ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۰۶٬۶۰۱ تا ۳۰۶٬۶۲۰ مورد از کل ۵۵۴٬۵۳۶ مورد.
۳۰۶۶۰۱.

دلبستگی عمومی والدین و نظریة ذهن دانش آموزان کم توان ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)

۳۰۶۶۰۲.

شناسایی مقیاس های سنجش تصویر ذهنی از برند در دانشگاه(مقاله علمی وزارت علوم)

۳۰۶۶۰۳.

ارزیابی روایی و پایایی آزمون زبان انگلیسی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری(مقاله علمی وزارت علوم)

۳۰۶۶۰۴.

اثربخشی برنامه دانش افزایی تخصصی مادران بر خلاقیت کودکان تیزهوش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۸۹ تعداد دانلود : ۱۲۷۸
اهداف: متخصصان معتقدند میزان خلاقیت را می توان با ایجاد محیط مناسب خانوادگی افزایش داد. با توجه به این که دوران کودکی حساس ترین مرحله رشد خلاقیت است، خانواده به عنوان بنیادی ترین عنصر در شکل گیری خلاقیت به شمار می رود. تحقیق حاضر با هدف بررسی اثربخشی برنامه دانش افزایی تخصصی مادران در قلمروی خلاقیت، بر رشد خلاقیت کودکان تیزهوش آنها در پایه دوم ابتدایی انجام شد. روش ها: این پژوهش نیمه آزمایشی در جامعه دانش آموزان کلاس دوم یکی از مدارس غیرانتفاعی شهر تهران در سال 1386 انجام شد. نمونه این تحقیق 32 نفر بود که براساس نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. ابزارهای این پژوهش شامل تست هوش رنگی کودکان ریون و تست خلاقیت ژان لویی سلیه بود. طرح پژوهش شامل مراحل پیش آزمون، آموزش برنامه دانش افزایی تخصصی مادران، پس آزمون و مرحله پیگیری بود. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS 15 تحلیل شد و از آزمون T همبسته و تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها: تفاوت نمره پیش آزمون و پس آزمون در گروه آزمایش معنی دار (001/0= p ) بود، ولی در گروه کنترل تفاوت معنی داری مشاهده نشد (05/0 ). مقایسه نمره گروه آزمایش و کنترل در مرحله پیگیری تفاوت معنی داری نشان داد (001/0= p ) و عملکرد گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل بهتر بود که نشانگر پایداری اثر مداخله پس از دو ماه بود. نتیجه گیری: والدین به عنوان عاملی اثرگذار، نقش موثری در خلاقیت و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دارند. طراحی و تدوین برنامه آموزشی مناسب برای والدین و مشارکت آنان در برنامه های آموزشی و تربیتی مدارس، خلاقیت و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان را به دنبال خواهد داشت.
۳۰۶۶۰۵.

برنامه ریزی آموزشی سامانه های تولید محتوی در آموزش الکترونیکی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۵۸ تعداد دانلود : ۱۵۲۸
مقدمه: در بحث یادگیری الکترونیکی، تولید محتوای الکترونیکی باکیفیت که با اصول تعلیم و تربیت همخوانی داشته باشد، امری بسیار مهم است، زیرا در این نوع یادگیری، خود افراد فعالانه با محتوای درس درگیر می شوند. در پژوهش توصیفی- تحلیلی حاضر پس از ارایه مفاهیم اساسی از محتوای الکترونیکی و مولفه های آن، به معرفی زیرسامانه های یادگیری الکترونیکی پرداخته و مهم ترین استاندارد مرتبط یعنی استاندارد SCROM مورد بررسی واقع شده و در نهایت به معرفی نسخه دوی وب به عنوان تحولی شگرف در تولید محتوای الکترونیکی اشاره شده است. نتیجه گیری: در یک سامانه یادگیری الکترونیکی، راه اندازی زیرسامانه های برنامه ریزی و مدیریت یادگیری که وظیفه آن مدیریت آموزش و فراگیری افراد یک سازمان است و نیز زیرسامانه مدیریت محتوای الکترونیکی، امری مهم است. تولید محتوای الکترونیکی براساس استانداردهای تولید محتوی نیز ضروری به نظر می رسد. به دلیل ویژگی های خاص استاندارد SCORM ، تولیدکنندگان فناوری برای تطبیق محصولات خود با این مدل در تلاش بوده و مشتریان نیز بر سازگاری محصولات با آن اصرار دارند. یکی از سامانه های نوین تولید محتوای الکترونیکی، با ورود نسخه دوی وب برای همگان امکان تولید محتوای الکترونیکی را به صورت آسان در محیط یادگیری الکترونیکی فراهم نموده است و انتظار می رود در آینده با کاهش پیچیدگی های سامانه های تولید محتوی، نه تنها تولید محتوی به نحوی ساده تر و همگانی تر در دسترس افراد قرار گیرد، بلکه خود افراد نیز می توانند محتوای مورد نظر خود را تولید نموده و آن را منتشر نمایند.
۳۰۶۶۰۶.

