با توجه به طبیب، عارف و شاعر بودنِ عطار نیشابوری این فرض چندان بعید نیست که او در منظومه رمزی- تمثیلی اش، منطق الطیر، توانسته باشد بر پایه تجارب بیرونی و سلوکِ درونی، دیدگاهی شرقی در باب رشدِ شخصیت و سلامت روانیِ انسان عرضه کرده باشد. هدف از پژوهش حاضر، واکاوی پرداخت های ادبی- عرفانیِ عطار از روی گونه های شخصیتِ درون گرا و برون گرا بنا بر نظام تحلیلیِ یونگ و پیروانش است. بنا بر نتایج این پژوهش، عطّار برای درمان ناهنجاری های روحیِ مردم در جامعه آشفته اش، از تجربه عرفانی متناسب با ظرفیت های وجودی افراد و گروه های اجتماع بهره برده است و چگونگی کمال یابی گونه های افراد را به فراخورِ صفات و موانع شخصیتیِ شایعشان تبیین کرده است. عطار در این پیشنهاد عرفانی و درمان گرانه افزون بر تبیین کهن الگوییِ کمال و سلامت فردی از طریق کنار زدن سایه و گذر از آنیما، تفرّد روحی را در گروِ زدودن صورتک های مرسوم می نهد. سرانجام خصایص برون گرایانه و درون گرایانه افراد در چنان پی رنگِ اسطوره ای-کهن الگویی و تجربه معرفتی مضمحل می شود.
آداب و رسوم متصوّفه که متضمّن ابعاد و زوایای مختلف عقاید و اندیشه های آنها است، از تعالیم اسلامی مایه گرفته است، اما بنا به دلایلی در مسیر تطّور و تحّول خود، شکلی متفاوت یافته است. زکات به عنوان فریضه ای دینی و سؤال به عنوان پدیده ای اجتماعی، از جمله آدابی هستند که صوفیه نگاهی متمایز از شریعت بدان دارند؛ از جمله این تفاوت نگرشها، اعتقاد به واجب نبودن زکات بر صوفیان، تجویز سؤال و دریوزگی و ترجیح آن بر دریافت زکات بوده است. در این مقاله، ضمن بیان دیدگاه های اهل شریعت و طریقت درباره زکات و سؤال، به بررسی و تحلیل عواملی که سبب شکل گیری رویکرد متفاوت متصوّفه به این دو موضوع شده است، می پردازیم.
اسطوره شناسان، رویکردهای گوناگونی به اسطوره داشته اند. رویکرد باستان شناختی به اسطوره بی سابقه است. اگر در گذشته کسانی مانند اوهمریست ها تلاش می کرده اند تا از راه قداست زدایی، خدایان اسطوره ای را تا حد شخصیت هایی زمینی فرو بکاهند، این کار آنها هیچ میانه ای با دانش باستان شناسی که دانش جدیدی است نداشته و با آنچه در این پژوهش دنبال شده نیز اختلاف ژرف دارد. این تحقیق در پی آن بوده تا اسطوره کیومرث را بر مبنای مباحث دانش باستان شناسی گزارش کند. نتیجه شگفت انگیزی که به دست آمده، این است: دوره کیومرث مطابق است با دوره پارینه سنگی میانی و انسان کیومرثی مطابق است با انسان نئاندرتال (هوموساپین نخستین)؛ فرهنگ او، فرهنگ موسترین و مختصات آب و هوایی زمان او، مختصات آب و هوایی آخرین عصر یخبندان است. روش هایی که در این تحقیق به کار گرفته شده مأخوذ از باستان شناسی است (لایه نگاری و گونه شناسی). این تحقیق می تواند سرآغازی بر شناخت اسطوره ها از دریچه دانش باستان شناسی باشد.
آیرونی یکی از صناعات ادبی است که در چارچوب سخنی متناقض نمود و ظهور پیدا می کند. آیرونی برای بیان معنایی برجسته و دلالت بر مدلولی خاص به کار می رود و در نتیجه موجب برجستگی بخشی از کلام می شود. این صنعت به طور نهانی در قالب طنز، کنایه، مدح و ذم، در راه بیان مضمون در گستره بلاغت سخن گام برمی دارد. این پژوهش درصدد است با روشی تحلیلی-توصیفی، جایگاه آیرونی را در شطحیات بجامانده از بایزید بسطامی تبیین کند. بایزید بسطامی، شطحیات بحث برانگیزی بنا بر عرفان و زهد آمیخته به عشق بیان کرده است. در این مقاله ابتدا مفهوم آیرونی، طنز و وجوه سوررئالیستی آن، مشخص شده، پس از آن شطحیات بنا بر چارچوب ساختاری خود بازنموده می شود. با تأمل در زبان شطحیات و قرینه های آن می توان دریافت که مقام معرفت با سوررئالیسم نیز در پیوند است. در پایان این جُستار، شطحیات متناقض نما و فراواقع، بر اساس صنعت آیرونی و در چارچوب مبانی تصوف و مقامات عرفانی مشخص و تبیین می شود.
