به نظر آقای سروش عدل و صدق نه تنها لازم و ملزوم یکدیگرند، که همپوشی دارند. ادبِ عدل و ادبِ صدق روی هم میافتند و اگر منابع معرفتی ما صدق را آسان در اختیار بگذارند، چندان نیازی هم به عدالت پیدا نمیکنیم.
موضوع سخن، نقد کنترل رسمی دین و فرهنگ از سوی حکومت است. نویسنده سعی کرده است پیامدهای منفی کنترل دولتی دین و فرهنگ را در جوامع توسعهنیافته تبیین کند. از دیدگاه ایشان، کنترل رسمی این دو مقوله نه تنها به تقویت مبانی اعتقادی و رفتار دینی و رعایت هنجارهای فرهنگی نمیانجامد، بلکه نهایتا به تضعیف آنها منجر میگردد.
آقای ابوطالبی ضمن اشارهای به فاصله میان کشورهای شمال و جنوب در امر تحقیقات، به ضرورت توجه به رشد علمی و اولویت دادن به امر تحقیق در توسعه کشور میپردازند. به نظر ایشان در جمهوری اسلامی، گفتمان ترقی در هر دورهای، از وجهی مورد توجه قرار گرفته است. اینک، برای حل مشکلات جمهوری اسلامی چارهای جز روی آوردن به جنبش نرمافزاری، به عنوان وجه اصلی گفتمان ترقی وجود ندارد.
کلیات لایحه الحاق ایران به کنوانسیون محو کلیه اشکال تبعیض علیه زنان در جلسه اول مردادماه سال 1382 مجلس شورای اسلامی مطرح و سپس مورد تصویب قرار گرفت. در این جلسه علاوه بر مخبر کمیسیون فرهنگی که ادله موافقت کمیسیون با تصویب لایحه را بیان کرد، نمایندگان موافق و مخالف نیز سخنانی مطرح کردند.
دکتر سروش در این گفتوگو، ضمن تأکید بر مواضع گذشته خود، وجود تعارض میان مباحث «قبض و بسط» و بحثهای «بسط تجربهبندی»، «تجدید تجربه اعتزال»، «ذاتی و عرضی در دین» و... را انکار میکند. به نظر ایشان راه حل مشکلات امروز جامعه ما یافتن راهی است میان سنت و مدرنیسم و این امر جز از طریق پروژه روشنفکری دینی امکانپذیر نیست. وی اکثر روشنفکران سکولار را به تفکر صرفا ترجمهای، نشناختن سنت و... متهم میسازد.
لئوپولد سدار سینگور شاعر پراو ازهء سیاهپوست سنگالى، در سال1906 در سنگال دیده به جهان گشود، تحصیلاتش را در مدرسهء مذهبى کاتولیک در داکار و کالج لیبرمان به پایان رساند، در سال 1928 براى تحصیلات عالى به پاریس رفت.و ى در دبیرستان لوئى لوگران، دانشگاه سوربون به فراگیرى فلسفه و ادبیات پرداخت و در سال 1935 به درجهء استادى دستور زبان دانشگاه فرانسه رسید. وى در این دوره با نام آوران و افراد سرشناس چون ژرژ پمپیدو آشنا شد که این دوستى ها، سرآغازى براى رسیدن به موفقیت هاى آیندهء شاعر جوان محسوب مى شود. او علاقهء زیادى به فراگیرى، خواندن کتابهاى نویسندگان و شعراى بزرگى چون مارسل پرو ست، ژان پل سارتر، پل کلودل، سن ژرژ پرس، آندره برو تن،و پل الوار داشت. او شاعرى سوررآلیست بود که با استفاده از فضاهاى خاص فرانسوى- آفریقایى موسیقارى، سنتى، اسطوره اى باعث خلق آثارى نو و سخت پیچیده گردید. به همین روى در نظر داریم که در این مقاله با رو ش "خرده خوانش" که ژان پى یر ریشار بنیانگذار ان بودو با تشریح بخشى از اشعار مجموعهء اتیوپیک (حبشى ها) شاعر سنگالى، مضمون هاى مورد نظرو ى را نشان دهیم. در این رهگذر، نکات مبهم، تاریک شعر این شاعر، و زوایاى اندیشه و آرمان هاى او از خلال تکرارها، تشبیهات، استعاره ها ارائه مى شوند.
جملات و ساختارهاى غیر شخصی در زبان روسى، از مسائل مهم دستور به شمار مى آید. زبانشناسان توجه زیادى به این پدیده نحوى داشته اند. جملات غیر شخصی، جملاتى اند که در ساختار نحوى آن ها، فاعل دستوری و کنندهء کار که در حالت فاعلى قرار مى گیرد، وجود ندارد. این ساختارها در ارتباط با پدیده هاى دستورى و عوامل متعددى که گفتار انسان به آن ها نیاز دارد، ساخته شده و بکار مى روند. این جملات در وحله اول بیان کننده وضع جسمانى شخص اوضاع زیست محیطى و طبیعى اند،اما این گونه ساختارها به لحاظ معناشناسى. به معانى دیگرى (بایستن، ضرورت داشتن یا نداشتن عمل و غیره) اشاره مى کنند که به حالت و شکل کلمات (فعل، اسم و غیره) در جمله بستگى پیدا خواهند کرد. این جملات به لحاظ کمیت گسترش مى یابند. تحقیقات انجام شده بیان کننده این مسئله است که این ساختارها به لحاظ انواع و معانى از تنوع زیادى برخوردارند.
داستان کوتاه نوعى ادبى است که از میانهء قرن نوزد هم، همزمان با انقلاب صنعتى، به خاطر حجم کمتر آن به نسبت رمان و مجال خواندن آن در مدت زمانى کوتاه، در اروپا رواج پیدا کرد. ساده اندیشى است اگر بخواهیم به این نوع ادبى، در مقایسه با انواع دیگر، اهمیت کمترى بدهیم. زیرا داستان کوتاه چه واقع گرایانه باشد چه شگفت انگیز، ساختارى استوار دارد که از نظر ریخت شناسى، فضا، زمان، شخصیت و... داراى اهمیت بسیار است که کوشیده ام تا در این نو شتار، بدان ها بپردازم.
از زمان شکل گیرى رئالیسم " یاو اقع گرایی در نظریه ها و اندیشه هاى فلسفى توسط افلاطون و ارسطو،و ظهور دیر هنگام ان در عرصهء ادبیات، مفهوم رئالیسم همواره دستخوش دگرگونى ها، تحولات بسیار اساسى بوده است. على رغم سابقه دو هزار و پانصد سالهء ان در عرصه هاى فلسفى، ادبى، غالبا قرن نوزدهم میلادى معرف عصر طلایى رئالیسم داستانى در فرانسه است. اما این شهرت، مدیون تلاش هایى است که از سه دو رهء پیش از ان صورت گرفته است. از عصر باروک تا شکوفایى رئالیسم در اغاز قرن نوزدهم، ادبیات داستانى فرانسه شاهد د و رهء بازنگرى اساسى در زمینهء تبیین مفهوم رئالیسم داستانى گردید. این بازنگرى همواره با توجه به مفهوم "واقعیت" صورت گرفته است. این مقاله ضمن بررسى در ریشه هاى معنایى "واقعیت" در رئالیسم، به پژ و هشى در سیر تحول رئالیسم داستانى در سه دورهء کلیدى، اساسى در عرصهء ادبیات فرانسه درو اپسین سال هاى عصر باروک تا پایان قرن هجدهم میلادى مى پردازد.
تدبیر منزل، تربیت فرزندان و همسر داری، از دیرباز، در حوزه مسؤولیت و نقشهای اجتماعی زنان بوده است؛ اما در جوامع مدرن و صنعتی زنان افزون بر نقش مادری و همسری، پا به پای مردان و برابر با آنان به کار بیرون از خانه پرداختند. به این تعدد نقش که قاعدتاً فشار مضاعفی را بر جسم و روان زنان تحمیل میکند، در جامعه شناسی، فشار مضاعف میگویند. که توضیحات بیشتر را در این مقاله پی می گیریم.
برابری و تفاوت فمینیستهای لیبرال و بسیاری از فمینیستهای دیگر با تأکید بر جنبهِ انسانی زن، خواهان دستیابی زنان به موقعیتهای برابر با مردان هستند و در مقابل، برخی فمینیستها بر رهایی زنان به عنوان موجوداتی متفاوت از مردان تأکید میکنند. عدهای تفاوت دیدگاه برخی فمینیستها را جوهری، و بعضی آنرا ناشی از تجربههای مشترک زنان به دلیل موقعیت های خاص آنان می دانند. بخشی از این بحث را در قسمت اول بیان کردیم . در اینجا بقیه بحث را پی می گیریم.