میزان آمادگی یادگیری خودراهبر در دانشجویان رشته پزشکی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۹۹ تعداد دانلود : ۱۶۲۳
اهداف: در جهان امروز که دانش دایماً در حال تغییر و ارتقاست و سروکار داشتن با مفاهیم نوظهور و تازه، جنبه ای مهم در رویارویی با بیماران است، مهارت های یادگیری خودراهبر برای موفقیت فراگیران در حرفه پزشکی ضروری است. این پژوهش با هدف بررسی میزان آمادگی یادگیری خودراهبر دانشجویان پزشکی (مقاطع علوم پایه، فیزیوپاتولوژی و کارآموزی) انجام شد. روش ها: در این مطالعه توصیفی- تحلیلی، 182 نفر از دانشجویان پزشکی (مقاطع علوم پایه، فیزیوپاتولوژی، کارآموزی) به روش نمونه گیری تصادفی- طبقه ای از میان دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی تهران در بهمن تا اسفندماه 1390 انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسش نامه ""آمادگی یادگیری خودراهبر فیشر"" با شاخص های سن، جنسیت، معدل دیپلم، نمره علوم پایه، مقطع تحصیلی و معدل تا زمان مطالعه بود. تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS 19 و آزمون T مستقل، ضریب همبستگی پیرسون و آماره کوهن انجام شد. یافته ها: دانشجویان پسر نسبت به دانشجویان دختر از مهارت خودمدیریتی بهتری برخوردار بودند و نمره کل یادگیری خودراهبر بهتری داشتند. ارتباط معنی داری بین ویژگی های فردی و حرفه ای دانشجویان و مهارت های یادگیری خودراهبر مشاهده نشد. نتیجه گیری: مهارت خودمدیریتی و همچنین نمره کل یادگیری خودراهبر در دانشجویان دختر و پسر متفاوت است و در پسران وضعیت بهتری دارد. ویژگی های فردی و حرفه ای دانشجویان تاثیری در مهارت های یادگیری خودراهبر ایشان ندارد. دانشجویان هنوز ترجیح می دهند مواد درسی را از طریق فعالیت هایی با راهنمایی استاد یاد بگیرند.
۳۰۶۶۰۷.

اثربخشی درمانگری چند وجهی لازاروس بر ارتقاء سلامت عمومی در بیماران ام اس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹۹ تعداد دانلود : ۱۰۳۹
مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمانگری چند وجهی لازاروس بر ارتقاء شاخص های سلامت در بیماران مبتلا به ام اس می باشد. روش: جامعه آماری شامل همه بیماران مبتلا به ام اس در شهر قزوین بود. تعدادی از بیماران مذکور به شیوه در دسترس انتخاب شدند. سپس با استفاده از پرسشنامه سلامت عمومی و مصاحبه بالینی بر مبنای راهنمای تشخیصی آماری اختلالات روانی (نسخه چهارم)، 40 نفر زن و مرد انتخاب شدند و در نهایت به صورت تصادفی در دو گروه (20 نفر گروه آزمایش و 20 نفر گروه گواه) جایگزین شدند. از 20 نفر آزمودنی گروه آزمایش 16 نفر درمان را تکمیل کردند. 12 جلسه 90 دقیقه ای درمان چند وجهی لازاروس در طی 3 ماه در گروه آزمایش به صورت گروهی انجام گرفت. تمام آزمودنیها قبل و بعد از درمان و در دوره پیگیری پس از یک ماه پرسشنامه سلامت عمومی را تکمیل کردند. یافته ها: نتایج حاصل از آزمون مانکوا نشان داد که درمان چند وجهی لازاروس اثر معنی داری بر سلامت عمومی دارد. همچنین نتایج آزمون آنکوا نشان داد که درمان چند وجهی به طور معنی داری باعث کاهش افسردگی، اضطراب و اختلال در عملکرد اجتماعی شده است اما بر علائم بدنی اثر معنی داری نداشت. نتایج ذکر شده در مرحله پیگیری حفظ شده بودند. نتیجه گیری: درمانگری چند وجهی لازاروس می تواند سلامت عمومی بیماران مبتلا به ام اس را ارتقاء بخشد.
۳۰۶۶۰۸.