«رضا امیرخانی»، نویسنده ای با سبک منحصر به فرد است که داستان هایش را از آثار دیگر داستان نویسان معاصر متمایز می کند. از جمله این ویژگی های خاص می توان به رسم الخط عجیب، یا بازی های زبانی و استفاده مناسب از معانی و شکل های گوناگون کلمات اشاره کرد که به عنوان سبک خاص و منحصر به فرد نویسنده در این مقاله بررسی و تحلیل شده است. در این نوشتار، سه رمان رضا امیرخانی به نام های «ارمیا»، «منِ او» و «بیوتن» از منظر نحوه کاربرد عناصر داستانی بررسی شده است. با توجه به نتایج این جستار می توان استفاده به جا و مناسب از عناصر داستانی، توصیف های زنده و ماهرانه ای از مکان ها، شخصیت ها و احساساتشان را - به طوری که خواننده به خوبی بتواند خود را در صحنه های داستان ها تصور کند - از ویژگی های سبکی این نویسنده برشمرد.
بر نهاد اصلی این مقاله بررسی زمینه ها و عوامل سیاسی موثر بر ساخت یابی هویت ایرانی - اسلامی به روش کیفی و توصیفی است. پیدایش واحدهای سیاسی جدید تحت عنوان «دولت - ملت»، موجب شکل گیری مفهوم جدیدی از هویت جمعی، تحت عنوان هویت ملی شد. هویت ملی ایران نیز یک برساخته اجتماعی و محصول مهندسی سیاسی -اجتماعی است، اما این مهندسی نه محصول دوره کنونی بلکه پیامد جریانات سیاسی- اجتماعی و فرهنگی دوره های تاریخی پیش و پس از ورود اسلام است. این مقاله به زمینه های شکل گیری و تاثیر گذاری چهار جنبش (تنباکو، مشروطه، ملی شدن نفت و پانزده خرداد) ونهادهای مدنی بر هویت ایرانی – اسلامی پرداخته است. این جریانات که از ویژگی های قیام شیعی و رهبری فرهمندی برخودار بوده با اعلام فتوا وحکم جهاد چه در دوران نهفتگی جنبش و نهادهای مدنی چه در دوره ی آشکارِ فعالیت به بسیج توده ای پرداختند. در نتیجه این جریان ها باعث خودآگاهی،استقلال و مبارزه علیه استبداد داخلی و استعمار خارجی شده و با شعار بازگشت به خویشتن و تاکید بر حفظ میراث و فرهنگ خودی ضمن احیای تفکر و اندیشه اسلامی در سال(1357) با پیروزی انقلاب اسلامی، هویت اسلامی - ایرانی را به جهانیان اثبات نموده است.
در چند دهه گذشته تحلیل علی برمبنای رهیافت خلاف واقعیت در علوم اجتماعی گسترش قابل ملاحظه ای یافته است. این دانش امکان برآورد تاثیر علّی و نیز ارزیابی سیاستها و پروژه های اجتماعی را فراهم میسازد. مقاله به ارایه یکی از روشهای برآورد تاثیر علّی، روش همتا سازی، میپردازد. ابتدا چارچوب نظری تحلیل علی برمبنای رهیافت خلاف واقعیت ارایه میشود. سپس، با استفاده از روش همتا سازی فاصله ای با نمرات گرایش، تاثیر سواد مادر بر مرگ و میر کودکان در ایران برآورد میشود. داده های بکار رفته از بررسی جمعیتی و بهداشتی ایران است. نتایج نشان میدهد که برای موارد همتا شده، سواد مادران باعث کاهش مرگ و میر کودکان به اندازه 18 مرگ در هزار تولد زنده میشود. مقاله همچنین محدودیتهای کاربرد روش را در مطالعات مشاهده ای ارایه میکند.
