امروزه هنر از جایگاه ویژه ای در اقتصاد های جهانی برخوردار است و نقش مهم هنرمندان در توسعه اقتصادی و اجتماعی جوامع کاملا پذیرفته شده است. بر این اساس وجود ساختارهای حمایت کننده در حوزه هنرضروری به نظر می رسد. یکی از این ساختارهای حمایتی، انکوباتورهای هنری هستند. البته به نظر می رسد انواع مختلف انکوباتور در راستای تحقق اهداف حمایتی خود چالش هایی نیز داشته باشند. در پژوهش حاضر با تمرکز بر انکوباتور هنری دانشگاه هنر اصفهان به شناسایی چالش های این انکوباتور در حمایت از کسب و کارهای هنری پرداخته می شود. روش این پژوهش کیفی است و انکوباتور دانشگاه هنر اصفهان به عنوان مطالعه موردی در نظر گرفته شده است. مشارکت کنندگان این تحقیق، 30 نفر و در قالب پنج گروه مسئولان و کارشناسان انکوباتور، استادان هنر، دانشجویان هنر، هنرمندان مستقل و واحدهای مستقر در انکوباتور دانشگاه هنر اصفهان هستند و داده ها نیز از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری شده اند. نتایج تحقیق نشان داد که مهم ترین چالش های این انکوباتور در حمایت از کسب و کارهای هنری از نظر گروه استادان هنر، هنرمندان مستقل و دانشجویان هنر، مشکلات اجرایی و ناکافی بودن حمایت های مالی و از دید گروه واحدهای مستقر در انکوباتور، رویکرد صنعتی این مرکز است. اهم چالش های این انکوباتور از دیدگاه گروه کارشناسان نیز عدم شناخت کافی و برداشت های نادرست از اهداف و عملکرد انکوباتور و موضع گیری جامعه هنری در ترکیب حوزه اقتصاد و هنر است. بر اساس یافته های تحقیق، بسیاری از چالش های انکوباتور دانشگاه هنر اصفهان، ناشی از نوپا بودن این مرکز است و گذر زمان به برطرف کردن چالش های آن کمک خواهد کرد. به طور کلی شناسایی چالش های این انکوباتور و انتخاب راهکارهای مناسب برای رفع آنها علاوه بر تضمین موفقیت بیشتر انکوباتور دانشگاه هنر اصفهان، مسیر انکوباتورهای هنری آینده کشور را هموار می کند و به سیاست گذاران چنین مراکزی دید روشن تری می دهد.
این مقاله یک تحقیق تجربی از عوامل تأثیرگذار بر ایجاد مدل برند سازی شرکتی در صنعت اپراتوری تلفن همراه است و به صورت ترکیبی در دو مرحله کیفی و کمّی انجام شد. در مرحله کیفی، مدل مفهومی مدیریت برند شرکتی در شبکه ارزش صنعت اپراتوری موبایل از طریق پارادایم ساخت گرایی تکوین یافت. ساخت مدل در این مرحله بعد از مطالعه اسنادی/ کتابخانه ای مرتبط با موضوع، مبتنی بر تکنیک مدل سازی ساختاری- تفسیری بر مبنای نظر خبرگان بود. سپس جهت آزمون توان تبیین مدل مفهومی استخراج شده، مدل در سطح اپراتور همراه اول موردمطالعه و ارزیابی قرار گرفت تا موجبات زمینه سازی جهت اجرا پذیر بودن مدل فراهم گردد. در مرحله کمّی تحقیق، با استفاده از روش آماری مناسب به بررسی صحت روابط تبیین شده در مدل پرداخته می شود. مهم ترین نرم افزار مورداستفاده جهت تجزیه وتحلیل یافته-های پژوهش SmartPLSبود. نتایج نشان داد که تصویر، ساختار ، استراتژی ، فرهنگ ، رفتار شرکتی، برند کارفرما، عوامل محیطی، پیشران های کلیدی صنعت، اصول حیاتی کسب وکار و ماهیت صنعت اپراتوری، تأثیر معنادار در ایجاد مدل دارند.