اثر آموزش فراشناخت و روابط فضایی بر عملکرد ریاضی کودکان دچار ناتوانی یادگیری ریاضی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۳۵ تعداد دانلود : ۱۱۶۵
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش فراشناخت و درک روابط فضایی بر بهبود عملکرد ریاضی دانش آموزان با ناتوانی یادگیری ریاضی انجام گرفته است. روش: جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان پایه سوم ابتدایی مبتلا به ناتوانی یادگیری ریاضی شهر اصفهان در سال تحصیلی90-89 بود. به منظور انجام این پژوهش، 20 کلاس به شیوه نمونه گیری خوشه ای انتخاب شد. ابزارهای مورد استفاده شامل مقیاس هوش کودکان وکسلر4، آزمون تشخیص حساب نارسایی آزمون عملکرد تحصیلی ریاضی بود. از میان افرادی که بر اساس این ابزارها دارای ناتوانی یادگیری ریاضی تشخیص داده شدند، 45 نفر به طور تصادفی انتخاب و به طور تصادفی در گروه های آموزش فراشناختی، آموزش درک روابط فضایی و کنترل گمارش شدند. طرح پژوهش آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. داده های به دست آمده با روش آماری تحلیل کواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: تحلیل کواریانس نشان داد که بین گروه ها تفاوت معناداری وجود دارد آزمون کمترین تفاوت معنادار نشان داد که تفاوت گروه های آموزش فراشناختی و آموزش روابط فضایی با گروه کنترل معنادار است، درحالیکه گروه های آزمایش تفاوت معناداری با هم ندارند. نتیجه گیری: بر اساس یافته ها هر دو روش آموزش فراشناختی و آموزش درک روابط فضایی به یک اندازه در درمان اختلال یادگیری ریاضی مفید هستند. از یافته های این پژوهش نتیجه گرفته می شود که می توان از فراشناخت و درک روابط فضایی در آموختن ریاضی به دانش آموزان دچار اختلال ریاضی بهره برد.
۳۰۶۶۰۹.

رابطه بین کیفیت زندگی و صفات شخصیتی در افراد معتاد(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۴۹ تعداد دانلود : ۱۰۹۸
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف، بررسی اثر پیش بینیپذیری کیفیت زندگی از روی صفات شخصیتی و ویژگیهای جمعیت شناختی (سن، وضعیت اشتغال شامل شاغل و بیکار، جنسیت، نوع ماده مصرفی به تفکیک سه نوع تقسیم بندی کلی شامل سوء مصرف مواد افیونی، محرک ها و چند مصرفی) در افراد معتاد انجام شد. مواد و روش ها: در این پژوهش 200 آزمودنی به صورت تصادفی از بین معتادان خودمعرف مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد شهر تهران انتخاب شدند و به فرم کوتاه مقیاس 26 سؤالی کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (World health organization quality of life یا WHOQOL-Brief) و فرم کوتاه 56 سؤالی صفات شخصیتی Cloninger (Cloninger¢s temperament and character inventory یا TCI) پاسخ دادند. داده های خام با استفاده از ضریب همبستگی Pearson و رگرسیون خطی گام به گام سلسله مراتبی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: متغیرهای خودهدایت گری، پشتکار و وضعیت اشتغال با تبیین 33 درصد از واریانس نمره کل کیفیت، خودهدایت گری و پشتکار با تبیین 16 درصد از واریانس کیفیت زندگی از بعد جسمانی، خودهدایت گری، پاداش وابستگی و وضعیت اشتغال با تبیین 34 درصد از واریانس کیفیت زندگی از بعد روان شناختی، خودهدایت گری و وضعیت اشتغال با تبیین 20 درصد از واریانس کیفیت زندگی از بعد اجتماعی و خودهدایت گری و وضعیت اشتغال با تبیین 26 درصد از واریانس کیفیت زندگی از بعد ارتباط با محیط اثر پیش بینی کنندگی معنیداری به لحاظ آماری داشتند. نتیجه گیری: به نظر میرسد با تشدید صفات شخصیتی خودهدایت گری و پاداش وابستگی و کاهش صفات پشتکار و بیکاری در افراد سوء مصرف کننده مواد، کیفیت زندگی کاهش می یابد.
۳۰۶۶۱۰.

