این مقاله جنبههای اخلاقی شخصیت و آثار سعدی را بررسی نموده و سعدی را وجود دوگانهای میداند که یکی شاعری است که دنیا را از دید عشق مینگرد و دیگری یک معلم اخلاق که انسان را در مسیر تکامل اخلاقی دنبال میکند و منادی اخوت انسانی و مبشر عدالت اجتماعی است. سعدی بیآنکه عنوان حکیم یا فیلسوف بر خود ببندد، حکمت خود را تعلیم میکرد. حکمت سعدی که حاصل تامل شخصی او در اخلاق و تربیت است، در مواعظ و حکایات و تمثیلات او پراکنده است و با تامل در مجموعه اقوالش میتوان یک نظام منسجم و به هم پیوسته حکمت عملی را از ترکیب و تنظیم اجزاء آن استخراج کرد.
نویسنده این مقاله عبارت «وقت خوش» را که سعدی در مقدمه پایانی گلستان آورده، بررسی کرده و آن را بیانگر موقعیت عرفانی سعدی در هنگام فراهم آوردن گلستان یا کمال و کهولت او میداند که با این تفسیر میتوان در مورد زمان تولد و زندگی او نیز استنباطهایی داشت.
این مقاله به بیت «حبالوطن نگر که گل چشم بستهایم/ نتوان ولی زخار و خس آشیان گذشت» از سعدی توجه نموده و به بررسی گفتار و رفتار سعدی در این زمینه پرداخته و پیوند و علاقه سعدی به وطن خویش را بررسی میکند.
شیراز با آن همه اهمیت و اقتدار و رونق علمی که از دیرباز به ویژه از عهد امیران آل بویه به دست آورده بود، باز از وجود نظامیهها محروم مانده بود و سعدی که آهنگ تحصیل در یکی از مراکز آموز شافعی مذهبان را داشت، بغداد و مدرسه عالیه نظامیهاش را بهترین و مناسبترین مکان برای ارضای آرزوهایی مییافت که در روزگار نوجوانی در سر پرورانده بود. هدف از این مقاله گزارش گونهای از تحصیلات سعدی در بغداد و مدرسه نظامیه بغداد و نقد و نظر به گوشهای از آن همه گفتهها و نوشتهها است که هنوز هم در این باب آکنده از ابهام مینماید.
نهجالبلاغه مجموعه برگزیدهای از سخنان امیرالمومنین امام علیبن ابی طالب (ع) است که از روز گردآوری تاکنون تاثیر ژرف و گستردهای بر ادبیات عربی و فارسی گذاشته است و نویسندگان و شاعران به این اثر توجه بسیار نموده و از آن به طور مستقیم و غیر مستقیم در آثار خود استفاده کردهاند. یکی از کسانی که بیشترین بهرهها را از نهجالبلاغه گرفته است شیخ سعدی است که این مقاله نیز این تاثیرپذیری را با استناد به سخنان امام علی (ع) در نهجالبلاغه و اشعار سعدی به ویژه در گلستان و بوستان بررسی میکند.