علیرغم توسعه علم باستان شناسی و تحقیقات مرتبط با آن در دهه های اخیر، جایگاه "باستان شناسی تاریخی"، به عنوان یکی از پیشروترین شاخه های این علم، در پژوهش های مربوط به تاریخ ایران چندان برجسته نیست. بی تردید می توان بافت قدیم شهر تهران را کانون ظهور اصلی ترین رویدادهای تاریخی سده های معاصر ایران به حساب آورد. یکی از نهادهایی که در 14 خرداد 1329 در عرصه سیاسی ایران ظاهر شد «جمعیت ایرانی هواداران صلح» بود که ساختمان این نهاد موسوم به «خانه صلح» در درگیری های واقعه 14 آذر 1330 ویران و برای همیشه متروک گردید؛ لیکن هیچ یک از منابع تاریخی محل دقیق این خانه را مشخص نساخته بودند. درادامه عملیات مرمت و احیای بافت تاریخی تهران و به منظور خوانا سازی فضاهای تخریب شده شهری، کاوشهای باستان شناسانه در یکی از مشهور ترین مجموعه های تاریخی محله لاله زار (خانه اتحادیه) به انجام رسید. در عملیات مرمت و کاوش سال 1394 در این مجموعه تاریخی بقایای یک ساختمان تخریب شده به دست آمد که با توجه به شعارها و دیوارنوشته های موجود مشخص شد که این بنای تخریب شده همان باشگاه اعضای جمعیت ایرانی هواداران صلح (خانه صلح) است. در نوشتار حاضر تلاش بر آن است تا در پاسخ به این پرسش که باستان شناسی تاریخی چگونه می تواند چشم اندازهای جدیدی از یک واقعه تاریخی را در اختیار پژوهشگران تاریخ قرار دهد، گزارشی از کشف بنای گم شده مذکور ارائه شود.
در پژوهش حاضر، تأثیر خوانایی فضای باز مجتمع های مسکونی بر تعاملات اجتماعی مورد بررسی قرار گرفت، بواقع این پژوهش بدنبال یافتن پاسخ به این پرسش است که، چه و چگونه رابطه ای بین ابعاد کالبدی مقوله خوانایی و تعاملات اجتماعی در فضاهای باز مجموعه های مسکونی بر قرار و چه مؤلفه هایی و به چه میزان در این رابطه مؤثر هستند؟ نمونه مورد مطالعه در این پژوهش را ساکنین مجتمع سعیدیه همدان تشکیل دادند، 210 پرسشنامه در بین آن ها توزیع شد که پس از پالایش و کنار گذاشتن پرسشنامه های مخدوش، تعداد 81 پرسشنامه در طی مراحل تحلیل آماری پژوهش به کار گرفته شدند. تحلیل آماری این پرسشنامه ها با استفاده از نرم افزار spss و آزمون های آنالیز واریانس، تحلیل ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی گام به گام، مدل مفهومی پژوهش را برای مجموعه های مسکونی شهر همدان مورد کنکاش قرار می دهد. در رابطه با پرسش تحقیق مبنی بر میزان تأثیر خوانایی فضایی بر تعاملات اجتماعی، نتایج نشان می دهد که مؤلفه های 1) تشخص راه، گره، لبه، نشانه و چشم انداز، 2) تعریف واحدهای فضایی، 3)فرصت مرور کلیت فضایی، 4)موانع و اختلالات بصری، 5)مؤلفه های معماری موکد مسیر یابی، دارای بیشترین نقش بر تعاملات اجتماعی می باشند، از سوی دیگر هندسه و مؤلفه های قابلیت دسترسی، ترکیب ساختار و پیکره بندی واضح بر شکل گیری تعاملات اجتماعی این مجموعه مسکونی تأثیر اندکی دارند، همچنین یافته ها بیانگر این مطلب هستند که مؤلفه های سه بعدی معماری (نظیر شاخص بودن نشانه هایی مانند مجسمه و آبنما و برجستگی چشم انداز هایی نظیر دید به کوه) نسبت به مؤلفه های دوبعدی معماری (نظیر هندسه محیط) نقش پررنگ تری بر شکل گیری تعاملات اجتماعی در بستر فضای باز مجموعه مسکونی داشته اند. به طور کلی، مؤلفه های خوانایی فضایی در فضای باز مجموعه مسکونی سعیدیه تأثیر نسبتاً متوسطی در ارتقاء تعاملات و پایداری اجتماعی این مجموعه دارند.