مقاله حاضر به بررسی میزان شناخت کارشناسان فرهنگی از اهداف فرهنگی سند چشم انداز و رابطه آن با احتمال تحقق اهداف مذکور پرداخته است. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته است. داده های حاصل، پس از روایی و پایایی سنجی، با استفاده از نرم افزار spss تجزیه و تحلیل شد. رابطه بین آگاهی از ابعاد مختلف الزامات فرهنگی سند چشم انداز و احتمال تحقق سند از طریق آزمون همبستگی پیرسون بررسی شد. نتیجه نشان داد: همه ابعاد طرح با احتمال تحقق اهداف فرهنگی سند رابطه مستقیم و معناداری دارند. متغیرهای مستقل 36 درصد تغییرات متغیر وابسته را تبیین کرد. متغیرهای ایجاد باور، خواسته ها و مطالبات عمومی و هم راستاسازی منافع فردی و التزام مسئولان و ارکان حکومت نسبت به پاسخگویی باقی ماندند و بقیه به علت عدم تأثیر معنادار از مدل رگرسیون خارج شدند. متغیر ایجاد باور بیش از بقیه بر متغیر وابسته احتمال تحقق اهداف تأثیر گذار است.
ناامیدی از بخشایش خداوندی از بنیانی ترین ویژگی های شخصیت ابلیس است که از دیرباز بر آن انگشت گذاشته اند. در مثنوی و غزلیات شمس ابلیس همان شخصیت رانده، لعین و ناامید است، اما مولانا در لحظه هایی ویژه سرور مهجوران را در چشم انداز امید جای می دهد و داستان آفرینش را از زاویه ای دیگر می نگرد. این چشم انداز با سنت دفاع از ابلیس در فرهنگ عرفانی ما پیوند می گیرد؛ سنتی که خود خلاف آمد رویکرد سنت عرفانی به ابلیس است؛ سنتی محدود و مهجور اما چشمگیر و تأمل برانگیز. اشاره به امیدواری ابلیس هرچند پیش از مولانا نمونه های پراکنده و انگشت شماری دارد، شیوه بیان و نگاه مولانا در این زمینه یگانه است؛ نگاهی که پرورده نظام جهان شناختی اوست. نکته درخور دقت آنکه حتی در میراث عارفانی که از ابلیس دفاع کرده اند تکیه و تأکیدی هم سنگ مولانا دراین باره نیست و ابلیس بیشتر در سیمای عاشقی تراژیک نمایان می شود.
با نگاهی به رمان نویسی افغانستان و فراز و فرودهای آن، واقعیت هایی از تحولات فکری و ادبی این جامعه بر مخاطب آشکار می شود که نیازمند پژوهش های درازدامن است. یکی از این واقعیت ها رویکردهای مدرنیستی و پست مدرنیستی در ادبیات داستانی افغانستان است که جامعه رمان نویسان آن کشور را به جامعه داستان نویسی معاصر پیوند زده است و جنبه های زندگی انسان افغان، به ویژه خیل روشنفکران افغان را به تصویر می کشد. این جستار به شیوه توصیفی- تحلیلی تلاش کرده است با واکاوی رمان های معاصر افغانستان بعد از وقوع کودتای 7ثور 1357ه. ش. تا به امروز گرایش های مهم مدرنیستی و پست مدرنیستی رمان نویسان افغانستان را انعکاس دهد. از این تحقیق برمی آید که گرچه نمی توان از نهادینه شدن مکتب رمان نویسی مدرنیستی و پسامدرنیستی در ادبیات داستانی افغانستان سخن گفت، رشد فزاینده عناصر و مؤلفه هایی نظیر بحران هویت شخصیت های داستانی، پیامدهای جنگ و مهاجرت برای زنان و مردان افغان، تلاش برای واسازی تقابل مرد/زن در نظام نوشتاری مردسالار افغانستان، بازنمایی تقابل پرتنش میان سنت گرایی با تجددطلبی و... از پیدایش جریان های ادبی جدید در ادبیات داستانی افغانستان حکایت می کند؛ جریان هایی شبه مدرنیستی و گاه شبه پسامدرن که اغلب روشنفکران مهاجر به تبعیت و تقلید از تکنیک های داستان نویسی غرب در پیش گرفته اند.