پیش­بینی رضایت زناشویی بر اساس سبک­های دلبستگی و مولفه­های تمایزیافتگی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۰۴ تعداد دانلود : ۱۳۵۲
مقدمه: خانواده، یک نظام اجتماعی طبیعی است که در همه­ی مراحل تکوین آن زوجین، خرده نظام اصلی بوده و عوامل متعددی مانند سبک­های دلبستگی و مولفه­های تمایزیافتگی در رضایت زناشویی آن­ها نقش دارند. هدف این پژوهش پیش­بینی رضایت زناشویی بر اساس سبک­های دلبستگی و مولفه­های تمایزیافتگی است. روش­کار: پژوهش به لحاظ هدف از نوع بنیادی و به لحاظ نحوه­ی جمع­آوری داده­ها از نوع توصیفی بود که در چهارچوب یک طرح همبستگی پیش­بین انجام شد. جامعه­ی آماری پژوهش حاضر، کارکنان متاهل دانشگاه تبریز و دانشگاه علوم پزشکی تبریز در سال تحصیلی 89-1388 بودند. از این جامعه­ی آماری با توجه به جنسیت 200 نفر انتخاب شدند. پس از حذف موارد ناقص حجم نمونه به 184 نفر کاهش یافت. دامنه­ی سنی آزمودنی­ها از 23 تا 54 سال بود. برای جمع­آوری داده­ها از پرسش­نامه­های رضایت زناشویی انریچ، تمایزیافتگی خود اسکوورون و دلبستگی بزرگسال هازن و شیور استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده­ها از روش همبستگی و رگرسیون گام به گام استفاده شد. یافته­ها: از بین مولفه­های تمایزیافتگی خود، موقعیت منو از مولفه­های سبک دلبستگی، سبک دلبستگی دوسوگرا (001/0P<)بهترین پیش­بینی­کننده­های رضایت زناشویی هستند. نتیجه­گیری: نتایج پژوهش از این باور حمایت می­کند که روابط اولیه­ی افراد در محیط خانواده به شکل­گیری سبک دلبستگی خاص و سطوح بالا یا پایین تمایزیافتگی منجر می­گردد و این تجارب اولیه بر روابط بین فردی زوجین در بزرگسالی تاثیر مستقیم می­گذارد.
۳۰۶۶۱۱.