گسترش شهرها و افزایش بی رویه وسایل نقلیه موجب شده که کودکان امکان استفاده ی بسیاری از فضاها و زمین های مناسب بازی را نداشته باشند؛ در حالی که فضاهای شهری به ویژه پارک های شهری می توانند بیشترین تاثیر را در پرورش خلاقیت کودکان داشته باشند. هدف از تحقیق حاضر، دست یابی به مولفه های کالبدی تاثیرگذار بر خلاقیت کودکان 6 تا 12 ساله ایرانی در فضاهای بازی واقع در پارک های شهری و تبیین با اهمیت ترین شاخص هریک از مولفه ها و رابطه ی میان آن ها می باشد. در این تحقیق، بر پایه تلفیق نظریات مرتبط با موضوع، از روش تحقیق پیمایشی (زمینه یابی) استفاده شد و با توزیع پرسشنامه ی محقق ساخته هدفمند به تمام جامعه آماری شامل 154 نفر متخصصین موجود در حوزه های شهرسازی، معماری، روانشناسی و علوم تربیتی در ایران و دریافت 94 پاسخ قابل بررسی از نمونه ی آماری، نگرش متخصصین نسبت به عوامل تاثیرگذار کالبدی جمع آوری و سپس اطلاعات به دست آمده با استفاده از نرم افزارهای spss22 و آزمون های آماری، تجزیه و تحلیل و رتبه بندی شد؛ سپس با روش تحلیل مسیر و به کمک نرم افزار Smart PLS مدل پژوهش بر اساس روابط میان متغیرها تدوین گردید. نتایج تحقیق مطابق با نگرش متخصصین، نشان دهنده ی آن است که مهمترین مولفه های تاثیرگذار بر افزایش خلاقیت کودکان، تنوع، سرزندگی و انعطاف پذیری کالبدی در فضاهای بازی پارک های شهری می باشد و در این میان شاخص تنوع مصالح و فضاهای نشستن به صورت مستقیم و غیر مستقیم بیشترین تاثیر را بر خلاقیت کودکان می گذارد.
بیش تر پژوهش های نظریه رشد درون زا با تاکید بر سرمایه انسانی، بر نقش دانش و آموزش تاکید می کنند و کم تر به موضوع اثرگذاری آسیب های اجتماعی بر رشد اقتصادی می پردازند. در حالی که، گسترش آسیب های اجتماعی مانند تضعیف استحکام بنیان خانواده به وسیلۀ طلاق و افزایش جرم و اعتیاد در جامعه، از مسیر کاهش سرمایه انسانی و بهره وری می تواند رشد اقتصادی را تحت تاثیر قرار دهد. از سوی دیگر، عوامل اقتصادی علت بخشی از گسترش ناهنجاری های اجتماعی هستند. پژوهش حاضر تلاش می کند که با ارائه یک الگوی تعادل عمومی پویای تصادفی کینزین های جدید، با تاکید بر نقش سرمایه انسانی، و با استفاده از داده های تعدیل فصلی شده در دوره زمانی 1370 تا 1393، وجود رابطه متقابل بین اقتصاد کلان و آسیب های اجتماعی را در اقتصاد ایران نشان دهد. بدین منظور، یک شاخص ترکیبی آسیب های اجتماعی، بر اساس نرخ های طلاق، اعتیاد، و جرم مورد تصریح قرار گرفت. از یک سو، شاخص اشاره شده بر رشد اقتصادی اثر می گذارد و از سوی دیگر، از شرایط اقتصاد کلان تاثیر می پذیرد. نتایج نشان می دهد که تکانه های منفی سمت عرضه اقتصاد با افزایش فقر، بیکاری، و تورم به گسترش آسیب های اجتماعی چون طلاق، اعتیاد، و جرم منجر می شود. همچنین، افزایش آسیب های اجتماعی با کاهش دادن سرمایه انسانی و بهره وری، رشد اقتصادی را می کاهد.
هوش اخلاقی از عوامل اثرگذار بر عملکرد افراد در فعالیت های تیمی است که می تواند به کاهش سطح چرخش انگیزه ها در میان اعضای تیم منجر شود. در این راستا، پژوهش حاضر بر آن است تا در محیطی آزمایشگاهی و با استفاده از بازی های همزمان و متوالی، به بررسی اثرهای هوش اخلاقی بر عملکرد افراد و رخداد چرخش انگیزه ها در میان اعضای تیم بپردازد. بنابراین، 182 نمونه از دانشجویان دانشگاه های یزد انتخاب شدند که هر کدام 12 بازی (6 بازی متوالی و 6 بازی همزمان) انجام دادند، که در مجموع 2184 مشاهده جمع آوری شد. نتایج به دست آمده در دو سطح فردی و گروهی طبقه بندی شدند؛ که نتایج سطح فردی نشان دهنده اثرگذار نبودن هوش اخلاقی بر چرخش انگیزه ها، و نتایج سطح گروهی حاکی از اثرگذاری هوش اخلاقی بر چرخش انگیزه هاست. در سطح تیمی نتایج نشان می دهد که ارتباط بین هوش اخلاقی و چرخش انگیزه ها معکوس است؛ بدین معنی که با افزایش هوش اخلاقی میزان چرخش انگیزه ها در فعالیت تیمی کاهش می یابد.
این مقاله با استفاده از یک مدل کنیزی جدید با رویکرد اقتصاد خرد به دنبال بررسی کانال اثرگذاری سیاست پولی در ایران بر عرضه و تقاضای انرژی (نفت و گاز طبیعی) است. از طرف دیگر این مقاله به دنبال بررسی میزان اثرگذاری قیمت انرژی بر تولید و تورم در ایران می باشد. بدین منظور از داده های مربوط به سالهای 1350 تا 1395 و روش روابط به ظاهر نامرتبط جهت برازش استفاده می گردد. برای تحلیل نحوه اثرگذاری قیمت انرژی بر متغیرهای اقتصاد کلان، از کانال تقاضا، از منحنی IS و از کانال عرضه از منحنی فیلیپس استفاده می شود. نتایج برازش نشان می دهد که سیاست پولی در ایران از کانال نرخ بهره به صورت مستقیم و از کانال قیمت انرژی به صورت غیرمستقیم بر تقاضا و عرضه انرژی موثر است که اثرگذاری آن بر تقاضای انرژی بیشتر از عرضه آن می باشد. مطابق با نتایج برازش منحنی فیلیپس کینزی های جدید و منحنی IS ، قیمت انرژی دارای اثر معنادار بر تولید و نرخ تورم کشور است که اثر منفی افزایش قیمت انرژی بر تولید بیشتر از اثر مثبت افزایش قیمت انرژی بر تورم در سالهای مورد بررسی می باشد.
از دلالت های اصلی وجوب حجاب اسلامی در آرای فقهی استحکام بنیان خانواده و جلوگیری از بی بندوباری و هیجان های جنسی و ارزش و احترام و جلوگیری از ابژگی زن ذکر می شود، با توجه به اهمیت ابعاد جنسی مساله پوشش، در این پژوهش با اتکا به رویکردی استقرایی در بستر پیچیده و متلاطم و متناقض موجود در زمینه پوشش که هنجارهای نانوشته و مقررات رسمی آن را تنظیم می کنند، دریافت زنان و مردان از نسبت حجاب و امر جنسی مطالعه شده است. پژوهش با استفاده از نظریه مبنایی انجام شد. داده ها به وسیله مصاحبه عمیق و مشاهده مستقیم جمع آوری شدند. جمعیت هدف مطالعه را مردان و زنان ۲۵ تا ۴۰ ساله ساکن تهران تشکیل می دهند و نمونه ها شامل ۱۶ زن و ۸ مرد هستند که بر مبنای نمونه گیری نظری انتخاب شدند. بر اساس نتایج پژوهش، مضمون اصلی که توضیح دهنده رابطه حجاب و سکسوالیته باشد"انواع مواجهه با امر جنسی" نام گذاری شد. نحوه تجربه امر جنسی، نگرش به امر جنسی و جذابیت های جنسی، تفسیرهای افراد را حول رابطه حجاب و سکسوالیته شکل می دهد که همین امر خود تحت تاثیر عوامل علی و زمینه ای قرار دارد. به عبارتی عوامل علی از قبیل تغیبرات اجتماعی، ویژگی های حجاب اسلامی و تبعیت از همسالان و عوامل زمینه ای اعم از میزان تعلق مذهبی، تربیت خانوادگی، موقعیت جغرافیایی، آنومی نشانه شناختی و جامعه مردسالار بر مواجهه افراد با امر جنسی تاثیرگذار است. از پیامدهای تنوع در مواجهه با امر جنسی، تفاوت در معیار های انتخاب پوشش، طبقه بندی تیپ های پوششی بر اساس درک و دریافت از سکسوالیته، دیگری سازی و قضاوت های اخلاقی است. استراتژی هایی که افراد برای اداره پوشش خود و مسائل مربوط به آن اتخاذ می کنند، هم نوایی با تعاریف موجود و یا بازاندیشی در مفاهیم غیرت و حجاب است.
اینستاگرام، شبکه اجتماعی مجازی اشتراک گذاری عکس و فیلم بر روی تلفن همراه است. با وجود حدود 5/23 میلیون کاربر ایرانی در اینستاگرام، معلوم نیست که فعالیت در اینستاگرام، موجب ایجاد منافع حاصل از روابط کاربران می شود یا خیر؟. براین اساس، فرضیه پژوهش این است: به نظر می رسد، سرمایه اجتماعی تولید شده کاربرانِ اینستاگرام، نسبت به سرمایه اجتماعی غیرکاربرانِ اینستاگرام بیشتر است. برای آزمون فرضیه، دو گروه کاربران ایرانی اینستاگرام و ایرانیان غیرکاربر اینستاگرام، دارای تلفن هوشمند متصل به اینترنت را به عنوان جامعه آماری برای مقایسه سرمایه اجتماعی در نظر گرفتیم. بر مبنای تعریف پوتنام، سرمایه اجتماعی را دارای ابعاد، سرمایه اجتماعی پیوندبخش، سرمایه اجتماعی پیوندمدار و اعتماد در نظر گرفتیم. روش گردآوری داده ها، روش پیمایش آنلاین وارونه است. حجم نمونه با روش تعیین حجم نمونه برای جوامع کلان، 1033 تعیین شد. لینک پرسش نامه برای 15000 ایمیل ارسال شد. مقایسه میانگین ها، گویای این است که میانگین های سرمایه اجتماعی دو گروه عضو در اینستاگرام و غیرعضو در اینستاگرام، تفاوت معناداری با یگدیگر نداشته است، این بدین معناست که سرمایه اجتماعی مجازی افراد عضو در اینستاگرام، بیشتر از سرمایه اجتماعی افراد غیر عضو نیست، همچنین سرمایه اجتماعی مجازی پیوندبخش و پیوندمدار با این دو بعد سرمایه اجتماعی افراد غیرکاربر اینستاگرام تفاوتی ندارد، ولی میزان اعتماد در محیط واقعی، بیشتر از محیط اینستاگرام است. این کاهش اعتماد در اینستاگرام، به نظر ناشی از عدم مجاورت فیزیکی در این محیط مجازی است.
دیدگاه های نظری موجود در باب هویت را در سه دسته کلی می توان جای داد: کسانی که برای هویت صرف نظر از جامعه و تاریخ و تحولات آن، جوهره ثابتی قائلند. کسانی که هویت انسانی را فاقد جوهر و صرفاً شکل یافته در محیط اجتماعی و متأثر از شناخت های اجتماعی و «دیگری»ها می دانند. کسانی که ضمن پذیرش یک جوهره و ساختار وجودی برای انسان، شکوفایی و تغییرات هویتی را متأثر از جامعه می دانند. این مقاله، با پرداختن به سه سؤال اساسی درباره چیستی هویت؛ یعنی رابطه هویت با «ساختار وجودی انسان»، «شناخت» و نیز «دیگری و تمایز»، تلاش بر نشان دادن درستی دیدگاه سوم دارد که ضمن پذیرش جوهره برای انسان به نقش جامعه در شکل گیری هویت اهتمام می ورزد؛ اما شناخت و دیگری را عامل انحصاری در پیدایش هویت نمی داند؛ هرچند این دو را در شکوفایی و پویایی هویت در چارچوب جوهره وجودی انسان، دارای نقش تعیین کننده می داند. روش انجام کار مبتنی بر تحلیل منطقی مفاهیم به کار رفته در تعاریف هویت و یا ارجاع به شواهدی از واقعیات اجتماعی و استخراج لوازم منطقی آن می باشد.
مسئله اصلی این پژوهش، «تعیّن فرهنگی اجتماعی معرفت اعتباری»، از منظر مرحوم علامه طباطبائی در المیزان است. سؤالات پژوهش عباتند از: خاستگاه معرفت های اعتباری چیست؟ عوامل اجتماعی فرهنگی به چه میزان در تعیین آنها مؤثرند؟ این معارف در چه سطحی شکل می گیرند؟ عامل مسلط در آنها چیست و بالاخره، هدف و محور اصلی تغییرات در معرفت های اعتباری چه چیزی است؟ برخی از نتایج این پژوهش در پاسخ به این پرسش هاست که مرحوم علامه طباطبائی، خاستگاه اصلی معرفت های اعتباری را فطرت و طبیعت انسان می داند. تأثیر عوامل اجتماعی فرهنگی را یک تأثیر اضطراری معرفی می کند. سطوح مختلف فردی، گروهی، حزبی و مانند آن، برای این معارف در نظر می گیرد. با وجود تأثیر عوامل مختلف اجتماعی و فرهنگی بر آنها، عامل اصلی تعیین کننده بر آنها را فطرت و طبیعت می داند. بالاخره، اصلی ترین هدف تغییرات در معرفت های اعتباری را اعتباریات پسینی قلمداد می کند. در این جستار، از روش های توصیفی تحلیلی، تحلیل محتوا و روش اسنادی استفاده برده ایم.
از دهه 2000 به این سو با گسترش شتابان جهانی شدن و دگرگونی در جنبش های اجتماعی و بنیادگرا، معمای امنیت بسیار پیچیده شده است. با تشدید دخالت ها و نقش آفرینی های منفی قدرت های منطقه ای و فرا منطقه ای و گروه های هویت بنیاد مذهبی، قومی و سلفی- تکفیری به ویژه داعش در خاورمیانه، پیچیده تر شدن معمای امنیت در این منطقه بیش از مناطق دیگر مشاهده شده است. این پژوهش با روش تبیینی- تحلیلی و آینده پژوهی و از منظر جامعه شناختی سیاسی درصدد ارائه پاسخ تحلیلی به این پرسش بوده است که «آینده امنیت خاورمیانه پساداعش چگونه خواهد بود؟» فرضیه پژوهش بر این امر استوار بوده که نهادینه شدن و ریشه دار بودن تفکر بنیادگرا و استمرار بسترهای شکل گیری گروه های تکفیری- سلفی همچون تحقیر و تهدیدهای هویت بنیاد دینی از ناحیه جهانی شدن و جهانی سازی شتابان ارزش ها و فرهنگ سکولار غربی، فقر، نابرابری و شکاف طبقاتی ناشی از نوسازی و توسعه وابسته به غرب و جهانی شدن اقتصاد نئولیبرال، حکومت های ناکارآمد، وابستگی سیاسی حکومت های منطقه به غرب و دلایلی از این دست، سبب شده است که خاورمیانه پساداعش، شاهد استمرار ناامنی و خشونت های ناشی از ظهور گروه های تکفیری جدید باشد. یافته های این پژوهش نشان داده است که تا وقتی بسترها و نارضایتی های یادشده وجود داشته باشد، تفکر داعشی و تکفیری به ویژه در بدنه های اجتماعی حفظ خواهد شد و با شکست داعش از بین نخواهد رفت! در واقع خشونت های تکفیری در منطقه با ترتیبات سیاسی- نظامی و بین المللی شاید به صورت موقتی کاهش یابند، اما از بین نمی روند! بر این اساس نیازمند ایجاد بسترهای فکری و اجتماعی و جنبش اجتماعی فرا منطقه ای با عضوگیری از نخبگان و فعالان صلح بر ورای تعصبات مذهبی، فرقه ای و ملی- قومی، همراه با اصلاح فکری و باوری در بدنه اجتماعی یا توده ها بوده است.
«نظم نوین جهانی» دوره ای در موازنه قدرت و باور ایدئولوژیکی است که تحقق نظم نوین جهانی را از طریق فهم، شناسایی و رفع مشکلات جهانی، فراتر از توان واحدهای ملی میسر می داند. این اصطلاح به اصول «ویلسون»، «جورج هربرت واکر بوش» و «گورباچف» برای نظم پس از جنگ جهانی دوم بازمی گردد. فرا یک جانبه گرایی گذار از این نظم نوین جهانی است. مسئله اصلی این است که به دلیل بروز منازعات میان قدرت های بزرگ مدعی رهبری جهان در عصر حاضر، از جمله آمریکا و چین، نظم نوین کنونی فاقد مشروعیت و نهادهای کارآمد برای رفع موانع تکوین ساختارهای نظام حکومتی جهانی است. پژوهش حاضر درصدد بوده است که عمده ترین چالش های عبور از نظم نوین جهانی به سمت گذار از یک جانبه گرایی را تبیین نماید. با این فرض که عبور از نظم نوین جهانی، ترجمان فرا یک جانبه گرایی و ظهور قدرت های جهانی بوده، فرضیه قابل پردازش این است که چالش های گذار از یک جانبه گرایی ریشه در دوگانگی ساختار نظام بین الملل، بروز دیدگاه مبتنی بر گذار از نظام وستفالیایی و قواعد و موانع امنیتی و ایدئولوژیکی داشته باشد. یافته های پژوهش بیانگر جاه طلبی رو به افزایش قدرت های بزرگ، تضعیف چشمگیر نقش ایالات متحده آمریکا در نظام بین الملل، تکوین قدرت های جدید اقتصادی و سیاسی و عبور از نظام تک قطبی بوده است.
بسیج عمومی مردم اشاره به گردهم آمدن مجموعه ای از انسان ها حول محور و هدفی خاص است، که در هر کشوری و با هر آیین و مسلکی می تواند مشاهده شود. بسیج در تاریخ کشور ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست، به این معنا که در تمام ادوار تاریخی وجود داشته است؛ اما در دوره انقلاب کبیر اسلامی به شکلی بسط یافته و ماهوی، شکل پیدا کرد. بدیهی است که به واسطه درگیری نوع حرکت بسیج مردمی بر مدار تفکر رهبران انقلابی، در انقلاب کبیر اسلامی شکل حرکت توده مردم از نضج و اتقان لازم برخوردار شد، و به طور کلی هر انقلابی لازمه اش بهره گیری از بسیج مردمی است؛ آرمانی که بسیاری در رسیدن به آن سطح از همدلی و همراهی تا رسیدن به خواسته تحقق یافته آن، ناتوان ماندند. تاریخ این سرزمین متمدن، از شیخ فضل الله نوری، میرزا کوچک خان جنگلی و رئیسعلی دلواری تنها به عنوان معدود کسانی که در راه بسیج همگانی توده مردم- در عصر معاصر- علیه استبداد طبقه حاکمه به پا خواستند، نام می برد. گروهی که در عین ایستادگی های فراوان خود، به تحقق آرمان اصلی نرسیدند، و البته زمینه سازان بزرگ آینده ای روشن بودند. با توجه به رویکرد بالا، در این مقاله به دنبال تبیین تسری مفهوم بسیج در درازنای تاریخ بشری بودیم. با توجه به این هدف، با تقسیم ادواری تاریخ به پنج دوره مختلف، از بسیج و مادها، بسیج و هخامنشیان، در قبل از اسلام، تا بسیج و صفویان، بسیج و مشروطه و در نهایت بسیج و انقلاب کبیر اسلامی پرداختیم. یافته های مقاله که مبتنی بر رویکردی تحلیلی بود، مبین ارائه مدعایی بود، که اشاره به این داشت، که پیدایش بسیج به دوره ابتدایی زندگی جمعی انسان ها می رسد، و این که بسیج مفهومی مستحدثه در دوره چند دهه ای انقلاب کبیر اسلامی نیست، هر چند در همین دوره و به ویژه در دوران دفاع مقدس، مفهوم بسیج به بهترین نحو از انحاء ممکن، تعبیر و تفهیم شد.
الگوی اقتصاد مقاومتی یک الگوی اسلامی، با توجه به ظرفیتها، توانایی ها، منابع مالی و انسانی است که در صدد پوشش نقاط ضعف جامعه و از طرفی دیگر توانایی اتکا بر نقاط قوت اقتصاد داخلی می باشد، در این راستا، تحقق پیدا می کند که نیت، عمل و وسیله ی رسیدن به اهداف اقتصادی، در جهت منافع مسلمین باشد و بر اساس قاعده ی نفی سبیل می بایست راه های سلطه اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی، کشورهای اجنبی بر ممالک اسلامی مسدود شود، لذا ما در این تحقیق از یک سو به بررسی قصد و نیت در عقود در راستای مقاصد شارع پرداخته و از سوی دیگر به تهدیداتی که ازجانب کشورهای سلطه گر بر اقتصاد کشورهای اسلامی می تواند وارد شود با توجه به بیانات مقام معظم رهبری و حضرت امام خمینی (ره) پرداخته ایم، تا طرق سوء استفاده و نقاط ضعف پوشش داده شود و جامعه اسلامی اقتصادی مقاوم در برابر تهدیدات دورنی و بیرونی(اجنبی) داشته باشد.
Togetherness of English for Specific Purposes (ESP) and Task-Based Language Teaching (TBLT) has been the subject of many recent studies in English as a Foreign Language (EFL) and English as a Second Language (ESL) domain. Few studies, however, have addressed the impact of TBLT on ESP learners’ linguistic production. This study aimed at investigating the impact of task-based teaching on ESP learners’ speaking and writing. Furthermore, this study aimed to explore the ESP learners’ and instructors’ attitudes toward the nature of program and their perceived needs of tasks to be accomplished in the course. To fulfill this aim, 60 ESP students majoring in Law in 2 different classes at Allameh Tabataba’i University, Iran, and 10 ESP instructors were selected as the participants of the study. Accordingly, the students in one of the two classes received a one-semester long instruction based on the principles of TBLT as the experimental group, while the students in the other class were taught according to the content of the textbook developed for such courses. After the instruction was over, the students were given a set of standardized and teacher-made tests. The results of the data analysis indicated that the experimental group showed a significant difference in terms of improvement in acquiring productive skills. It was also revealed that there were significant differences between the participants’ attitudes regarding the nature of the course and their perceived needs of tasks. The findings of this research could provide an insight into designing opportune syllabi for ESP courses.