اشکالات و اختلافاتی که در متون درسی علم معانی وجود دارد باعث شده است جایگاه این شاخه علمی در میان علوم ادبی تضعیف و کارآیی های بالقوه آن در درک زیبایی و تحلیل مسائل ادبی پنهان شود. این اشکالات غالباً از فقدان روش علمی و نبود تعریف درست و دقیق از مبانی این دانش سرچشمه می گیرد.
این پژوهش در جهت بازبینی، نقد و تبیین مبحث «حذف و ذکر» انجام شده است که یکی از بخش های مهم فنّ معانی است. حذف و ذکر از مهم ترین ابزارهای بلاغی شعرا و نویسندگان فارسی است که در طول تاریخ ادبی به صورت متنوّع و مکرّر از آن بهره برده اند؛ ازهمین رو توضیح و تفسیر جنبه بلاغی آن از نخستین کتاب های معانی تا دوره معاصر درکانون توجه اهل بلاغت بوده است.
نویسندگان مقاله حاضر مبحث «حذف و ذکر» را در کتاب های بلاغت فارسی بررسی کرده و ضعف ها و قوّت های این کتاب ها را در ارائه منسجم و هدفمند این بخش مهم از علم معانی نشان داده اند و درنهایت برای حذف برخی اغراض ثانویه نادرست، ادغام دسته ای از اغراض در یکدیگر، تغییر نام بعضی از آنها، تعیین «حدودِ مسند» و بازنگری مبحث «ذکرمسندالیه» پیشنهادهایی مطرح کرده اند.
ادبیّات متعهّد می کوشد ارزش های دین اسلام و سجایای اخلاقی اهل بیت علیهم السّلام را به تصویر کشیده و در راستای الگوآفرینی ادبی - اخلاقی گامی مؤثّر بردارد. با توجّه به تعامل و پیوند فرهنگی و تاریخی میان ایرانیان و اعراب، بازتاب شخصیّت اخلاقی امامان معصوم در شعر ایشان قابل بررسی است.
پژوهش حاضر، بر اساس روش توصیفی - تحلیلی با رویکرد تطبیقی، می کوشد تا مصادیقی از اخلاق اجتماعی امام رضا (ع) را در دو ادب فارسی و عربی، ارائه نماید. اگرچه امام (ع) جامع تمام فضائل انسانی است امّا با بررسی مواردی از شعر عربی و فارسی، برخی ویژگی های اجتماعی امام رضا (ع) از جمله: کرم،
حسن خلق، صداقت، فروتنی و عدالت ایشان بیشتر خودنمایی می کند، از جهت بسامدی نیز، از میان سجایای اخلاقی - اجتماعی مذکور، شاعران هر دو زبان بیشتر به اصل اخلاقی کرم و بخشش آن حضرت پرداخته اند؛ و آن به جهت تأکید امام رضا (ع) بر بخشش و سخاوت و تجلّی آن فضیلت ها در گفتار و کردار می باشد.
هدف از این تحقیق بررسی وضعیت عضلانی – اسکلتی ناحیه گردن و کمربند شانه ای در کارمندان مرد کاربر رایانه با و بدون فعالیت جسمانی بود. به ان منظور 120 نفر از کارمندان مرد به صورت خوشه ای انتخاب شدند. سپس به دو گروه (گروه اول دارای فعالیت جسمانی و گروه دوم بدون فعالیت جسمانی) تقسیم شدند. آنگاه وضعیت اسکلتی- عضلانی ناحیه گردن وکمربند شانه نمونه ها براساس پرسشنامه استاندارد نوردیک ارزیابی شد. پژوهش حاضر توصیفی از نوع رابطه ای – مقایسه ای با ماهیت کاربردی است.
اطلاعات خام به دست آمده با استفاده از نرم افزار SPSS نسخة 21 و بهره گیری از آمار توصیفی و آزمون خی دو (05/0α≤) تجزیه وتحلیل شد. نتایج آزمون ها نشان داد که اختلاف معناداری بین وضعیت اسکلتی – عضلانی ناحیه گردن و کمربند شانه دو گروه وجود دارد (p=0.001) و گروه دارای فعالیت جسمانی از وضعیت بهتری برخوردار بودند. از آنجا که احتمالاً فعالیت بدنی و آمادگی جسمانی، شیوع اختلالات اسکلتی – عضلانی را کاهش می دهد، آموزش و اجرای تمرینات ورزشی منظم در این افراد می تواند در پیشگیری از اختلالات مزمن اسکلتی – عضلانی ناحیه گردن و کمربند شانه مؤثر واقع شود و از هزینه های هنگفت ناشی از آن جلوگیری کند.