مقایسه­ی شیوه­ی خاطره­نگاری بیماران مبتلا به اختلالات اسکیزوفرنی، اسکیزوافکتیو و دوقطبی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۵۰ تعداد دانلود : ۱۵۸۷
مقدمه: اختلالات روانی به دلیل فقدان نقایص جسمی به سختی تشخیص داده می­شوند. این مشکل وقتی تشدید می­شود که دو اختلال دارای نشانه­ها و علایم بسیار شبیه به هم باشند. هدف از مطالعه­ی حاضر، مقایسه­ی شیوه­ی خاطره­نگاری بیماران مبتلا به اختلالات اسکیزوفرنی، اسکیزوافکتیو و دوقطبی می­باشد. روش­کار: این پژوهش، پس­رویدادی از نوع مورد-شاهدی بود که با روش خاطره­نگاری بر روی 60 بیمار مبتلا به اختلالات اسکیزوفرنی، اسکیزوافکتیو و دوقطبی بستری در بیمارستان­های فاطمی و ایثار اردبیل در سال 1387 که به روش نمونه­گیری در دسترس انتخاب شدند، انجام شد. ابزار تحقیق شامل پرسش­نامه­ی مصاحبه­ی بالینی، روش خاطره­نگاری و پرسش­نامه­ی علایم مثبت و منفی (PANSS) بود. از روش تحلیل واریانس برای تحلیل داده­ها استفاده شد. یافته­ها: میانگین سنی افراد مورد مطالعه 36/10±07/68 سال بود. تفاوتی از نظر میزان تحصیلات، وضعیت ازدواج، شغل و سن وجود نداشت اما تفاوت بین گروه­ها از نظر تعداد روزهای بستری، معنی­دار بود (001/0>P). خاطرات بیماران دوقطبی از تنوع بیشتری نسبت به دو گروه دیگر (اسکیزوافکتیو واسکیزوفرنی) برخوردار بود که از لحاظ آماری نیز معنی­دار بود (001/0>P). بیماران اسکیزوفرنی نسبت به دو گروه دیگر از میزان بی­نظمی نوشتاری بیشتر و از لحاظ میانگین تعداد کلمات عاطفی و هیجانی از مقدار کمتری برخوردار بودند که هر دو مورد از لحاظ آماری معنی­دار بود (001/0>P، 001/0>P). نتیجه­گیری: بر اساس نتایج، میانگین تعداد خاطرات و کلمات عاطفی و هیجانی در بیماران اسکیزوفرنی کمتر از بیماران اسکیزوافکتیو و دوقطبی می­باشد و در بیماران اسکیزوافکتیو نیز کمتر از دوقطبی می­باشد. هم­چنین از لحاظ نحوه­ی نگارش، بیماران اسکیزوفرنی در مقایسه با بیماران اسکیزوافکتیو و دوقطبی، بی­نظمی نوشتاری بیشتری داشته و این بی­نظمی در بیماران اسکیزوافکتیو نیز بیشتر از بیماران دوقطبی بود.
۳۰۶۶۱۲.

بررسی تاثیر برنامه توانبخشی شنوایی بر رشد مهارتهای گفتاری و شناختی در کودکان استفاده کننده از کاشت حلزون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۸۶ تعداد دانلود : ۷۴۵
۳۰۶۶۱۳.

اثر بخشی آموزش کارکردهای اجرایی بر عملکرد تحصیلی کودکان با ناتوانی یادگیری املا(مقاله علمی وزارت علوم)

۳۰۶۶۱۴.

بررسی رابطة عدالت و سعادت از دیدگاه ارسطو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹۲ تعداد دانلود : ۸۷۳
ارسطو از معدود اندیشمندانی است که تأملاتی ژرف در بارة عدالت و سعادت داشته است. وی تأثیر عدالت در تحصیل سعادت را پذیرفته، به گونهای که دستیابی به سعادت را بدون اجرای عدالت امکان ناپذیر میداند. به تعبیر صحیحتر از نظر وی اعتدال از فضایل عمده در تحصیل سعادت است؛ میان عدالت و سعادت رابطة عمیق و ژرفی وجود دارد به گونهای که عدالت شرط لازم برای تحصیل سعادت است و معنای این سخن این است که امور دیگری نظیر داشتن حکمت، عفت، شجاعت، خیراتخارجی و دوستی نیز در تحصیل سعادت نقش دارند و همراه عدالت علتتأمه برای نیل به سعادت میگردند و این بدین خاطر است که هر پدیدهای برای تحقق به صدها عامل نیاز دارد و عدالت تنها یکی از عوامل تحصیل سعادت است، بنابراین عدالت به عنوان شرط لازم، وسیله و مقدمه ای برای نیل به سعادت به شمار میآید و نسبت منطقی میان آن دو عام و خاص مطلق است.
۳۰۶۶۱۵.

تصمیم ساخت یا خرید در حالت عدم اطمینان با رویکرد منطق فازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۳۲ تعداد دانلود : ۱۱۰۸
یکی از دغدغه های مهم برای تصمیم گیرندگان هر سازمان تولیدی، تصمیم گیری در مورد خرید قطعات (برون سپاری) و یا ساخت قطعات توسط کارخانه است که موضوع بحث بسیاری از مطالعات تا کنون بوده است. به این منظور این پژوهش سعی بر آن دارد تا به ارائه یک روش شناسی مناسب جهت حل این مسئله بپردازد. روش شناسی مطالعه حاضر توانایی بررسی تصمیم ساخت یا خرید را در حالت عدم قطعیت در برداشته و جهت این منظور از تحلیل شبیه سازی و رویکرد منطق فازی بهره می برد. این مطالعه به ارایه یک روش TOPSIS گروهی جدید می پردازد که این روش توسعه یافته روش های پیشین می باشد ضمن این که برای استفاده از شبیه سازی، روش پیشنهادی این مطالعه قابلیت بررسی خطوط تولیدی با زمان های تصادفی که از توابع توزیع عمومی پیروی می کنند را دارا می باشد. به عبارت دیگر روش پیشنهادی این مطالعه این امکان را فراهم می آورد که زمان پردازش ماشین ها، زمان های بین خرابی ماشین ها و زمان های تعمیر ماشین ها از توابع توزیع عمومی (نرمال، یکنواخت، گاما و . . .) پیروی کنند، نه صرفاً زمان های قطعی یا نمایی. روش شناسی حاضر تنها به ارایه راه کار ساخت یا خرید قطعات نمی پردازد، بلکه در مورد قطعاتی که ساخت آنها از چندین مرحله تشکیل شده و چندین تأمین کننده، قادر به تأمین آن می باشند، به ارایه راه حل مطلوب در مورد درجه ساخت توسط کارخانه (از برون سپاری کامل تا ساخت کامل) و انتخاب تأمین کننده مناسب (در صورت خرید) می پردازد.
۳۰۶۶۱۶.

مطالعه تطبیقی پیوند مفهومی میان فضای موسیقی و معماری در دوران پیش از مدرن و پس از آن در جهان غرب *(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۰۲ تعداد دانلود : ۱۴۸۸
این مقاله جستاری پیرامون مقایسه رابطه مفهوم فضا در موسیقی و معماری جهان غرب، در دو دوره پیش از مدرن (قرنهای14-18 میلادی) و پس از مدرن (قرنهای 18-21 میلادی) است. در بیشتر پژوهشهایی که تا به امروز در مقایسه تطبیقی میان فضای موسیقی و معماری صورت گرفته، به معیارهای ظاهری بسنده شده و پژوهشی در زمینه رابطه مفهومی و محتوایی میان این دو هنر به طور جدی صورت نپذیرفته است. این بررسی در نظر دارد با مقایسة رابطة مفهوم فضا در موسیقی و معماری در دو بازه زمانی پیش گفته، به بررسی پیوندهای مفهومی میان این دو هنر بپردازد. به دلیل تحولاتی که در دوران رنسانس در اثر تغییر نگرش نسبت به تعریف و جایگاه هنرمند و ارتباط او با هنر و اثر هنری پدیدار شد، این دوران به عنوان مبدأ بررسی زمانی در نظر گرفته شده است. هدف از انجام این پژوهش، نزدیک شدن به پاسخ این پرسشها است که چگونه پیوندی میان فضای موسیقی و معماری در این دو دوره وجود دارد؟ چه تغییراتی در ساختار این رابطه ایجاد شده و دلایل آن چیست؟ بدین منظور سه مقوله اصلی مورد بررسی قرار گرفته است : بخش اول : بررسی مفهوم ""فضای معماری"" در دوران پیش از مدرن (رنسانس تا مدرن) و پس از آن (مدرن تا معاصر) بخش دوم : بررسی مفهوم ""فضای موسیقی"" در دوران پیش از مدرن (رنسانس تا مدرن) و پس از آن (مدرن تا معاصر) بخش سوم : بررسی""رابطه فضای موسیقی و معماری"" از دوران پیش از مدرن (رنسانس تا مدرن) تا پس از مدرن (مدرن تا معاصر) در نهایت دلایلی که باعث تغییر ساختار این پیوند از زمان مدرن به بعد شده است، به اختصار مورد بررسی قرار میگیرد. این مقاله با تکیه بر بررسی تطبیقی، قصد دارد این واقعیت را روشن کند که : نخست، از دوران پیش از مدرن تا به امروز همواره رابطهای مفهومی میان موسیقی و معماری وجود داشته و این دو هنر در تمامی دورانها پیامآور مفاهیمی واحد بودهاند و دیگر آنکه، دوران مدرن به دلیل تحولات متعاقب آن باعث ایجاد تغییراتی در ساختار این پیوند مفهومی شده است.
۳۰۶۶۱۷.

رابطه ی بین سبک های مقابله ی اجتناب شناختی - رفتاری و اختلال خوردن در دانشجویان دانشگاه(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۳۳
مقدمه:پژوهش حاضر جهت بررسی رابطه­ی سبک­های مقابله­ای شناختی­رفتاری و انواع اختلال خوردن در دانشجویان دانشگاه انجام شده است. روش­کار: در این پژوهش توصیفی همبستگی، 200 نفر دانشجوی شاغل به تحصیل در نیم­سال اول 89-1388 از میان دانشکده­های مختلف دانشگاه شهید چمران اهواز به صورت تصادفی مرحله­ای انتخاب شدند. به منظور سنجش انواع سبک­های مقابله­ی اجتنابی از مقیاس سبک­های مقابله­ی اجتناب اجتماعی­شناختی و برای سنجش اختلال خوردن از آزمون بازخورد اختلال خوردن استفاده شد. تحلیل داده­ها با استفاده از ضریب همبستگی و تحلیل رگرسیون چندگانه به روش گام به گام با سطح معنی­داری 05/0>P انجام شد. یافته­ها:سبک مقابله­ی اجتناب اجتماعی­رفتاری با اختلال خوردن و زیر­مقیاس­های آن یعنی رژیم غذایی (05/0>P)، پرخوری (01/0>P) و مهار دهانی (05/0>P) رابطه­ی مثبت معنی­داری دارد. در این میان مقابله­ی اجتناب رفتاری با مشکل پرخوری رابطه­ی مثبت معنی­داری دارد. مقابله­ی اجتناب اجتماعی­شناختی با اختلال خوردن کلی (05/0>P) و دو زیرمقیاس مهار دهانی و پرخوری رابطه دارد (01/0>P) اما با رژیم غذایی رابطه­ی معنی­داری نداشت. تحلیل رگرسیونی چندگانه نشان می­دهد که از بین انواع سبک­های اجتنابی، سبک مقابله­ی اجتناب اجتماعی­رفتاری بهترین پیش­بینی­کننده­ی انواع اختلال خوردن می­باشد به طوری که اجتناب اجتماعی­رفتاری می­تواند 07/0 درصد واریانس خرده­مقیاس رژیم غذایی،22 درصد واریانس پرخوری و 13 درصد واریانس مهار دهانی را تبیین کند. نتیجه­گیری: مبتلایان به اختلال خوردن از انواع سبک­های مقابله­ی اجتنابی برای رویارویی با فشار­های روان­شناختی استفاده می­کنند و اختلال خوردن نیز نوعی سبک رویارویی با مشکلات زندگی است. سبک مقابله­ی اجتنابی اجتماعی­رفتاری بهترین پیش­بینی­کننده­ی اختلال خوردن محسوب می شود.
۳۰۶۶۱۸.

