیچیده و به سرعت در حال تغییر اطلاعات محور، وجود بینش صحیح و بهنگام از فعالیتها و شرایط تجارت برای کنترل میزان سلامت و مطابقت با نرمهای تجاری ضرورت دارد. مسلما اطلاعات برای داشتن این بینش نقشی حساس بازی کرده و میتواند به تنهایی مفید واقع شود مشروط بر آنکه راهنمایی کننده، متمرکز، بهنگام و به سادگی قابل دسترس بوده و هر دو جنبه کلان (استراتژیک) و خرد (عملیاتی) شرکت را نشان دهد.به خاطر پیشرفت فناوری اطلاعات، تکنولوژی های هنر گونه نظیر هوش تجاری- BI توسعه داده شدهاند تا برای ما ترکیب فوق را آماده کنند. این مقاله برای خواننده دیدگاهی از هوش تجاری و اهمیت استراتژیک آن فراهم میکند. مقاله هم چنین تشریح میکند که BI چگونه میتواند تکنولوژی موثری در صنایعی نظیر بانکداری برای انجام دادن موضوعات حساسی مثل بازرسی و کشف تقلب باشد. متدولوژی بر پایه BI ، در فرم معروف به مدل BI بر ای بازرسی و کشف تقلب مطرح و در انتهای مقاله به همراه جزییات آن برای حل موضوعات یادآوری شده به روش موثر و کارا بیان میگردد.
"مقاله حاضر به دنبال یافتن سبک های زندگی متفاوتی است که در پوشش زنان در تهران به چشم می خورد. برای این منظور، به توصیف نوع پوشش زنان در محیط های اجتماعی گوناگون و برخی مؤلفه های زندگی آنان، نظیر میزان و درآمد و سرمایه های اقتصادی و فرهنگی، پرداخته شده است. پرسش اصلی ما در این مقاله این است که در جامعه ما چه نوع پوشش هایی وجود دارد و منطق پوشش زنان چیست آیا منطقِ تمایز، نقش اصلی را در پوشش آنان بازی می کند، یا زنان با نوع پوشش خود بیشتر هدف نمایش هویت خود را دارند و یا لباس از نظر آنان دارای کارکردهای اولیه و مشخصی همچون محافظت، پوشش، عفت و... است؟ برای رسیدن به این هدف با چهل تن از زنان ساکن تهران مصاحبه به عمل آمده و نوع پوشش و وضعیت اجتماعی آنان ترسیم شده است که براین اساس 9 تیپ را از هم متمایز کرده ایم.
"
"زیستن در عصر صورت بندی های نوین اجتماعی، بدون ارتباط با دیگر عناصر فرهنگی و تمدنی، تقریباً ناممکن به نظر می رسد. امروزه دستیابی به پیشرفت و توسعه نیز مستلزم برخورداری از سطحی مؤثر از همکاری ها و تعاملات برون مرزی است. از لحاظ فلسفی و تاریخی، نهاد دانشگاه، هم از منظر کارکردی و هم از منظر رویکردی، دارای سابقه ای طولانی در زمینه ارتباطات، تبادلات و نزدیکی ملت ها و فرهنگ ها به شمار می رود. یکی از مؤلفه های مهمی که امروزه می تواند به شکل روشمند و علمی، موجب نزدیکی عناصر مختلف تمدنی و فرهنگی شود، مبادلات بین دانشگاهی است. مقاله پژوهشی ـ تحلیلی پیش رو، درصدد پاسخگویی به این سؤال محوری است که با بازشناسی و تقویت کدام یک از نشانگرهای دانشگاهی می توان به سطح بالاتری از همکاری های فرامرزی بین دانشگاهی دست یافت. روش تحقیق این مقاله، توصیفی و از نوع پیمایشی است و جامعه آماری آن را اعضای هیئت علمی دانشکده های علوم انسانی دانشگاه های دولتی ایران تشکیل داده اند. برای جمع آوری اطلاعات از دو روش گردآوری داده (کمی و کیفی) استفاده شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها نیز از تکنیک های آماری، در دو سطح آمار توصیفی و آمار استنباطی بهره برده ایم.
"