هدف پژوهش حاضر، تعیین مکان اثر انگیختگی و فعال سازی در مراحل پردازش اطلاعات بود. 30 دانشجوی دختر غیر ورزشکار، به طور داوطلبانه در این پژوهش شرکت نمودند. شرکت کنندگان تکلیف تحلیل زمان واکنش را که توسط دستگاه ثبت عملکرد وینا ارائه می شد، اجرا نمودند، و فعالیت الکتریکی پوست آنها توسط دستگاه بیودرم یو.اف.آ به طور همزمان ثبت می شد. با کسر سطح هدایت الکتریکی در حال استراحت از سطح آن در هنگام فعالیت، فعال سازی وابسته به تکلیف برای هر شرکت کننده محاسبه شد. زمان هر مرحله از مراحل پردازش نیز ثبت شد. تحلیل رگرسیون خطی ساده نشان داد که فعال سازی با مدّت مرحلة شناسایی محرک و انتخاب پاسخ همبستگی ندارد؛ اما، با افزایش فعال سازی، مدّت مرحلة برنامه ریزی پاسخ کاهش یافت. به طور کل نتایج پژوهش حاضر نشان داد که مکان اثر فعال سازی بر مراحل پردازش اطلاعات، مرحلة برنامه ریزی پاسخ می باشد.
هدف از پژوهش حاضر تعیین روایی، پایایی و هنجاریابی نسخه فارسی مقیاس اضطراب ورزشی-2 در کودکان ورزشکار بود. بدین منظور 400 ورزشکار دختر و پسر، به صورت نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. در ابتدا با استفاده از روش ترجمه- باز ترجمه و روایی صوری و صحت ترجمه تأیید شد. برای تعیین روایی سازة مقیاس از تحلیل عاملی تأییدی و برای تعیین همسانی درونی مقیاس از ضریب آلفای کرونباخ و همچنین برای تعیین پایایی زمانی از ضریب همبستگی درون طبقه ای استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که نسخه فارسی مقیاس اضطراب ورزشی-2 از روایی و پایایی قابل قبولی در کودکان ورزشکار ایرانی برخوردار است و قابلیت این را دارد که به عنوان ابزاری روا و پایا توسط مربیان و پژوهشگران مورد استفاده قرار گیرد.
هدف از پژوهش حاضر بررسی عوامل تنش زای شغلی و سازمانی کادر فنی تیم های شرکت کننده در شانزدهمین دوره مسابقات والیبال جوانان آسیا در شهر ارومیه است. پژوهش حاضر از نوع توصیفی همبستگی و از نظر هدف کاربردی است. جامعه و نمونه آماری تحقیق را کادر فنی کلیه تیم های شرکت کننده در این مسابقات تشکیل می دادند (44 نفر). ابزار اندازه گیری پژوهش پرسشنامه روا و پایای استرس سنج ایوانکویچ و ماتسون در دو بخش؛ پرسشنامه عوامل تنش زای شغلی شامل 16 سؤال (88/0 =α) و پرسشنامه عوامل تنش زای سازمانی شامل 30 سؤال (95/0=α) بود. نتایج آمار توصیفی نشان داد که نقش عوامل تنش زای سازمانی بیشتر از عوامل تنش زای شغلی است. از بین عوامل تنش زای شغلی مؤلفه فشار زمانی و از بین عوامل تنش زای سازمانی مؤلفه نظام توسعه منابع انسانی بیش ترین تأثیر را در ایجاد استرس بر مربیان مورد بررسی داشته است. همچنین نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان داد که دو عامل استرس زای شغلی و سازمانی با یکدیگر دارای رابطه مثبت و معنی دار هستند (01/0 P<). با بررسی نتایج به دست آمده و سطح حرفه ای فعالیت مربیان مورد بررسی در این پژوهش می توان چنین نتیجه گرفت که آزمودنی ها نسبت به عوامل مرتبط با شغل کنترل بیشتری دارند که باعث ایجاد تنیدگی کمتر می شود اما عوامل مرتبط با سازمان کمتر در حیطه کنترل آن ها است، لذا تأثیرگذاری بیشتری در تنیدگی شغلی آن ها دارد. همچنین کاهش عوامل استرس زای سازمانی توسط مسئولین، سرپرستان و رؤسای فدراسیون والیبال جهت کاهش عوامل استرس زای شغلی به دلیل ارتباط این دو عامل پیشنهاد می شود.