ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴۶٬۱۸۱ تا ۱۴۶٬۲۰۰ مورد از کل ۵۵۵٬۸۱۰ مورد.
۱۴۶۱۸۱.

نظام گفتمانی تمبرهای دهه 50 از دیدگاه نشانه شناسی کاربردی برمبنای رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی ون لیوون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۸ تعداد دانلود : ۴۵۲
تحلیل گفتمان انتقادی، پیوندِ میانِ زبان، قدرت و ایدئولوژی را به وسیله کشف ساختارها یا مؤلفه های گفتمان مدار نمایان می سازد. پژوهش حاضر، با هدفِ کشفِ لایه های پنهانیِ معانی تمبرهای پیش و پس از انقلاب در چارچوب تحلیل گفتمان انتقادی به انجام رسیده است. تحلیل گر این پژوهش با بررسی متن های تصویری نوشتاری می کوشد تا دریابد چگونه تمبرها زبان را به عنوان فرهنگ بدیهی، طبیعی و اجتناب ناپذیر به تصویر می کشند و کارکردهای متفاوت گفتمانی، اجتماعی و فرهنگی آن ها را بررسی می نماید. بنابراین 78 نمونه (39 تمبر پیش از انقلاب و 39 تمبر پس از انقلاب) از تمبرهای دهه 50 (1360-1350ه.ش) با بهره گیری از مؤلفه های جامعه شناختی-معنایی الگوی ون لیوون به صورت کیفی و کمی تجزیه تحلیل شدند. تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که ایدئولوژی حاکم بر اذهان طراحان، صاحبان اندیشه و حاکمان هر دو دوره با بهره گیری از مؤلفه های گفتمان مدار همچون تشخص بخشی، فردارجاعی، مکان مداری، ابزارمداری، منفعل سازی، کمرنگ سازی، پنهان سازی و موارد مشابه در متون بازنمایی می شوند. با این وجود، تجزیه و تحلیل داده های آماری هم درستی این یافته ها را تأیید کردند. همچنین مؤلفه های گفتمان مدار با ایدئولوژی و روابط قدرت در تعامل تنگاتنگ هستند و رابطه دوسویه با هم دارند که با بررسی این ساخت ها در متن ها و نهادهای اجتماعی قابلِ تبیین است.
۱۴۶۱۸۲.

معرفی الگوی «زبامغز» و بررسی نقش آن در برقراری ارتباط مؤثر: گامی فراتر از توانش ارتباطی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷۱ تعداد دانلود : ۵۲۶
مکالمه و برقراری ارتباط مؤثر، نوعی فرایند اجتماعی است که توسط زنجیره های واژگانی و زبانی نمود پیدا می کند. در واقع سخن را می توان نوعی واسطه ارتباطی به شمار آورد که به دانش زبانی و توانش سخنگو بستگی دارد؛ اما چنانچه هدف غایی مکالمه برقراری ارتباط مؤثر باشد، باید فراتر از رسیدن به قصد و نیات شخصی گوینده گام برداشت. در پژوهش حاضر نگارندگان با در نظر گرفتن مفهوم «پساتأثیر» در گامی فراتر از توانش ارتباطی، براساس ساختار مغز و کارکردهای مربوط به لوب ها، الگویی به نام «زبامغز» را معرفی می کنند که افزون بر ساختار واژگانی، به بررسی نقش تفکر، هیجانات، حواس و فرهنگ در ارتباطات می پردازد. این الگو، زبان را ابزاری برای تغییر رفتار و رشد می داند و براساس ساختار مغز و زبان (زبامغز)، چهار مفهوم زبافکر (شناخت و تفکر در زبان)، زباهیجان (هیجان در زبان)، زباهنگ (فرهنگ در زبان) و زباحواس (حواس در زبان) را مطرح می کند. براساس الگوی زبامغز می توان کارکردهای کلان مغز را در زبان جستجو کرد و تصویر متفاوت و منسجمی از زبان ارائه داد که در برقراری روابط مؤثر با دیگران تسهیل گر است. از این منظر در مکالمه، افزون بر زبان خودخواه، زبان دگرخواه نیز باید مدنظر قرار گیرد و افراد باید افزون بر توانش ارتباطی به توانش درمان زبانی (زبان برای زندگی بهتر) نیز توجه کنند.
۱۴۶۱۸۳.

شناسایی دانش ضمنی معلمان زبان انگلیسی دوره دوم متوسطه از روش های ارزشیابی عینی: یک مطالعه پدیدارنگاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۶ تعداد دانلود : ۶۳۶
یادگیری، آموزش و غنی سازی تجربیات معلمان باعث افزایش و بهبود سرمایه فکری سازمان مدرسه می باشد، افزایش مستمر دانش همراه با افزایش آگاهی نسبت به دانش روز، معلم را در فرآیند ارزشیابی کمک می کند. هدف این مقاله شناسایی دانش ضمنی معلمان زبان انگلیسی دوره دوم متوسطه از روش های ارزشیابی عینی است. این مطالعه به صورت کیفی انجام گرفته شد و روش به کارگرفته شده در این مطالعه پدیدارنگاری (تفسیری) می باشد. مشارکت کنندگان در مقاله حاضر شامل کلیه معلمان زبان انگلیسی دوره دوم متوسطه آموزش و پرورش شهرستان شهریار که در سال تحصیلی 97-98 مشغول به تدریس بوده اند، است. تعداد کل معلمان این دوره در این سال 75 نفر (48 نفر معلم زن و 27نفر معلم مرد) می باشد. نمونه گیری در این مقاله با رویکرد نمونه گیری هدفمند و روش انتخاب موارد مطلوب و تا سرحد اشباع صورت گرفت؛ لذا مواردی انتخاب شدند که تجربه کافی در زمینه ارزشیابی عینی داشتند. در این مقاله، نمونه ما 18 معلم زبان انگلیسی دوره دوم متوسطه (11نفر معلم زن و 7 نفر معلم مرد) بود. از حضور در کلاس های درس مدارس و مشاهده مستقیم عملکرد و رویه های به کار گرفته شده توسط معلمان، به دلیل عدم تمایل معلمان و ممانعت مدیران مدارس، صرف نظر شد و تنها به بیان آشکار این دانش  از طریق انجام مصاحبه با معلمان بسنده شد. این مشارکت کنندگان، مورد مصاحبه نیمه ساختاریافته قرار گرفتند و اظهارات آنان با استفاده از روش تحلیل مضمون، تحلیل گردید. تحلیل داده های حاصل از مصاحبه نشان داد که دانش ضمنی معلمان از روش های ارزشیابی عینی، میزان قابل توجهی از دانش ارزشیابی ضمنی معلمان را شکل می دهد و اعتماد زیادی به این نوع ارزشیابی و آزمون های مرتبط به آن وجود دارد. در این مقاله به این نتیجه رسیده شد که. میزان دانش ضمنی آن ها از روش های ارزشیابی سنتی که بخش بزرگی از آن ارزشیابی به وسیله آزمون های عینی است، میزان قابل قبولی است. معلمان از میزان استفاده و مناسبت استفاده از ارزشیابی عینی با توجه به موقعیت و نوع دانش آموزان و کلاس درس اطلاعات خوبی داشتند. از نظر آن ها در ارزشیابی عینی عدالت درباره دانش آموزان بهتر و بیشتر رعایت می شود و قضاوت در رابطه با دانش آموزان صحیح تر صورت می گیرد. آن ها به صورت تجربی و آکادمیک از روش ارزشیابی عینی اطلاعات قابل توجهی دارند. به عقیده این معلمان دانش آموزان نیز با این نوع روش ارزشیابی بیشتر خوگرفته اند و این نوع ارزشیابی را مورد قبول و توجه قرار می دهند و برای آن اهمیت قائل هستند. دانش ضمنی شرکت کنندگان در سه حوزه شناخته شده برای این دانش که شامل دانش ضمنی فردی، دانش میان فردی و سازمانی است، مورد توجه قرار گرفت. معلم نیازمند به روز شدن و بالا بردن اطلاعات شخصی و فراگیری پیوسته است. مسئولان و برنامه ریزان درسی و آموزشی باید دانش معلمان را از لحاظ دانش رسمی و ضمنی مورد سنجش قرار دهند. این مقاله بر آن شد تا به دلیل حائز اهمیت بودن دو مقوله دانش ضمنی و ارزشیابی عینی، به هر دوی آن ها بپردازد. تا کنون پژوهشی از تلفیق این دو مورد صورت نگرفته است. تعداد اندکی از پژوهش ها در زمینه دانش ضمنی و ارزشیابی، با روش پدیدارنگاری (تفسیری) انجام شده است. مقاله حاضر به جهت استفاده از این روش اطلاعات نابی را از دنیای ذهنی دبیران استخراج کرد.
۱۴۶۱۸۴.

اثر تدریس به روش معکوس در پیشرفت یادگیری ریاضی در بین دانش آموزان دختر پایه هفتم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۴۴ تعداد دانلود : ۸۵۶
با توجه به اینکه تحقیقات اندکی در زمینه استفاده از رویکرد کلاس درس معکوس (که در آن جای تدریس و تمرین در کلاس درس جابه جا می شود) انجام شده است؛ مطالعه حاضر به منظور بررسی تأثیر این رویکرد بر پیشرفت یاددهی- یادگیری ریاضی دانش آموزان دختر پایه هفتم طراحی شد. در این مطالعه 60 دانش آموز دختر در دو گروه آزمایش و گواه شرکت داشتند. دانش آموزان گروه آزمایش به مدت هشت جلسه (90 دقیقه ای)، مبحث جذر و توان بر اساس کتاب درسی ریاضی پایه هفتم را به شیوه کلاس درس معکوس آموختند. در پایان، دانش آموزان هر دو گروه در آزمون پایانی مبحث جذر و توان شرکت کردند. نتایج حاصل از بررسی داده ها نشان داد که اگرچه عملکرد دانش آموزان گروه آزمایش (کلاس درس معکوس) بهتر از عملکرد دانش آموزان گروه گواه است؛ ولی تحلیل کواریانس نشان داد که این اختلاف در میانگین دو گروه از نظر آماری معنی دار نیست.
۱۴۶۱۸۵.

بررسی ویژگی های مدیریت مدرسه با رویکرد اسلامی: ارائه ابزار سنجش معتبر و الگوی پیشنهادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷۶ تعداد دانلود : ۶۷۹
این پژوهش با هدف شناسایی ویژگی های مدیریت مدرسه با رویکرد اسلامی و ارائه الگوی مفهومی انجام شده است. روش پژوهش کیفی و از نوع داده بنیاد است. ابزار گردآوری داده ها جدول های کدگذاری، پرسش نامه، و مصاحبه نیمه ساختارمند بوده است.به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از تکنیک «تحلیل محتوا» استفاده شد. یافته های این پژوهش شش بعد، 21 مؤلفه و 228 نشانگر مدیریت مدرسه با رویکرد اسلامی را شناسایی کرده است که در قالب ابزار ارائه شدند. ابعاد و مؤلفه ها عبارت اند از: 1. مدیر: ویژگی های فردی مدیر مدرسه، سبک رهبری؛ 2. کارکنان: گزینش و جذب، نگهداشت، آموزش، ارتباطات، ارزشیابی؛ ۳. دانش آموزان: تربیت جسمانی، تربیت علمی ، تربیت اخلاقی و دینی، تربیت اجتماعی، ، تربیت فنی و حرفه ای، تربیت هنری؛ 4. منابع: سرمایه اجتماعی، سرمایه اطلاعاتی، سرمایه مالی و فیزیکی؛ 5. فرهنگ مدرسه: ارزش ها و نمادها؛ 6. والدین: آموزش و مشارکت. برای ارزیابی کمی روایی محتوای ابزار از شاخص های نسبت روایی محتوا (CVR) و (CVI) استفاده شده است. پایایی محاسبه شده (ضریب آلفای کرونباخ) 86/0 است. می توان اذعان کرد، ابزار تهیه شده، مشابه ندارد. همچنین با توجه به منابع مدیریتی و منابع اسلامی مورد مراجعه، الگوی مفهومی مدیریت مدرسه با رویکرد اسلامی پیشنهاد شده است
۱۴۶۱۸۶.

مقایسه تطبیقی ریخت شناسی مدارس معاصر ایران با استفاده از روش چیدمان فضا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴۶ تعداد دانلود : ۶۲۹
هدف از پژوهش حاضر تجزیه وتحلیل ویژگی پیکره بندی فضایی و بررسی تأثیر نوع چیدمان و سازمان دهی فضایی در الگوی شکلی (ریخت شناسی) پلان مدارس مورد مطالعه بر میزان شاخص های هم پیوندی، عمق، اتصال (نفوذپذیری)، قابلیت اتصال بصری (شفافیت) و وضوح است. به همین منظور مدرسه دارالفنون به عنوان نخستین بنای آموزشی به سبک نوین با ترکیب چیدمان مرکزی و خطی در پلان و مدرسه شاهپور (بهشتی) به عنوان شاخص مدارس نوین با چیدمان خطی در پلان برای تجزیه وتحلیل انتخاب شد. سؤال اصلی در پژوهش حاضر این بود که چه رابطه ای میان چگونگی سازمان دهی فضایی و میزان شاخص هم پیوندی، عمق، اتصال (نفوذپذیری)، قابلیت اتصال بصری (شفافیت) و وضوح در الگوی شکلی (ریخت شناسی) پلان مدارس مورد مطالعه وجود دارد؟ روش پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی و تطبیقی است و ابزار پژوهش، شامل مطالعات کتابخانه ای، مشاهده و برداشت میدانی و درنهایت شبیه سازی با نرم افزار چیدمان فضا است. یافته ها نشان داد که در بخش فضای مرکزی هر دو مدرسه بیشترین میزان هم پیوندی، اتصال (نفوذپذیری) و قابلیت اتصال بصری (شفافیت) و کمترین میزان عمق وجود دارد و مقادیر عددی شاخص های ذکرشده در مدرسه دارالفنون که در سازمان دهی فضایی آن از ترکیب دو الگوی مرکزی و خطی استفاده شده، بیشتر از مدرسه شاهپور با سازمان دهی خطی است. همچنین هر دو مدرسه دارای میزان وضوح با مقدار عددی بالای 7/0 هستند. بنابراین می توان گفت میان نوع سازمان دهی فضایی و میزان شاخص ها در مدارس موردمطالعه رابطه معنادار وجود دارد و سازمان دهی مرکزی با شاخص های هم پیوندی، وضوح، اتصال (نفوذپذیری)، اتصال بصری (شفافیت) همبستگی مثبت و با شاخص عمق همبستگی منفی دارد و هر چه فضا دارای چیدمان مرکزی تر باشد میزان شاخص های یادشده در آن بیشتراست. بنابراین به نظر می رسد که استفاده از الگوی مرکزی در پلان مدارس می تواند به عنوان یک راهکار طراحی عوامل اساسی برای ایجاد انسجام فضایی، یکپارچگی و پیوستگی در میان فضاهای مدرسه مورد استفاده طراحان قرار گیرد.
۱۴۶۱۸۷.

حجم نمونه بهینه در مدل سازی چند سطحی: بررسی تأثیر حجم نمونه بر اثرهای ثابت و تصادفی با استفاده از داده های تیمز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۴ تعداد دانلود : ۶۸۶
با توجه به افزایش کاربرد مدل های چند سطحی، تعیین تعداد نمونه از دغدغه های اصلی محققان این حوزه است. لذا هدف اصلی این پژوهش بررسی حجم نمونه بهینه در مدل های دو سطحی است. بدین منظور از داده های تیمز (2011) در پایه هشتم استفاده شد که تعداد آن ها 6029 دانش آموز از 238 مدرسه است. متغیر وابسته این پژوهش پیشرفت ریاضیات دانش آموزان پایه هشتم و متغیر مستقل در سطح دانش آموز، متغیر مدت زمان انجام تکلیف است و در سطح مدرسه-معلم هم مدت زمانی است که معلم برای انجام تکلیف به دانش آموز می دهد. سه تحلیل دو سطحی با سه حجم متفاوت 5، 50 و 238 نمونه در نظر گرفته شد و اندازه نمونه بر اثرهای ثابت و تصادفی بررسی شد. نتایج نشان داد، با افزایش حجم نمونه در سطح دوم، توان آزمون افزایش و خطای برآورد نیز کاهش می یابد. همچنین، با افزایش نمونه، انحراف استانداردها افزایش می یابد و پراکندگی به حداکثر خود می رسد. لذا به منظور داشتن براوردهای دقیق تر از کواریانس بین خطاها، افزایش تعداد گروه های مورد مطالعه در سطح دوم توصیه می شود.
۱۴۶۱۸۸.

آسیب شناسی فرایند هدایت تحصیلی دانش آموزان پایه نهم استان ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲۰ تعداد دانلود : ۱۵۰۹
همگام با تغییرات نظام آموزشی کشورمان در سالیان اخیر، موضوع هدایت تحصیلی نیز دچار تغییراتی شد که برخی چالش ها و آسیب ها را در پی داشته است. در همین راستا، هدف اصلی تحقیق حاضر بررسی آسیب شناسی فرایند هدایت تحصیلی دانش آموزان پایه نهم استان ایلام در سال تحصیلی 98-1397 بود. با بهره جستن از ابزارهای کیفی و کمی، مطالعه حاضر از نوع روش تلفیقی بود. در بخش کیفی، تحلیل مضمون مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته ای با دانش آموزان، اولیا و مشاوران، تا حصول اشباع نظری تا 27 مصاحبه انجام شد. روش نمونه گیری به کاررفته از نوع هدفمند بوده و یافته ها توسط دیدگاه مشارکت کنندگان اعتباریابی شده اند. تجزیه وتحلیل کدها به 44 کد مفهومی ذیل آسیب شناسی موضوع منجر شد که در هشت مقوله اصلی طبقه بندی شدند: «چالش های بنیادین انتخاب، باورهای خاص اولیا، برگه های نمادین، ملاک عینی انتخاب، بی ملاحظگی و رفع تکلیف، عملکرد مشاور از باور تا ناباوری، نارسایی الکترونیکی و القائات ناهمگون». بخش کمی نیز شامل 400 دانش آموز بود که با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. پرسشنامه نیز بر اساس یافته های کیفی تدوین و اعتبار آن با تحلیل عاملی تأییدی مورد تأیید قرار گرفت. نتایج نشان داد، از بین آسیب های هشتگانه مستخرج کیفی، چالش های انتخاب رشته از دیدگاه دانش آموزان مهم ترین آسیب بود. همچنین، نتایج آزمون من- ویتنی برای تعیین ملاک اصلی در کسب رشته، حاکی از این بود که دانش آموزان نمرات کارنامه را اصلی ترین معیار برای کسب رشته دلخواه دانسته اند.
۱۴۶۱۸۹.

اثر تمرین شناختی بر یادگیری از طریق مشاهده در مهارت پرتاب دارت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۰ تعداد دانلود : ۴۶۵
مقدمه: هدف کلی تحقیق تاثیر تمرینات شناختی بر یادگیری از طریق مشاهده در مهارت پرتاب دارت بود. روش کار: نمونه مورد مطالعه 40 نفر از دانش آموزان کلاس سوم و چهارم دبستان بودند که به صورت داوطلبانه انتخاب شدند. پژوهش در دو فاز اجرا شد، در فاز اول تمرینات شناختی برای تقویت شناختی و در فاز دوم تمرینات مهارت دارت با استفاده از یادگیری مشاهده ای انجام گرفت. در فاز اول مطالعه ابتدا از آزمودنی ها پیش آزمون شناختی گرفته شد. سپس گروه ها همسان سازی شدند و به دو گروه تمرین شناختی و بدون تمرین شناختی تقسیم شدند (هر گروه 20 نفر). به گروه شناختی 8 جلسه تمرینات شناختی با تاکید بر تکالیف مرتبط به کارکردهایی اجرایی داده شد. سپس از هر دو گروه پس آزمون شناختی گرفته شد. نمونه ها در پیش آزمون و پس آزمون شناختی با استفاده از نرم افزار Corsi Block ارزیابی شدند. در فاز دوم مطالعه گروه ها به دو گروه 10 نفری مشاهده ای+بدنی و بدنی تقسیم شدند. از هر چهار گروه پیش آزمون مهارت پرتاب دارت گرفته شد. چهار گروه سه جلسه تمرین دارت (20 پرتاب) انجام دادند، فقط گروه مشاهده ای+بدنی علاوه بر پرتاب دارت ویدئو مدل ماهر پرتاب دارت را مشاهده کردند. مجددا از هر چهار گروه پس آزمون شناختی گرفته شد. یافته ها: گروه شناختی+مشاهده ای+بدنی در پس آزمون دارت به طور معناداری بهتر از سایر گروه ها عمل کرد. نتیجه گیری : با توجه به نتایج به دست آمده از مطالعه می توان گفت که اگر از طریق تمرین شناختی، مهارت های شناختی را که زیربنای شناختی یادگیری مشاهده ای هستند، تقویت کنیم، می توان سرعت یادگیری از طریق مشاهده در مهارت پرتاب دارت را افزایش دهیم.
۱۴۶۱۹۰.

بررسی میزان تاثیر عوامل شناختی فردی، محیطی و آموزشی بر کیفیت آموزش بالینی از دیدگاه دانشجویان و اساتید بالینی پردیس دانشگاه علوم پزشکی مازندران – رامسر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۶ تعداد دانلود : ۶۵۴
مقدمه : آموزش بالینی در شکل دهی مهارت های اساسی و توانمندی های حرفه ای دانشجویان پزشکی نقش اساسی دارد. بنابراین شناخت وضعیت فعلی آن می تواند بستری برای ارتقاء وضعیت عملکرد آنها در آینده فراهم سازد. با توجه به این امر، مطالعه حاضر با هدف شناسایی عوامل شناختی موثر بر کیفیت آموزش بالینی در پردیس رامسر انجام پذیرفت. روش کار: مطالعه حاضر توصیفی _ مقطعی بود. 181 نفر از دانشجویان و اساتید بالینی پردیس رامسر در سال 1397 به روش نمونه گیری سرشماری وارد مطالعه شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته بود که شامل دو قسمت اطلاعات جمعیت شناختی، دیدگاه دانشجویان و اساتید بالینی درباره آموزش بالینی بود . داده ها با استفاده از آزمون کای دو و آزمون t مستقل به وسیله نرم افزار SPSS-18 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: در مطالعه حاضر 23/69 درصد از دانشجویان زن و 46 درصد مدرسان مرد بودند. 80 درصد از مدرسان و 64/50 درصد از دانشجویان متاهل بودند. نتایج نشان داد ارتباط معناداری میان حیطه های آزمون که شامل خصوصیات فردی فراگیر، خصوصیات فردی مدرس، محیط بالینی، برنامه ریزی آموزشی و متغیر ارزشیابی بالینی وجود داشت (05/0 > P ). نتیجه گیری: بر اساس نتایج مطالعه چنین به نظر می رسد که با تقویت و اجرای دقیق و منظم برنامه های موجود، بهبود فضای آموزشی و آشنا نمودن مربیان با شرح وظایف خود در قبال دانشجویان می توان کیفیت آموزش بالینی را ارتقا داد.
۱۴۶۱۹۱.

ارائه مدل مطلوب رقابت جهت پیشرفت آموزشی در دانشگاه(مورد مطالعه: دانشگاه آزاد اسلامی)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۳ تعداد دانلود : ۵۲۲
مقدمه: بسیاری از پدیده ها تغییر کرده اند، تغییر برای آموزش عالی و دانشگاه ها دیگر یک فرصت نیست، بلکه یک ضرورت است. بنابراین هدف از این پژوهش ارتقاء رقابت پذیری آینده واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی بود. روش ها: پژوهش از نوع توسعه ای و کاربردی با رویکرد آمیخته بود. جامعه و نمونه آماری در بخش کیفی شامل خبرگان علمی و دانشگاهی با پست های مدیریتی و در بخش کمی شامل اعضاء هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی سطح تهران می باشد. روش نمونه گیری در بخش کیفی و کمی به صورت نمونه گیری احتمالی و غیر احتمالی انتخاب شد. ابزار از نوع پرسشنامه محقق ساخته و اعتبار و روایی پژوهش، از روایی وابسته به معیار، محتوایی و سازه و برای پایایی از آزمون کرونباخ با درجه قابل قبول انجام پذیرفت تجزیه و تحلیل در بخش کمی از آمار توصیفی و در بخش کیفی از آمار استنباطی و مدل یابی معادلات ساختاری و تحلیل عاملی تاییدی از نرم افزارهای SPSS و LISREL استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که دانشگاه ها در تمامی این شاخص ها و ابعاد دچار مشکل هستند. مشکل از این جهت که به نظر پاسخ گویان که اساتید همین دانشگاه ها بوده اند، در تمامی شاخص ها و ابعاد عملکرد موجود با عملکرد مطلوب تفاوت معنی داری دارد. نتیجه گیری: بنابراین و با توجه به نتایج مطالعه باید گفت که دانشگاه های استان تهران نتوانسته اند به نتبجه مطلوب دست یابند و در تمامی ابعاد و شاخص ها ضعیف عمل کرده اند و در ادامه باید بر شاخص های ارتقا و پیشرفت آموزشی تاکید بیشتری شود.
۱۴۶۱۹۲.

طراحی الگوی ارزیابی توانمندی شناختی اعضای هیات علمی در دانشگاه های استان تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۵ تعداد دانلود : ۵۱۷
ارزیابی شناختی یکی از مهم ترین مباحث علوم شناختی است . در بیشتر الگوهای ارزیابی توانمندی شناختی ،مؤلفه های شناختی در ارزیابی اعضای هیات علمی نقش اساسی دارند نادیده گرفته شده است.این پژوهش باهدف طراحی الگوی بومی ارزیابی توانمندی شناختی اعضای هیات علمی در دانشگاه های استان تهران بودند. روش تحقیق ترکیبی ازنوع اکتشافی است. روش پژوهش در مرحله کیفی، مطالعه موردی کیفی و مشارکت کنندگان بالقوه شامل اعضای هیات علمی بودند.رویکرد نمونه گیری، هدفمند است. گردآوری اطلاعات تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. ابزار پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته است. و تحلیل مضمون در این بخش، مضمون ارزیابی توانمندی شناختی شامل11مقوله شناختی(تصمیم گیری، تنظیم شناختی هیجانی، کنترل بازداری شناختی، شناخت اجتماعی، خلاقیت شناختی،توجه، حل مسئله، فراشناخت، مهارت کلامی، انعطاف پذیری شناختی، حافظه کاری) درباره ارزیابی توانمندی شناختی کشف نمود. در بخش کمی روش تحقیق توصیفی - پیمایشی بود و جامعه آماری در بخش کمی شامل اعضای هیات علمی دانشگاه های تهران(ملی و آزاد) بودند که با استفاده از نمونه گیری خوشه ای 350نفر انتخاب شدند. ابزار مورداستفاده در بخش کمی، پرسشنامه محقق ساخته بر اساس شبکه مضامین بخش کیفی بود. تحلیل بخش کمی با تحلیل عاملی تأییدی برای تعیین اعتبار الگو انجام شد. نتایج بخش کمی با استفاده از تکنیک تحلیل عاملی نشان داد که ارزیابی توانمندی شناختی اعضای هیات علمی دارای روایی سازه است.
۱۴۶۱۹۳.

اثربخشی مقابله درمانگری بر نشانگرهای روانشناختی (استرس، کیفیت زندگی و راهبردهای مقابله ای) بیماران دیابتی نوع 2(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۹ تعداد دانلود : ۵۲۶
مقدمه: دیابت نوع 2 یکی از بیماری های مزمن است که اثرات جسمی و روانی عدیده ای برای فرد به دنبال دارد. پژوهش حاضر باهدف بررسیاثربخشی مقابله درمانگری بر نشانگرهای روانشناختیبیماراندیابتینوع 2 انجام گرفت . روش: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش -پس آزمون با گروه کنترل و آزمون پیگیری بود. جامعه ی آماری بیماراندیابتی دارای پرونده پزشکی در مرکز دیابت شهر کرمانشاه در سال 1395 بود. از میان این بیماران 40 نفر با توجه به معیارهای شمول و به روش دردسترس انتخاب و به صورت جایگزینی تصادفی در دو گروه 20 نفره آزمایش و گواه قرار گرفتند. بیماران پرسشنامه راهبردهای مقابله ای فولکمن-لازاروس، رویدادها و تغییرات زندگی خانوادگی ( FILE ) و فرم کوتاه کیفیت زندگی بیماران دیابتی ( DQOL-BCI ) را تکمیل نمودند. یافته ها: نتایج نشان داد مقابله درمانگری به صورت معناداری منجر به افزایش کیفیت زندگی و راهبردهای مقابله جستجوی حمایت اجتماعی، مسئله گشایی برنامه ریزی شده، ارزیابی مجدد مثبت و کاهش استرس و دوری گزینی و خویشتنداری در گروه آزمایش، در مقایسه با گروه کنترل شده است (01/0 ˂ Pو 05/0 ˂ P )؛ اما نتایج حاکی از آن بود که در متغیر راهبرد مقابله ای گریز-اجتناب، تفاوت معناداری بین دو گروه آزمایش و گواه وجود ندارد (05/0<P) . نتیجه گیری: بر اساس نتایج می توان گفت که مقابله درمانگری می تواند در کاهش استرس، ارتقاء کیفیت زندگی و مهارت های مقابله ای، مبتلایان به بیماری های مزمن نظیر دیابت، اثرگذار باشد.
۱۴۶۱۹۴.

هنجاریابی پرسشنامه رفتار غذا خوردن کودکان (CEBQ)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶۰ تعداد دانلود : ۹۳۷
مقدمه: در ایجاد مشکلات وزن در کودکان و بزرگسالان، بر تفاوت های فردی در چندین بُعد سبک غذاخوردن و تغذیه دلالت شده است. در این مطالعه هنجاریابی، روایی و پایایی پرسشنامه رفتار غذا خوردن کودکان موردبررسی قرار داده شده است . روش: این پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی است. این پرسشنامه شامل 35 سؤال است که هشت عامل مؤثر بر رفتار غذا خوردن (لذت بردن از غذا، پاسخ دهی به غذا، حساس شدن به غذاهای جدید، آرام خوردن، پاسخ دهی به سیری، پرخوری هیجانی، میل به نوشیدنی و کم خوری هیجانی) را اندازه می گیرد . آزمودنی های پژوهش 325 نفر از دانش آموزان مقطع ابتدایی بودند که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. برای بررسی روایی پرسشنامه از روش تحلیل عاملی اکتشافی به روش تجزیه به مؤلفه های اصلی و از روش آلفای کرانباخ برای بررسی میزان پایایی استفاده شد. یافته ها: یافته های بخش تحلیل عاملی نشان داد که با تحلیل عاملی سؤالات و چرخش نتایج با روش واریماکس هشت مؤلفه آشکار می شود که تعداد این مؤلفه های به دست آمده و نیز سؤالاتی که با این مؤلفه ها بار عاملی بالایی داشتند تا حد زیادی با یافته های مؤلفین پرسشنامه همخوان است . نتیجه گیری: پرسشنامه نهایی به دلیل استحکام ساختار عاملی و ویژگی های روان سنجی مناسب قابلیت به کارگیری توسط پژوهشگران مختلف را دارا است.
۱۴۶۱۹۵.

اثربخشی مداخله مبتنی بر رویکرد تحلیل وجودی- معنویت بر کیفیت و معنای زندگی بیماران مبتلا به مولتیپلاسکلروزیس (MS)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۵ تعداد دانلود : ۶۷۰
مقدمه: مطالعه حاضر با هدف بررسی اثربخشی مداخله مبتنی بر رویکردهای تحلیل وجودی و معنویت بر کیفیت و معنای زندگی مبتلایان به ام اس صورت پذیرفت . روش: پژوهش به روش تک شرکت کننده و طرح آزمایشی خط مبنا چندگانه، انجام شد. 5 نفر به صورت نمونه گیری هدفمند در دسترس انتخاب و مورد مداخله قرار گرفتند. مداخله در 12 مبحث، هفته ای دو جلسه یک ساعته برگزار شد. جهت بررسی فرآیند و مکانیسم تغییرات از مقیاس های معنای زندگی و کیفیت زندگی در مبتلایان به ام اس استفاده شد. بعد از به دست آوردن نمرات خط مبنا در مرحله پیش آزمون، شرکت کنندگان طی شش مرحله در فرآیند مداخله و دو مرحله پیگیری به مقیاس ها پاسخ دادند. داده ها به روش ترسیم دیداری، شاخص تغییر پایا (RCI)و فرمول درصد بهبودی تحلیل شدند. یافته ها: درصد بهبودی در دو مقیاس در سه مرحله و برای 5 شرکت کننده محاسبه شد. میانگین درصد بهبودی در مرحله مداخله برای معنایابی زندگی 32/114% و برای کیفیت زندگی 14/79% به دست آمدو در مرحله پیگیری برای معنایابی زندگی 5/185% و برای کیفیت زندگی برابر با 28/123% برآورد شده است. مداخله بر کیفیت و معنای زندگی مبتلایان تأثیر مثبت و پایداری داشته، اما خرده مقیاس ها با مکانیسم متفاوتی تغییر کرده اند . نتیجه گیری: مداخله مبتنی بر تحلیل وجودی و معنویت با تأثیرگذاری بر سطوح مختلف معنای زندگی، کیفیت زندگی مبتلایان را در دو سطح جسمی و روانی ارتقا بخشیده است؛ بنابراین در مداخلات روانشناختی برای مبتلایان به ام اس می توان از این رویکرد سود جست.
۱۴۶۱۹۶.

ارائه مدل علّی تحصیل گریزی در ارتباط با معنای تحصیل و خودکارآمدی تحصیلی: نقش واسطه ای امید به تحصیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲۶ تعداد دانلود : ۷۹۴
پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل علّی تحصیل گریزی در ارتباط با معنای تحصیل و خودکارآمدی تحصیلی: نقش واسطه ای امید به تحصیل انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری همه دانش آموزان دبیرستانی و هنرستانی دوره متوسطه دوم شهر خوسف در سال تحصیلی 99-1398 (برابر با 674 نفر) بودند. 255 دانش آموز به صورت تصادفی به عنوان نمونه انتخاب شدند. از مقیاس های معنای تحصیل، خودکارآمدی تحصیلی، امید به تحصیل و تحصیل گریزی برای سنجش متغیرهای پژوهش استفاده شد. ارزیابی الگوی پیشنهادی از طریق الگویابی معادلات ساختاری و آزمون سوبل با استفاده از نرم افزارهای SPSS و AMOS انجام شده است. یافته ها نشان داد که الگوی نهایی از برازش خوبی برخوردار است. نتایج نشان داد معنای تحصیل و خودکارآمدی تحصیلی از طریق امید به تحصیل، باعث کاهش تحصیل گریزی در دانش آموزان می شود. از این رو، معنای تحصیل، خودکارآمدی تحصیلی و امید به تحصیل نقش مهمی در پیش بینی تحصیل گریزی دارند. همچنین، امید به تحصیل نقش واسطه ای در ارتباط بین معنای تحصیل و خودکارآمدی تحصیلی با تحصیل گریزی دارد.
۱۴۶۱۹۷.

نقش خوشه های اضطراب امتحان و سرزندگی تحصیلی در عملکرد تحصیلی دانشجویان: یک تحلیل خوشه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲۸ تعداد دانلود : ۷۴۳
هدف پژوهش حاضر کشف خوشه های دانشجویان براساس سرزندگی تحصیلی، اضطراب امتحان و بررسی عملکرد تحصیلی خوشه های آنان بود. تحقیق از نوع کاربردی بوده و طرح آن از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه دانشجویان سال دوم کارشناسی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان در سال  98-1397 بودند، که از میان آن تعداد 360 نفر به عنوان نمونه با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. ابزارهای استفاده شده در پژوهش حاضر پرسش نامه اضطراب امتحان ساراسون و مقیاس سرزندگی تحصیلی مارتین و مارش بود. برای تحلیل داده ها از تحلیل خوشه ای سلسله مراتبی (روش وارد) و آزمون تی مستقل استفاده شد. بر اساس یافته ها دو خوشه از دانشجویان شناسایی شد، که خوشه اول شامل دانشجویانی بود که اضطراب امتحان و سرزندگی تحصیلی متوسط داشتند، و خوشه دوم شامل دانشجویانی بود که اضطراب امتحان پایین و سرزندگی تحصیلی بالایی داشتند. عملکرد تحصیلی دانشجویان خوشه دوم به طور معنی داری بهتر از دانشجویان خوشه اول بود. دستیابی به خوشه های اضطراب امتحان و سرزندگی تحصیلی دانشجویان، بررسی فرایند آموزش و یادگیری را با رویکردی گروه محور ممکن می سازد. به این صورت که گروه های دانشجویانی که اضطراب امتحان کمتری داشته و از سرزندگی تحصیلی بالاتری برخوردارند، عملکرد تحصیلی بهتری دارند.
۱۴۶۱۹۸.

کالبدشکافی مؤلفه های فرهنگ در قلمرو آموزش و یادگیری دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۳ تعداد دانلود : ۵۵۷
هدف از پژوهش حاضر، کالبدشکافی مؤلفه های فرهنگ در قلمرو آموزش و یادگیری دانشگاهی است. فرهنگ دانشگاهی مفهومی سیال و چندبعدی بوده، و شناخت آن مستلزم رویکردی جامع نگر و کل گرا است. پژوهش کیفی حاضر با استفاده از روش فراترکیب به طور خاص با استفاده از راهبرد هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو تدوین شده است. یافته ها با تکنیک تحلیل مضمون استخراج و طبقه بندی شدند. در مجموع 156 مضمون پایه ای احصاء شد، سپس در قالب 29 دسته مضامین سازمان دهنده سطح دوم دسته بندی شدند، و در مرحله بعد جهت ترسیم مدلِ شبکه مضامین و ترکیب آن ها، 29 دسته مضامین سازمان دهنده سطح دوم در هفت دسته مضامین سازمان دهنده سطح اول به این صورت تلفیق شدند: 1- مؤلفه های سمبولیک (ارزش ها، آداب و رسوم، نمادها)؛ 2-هویت بخشی (هویت بخشی به دانشگاه؛ هویت بخشی به جامعه دانشگاهیان، جامعه پذیری دانشگاهیان)، 3-وجودی (چندبعدی بودن فرهنگ دانشگاهی، هنجارها، کثرت فرهنگ دانشگاهی، قاعده مندی، بازتولید فرهنگی)؛ 4-آکادمیک (نظام یاددهی و یادگیری، کیفیت آموزش، استقلال و آزادی علمی، هم زیستی با اخلاق علمی، حکمرانی دانشگاهی)؛ 5- علمی-معرفتی (هنجارهای علمی، توسعه علم، نوآوری و ارزش آفرینی)؛ 6-ساختاری (صورت پذیری فرهنگ دانشگاهی، تعامل خرده فرهنگ ها، انطباق با پیچیدگی محیطی)؛ 7-کنش گری (مشارکت اعضا، جهت دهنده به کار اعضا، تعاملات فرا دانشگاهی، روابط دانشگاهیان، تسهیم دانش اعضا، اعتماد دانشگاهی، رشد حرفه ای). در پایان شبکه مضامین استخراج و ترسیم شد. فرآیند مطالعه اکتشافی حاضر نشان داد فرهنگ دانشگاهی بر هفت ستون پایدار تکیه زده است. هرچند میزان تأکید مؤلفان بر هر ستون برابر نیست اما هر گونه سیاست گذاری فرهنگی ناگزیر باید به همه این ارکان هم زمان توجه کند.
۱۴۶۱۹۹.

نقش واسطه ای باورهای خودکارآمدی در رابطه ارضای نیازهای اساسی روان شناختی و ادراک از کیفیت فضای دانشگاه با سازگاری دانشجویان با دانشگاه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷۸ تعداد دانلود : ۸۸۹
هدف از پژوهش حاضر، بررسی رابطه ساختاری بین ارضای نیازهای اساسی روان شناختی و ادراک از کیفیت فضای دانشگاه با سازگاری با دانشگاه، همراه با واسطه گری باورهای خودکارآمدیبود. این پژوهش از نوع همبستگی بود.  شرکت کنندگان 469 نفر از دانشجویان دانشگاه شیراز بودند، که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند، و پرسش نامه نیازهای اساسی روان شناختی گانیه، پرسش نامه دانشکده و محیط دانشگاه مک دونالد، مقیاس ابعاد خودکارآمدی موریس، و پرسش نامه سازگاری دانشجویان با دانشگاه بیکر و سیرک را تکمیل نمودند. پایایی و روایی نمرات حاصل از  ابزارهای پژوهش با استفاده از روش آلفای کرونباخ و تحلیل عامل تأییدی تعیین شد. نتایج تحلیل مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد، مدل پیشنهادی با داد ه های این پژوهش برازش مناسبی دارد، و اثر مستقیم نیازهای اساسی روان شناختی و کیفیت فضای دانشگاه بر باورهای خودکارآمدیوسازگاری با دانشگاه تأیید شد. باورهای خودکارآمدینیز بر سازگاری با دانشگاه اثر مستقیم و همچنین داشت. همچنین یافته ها نشان دادند ارضای نیازهای اساسی روان شناختی و کیفیت فضای دانشگاه با واسطه گری باورهای خودکارآمدیبر سازگاری با دانشگاه تأثیر مثبت و غیرمستقیم دارند. بر اساس نتایج به دست آمده از این پژوهش می توان گفت ارضای نیازهای اساسی روان شناختی و کیفیت فضای دانشگاه از طریق افزایش باورهای خودکارآمدی، بر سازگاری دانشجویان با دانشگاه تأثیر دارد.
۱۴۶۲۰۰.

پیش بینی خودکارآمدی اجتماعی و رضایت از زندگی در دانشآموزان از طریق دل بستگی به والدین و همسالان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸۲ تعداد دانلود : ۳۵۷
این پژوهش، با هدف بررسی پیش بینی دل بستگی نوجوان به والدین و همسالان با خودکارآمدی اجتماعی و رضایت از زندگی انجام شده است. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان پسر مقطع متوسطه دوم شهرستان زاهدان در سال تحصیلی 94- 93 بوده اند. حجم نمونه شامل 373 نفر که به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های دل بستگی به والدین و همسالان آرمسدن و گرینبرگ (1987)، خودکارآمدی اجتماعی نوجوان کنلی (1989) و رضایت از زندگی دانش آموزان هوبنر و همکاران (1994) استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام انجام شد. نتایج همبستگی پیرسون نشان داد که ابعاد دل بستگی به پدر، دل بستگی به مادر و دل بستگی به دوستان با خودکارآمدی اجتماعی و رضایت از زندگی ارتباط معناداری دارند. نتایج رگرسیون گام به گام نشان داد، ارتباط با دوستان بیشترین سهم پیش بینی کنندگی را برای خودکارآمدی اجتماعی و ارتباط با والدین کمترین سهم را دارند. نتایج رگرسیون گام به گام برای رضایت از زندگی نشان داد که اعتماد به دوستان بیشترین سهم و ارتباط با والدین کمترین سهم پیش بینی کنندگی را داشتند.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان