این مقاله بحث و تحقیقی دربارة خطبة جهادیه حضرت علی (ع) است . نگارنده در این مقاله کوشیده است تا در ضمن شرح به ردّشبهه ها پردازد و در این راستا سه عنصر اصلی خطبه یعنی خطیب و زمان خطبه و مخاطبان را بیشتر معرفی نماید و تردید و گمان را از اذهان بزداید و به شرح ابعاد روحی و عقیدتی و سیاسی و نظامی و ادبی حضرت علی امیرالمؤمنین (ع) به اجمال بپردازد. و در بخش دوم که شرح زمان سخنرانی و خطابه است ‘ موقعیت و مقتضای زمانی خطبه را بیان دارد و نظری اجمالی بر وقایع سالهای 35 تا اواخر 39 ه .ق اندازد. و در بخش سوم به شرح حالات و خصوصیات مخاطبان یعنی کوفیان پرداخته و تلوّن مزاج و حادثه جویی و فرصت طلبی و غیر قابل اعتماد بودن آنها را بیان کند.
تاریخ اندیشه فلسفی در مغرب زمین هر از چندگاه شاهد ظهور اندیشمندی بوده که تا سالها جهان تفکر را تحت تأثیر خود قرار داده است . دکارت نمونه بزرگی از این واقعیت تاریخی است که فلسفه خود را با شک دستوری آغاز نمود و ساختاری فلسفی را بر آن بنیان نهاد. رکن اصلی این طریق تفکر((می اندیشم پس هستم)) بود که دهها سال فلاسفه را به خود مشغول نمود و چه بسیار کتابها که در شرح و تفصیل و در قبول آن به رشته تحریر درآمد. جدای از انتقاداتی که بر این شیوه فلسفی وارد شده‘ به هیچ وجه نمی توان تأثیر به غایت شگفت انگیز آن را در تمامی نحله های فلسفی بعد از دکارت انکار نمود. این سنت فلسفی خود موجب پیدایش اصلی ترین جریانهای فکری در غرب شد‘ به گونه ای که آثار آن هم اینک نیز در متن و بطن آراء فلسفی غرب مشهود است . مقاله حاضر که با استفاده از نوشته آنتونی کنی تهیه شده‘تلاشی است برای بررسی حتی المقدور دقیق این قاعده اصلی فلسفه دکارت و سنجش میزان تأثیر آن در سایر ابعاد فلسفی این فیلسوف بزرگ.