تأثیر آموزش مهارت نظم جویی هیجان مبتنی بر رفتار درمانی دیالکتیک در وسوسه ی افراد مبتلا به سوء مصرف مواد: مطالعه ی تک آزمودنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلالات مربوط به مصرف مواد
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی هیجان هیجان مثبت و منفی
تعداد بازدید : ۲۱۹۶ تعداد دانلود : ۱۰۸۹
چکیده مقدمه: در فرایند درمان و پیشگیری از بازگشت اعتیاد، حالت های هیجانی منفی و مثبت، و وسوسه از مهم ترین عوامل خطر بازگشت می باشد. هدف مطالعه ی حاضر بررسی اثربخشی آموزش مهارت نظم جویی هیجان مبتنی بر رفتار درمانی دیالکتیک در کاهش وسوسه ی افراد مبتلا به سوء مصرف مواد بود. روش: پژوهش در چارچوب طرح های تجربی تک آزمودنی با استفاده از طرح خطوط پایه چندگانه ی پلکانی اجرا شد. بر اساس میزان تمایل به شرکت در مطالعه، مصاحبه ی تشخیصی ساختار یافته و ملاک های ورود، از میان بیماران مرد مبتلا به سوء مصرف مواد، سه نفر به صورت تصادفی انتخاب شدند. هر سه آزمودنی به صورت انفرادی در خلال ده جلسه تحت آموزش مهارت نظم جویی هیجان مبتنی بر رفتار درمانی دیالکتیک قرار گرفتند. به منظور سنجش وسوسه از نسخه ی فارسی پرسشنامه ی عقاید وسوسه انگیز (بک، 1993) استفاده شد. یافته ها: آموزش مهارت نظم جویی هیجان مبتنی بر رفتار درمانی دیالکتیک به آزمودنی های پژوهش موجب کاهش چشم گیر نمرات وسوسه در مقیاس عقاید وسوسه انگیز شد، به طوری که نمرات در طی ده جلسه ی مداخله ی آموزشی کاهش قابل توجهی نسبت به نمرات خط پایه داشتند. بازبینی دیداری نمودارهای اثربخشی و اندازه ی ضریب تأثیر نیز بیانگر کاهش معنادار و قابل توجّه شدت وسوسه ی آزمودنی ها بود. نتیجه گیری: آزمودنی های مداخلات آموزشی نظم جویی هیجان مبتنی بر رفتار درمانی دیالکتیک می تواند در انتخاب راهبردهای مقابله ای با وسوسه مؤثر واقع شود و تلویحات کاربردی مطلوبی در زمینه درمان و پیشگیری از بازگشت سوء مصرف مواد دارد.
۳۰۶۶۱۹.

طراحی مدل اعتبارسنجی و پیش بینی ریسک اعتباری مشتریان تسهیلات لیزینگ (مورد مطالعه: شرکت لیزینگ ایران خودرو)(مقاله علمی وزارت علوم)

۳۰۶۶۲۰.

کیفیت زندگی در بیماران دچار خستگی مزمن: نقش پیش بین عوامل روان شناختی و جمعیت شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلالات روانی ناشی از اختلال طبی کلی
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلال شبه جسمی
  3. حوزه‌های تخصصی روانشناسی عصب شناختی رفتاری جنبه زیستی اختلالها
تعداد بازدید : ۱۷۶۰ تعداد دانلود : ۹۵۲
چکیده مقدمه: عوامل روانی- اجتماعی در کیفیت زندگی بیماران دچار خستگی مزمن نقش دارند و پیامدهای درمانی این بیماران را تحت تأثیر قرار می دهند. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش پیش بین عوامل روان شناختی و جمعیت شناختی در کیفیت زندگی بیماران دچار خستگی مزمن بود. روش: در یک زمینه یابی مقطعی، تعداد 393 بیمار (150 مرد و 243 زن) مبتلا به سندروم خستگی مزمن از میان بیماران سرپائی مراجعه کننده به درمانگاه بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی تهران به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی، مقیاس خستگی چالدر و برنامه مصاحبه ی بالینی، مقیاس کیفیت زندگی و مقیاس اضطراب و افسردگی بیمارستانی جمع آوری و به کمک همبستگی و رگرسیون چندگانه به روش گام به گام تحلیل شد. یافته ها: بین افسردگی، اضطراب، و سن با کیفیت زندگی رابطه ی منفی و معنادار به دست آمد. افسردگی، اضطراب و سن به طور معنادار تغییرات مربوط به کیفیت زندگی مبتلایان به سندروم خستگی مزمن را پیش بینی کردند و در مجموع 61% از کیفیت زندگی را تبیین می نمایند. سهم افسردگی در تبیین کیفیت زندگی بالاترین میزان بود. نتیجه گیری: افسردگی، اضطراب و سن بیمار در کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سندروم خستگی مزمن مهم هستند. تدارک برنامه هایی برای بهبود افسردگی و اضطراب در افراد مسن تر مبتلا به سندروم خستگی مزمن به عنوان مبنایی برای ارتقای کیفیت زندگی این بیماران ضروری است.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان