Purpose: The study attempts to understand the information-seeking behavior of school students of Delhi. Method: It included sources for initiation resources, preferred language, the method used to search information resources, time spent on e- search, etc. The data for the study was collected from nine schools comprising of three government schools and six private schools. The sampling method in the sample selection was closed with the help of the stratified random sampling method. The SPSS (Statistical Package for Social Science-version24) was used to transform and analyze the data with applied statistical techniques such as Mann-Whitney U Test and Chi-Square test for proportions and content analysis. Findings: Results of the analysis revealed that printed information material is more preferred than electronic information material for both government and private school students. The students use electronic information resources more for recreational purposes than for academic purposes, however, a significant difference in the use of E-resources was observed between government and private school students. Government school students, as well as private school students, were found to prefer and use mobile phones for searching information over other electronic gadgets such as laptops, tablets, etc. however use of Laptops, Kindle and Tablets were found to be significantly higher in private school students in comparison to government school students. Conclusion: Government school students preferred Hindi as a language for information resources whereas Private school students preferred English language information sources. It was found from the study that the information-seeking behavior of Government and Private school students varied significantly.
در این پ ژوهش کوشش می شود از رهگذر بررسی یک پیکره نوشتاری، یعنی کتاب دستور شهریاران که از متن های مهم دوره صفویه است، تحلیل و تبیینی پذیرفتنی برای ورود واژه های ترکی به زبان فارسی به دست داده شود. متن هایی از نوع متن یادشده، افزون بر ارزش تاریخی، به لحاظ زبان شناسی نیز اهمیت دارند؛ بدین دلیل که با بررسی آن ها به اطلاعات مهمی درباره وضعیت زبان فارسی و دیگر زبان های رایج در ایران در دوره نگارش آن ها دست می یابیم. این پژوهش نشان می دهد که واژه های ترکی در برخی از حوزه ها به صورت انبوه وارد زبان فارسی شده اند و کاربرد آن ها در زبان فارسی تا حدود صد سال پیش تداوم یافته است. واژه های ترکی واردشده در زبان فارسی، دامنه چشم گیری از مفاهیم سیاسی، نظامی، حکومت داری و... را بیان می کرده و می کنند. دلایل بسیاری می توان برای پرکاربردشدن واژه های ترکی در زبان فارسی برشمرد که از جمله آن ها پیوندهای دیرین مردمان ایرانی با ترک زبان ها، تماس دیرپای دو زبان فارسی و ترکی، ارتباط های ایران با همسایگان ترک زبان خود و حاکمیت دودمان های ترک زبان بر ایران است. در نتیجه دگرگونی هایی که در یک سده اخیر در ایران به وجود آمده، بخش زیادی از واژه های ترکی واردشده به زبان فارسی رفته رفته مهجور و کم کاربرد شده اند.
با در نظر گرفتن مشکلات زیست محیطی متعددی که صنعت هتلداری با آن مواجه است، فشار زیادی روی این صنعت بوجود اورده، تا با اجرای استراتژی های پایدار همانند مدیریت منابع انسانی سبز به این مشکلات پاسخ دهند. از این رو ارزیابی چگونگی ارتقای عملکرد زیست محیطی مدیریت منابع انسانی سبز امری ضروری است. به همین دلیل این پژوهش رابطه علت و معلولی بین مدیریت منابع انسانی سبز، عملکرد مراقبت از محیط زیست کارکنان، آگاهی زیست محیطی و رهبری خدمتگزار را بررسی می کند. داده ها از افراد شاغل در هتل بزرگ تهران شد. برای انجام تحلیل های روایی و اعتبار نتایج و هم چنین مدلسازی معادله ساختاری از نرم افزار اسمارت پی.ال.اس استفاده شده ات. یافته ها نشان داد که اثرات آگاهی زیست محیطی بر روی مدیریت منابع انسانی سبز با در نظر گرفتن مقش میانجی گری عملکرد مراقبت از محیط زیست کارکنان مبتکرانه مورد تایید بوده است. ولی اثر عملکرد مراقبت از محیط زیست کارکنان مرتبط با وظایف همسو و معنادار نیست. همچنین رهبری خدمتگزار نقش واسطه در رابطه بین مدیریت منابع انسانی سبز و عملکرد مراقبت از محیط زیست کارکنان مرتبط با وظایف ندارد. از این رو این پژوهش با در نظر گرفتن تعاملات اجتماعی، نظریه شناختی اجتماعی و تئوری یادگیری جمعی در خصوص مشارکت های نظری، اقدامات عملی و پیشنهادات مفیدی را برای مدیران و محققان صنعت گردشگری بخصوص هتلداری فراهم کند.
هدف از این پژوهش بررسی مدیریت زیست محیطی و بهره وری نیروی کار باتوجه به نقش تعدیل کننده مدیریت کیفیت در اداره امور مالیاتی استان خراسان رضوی بود. روش تحقیق مورد استفاده از نوع توصیفی، پیمایشی همبستگی بود. جامعه آماری این تحقیق کارکنان اداره امور مالیاتی در استان خراسان رضوی، که به تعداد 1500 نفر بودند. نمونه آماری این تحقیق کارکنان اداره امور مالیاتی در استان خراسان رضوی مبتنی بر جدول کرجسی ومورگان که به تعداد 306 نفر بدست آمد. داده های تحقیق با روش کتابخانه ای و میدانی گردآوری شده و ابزار مورد استفاده پرسش نامه های استاندارد بود. پایایی پرسش نامه ها با استفاده از آزمون ضریب آلفای کرونباخ و روایی ابزار با روش محتوایی مورد تأیید قرار گرفته اند. هم چنین جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار لیزرل استفاده شده است. نتایج نشان داد که بین مدیریت زیست محیطی و بهره وری نیروی کار باتوجه به نقش تعدیل کننده مدیریت کیفیت در اداره امور مالیاتی استان خراسان رضوی رابطه مثبت ومعناداری وجود دارد.واژه های کلیدی: مدیریت زیست محیطی، بهره وری نیروی کار، مدیریت کیفیت، امور مالیاتی
امروزه توجه بسیاری به خط مشی ها سبز با هدف کاهش تاثیرات صنعت حمل و نقل هوایی بر محیط زیست شده است. هدف این پژوهش شناسایی و رتبه بندی موانع و چالش های خط مشی سبز در صنعت حمل و نقل هوایی است. این پژوهش از نوع کاربردی و از نظر هدف توصیفی است که با رویکرد آمیخته انجام شده است. در بخش کیفی ضمن مصاحبه نیمه ساختار یافته با 14 نفر از متخصصین که با روش نمونه گیری هدفند انتخاب شده بودند، داده های به دست آمده با روش تحلیل تم یا مضمون تحلیل شد. در گام بعدی پرسشنامه ای شامل 39 مانع و چالش به دست آمده از روش کیفی تهیه و بین خبرگانی که در مصاحبه شرکت کرده بودند توزیع شد. برای تائید عوامل از روش دلفی فازی و برای رتبه بندی از روش تاپسیس فازی استفاده شد. یافته ها نشان می دهد که موانع و چالش های اجرای خط مشی سبز دارای سه معیار اصلی ساختاری، محتوایی و زمینه ای و 39 معیار فرعی هستند. یافته ها نشان می دهد به ترتیب معیارهای عمر بالای ناوگان هوایی، قدیمی بودن فن آوری اکثر ناوگان هوایی، ماهیت آلوده کننده صنعت حمل و نقل هوایی، فقدان برنامه ریزی بلند مدت، اولویت اقتصاد بر محیط زیست از جمله مهم ترین موانع و چالش های مهم خط مشی های سبز هستند. .
رشد انواع طنزهای ادبی، زبانی، داستانی با موضوعات فکری، فلسفی، اجتماعی و سیاسی از خصوصیات عصر سلجوقی است. در این عهد، از یک سو پادشاهان و اهل تصوف گرایش به جانب داری از فرهنگ عوام پیدا کردند و از سوی دیگر شاعران و نویسندگان، به دلیل رشد سواد جامعه به ارتقای زبانی و ادبی هنر خود پرداختند و آثار دشواری پدید آوردند. از آن جایی که پادشاهان و عامۀ مردم ذهنیت ساده ای داشتند، شاعران از عنصر طنز و داستان های منظوم برای برقراری ارتباط با آنان استفاده کردند. در این میان انواع هزل و هجو نیز که از خواسته های مشترک شاهان و توده های مردم بود به عنوان یکی از انواع تفنن ها و تفریحات و نیز به عنوان یک وسیلۀ داوری دربارۀ دوران، توجه شاعران و شاهان را به خود جلب کرد. کارکردهای دیگر هجو و هزل در این دوره عبارت است از: ابزار نشان دادن ناخرسندی شاعران از بی توجهی حاکمان به هنر آن ها، وسیله ای برای رقابت شغلی بین شاعران و نیز نشان دادن واقعیت های روزگار، انتقاد از خساست ها و تبعیض ها و هم چنین انتقام گیری از پدید آورندگان نابه سامانی ها.
هدف تحقیق، بررسی تاثیر آلودگی هوا و عوامل زیست محیطی بر عملکرد مالی شرکتها بوده است. قلمرو مکانی ، شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و قلمرو زمانی، سالهای 1393 تا 1397 بوده است. در این تحقیق، آلودگی هوا وعوامل زیست محیطی، متغیرمستقل و عملکرد مالی شرکتهای بورسی و فرابورسی متغیر وابسته در نظر گرفته شد. تحقیق حاضر در زمره تحقیقات کاربردی قرار دارد و از لحاظ ماهیت در زمره تحقیقات توصیفی قرار داشته و از نظر روش نیز در دسته تحقیقات همبستگی محسوب می گردد. در بخش داده های پژوهش، جمع آوری داده های شرکت های نمونه با مراجعه به صورت های مالی و یادداشت های توضیحی انجام پذیرفت. بر اساس روش حذف سیستماتیک، تعداد 135 شرکت به عنوان نمونه آماری انتخاب گردید. به منظور تحلیل داده ها، ابتدا پیش آزمون های Fلیمر، هاسمن و آزمون جارک – برا و سپس از آزمون رگرسیون چند متغیره برای تایید یا رد فرضیه های تحقیق(نرم افزار Eviews) استفاده گردیده است. نتایج نشان داد تاثیرآلودگی هوا و عوامل زیست محیطی بر عملکرد مالی مشتمل بر بازده حقوق صاحبان سهام، بازده سهام، ریسک مالی وتغییرات ریسک مالی در شرکت های بورسی متفاوت از شرکت های فرابورسی است. نتایج می تواند درک و دانش سرمایه گذاران و پژوهشگران حوزه بازار سرمایه را افزایش دهد و در پرتو آن بتوان به شناسایی عوامل دیگری که توانایی توضیح دادن تغییرات عملکرد مالی را داشته باشند دست یافت. نتایج پژوهش در تطابق با مبانی نظری بوده و می تواند به مدیران در مدیریت صحیح و سهامداران در سرمایه گذاری و تعیین سیاست و رویه های شرکت کمک کند.
امروزه با بروز تغییرات شدید در محیط اقتصادی- اجتماعی جهان، صنعت حمل و نقل هوایی نیز دچار تحولات اساسی شده و برنامه ریزی برای این صنعت را مشکل تر از پیش نموده است. این صنعت در ایران بدلیل تحریم های بین المللی شدید، نیاز به توسعه هر چه بهتر و بیشتر حمل و نقل هوایی، تقاضا روبه افزایش و همچنین تاثیرات بلندمدت تکنولوژیکی ساخت هواپیما دارای پیچیدگی های خاص خود می باشد. یکی از الزامات برنامه ریزی در هر صنعتی پیش بینی درست از نیازهای صنعت در آینده می باشد. در این مقاله سعی کرده ایم تا با استفاده از رویکرد پویایی شناسی سیستم ها و شبیه سازی، ساختار حاکم بر صنعت را شناسایی و تعداد ناوگان مورد نیاز در صنعت هوایی ایران را در افق 1404 پیش بینی کنیم. به عبارت دیگر با مدل سازی صنعت هوایی و سپس اعتبارسنجی مدل به بررسی رفتار تعداد ناوگان صنعت هوایی تحت سناریوهای مختلف پرداخته ایم. خروجی مدل های شبیه سازی بیانگر موارد زیر بود: 1) تقاضا صنعت هوایی رو به افزایش است که این ناشی از رشد اقتصادی، افزایش جمعیت و بد بودن وضعیت سایر وسایل حمل و نقل می باشد؛ 2) تعداد هواپیماهای مورد نیاز تا سال 1404 طبق سرانه 3.4 برابر 322 و سرانه 5 برابر 428 ناوگان می باشد. هر چند نیاز به ناوگان هوایی و تقاضا افزاینده است اما نهایتا بدلایل مختلف از جمله محدود بودن بازار ایران این تقاضا در بلند مدت کاهش می یابد.
منظور از «ارزش های اسلامی» در پژوهش حاضر «ارزش های اخلاقی برگرفته از اسلام» است. از این منظر «ارزش اسلامی» یک فعل اختیاری مطلوب و متعالی است که مطلوبیت آن از مبانی و بینش های اسلامی نشئت گرفته و انجام آن انسان را به اهداف والا و کمال حقیقی خویش یعنی قرب خداوند متعال نائل می کند. ارزش های اسلامی بر نظریه ها و روش های عملی مدیران مسلمان تأثیر گذاشته و به آنها جهت می دهد؛ ازاین رو یکی از بهترین تعاریف «مدیریت اسلامی»، مدیریت بر مبنای نظام ارزشی اسلام است. در منابع مدیریت اسلامی، «ارزش های اسلامی خاص حاکم بر مدیریت» تحت عنوان «اصول مدیریت اسلامی» از ابعاد مختلف بررسی شده و به نتایج چشمگیری انجامیده است. طبق رویکرد رایج، «مدیریت رسانه» یکی از عرصه های مهم و نوین مدیریت است؛ ازاین رو «مدیریت اسلامی رسانه» نیز متأثر از این ارزش ها و اصول است؛ اما در سطح خردتر، مجموعه ای از ارزش های اسلامی وجود دارند که مختص به مدیریت رسانه و به تعبیری «اخص» هستند که تاکنون به طور مستقل بررسی نشده اند. با آنکه ضرورت شناسایی این ارزش های خاص و اخص از بعد نظری و در مسیر تدوین دانش مدیریت رسانه با رویکرد اسلامی برای صاحب نظران و پژوهشگران عرصه مدیریت اسلامی روشن است، اما از بعد عملی و کاربردی، ضرورت و سودمندی چنین پژوهش هایی مورد سؤال و اشکال واقع شده است. بر این اساس مسئله و هدف پژوهش حاضر آن است که به تفصیل این ضرورت را تبیین نماید. محقق با روش توصیفی تحلیلی به کنکاش در منابع پرداخته و از شش جهت، ضرورت شناسایی ارزش های حاکم بر مدیریت رسانه را توضیح داده است.
مزارعه ازجمله عقود بانکی است که پس از تصویب قانون بانک داری بدون ربا وارد نظام بانک داری ایران شد. متأسفانه این قرارداد در نظام بانک داری توفیق نیافت و به علت مواجهه با چالش هایی نتوانست در عرصه بانک داری عملیاتی شود. چالش های مورد توجه صاحب نظران بیشتر به محدود کردن جایگاه بانک به عنوان مُزارع بازمی گردد. در این تحقیق تلاش بر آن است که با شناخت چالش های مزارعه در نظام بانکی، راهکارهایی که از لحاظ فقهی برای اجرایی شدن این قرارداد مناسب است، مطرح شود. این مطالعه با روش توصیفی تحلیلی انجام شده است. بر اساس نتایج تحقیق، احیای قرارداد مزارعه در نظام بانکی کشور با استفاده از ترکیب مزارعه جعاله، مزارعه اجاره، مزارعه وکالت و همچنین راهکارهایی همچون مزارعه ثانویه و مزارعه با دو عامل امکان پذیر است. در میان این راهکارها، مزارعه ثانویه مناسب ترین راهکار برای احیای قرارداد مزارعه در نظام بانکی است. طبقه بندی G24, O13:JEL
یکی از علل رکود وقف و موقوفات در سده های اخیر، تغییر شکل اموال و دارایی های مردم از خانه و زمین به پول، سکه و سهام است. با رونق گرفتن بازار سرمایه در سال های اخیر، بررسی امکان وقف سهام از طریق بازار سرمایه، به یکی از دغدغه های اصلی مسئولین نهادهای وقفی و مردم متدین درآمد؛ اگرچه فرازها و فرودهای بازار سهام میزان این دغدغه مندی را تحت تأثیر خود قرار می دهد. تحقیق حاضر که با روش تحلیلی وصفی انجام گرفته و مسئله تحقیق را با منطق اجتهادی پیگیری کرده، درصدد ارائه گامی نو در اندیشه وقف است. نتایج این تحقیق حاکی از آن است که وقف سهام از منظر فقه امامیه و فقه اهل سنت صحیح است و سهام شرکت ها تمامی شرایط صحت وقف را دارا می باشند؛ اگرچه برخی از اهل سنت وقف سهام شرکت ها را در برخی موارد به حجت فقدان شرط افراز، صحیح نمی دانند. طبقه بندی R53, Z12:JEL
امروزه تولید و تبادل علم و دانش مرزهای ملی و بین المللی را درنوردیده است، اما تبعیض و ایجاد نابرابری در این عرصه که آپارتاید علمی نامیده می شود برای بسیاری از کشورها اهمیت یافته و در جامعه جهانی به یک موضوع بسیار مهم و رایج تبدیل شده است. این تبعیض به دلایل مختلف برای برخی کشورها عمیق تر است. جمهوری اسلامی ایران یکی از کشورهایی است که در طول چند دهه گذشته با این پدیده روبرو بوده و این موضوع مشکلات بسیاری در عرصه داخلی و رقابت های علمی بین المللی و دستیابی به جایگاه علمی ایجاد کرده و مانع ارتقاء و تبادل دانش در دهکده جهانی اطلاعات شده است. با توجه به اهمیت این موضوع، پژوهش حاضر با استفاده از رویکردی توصیفی تحلیلی درصدد پاسخگویی به این سوالات است که جمهوری اسلامی ایران تاکنون در قبال آپارتاید علمی و اعمال تبعیض در این عرصه چه اقداماتی اتخاذ نموده است و چه راهکارها و راهبردهای حقوقی را می تواند علیه این وضعیت در پیش گیرد؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که جمهوری اسلامی ایران تاکنون اقدام و راهبرد حقوقی خاصی در رابطه با این موضوع اتخاذ نکرده است. با این حال می توان از طریق جرم انگاری بین المللی آپارتاید علمی، پیگیری موضوع از سوی نهادهای حقوقی و کیفری بین المللی، وضع قوانین حقوقی الزام آور بین المللی و اقدام متقابل در راستای رفع آپارتاید علمی اقدام نمود.
امروزه اهمیت فناوری اطلاعات به منظور افزایش سرعت و دقت فعالیت های مختلف سازمان ها و در نتیجه بالا بردن بهره وری آن ها به روشنی مشخص شده است. قوه قضاییه از جمله سازمان هایی است که برای افزایش سرعت و سهولت انجام خدمات قضایی، با حداقل حضور فیزیکی شهروندان و جلوگیری از اطاله دادرسی، ارائه خدمات به صورت الکترونیکی را مبنای خدمات قرار داده است. این پژوهش با روش توصیفی و تحلیلی و با هدف بررسی تأثیر و نقش فناوری در سیاست های کلان قضایی کشور به دنبال افزایش سرعت، صحت، کارایی و امنیت در ارائه خدمات حقوقی و قضائی و تحقق نظام جامع دادرسی الکترونیک است. نتایج نشان می دهد قوه قضائیه مکلف است برای توسعه الکترونیک اطلاعات و ارتباطات قوه قضائیه، مراکز و سازمان های وابسته، نسبت به تکمیل و روزآمد کردن داده ها و اطلاعات مرکز ملی داده های قوه قضائیه و توسعه خدمات این مرکز و استقرار کامل شبکه ملی عدالت اقدام کند. ترکیب نظام قضایی و دادگستری با فناوری اطلاعات و ارتباطات چه در مباحث ماهوی و چه در قواعد شکلی، نه تنها موجبات مدیریت عملکرد و هزینه را فراهم می کند، بلکه به تدوین استانداردهای کیفیت نیز کمک می کند و مزایای مختلفی را به دنبال دارد.
حیله در فقه یعنی رسیدن به مطلوب شرعى و هدف مشروع؛ چه این که راه رسیدن به آن، امری حلال باشد یا راه مذکور، خود غیر مشروع باشد و در اصطلاح حقوق ایران به معنای استعداد استفاده از سکوت یا اجمال قانون به منظور اکتساب حق برای غیرمحق از راه هایی که مخالف با ماهیت قانون است و در اصطلاح حقوق فرانسه، به معنای عملی زیرکانه که با استفاده از عیوب مخفی و پنهانی قانون، فرد به دنبال انجام عملی به ظاهر قانونی است. این تعاریف مختلف، سبب تفاوت در مصادیق حیله و بالطبع آن راهکارهای مقابله با آن شده است. پژوهش حاضر به روش توصیفی تحلیلی صورت پذیرفته و درصدد پاسخ به پرسش هایی از قبیل «حیله، مصادیق و راهکارهای مقابله با آن در فقه امامیه، حقوق ایران و فرانسه چیست؟» است.مصادیق حیله در فقه امامیه به سه دسته تقسیم می شوند: مصادیق حیله واقعى مثبت و مشروع؛ مصادیق حیله واقعى منفى و مذموم؛ مصادیق حیله صورى. مصادیق حیله در حقوق ایران و فرانسه را می توان به دو بخش مصادیق حیله ناقض قوانین شکلی و مصادیق حیله ناقض قوانین ماهوی تقسیم کرد.در فقه امامیه برای حیله های مباح راهکار مقابله وجود ندارد، اما برای حیله های حرام دو راهکار پیشنهاد شده است؛ راهکار اخلاقی، یعنی تقوا و راهکار فقهی، یعنی حکم به حرمت. راهکارهای مقابله با حیله در حقوق ایران عبارت اند از: نظریه انگیزه یا جهت؛ نظریه حسن نیت؛ نظریه منع سوءاستفاده از حق؛ نظریه نظم عمومی؛ قاعده تبعیت عقد از قصد؛ قاعده سد ذرایع؛ قاعده «یعامل المکلف بنقیض مقصوده» و در مورد راهکارهای مقابله با حیله در حقوق فرانسه می توان به اجرای قوانین اتحادیه اروپا؛ ایجاد نهادهای مختلفی برای مبارزه با حیله و تقلب؛ شناسایی نقاط پوشیده از چشم قانون توسط فناوری های دیجیتال؛ تعیین قوانین موردی و موضوعی؛ تعیین مجازات در قوانین کیفری اشاره کرد.
توسعه فناوری در این عصر دیجیتال بسیار سریع در حال رشد است. به طور غیرمستقیم می توان استفاده از فناوری دیجیتال را با نیازهای انسان منطبق کرد و کارهایی که به صورت دستی انجام می شود را کاربردی و مدرن تر کرد. در حال حاضر بسیاری از مؤسسات بانکی، بازاریابی دیجیتال را در بازاریابی محصولات خود اجرا کرده اند. این مطالعه با هدف تجزیه و تحلیل تأثیر استفاده از بازاریابی دیجیتال بر تصویر شرکت از طریق میانجی گری رضایت مشتری در بانک شهر انجام شده است. پ ژوهش حاضر از نظ ر هدف، از نوع تحقیقات کاربردی است و از نظر نحوه گ ردآوری و تجزی ه و تحلی ل داده ه ا از ن وع توص یفی- پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش مشتریان بانک شهر در تهران می باشد. نمونه گیری این پژوهش با روش نمونه گیری غیر احتمالی از نوع در دسترس می باشد که با توجه به فرمول کوکران برای حجم جامعه نامعلوم تعداد نمونه ۳۸۴ نفر به دست آمد. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه با طیف لیکرت پنج درجه ای بوده است. تحلیل و اعتبارسنجی الگو با مدل معادلات ساختاری و در بستر نرم افزار آماری s mart pls۲ صورت گرفت. یافته های این پژوهش نشان داده است که بازاریابی دیجیتال بر رضایت مشتری و تصویر شرکت تأثیر مثبت و معنی دار دارد. همچنین رضایت مشتری بر تصویر شرکت تأثیر مثبت و معنی دار دارد. همچنین می توان بیان کرد که تأثیر بازاریابی دیجیتال بر تصویر شرکت با میانجی گری رضایت مشتری، مثبت و معنادار می باشد.
The purpose of the present research is to examine the role of factors related to jihadi management and organizational spirituality in Sepah Bank employees in the southeastern region of the country and to present a favorable model. The present study is descriptive and correlational, and has been done by survey method. The statistical population of the study included all employees of Sepah Bank in the southeast region, and sampling has been done by the two-stage cluster method in order to analyze the data by descriptive and inferential statistics (correlation tests and structural equation modeling), and SPSS software was used. In this study, in order to collect data, a researcher-made questionnaire of factors related to jihadi management and an organizational spirituality questionnaire based on the Likert 5-item spectrum were applied. To measure validity, using Cronbach's alpha, the reliability value to raise a question of factors related to jihadi management was 0.931 and organizational spirituality was 0.981. In the present study, the significance level is considered 0.05. The findings showed that the model of explaining jihadi management based on organizational spirituality based on the following: increased organizational spirituality; reduction of opportunism; service spirit and responsibility; providing better services to customers; and ultimately the realization of organizational spirituality.
Purpose: The purpose of the present research is to present a brain-based curriculum model focusing on interaction and motivation in the secondary school. Methodology: In order to achieve this goal, qualitative approach, field method and semi-structured in-depth interview techniques were used. The study population included prominent curriculum planning experts, researchers and faculty members and 15 people were interviewed based on the data saturation. The data collection tools included texts and semi-structured interviews, and the method of data analysis also included inductive thematic analysis (Attride-Stirling thematic networks). Findings: The results of the research showed that the curriculum design components included four dimensions: goals, content, teaching methods, and assessment methods, which affect students' interaction and motivation. Goals included indices of changing mental images, real learning environment, flexibility of brain-based curriculum, information storage during learning. Content included indices of development of brain ability, mechanism of brain function, cognitive learning, content understanding, triggering body and brain activity, teaching methods including practical learning, learning in the environment, cooperation in class activity, different learning style, getting students to take responsibility for learning, effectiveness of education, purposeful and conscious teaching, continuous information processing. Assessment method included self- assessment, understand the content easily, flexible learning, encouraging activities. The interaction included indices of sharing new experiences in learning; improving the brain ability; and discussing different topics. Stimulation of learning and motivation included the indices cognitive function of the brain, challenging and enjoyable learning. Conclusion: The results showed that the brain-based curriculum emphasizes on goals, content, teaching and assessment methods, which is designed with an emphasis on interaction and motivation.
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش طرح واره درمانی هیجانی بر بهزیستی روانی، هیجانی و اجتماعی بین زنان خانواده شهدای مبتلا به اختلال سوگ پیچیده مداوم انجام شد. روش پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی با گروه گواه و گمارش تصادفی و جامعه آماری مطالعه، شامل تمامی همسران، مادران و فزندان دختر شهدای مراجعه کننده به بنیاد شهید و امور ایثارگران شهر ساری در سال 1400 بود که از این میان، 30 نفر از زنان که ملاک های ورود به پژوهش را داشتند، با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب و به صورت گمارش تصادفی در ۲ گروه 15 نفره آزمایش و کنترل گزینش شدند که گروه آزمایش، 10 جلسه آموزش طرح واره درمانی هیجانی را دریافت کرد و گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. شرکت کنندگان با مقیاس بهزیستی ذهنی کییز و ماگیارمو (2003) ارزیابی و داده ها، با استفاده تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر به وسیله نسخه 23 نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که مداخله در تغییر نمرات بهزیستی روانشناختی، هیجانی و اجتماعی مؤثر عمل کرده است. تفاوت ها از پس آزمون به پیگیری معنادار نیستند (05/0<P)؛ به این معنا که اثرات درمانی در طول زمان ثبات داشته اند بنابراین، می توان نتیجه گرفت اثربخشی طرح واره درمانی هیجانی بر بهزیستی روانی، هیجانی و اجتماعی زنان خانواده شهدای مبتلا به اختلال سوگ پیچیده مداوم، اثربخش بوده است و در طول زمان ثبات دارد.
هدف: تعیین اثربخشی بسته آموزشی مدیریت حافظه هیجانی بر هوش هیجانی در زنان و مردان با اختلالات خلقی(افسردگی) بوده است. روش : این پژوهش، کاربردی و از نوع تحقیقات کمی، نیمه آزمایشی پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل و جامعه آماری، مردان و زنان 25- 35 ساله از پرسنل و خانواده های پرسنل نظامی در تهران، متأهل، با تحصیلات دانشگاهی که به دلیل علایم افسردگی به کلینیک روان شناسی مراجعه کرده بودند، مورد مطالعه قرار گرفتند. همچنین از روش نمونه گیری در دسترس و جهت جمع آوری داده ها از پرسش نامه های هوش هیجانی بار-آن (رون بارون، 1980) و افسردگی بک (آرون بک 1961-1996) و نیز از برنامه آموزش مدیریت حافظه هیجانی که بر اساس مرور منابع تدوین شده بود استفاده گردید. برای بررسی تأثیر متغیر مستقل بر وابسته از تحلیل کواریانس و جهت بررسی پایداری اثربخشی برنامه آموزشی در دوره پیگیری 90 روزه، از آزمون t هم بسته با سطح معنی دار 01/0=α و محاسبات آماری از spss استفاده شد. نتایج: اثر بخشی آموزش مدیریت حافظه هیجانی بر هوش هیجانی در مردان و زنان تفاوت معناداری داشته است. بحث: این آموزش بر مقیاس های خودآگاهی هیجانی، خوش بینی، انعطاف پذیری و همدلی در زنان بیشتر و در مقیاس های واقع گرایی و کنترل تکانه در مردان بیشتر بوده، لذا این آموزش با ارتقای هوش هیجانی تأثیر مثبتی در کاهش اختلالات خلقی(افسردگی) داشته است.