آنچه انسان شناسی کاربردی را در صدر اهمیت قرار می دهد‘ تحلیل مسایل انسان و آگاهی از اثرات مربوط به تغییر عوامل و انگیزه های مربوط به زندگی گروههای انسانی خاص است. که گاه همه عناصر زندگی روزمره انسان از بهداشت‘ کمبود پزشک و درمان و بیماریهای لاعلاج تا میزان بیکاری‘ اثرات سمپاشی‘ باروری و مرگ‘ میزان رشد و خدمات دولتی را در بر می گیرد. مسلماً انسان شناسی کاربردی به تغییر کیفیت زندگی و ارزشگذاریها و رشد و توسعه زندگی مردم کمک می کنند‘ اما‘ همه این مسایل در قلمرو چگونگی توسعه نقش دارند و مطالعات تطبیقی و داده های توصیفی می توانند نگرانیهای انسان شناسان را در خصوص زندگی مردمی که در بین آنها زیسته اند برطرف کنند. از آنجایی که همواره نوعی اختلاف فرعی در جوامع مختلف به چشم می خورد‘ به ناچار رفتارها و عقاید آنها با هم متفاوت خواهد بود و کاربرد انسان شناسی فرهنگی در این جوامع به درجات مختلف مشخصه های ویژه ای را عیان خواهد ساخت. پس‘ این سخن که کاهش تفاوتهای فرهنگی درعصر ما‘ رشته انسان شناسی را به پایان کار خود نزدیک کرده و رسالتش به اتمام رسیده است‘ شباهت به یک طنز و شوخی عامیانه دارد که فقط در میان گروهی خاص در جریان است و در خور مکاتب علمی نیست.
بیش از پنج دهه از شکل گیری دانش شناسی در ایران می گذرد‘ اما به نظر می رسد که این دانش در ایران با دو مشکل اساسی دست به گریبان است و تنها هنگامی خواهد توانست از تنگناهای کنونی بیرون آید و راه تکامل پوید که در آموزش و پژوهش آن تلاشهایی برای تغییر وضع موجود صورت گیرد. دو مشکل اساسی انسان شناسی ایران عبارت است از 1. عدم کفایت نظری مفاهیم‘ 2. دشواری تعریف عملی مفاهیم. مقاله حاضر در پی آن است که تا حد ممکن ریشه های این دو مشکل را بکاود و راه حلهایی برای آنها پیشنهاد کند
قواعد حاکم بر استناد و اثبات قانون خارجی، اگرچه در انگلستان چندان مورد اختلاف نیست، به جهت رواج روشهای گوناگون در کشورهای اروپایی دارای نکات جالبی از دیدگاه حقوق تطبیقی است. به علاوه این احساس در بین برخی از حقوقدانان اروپایی (غیرانگلیسی) وجود دارد که قوانین انگلستان با اهداف مورد نظر ابتکارات بین المللی و اتحادیه اروپا در مورد تعارض قوانین سر ناسازگاری داشته، و نتیجتاً این کشور تعهدات بین المللی و اروپایی خود را در این زمینه به طور کامل انجام نمی دهد. این اتهامات، بویژه در رابطه با کنوانسیوم رم عنوان شده اند. بنابراین مطالعه تطبیقی دیدگاهها و روشهای گوناگون در کشورهای مهم اروپایی به جا بوده، و همچنین می تواند زمینه مناسبی برای بررسی این پرسش فراهم آورد که آیا کنوانسیون رم تغییر و اصلاح روش سنتی انگلیسی را ضروری می داند یا خیر؟
فرهنگ بستر تحول است. تحول درهر زمینهای در حیطه فرهنگ به وقوع میپیوندد و بهطور عام، فرهنگ محل اصلی هر پدیده بشری است.
برای درک این تغییرات کافی است نظری به حرکتها و دگرگونیهای فرهنگ بشری، بیش از تاریخ تاکنون بیندازیم.
بشر هنگامی میتواند بر موج این تغییرات تفوق یابد و از نیروی آن بهره ببرد که به خود آگاهی یا آگاهی جمعی رسیده باشد؛ یعنی از علتها و ریشههای کنش های فردی و جمعی خود که ساختار فرهنگ کنشی وی را تشکیل میدهد، آگاه باشد.
خنده و خندیدن یکی از واکنشهای آگاهانه، نیمه آگاهانه و گاه ناخودآگاه آدمی است. در طول تاریخ هر فرهنگ و تمدنی، تلاشهای گوناگونی صورت گرفته است تا واکنش خندیدن را از سطح ناخودآگاه ذهن به حیطه آگاه آن بیاروند.
اصولا خنده، واکنشی روانی - فیزیولوژیکی است و پس از خندندن، فرد احساس آرامشی نسبی میکند. یکی از راههای به خنده درآوردن افراد، برنامههای طنز و سرگرمی در صداوسیماست.